وبلاگهای رنگارنگ

دو کلمه

آخرین پست های وبلاگ دو کلمه به صورت خودکار از بلاگ دو کلمه دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



مطلبی راجع به کتاب "گذار روزگار"

درخواست حذف اطلاعات
دیروز نمایشگاه کتاب. چند کتاب یدم یکی کتاب "گذار روزگار" از رومن گاری به ترجمه سمیه نوروزی. ترجمه خوبی است. "آدمی زندگی را کمتر تجربه میکند تا زندگی آدمی را. حس من هم این است که زندگی ام مرا تجربه کرده؛ گویا بیشتر بازیچه زندگی بوده ام تا اینکه انتخابش کرده باشم." رومن گاری صفحه 72 از کتاب گذار روزگار اولین بار در سال 1353 کتاب "خداحافظ گاری کوپر" را خواندم. بسیار تاثیر گذار. فکر کنم ترجمه سروش حبیبی بود. بسیار ترجمه خوبی هم بود. حالا از آن زمان 44 سال میگذرد. اگر ی بگوید نظرت راجع به رومن گاری چیست تردید دارم چه بگویم. کارش که شبیه همینگوی خودکشی کرده را نمی پسندم. نیهیلیسم موجود در آثارش را نمی پسندم با اینهمه نبوغش را در خلق آثار ادبی انکار نمی توانم کرد.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1019.aspx




دیوید گودال و بدرود جهان گفتنش

درخواست حذف اطلاعات
امروز در گشت و گذاری در اینترنت برخوردم به خبری در باره دانشمندی استرالیایی که در سن 104 سالگی از زندگی سیر و تصمیم به مرگ خود خواسته میشود. خوب چنین امری فقط در سویس ممکن است. باری ظاهرا ایشان عضو انجمن مرگ خودخواسته در سویس بوده و میرود آنجا و آمپولی و سپس موزیک بتهوون سمفونی شماره 9 به نام ode to joy جهان را بدرود میکند. این سرود که ترجمه اش در گوگل شد "سرود شادی" همان است که به فارسی شعری هم با آن میخوانند "ای انسانها در زندگی باشید با هم مهربان..." . اسم این دانشمند دیوید گودال بود.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1020.aspx




عجب مردمانی هستیم.

درخواست حذف اطلاعات
همسرم گفت که تا ی گرفته. جلو یک آقا بوده و عقب یک خانم و یک آقا. آقای عقبی پیاده شده که به اصطلاح دو خانم کنار هم باشند و راحت تر باشند. همسرم میگفت سوار شده و سعی کرده کمی به سمت مسافر خانم برود تا آقای بغلی و خودش راحتتر باشند. دختر جوانی که سمت چپش بوده با بی ادبی گفته بود: "چه خبره خودت رو انداختی رو من." خانم من که روزانه با 100 نفر از این دخترهای جوان سرو کار دارد چون دبیر است، با تعجب نگاهش میکند و تذکری به بی ادبی اش میدهد. و به راننده میگوید لطفا نگه دارید من پیاده شوم. راننده میگوید ولش کنید. بعد به دختر می گوید خانم جای مادرتان هستند این طور حرف زدن خوب نیست . بعد از ظهر که از کار آمدم خانه برایم تعریف کرد. دیدم اثر این برخورد در ذهنش مانده. با خودم گفتم "عجب مردمانی هستیم."



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1021.aspx




ته خیار

درخواست حذف اطلاعات
داستان "ته خیار" هوشنگ مرادی کرمانی را خواندم. بعد هم داستان "خندان خندان" را. هر دو قشنگ بودند ولی یک جورهایی داستان خندان خندان را نفهمیدم. چه میخواست بگوید؟ اما زندگی را به ته خیار تشبیه از این داستان یک داستان فلسفی ساخته است. کنجکاوی پیرمرد چیست که می خواهد بداند سر خیار و ته خیار به واقع کدام طرف است. اولین بار بود که میدیدم آقای کرمانی سمبولیک می نویسد.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1022.aspx




