وبلاگهای رنگارنگ

سیـــگــــآرِ شُـــکُــلــآتــــے

آخرین پست های وبلاگ سیـــگــــآرِ شُـــکُــلــآتــــے به صورت خودکار از بلاگ سیـــگــــآرِ شُـــکُــلــآتــــے دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



مردانــــه

درخواست حذف اطلاعات
من که بیچــــاره شدم کاش ولی هیچ دلــــی ، گیرِ لحنِ بــــمِ مردانــــه یِ محکــــم نشود...!



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/1/مردانــــه




کتـــابـــ 1

درخواست حذف اطلاعات
???? صد کت که قبل از مرگ باید بخونیم : ????قسمت اول : ???? سمفونی مردگان
???? عباس معروفی ???? مسخ
???? کافکا ???? دو قرن سکوت
???? عبدالحسین زرین کوب ???? مائده های زمینی
???? آندره ژید ???? بوف کور
???? صادق هدایت ???? تاعون
???? آلبر کامو ???? صد سال تنهایی
???? گابریل گارسیا ???? سیذارتا
???? هرمان هسه ???? دزیره
???? ماری سلینکو ???? دمیان
???? هرمان هسه



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/2/کتـــابـــ-1




جگــــر گوشـه

درخواست حذف اطلاعات
می خورد خــــونِ دلــــم مردمک دیــــده ســــزاست ، که چــــرا دل به جگــــر گوشـه ے مــــردم دادم !؟! تصویر مرتبط



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/245/جگــــر-گوشـه




اسمش چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
اسمش چیست؟
این حس،
این حال؛
همین که وقتی به تو فکر میکنم...
از گوشه ی لبهایم لبخند چکه میکند!
اسمش چیست؟
این کار،
این رفتار؛
که نشسته ام و تو را مو به مو مرور میکنم و عطر تنت گیجم میکند؟
اسمش چیست؟
این رویا،
این خیال؛
اسمش را...
چه بگذارم که تو، دوستت دارم معنی اش کنی؟



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/246/اسمش-چیست-




حال من

درخواست حذف اطلاعات
حال من همچو جوانیست که از بخت بدش ،
پسر تاجر شهر عاشق یارش باشد...



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/247/حال-من-




پنهــــان

درخواست حذف اطلاعات
مجال من
همین باشد
که پنهان
عشق او ورزم ...! نتیجه تصویری برای ‪laura souguellis frases‬‏



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/249/-پنهــــان




سیگــــار

درخواست حذف اطلاعات
و شاید سیگــــار ؛
اختراع سرخپوستی بود که می خواست به معشوقه اش ،
پیام کوتاه بدهد...! نتیجه تصویری برای ع های خاص سیگار



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/250/سیگــــار




سیگار تلخ!

درخواست حذف اطلاعات
چند وقت پیش از سیگاری که میکشیدم خسته شدم و تصمیم گرفتم سیگارمو عوض کنم یه نیم ساعتی جلوی دکه سیگار فروشی محل معطل شدم و با کمک فروشنده سعی سیگار جدید انتخاب کنم که نتونستم و دست آ هم کاپیتان بلک قرمز را انتخاب . . . توی راه که اولین نخ اون پاکت که واسه یدش کلی معطل شدم را میکشیدم . . . از ذهنم گذشت که چرا آدما سیگارهای مختلف میکشن ؟ مگه همش سیگار نیست ؟ البته میدونم از نظر طعم و نوع توتون متفاوتن ولی اون شخص زمانی که سیگارشو انتخاب میکنه (اول سیگاری شدن) خیلی ط ا براش فرق نمیکنه . پس چرا سیگار های متفاوت کشیده میشه و هر یکی رو انتخاب میکنه ...!ولی در کل به یه نتیجه ای رسیدم اونم اینه که سیگار خیلی تو جذاب بودن موثره..البته نه اینایی که سیگار بهمن و تیر میشکنااااا نه..سیگار وینسون ، مارلبرو ، کنت و...اینا رو عرض میکنم...من خودم وقتی عاشقش شدم عاشق عطر تنش شدم..بوی سیگار تلخ و خوشبوش که با ادکلن تلخ و خنکش مخلوط میشد خیلی بوی دلچسبی رو بوجود میورد...عاشق سیگار کشیدنش بودم..وقتایی که سیگار میکشید کی نگاش می ... میدونی به نظر من اگه ادم سیگار نکشه بعنوان یه ادم سالم میمیره ولی اگه سیگار بکشیم همون قد عمر میکنیم که سیگار نمیکشیدیم ولی حداقل از زندگی لذت بردیم..بالا ه هرکی یه طرز تفکری داره..نصف جذ ت یه مرد به سیگار کشیدنشه نصف دیگشم به ته ریشش...بقیش مهم نی..اینو منی که یه زنم دارم میگم!...حالا نمیگم از فردا برین سیگار بکشین ولی اگه سیگاریین نزارین کنار...!....کاش بشه همه ادمای دنیا سیگاری که عشق من میکشه رو بکشن همه همون عطری و بزنن که اون میزنه...!