گربه یا پرنده حق با کدام بود؟

درخواست حذف اطلاعات
از خانه بیرون میآییم که برویم قدمی بزنیم. مقابل درب ورودی گربه ایست که یک پایش لنگ است. معصومانه میو میو میکرد. خانم رفت بالا که از خانه غذایی برایش بیاورد. در این فاصل من مراقب گربه بودم. گربه ص شنید. به ناگاه دوید. پرید روی سقف ماشینی. با یک حرکت آکروباتیک پرنده ای را که گوشه ای از ستون در پارکینگ نشسته بود به دندان گرفت. نفهمیدم چه پرنده ای بود. مرد قلچماقی که همسایه امان هست گفت "ای پدر سوخته." بعد دنبال گربه کرد. گربه از درب پشت پارکینگ بیرون رفت. مرد قلچماق به دنبالش. چه شد نفهمیدم. خانم آمدند با ظرف یک بار مصرف و تعدادی جوجه کباب مانده از شام ب. گفت "کوش؟" گفتم برویم که اوضاع شلوغ پلوغ شده. بعد موضوع را برایش تعریف . حالا با خودم فکر میکنم که حق با کیست ؟ گربه یا پرنده؟



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1023.aspx




این حال عجب با که توان گفت

درخواست حذف اطلاعات
دیروز هم که ترامپ از آمد بیرون. حالا باید دید نتایجش در زندگی ما چیست؟ معمولا در اینجور مقاطع بحرانی عده ای میلیاردر میشن و عده ای فقیر. وضع ما این وسط چه خواهد شد؟ امروز طبق معمول غزلی از حافظ باز . غزل معروفی آمد که بیت اولش این است: " دوستان وقت گل آن به که به ع کوشیم/ سخن پیر مغان (اهل دل) است (این و) به جان بنیوشیم" ولی شاه بیت این غزل شاید این است که " حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما/ بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم"



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1018.aspx




کولیت ه

درخواست حذف اطلاعات
بیماری کولیت ه و هزینه قرص های متالازین چیزی است که امروز صبح داشتم به آن فکر می . امروز داشتم با همکاری صحبت می که فلان آشنا بیماری روده دارد، اسم بیماری یادم نبود. فلان قرص را میخورد، اسم قرص یادم نبود. می خواستم از بیمه تکمیلی هزینه دارو را بگیرم. بعد از این همه یادم نبودن خوشم نیامد. در اینترنت یافتم. یادم آمد. در وبلاگ گذاشتم تا هر وقت یادم رفت مراجعه کنم. این هم یک جمله قصار زیبا: یک احمق خود را دمند می پندارد و دمند می داند که احمقی بیش نیست. ویلیام ش پیر



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1014.aspx




جمله قصاری از تامس جفرسون

درخواست حذف اطلاعات
جمله قصاری میخواندم : (از time.ir) ی که ترس از حقیقت ندارد، از دروغ نیز ترسی نخواهد داشت. توماس جفرسون دیدم جمله برایم گنگ است. گشتم اصل عبارت را در اینترنت یافتم: the man who fears no truth has nothing to fear from lies پس ترجمه صحیح تر این است: ی که از حقیقت نمی ترسد چیزی ندارد تا از دروغ بافان بترسد.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1015.aspx




نکته ای در برنامه paint مایکروسافت

درخواست حذف اطلاعات
برنامه paint یا همان paintbrush قدیمی برنامه خوبی است که گاهی به کمک آدم میآید. امروز با این مشکل روبرو شدم که وقتی شکلی را انتخاب می تا کنار شکل دیگر بگذارم بخشی از آن را میبرد. یادم می آمد که گزینه transparent وقتی انتخاب میشد این مشکل حل بود. ولی آن را پیدا نمی . عاقبت یافتم. در منوی بالا گزینه select و گزینه transparent مشکل را حل میکند. قبل از این هرچه گشتم چیزی در اینترنت پیدا ن . تا اینکه با سعی و خطا یافتم.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1016.aspx




سرمایه ز کف بیرون شد

درخواست حذف اطلاعات
امروز یک رباعی از خیام میخواندم: افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد وز دستِ اجل بسی جگرها خون شد نامد از آن جهان که پرسم از وی کاحوالِ مسافرانِ دنیا چون شد دیدم باین گران شدن دلار که گاهی میگویند به 7200 تومان هم رسیده، وصف حال ماست. پول ما بی ارزش شد. یا سرمایه ز کف بیرون شد.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1017.aspx




احتیاج به تخم مرغ ها

درخواست حذف اطلاعات
این هم جمله جالبی که در www.time.ir خواندم: یاد یک لطیفه قدیمی افتادم: "فردی پیش یک روانپزشک می رود و می گوید: " برادرم دیوانه شده است؛ فکر می کند که یک مرغ است." می گوید خوب چرا برای درمان نمی آوریدش؟ طرف می گوید: “می خواستم بیاورم؛ اما به تخم مرغ هایش نیاز دارم!”. خب، گمان می کنم این همان احساسی است که من الآن در مورد روابط [زن و مرد] دارم؛ می دانی [روابط] خیلی غیرمنطقی، احمقانه و پوچ هستند ولی، من حدس می زنم داخل رابطه ها می مانیم چون، اکثر ما به تخم مرغ هایش نیاز داریم. وودی آلن



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1011.aspx




جلوگیری از به ثمر رسیدن آمال و آرزوها

درخواست حذف اطلاعات
مصاحبه ای با علی پهلوان از اعضای گروه موسیقی "آریان" را میخواندم یک جمله ای گفت که به نظرم جمله ی فکر شده و عمیقی بود و شاید علت اغلب عقب افتادگی ها: "متاسفانه اینجا در جلوگیری از به ثمر رسیدن آمال و آرزوها بسیار موفق عمل می کنیم."



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1012.aspx




دقیقا از چه چیز مرگ می ترسید؟

درخواست حذف اطلاعات
باز جمله قصار جالبی خواندم از سایت www.time.ir: از بیشتر مراجعه کنندگان می پرسم:«دقیقا از چه چیز مرگ می ترسید؟» پاسخهای مختلفی که به این پرسش می دهند، غالبا به درمان سرعت می بخشد. پاسخ جولیا «همه کارهایی که انجام نداده ام» به جانمایه ای اشاره می کند که برای همه آنهایی که به مرگ می شند یا با آن روبرو می شوند اهمیت دارد: رابطه دوجانبه بین ترس از مرگ و حس زندگی نازیسته.
به عبارت دیگر هرچه از زندگی کمتر بهره برده باشید، اضطراب مرگ بیشتر است. در تجربه کامل زندگی، هرچه بیشتر ناکام مانده باشید، بیشتر از مرگ خواهید ترسید. نیچه این عقیده را با قوت تمام در دو نکته کوتاه بیان کرده است:«زندگی ات را به کمال برسان و به موقع بمیر.» همان طور که زوربای یونانی با گفتن این حرف تاکید کرده است:«برای مرگ چیزی جز قلعه ای ویران به جا نگذار» و سارتر در زندگی نامه خودنوشتش آورده: «آرام آرام به آ کارم نزدیک می شدم... یقین داشتم که آ ین تپشهای قلبم در آ ین صفحه های کارم ثبت می شود و مرگ فقط مردی مرده را درخواهد یافت.»
اروین دیوید یالوم



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1013.aspx




کولیت ه

درخواست حذف اطلاعات
بیماری کولیت ه و هزینه قرص های متالازین چیزی است که امروز صبح داشتم به آن فکر می .



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1014.aspx




تکه ای از یک کتاب

درخواست حذف اطلاعات
این قسمت از کتاب "غرور و مصیبت" اثر مرحوم حسن شهباز را اینجا می آورم که تقریبا شاید هر وقتی به گذشته خود نگاه کند با کمی تغییر همین حرف را شاید اگر نه در زبان ولی در دل بگوید: "اکنون که به آن سالها می شم، از خویش می پرسم که چه شد من ارزش هوش و استعداد و توانایی خویش را نشناختم؟ چرا بخشی از عمر گرانبها را به بیهودگی و بیحاصلی گذراندم؟ چرا از راهی که می رفتم تغییر مسیر دادم و در خود گم شدم؟ آیا اگر س رست دلسوزی داشتم که مرا زیر حمایت خود می گرفت، هزینه زندگی مرا تا آن حدی که به آن قانع بودم، تامین می کرد، مرا وامیداشت تا بخوانم و بنویسم و به دامان خلاقیت راه یابم، من امروز همین انسان حقیر و گمنام بودم که کارنامه عمر هیچ است؟" (صفحه 36 از کتاب)



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1001.aspx




آب چیه؟

درخواست حذف اطلاعات
تکه ای از کتاب دوم آقای کن ر نسون به نام " یافتن المنت" را ترجمه کرده ام که اینجا میگذارم: " دو ماهی جوان در رودخانه ای در حال شنا بودند. یک ماهی مُسن که از کنار آنها میگذشت پرسید: " صبح بخیر بچه ها. چطوره آب؟" آنها به او لبخندی زدند و به حرکت ادامه دادند. کمی پایین تر رودخانه، یکی از آن دو ماهی جوان رو به دیگری کرد و گفت: "آب چیه؟"



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1002.aspx




دهر دون پرور

درخواست حذف اطلاعات
برف خوبی آمد. امروز غزل 278 را به تصادف برگزیدم آمد: " تلخ می خواهم که مر کن بود زورش/ مگر یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش..........سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش / مذاق حرص و آز ای دل بشوی از تلخ و از شورش." داشتم متنی انگلیسی را می خواندم this nation with the ninety-second economy in the world.......r" دیدم که ninety-second را نمی دانم. زبان اینگونه فرار است. یادم آمد نودو دوم میشود.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1003.aspx




تکه ای از کتاب "یافتن المنت" به اقتباس

درخواست حذف اطلاعات
گاه این امانت در ترجمه آدم را از معنای واقعی نویسنده دور میکند از اینرو قسمتی از کتاب "شیوه یافتن المنت" را به نحو اقتباس اینجا مینویسم: " اگر خفاش یا سگ بودیم خیلی از توانایی هایی را که اینک به نظرمان عادی می آید مثل قدرت بیان یا توانایی تصور و خیال و یا انگشتان دست که می توانند روبروی هم قرار گیرند و شئی را بگیرند نداشتیم. در عوض دارای قدرتهایی بودیم که برای خفاش یا سگ پیش پا افتاده است. به عنوان یک انسان طبیعی است که نمی توانید بدون استفاده از تجهیزاتی پرواز کنید یا صدا را ردگیری نمایید یا ماه ها از نقطه ای بر درختی یا ص ه ای وارونه به خواب روید. خفاش ها از این کارها لذت میبرند! همچنین از شما انتظار نمی رود که بتوانید کارهایی را که یک سگ قادر به انجام است انجام دهید. مثلا اثر ضعیف بویی را در جنگل پی بگیرید. یا با شنیدن صدای ریز سوتی در چشم بهم زدنی گله را جمع و به سمتی هدایت کنید. خلاصه به عنوان نوع بشر ما یک توانایی هایی داریم و به عنوان فرد توانایی های خاص خودمان را داریم. برای یافتن المنت باید در حوزه دوم جستجو کرد."



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1004.aspx




یک رباعی

درخواست حذف اطلاعات
هرگز دل من ز علم محروم نشد / کم ماند ز اسرار که معلوم نشد 72 سال فکر شب و روز / معلومم شد که هیچ معلوم نشد (رباعی 93 خیام)



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1005.aspx




پسورد

درخواست حذف اطلاعات
چقدر پسورد باید حفظ بود: کارتزنی اتوماسیون پرشین گیگ وبلاگ ایمیلها سوابق بیمه بانکها اداره جات مختلف خلاصه زندگی مدرن خیلی پیچیده شده. خیلی اوقات آدم یادش میره و یک ایمیلی مهجور یک جایی از فضای مجازی را میکند بیهوده و بلا استفاده.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1006.aspx




نوشتن بدون بهانه ای

درخواست حذف اطلاعات
امروز است و پایان روز هست. حس عمیق تنبلی شنبه پیش رو. این هم یک بیت واره فی البداهه. دوستان رفته اند تئاتر "زندانی خیابان دوم" که نویسنده نمایشنامه یک نویسنده یی زنده به سن 90 سال در حال حاضر است که خیلی جایزه ها گرفته و این نمایشنامه اش هم کمدی است و ی هم ساخته اند که خود ایشان فیملنامه اش را نوشته. اسمش هست نیل سایمون. من برای اینکه خانه ت نباشد رادیوفرهنگ را روشن کرده ام که دارد در باره کت در باره خوشنویسی صحبت می کند. این است روزگار ما. بهترین حادثه امروز صحبتم با فرزند عزیز در دیار فرنگ بود که کلی خندیدیم. خدا حافظش باشد. خدا حافظ شما



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1007.aspx




مرگ در بیمارستان سینا

درخواست حذف اطلاعات
انژیو مغز ، بیمارستان سینا ، فوت یکی از دوستان در آی-سی-یو به علت ایست قلبی به تاریخ 5 اسفند 96. شب معمولا قبل از خواب نیما به روایت کیارستمی را باز میکنم و با کلماتش به خواب میروم. آمد: کیست کو مانده کیست کو خسته است



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1008.aspx




حجم انگشت تکرار

درخواست حذف اطلاعات
ای نگاه تحرک حجم انگشت تکرار روزن هاب مرا بست. (سپهری)



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1009.aspx




صید تصاویر

درخواست حذف اطلاعات
و سگی آن سوی دره به پایین می رفت مردی با یک ظرف 20 لیتری پایین می رفت مردی از روی چمن ، اُریب به سمت اتوبان، رمپ کنار جاده را، چمن و گلها را لگد می کرد و پایین می رفت. من تاسف خوردم. یک کبوتر و کلاغ آسمان را رد شد. صبح یک روز قشنگ روز یکشنبه بیست و هفتم آغاز شده است. من نشسته در دفتر کار و نگاهم از قاب پنجره تصاویر را صید می کرد.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-1010.aspx




فرهنگ حییم و چمبرز متعلق به سالهای دور

درخواست حذف اطلاعات
رفته بودم جایی مهمانی. دیدم دو کتاب قطور، یکی فرهنگ چمبرز و دیگری فرهنگ انگلیسی حییم یک جلدی، قاطی ها منتظر ریختن دور. چمبرز مال من بود. حییم مال خودش. گفتم "اینها را چرا؟" گفت: "دنیای اینترنت دیگر به اینها چه نیاز؟" گفتم من می برم. گفت ببر که جا نداریم. آوردم خانه. فرهنگ حییم تاریخ چاپش 1353 است. سالی که من دیپلم گرفتم. برشان داشتم آوردم شرکت. گذاشتم روی میز. با خودم فکر "لغت درمانی" هم چیز خوبی است. این روزها که "... درمانی" خیلی مد شده مثل "عسل درمانی" "معنا درمانی" "ایمان درمانی" ما هم لغت درمانی کنیم. اولین لغت ها را امروز نوشتم و خواندم. و دیدم که این دو فرهنگ حیفند که به فراموشی س شوند. مثلا فهمیدم که درجه سلسیوس اول بار بر ع درجه بندی شده بود. یعنی دمای جوش را صفر و دمای انجماد را 100 گذاشته بودند. و این کار در سال 1742 روی داده است.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-970.aspx




کلمات آ استیو جابز

درخواست حذف اطلاعات
دوستی در تلگرام آ ین کلام استیو جابز را فرستاده بود: ".. با این وجود به جز کار، من از چیزهای کمی لذت بردم." کنجکاو شدم انگلیسی مطلب چیست. آن را یافتم: however, aside from work, i have little joy. بعد ادامه دادم و این جملاتش به دل آدم می نشیند: in the darkness, i look at the green lights from the life supporting machines and hear the humming mechanical sounds, i can feel the breath of god of death drawing closer.... non-stop pursuing of wealth will only turn a person into a twisted being, just like me. یاد تشبیهی افتادم که مرحوم ساعدی به کار برده بود. "احساس پشت رو شدن".



منبع : http://2words.blogfa.com/post-971.aspx




تانی یاما ریاضیدانی که اشتباهاتش راهگشا بود

درخواست حذف اطلاعات
داشتم در دیکشنری چمبرز گشت و گذاری می ، رسیدم به قضیه آ فرما که نوشته بود: this theorem is still unproved. سال چاپ 1978. یادم بود که خبر حل شدنش را شنیده بودم. مجددا رجوع به اینترنت. اندرو وای که مساله را در سال 1994 حل کرده است. بعد رسیدم به نام تانی یاما که ریاضی دانی بوده که با همکاری گورو شیمورا مبحثی به نام ریاضیات م ار را مطرح کرده اند. بعد جلوتر رفتم دیدم که تانی یاما متولد 1927 است و در سال 1958 فوت کرده. یعنی 31 سال. باز کنجکاوی دیدم خودکشی کرده. بعد یک نامه از خودش بجا گذاشته. بعد دیدم که فردی به موضوع خودکشی تانی یاما در ted اشاره کرده. فردی به نام tim harford که اقتصاددان است. با عنوان trial and error and god complex.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-972.aspx




حسابدار دقیق

درخواست حذف اطلاعات
گفت : " شماره کارت برقکار رو میدم 45 هزارتومان براش بریز" گفتم: " فاکتور داره؟" گفت: "فاکتور نمی خواد" گفتم: "بدون فاکتور پول نمیدم" ناراحت شد. گفتم: "چطور وقتی شارژت رو میدی تا رسید نگیری نمیری. حالا هم تا فاکتور نباشه من پول نمیدم" ناراحتی هم نداره. الان پول میدم فردا یادت میره. مثل پول ن ها که دادم و یادت رفته بود. این مکالمه بین حسابدار و مدیر یک مجتمع صورت گرفته است.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-973.aspx




فارسی صفحه کلید در تبلت سامسونگ

درخواست حذف اطلاعات
تبلت ویروسی شده بود.صفحه کلید انگلیسی. خواستم صفحه کلید را فارسی کنم،نمی شد.خیلی دراینترنت گشت و گذار . نشد تا اینکه دوستی گفت برو setting و بعد language and input بعددر قسمت keyboard and input method سطر سوم، گزینه samsong keyboard منتها الیه سمت راست یک آی ی هست (سه تا خط افقی کوچک) روی آن کلیک میکنی.یک صفحه باز میشود. وارد ستینگ سامسونگ کیبورد میشوی. input language را فارسی انتخاب میکنی. یعنی دیگر نیازی به برنامه فارسی ساز نیست.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-974.aspx




قصه زندگی

درخواست حذف اطلاعات
دیروز گربه را برد و موهایش را در کلینیک زد. 60هزار تومان هم هزینه شد. برای کنترل قارچ. حالا ته دمش کمی مو باقی گذاشته اند.گردن به بالا هم عادی است. ولی با این همه چه شکننده و نحیف است و آدم دلش برایش می سوزد. یک قیف مانند هم یده بود که به گردنش ببندد تا پمادی را که به نقاط قارچ گرفته زده ایم لیس نزند. منتها وقتی آن را به گردنش بستیم آنقدر بیت کرد که دلمان نیامد درآوردیم. مشکلات زیادند. از همه مهمتر ز له که جان عده ای را گرفت تا مشکل مجمع عمومی ساختمان که در نوبت اول به حد نصاب نرسید و نوبت دومش هم 22ام بود ولی مدیر محترم گفته بود اطلاعیه اش را خودش می زند و نزد. و محیط کار و تغییرات. اینکه سنوات را چطوری حساب میکنند. قبلا سالی 2 ماه میدادند. دوستی مدیر بود دیروز شد رییس. حالا به فکر بازنشستگی. 60 سال 28 سال سابقه. خلاصه قصه زیاد داریم.



منبع : http://2words.blogfa.com/post-975.aspx