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/251/سیگار-تلخ-




سیگار3

درخواست حذف اطلاعات
هیچ وقت یادم نمیره ، با خانوادم دعوام شد از خونه زدم بیرون...فک میرم خونه هام یا م یا بقیه فامیلا ولی من رفتم خونه !...{3 سال پیش وسط خیابون خیلی اتفاقی باهم اشنا شدیم ، من از مدرسه میومدم ساعت 3:30 بود ، انگار جنگ بود ا تا اون موقه مدرسه نگهمون میداشتن ، بگذریم..خیابونا خلوت بود قبلا مامانم گفته بود ورزشکاری میتونی از خودت دفاع کنی ولی تا حد ممکن سر ظهر تنها تو خیابونا نچرخ منتها ازونجایی که من یکم کله شقم اون روزم کولمو انداختم رو شونه هام و با بچها خ ظی را افتادم سمت خونه...اون روز یکی از دم مدرسه افتاد دنبالم..یه ربی را رفتم دیدم زرشک هنو داره میاد شرو دوییدن اونم دویید دیگه رسما ریده بودم منتها چون خیلی مغرورم به رو خودم نیوردم..یه زره دیگه دوییدم که یهو صدای ترمز ماشین..اولش فک زد بهم ولی فاصله زیاد بود..همونجا نشستم..اونم سری پرید پایین گف خانوم خوبی چیزیت نشد؟؟..همینجوری داش زر میزد که بهش گف میشه خفه شی؟..عجب رویی داشتم ا من پریده بودم جلو ماشینش اونوخ بش میگفتم خفه شو..خخخخ..منم دیگه...یه دو دیقه گذش بش گفتم اب داری؟..رف از تو ماشینش یه بطری اب واسم اورد..بلند شدم بطری و از دستش قاپیدم اومدم که برم یهو کولمو کشید گف کجا؟یوخ یه تشکر نکنی؟؟..گفتم خو باشه مرسی..گف خاهش..اونم یه تختش کم بود...گف چرا اونجوری میدوییدی؟..یهو یادم اومد یکی دنبالم بود..برگشتم پشت سرمو نگا دیدم تو ایستگا اتوبوس وایساده داره نگام میکنه...دیگه جدا ازش ترسیدم..یه مختصر واسش توضی دادم که چی شده گف بیا من برسونمت..اما ازونجایی که من به راحتی به ی اعتماد نمیکنم گفتم اوکی ماشینتو پارک کن باهم پیاده بریم..یهو زد زیر خنده گف عجب رویی داری تو دختر!



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/252/سیگار3




سیگار4

درخواست حذف اطلاعات
منم گفتم همینی که هس نمیخای کمک کنی چرا زر میزنی پ؟...گف یه دو مین بصبر..رف ماشینشو پارک کرد..داش میومد سمتم تازه متوجه شدم عجب تیکه ایه این داداشمون..خیلی خوشتیپ و جذاب..نگامو ازش گرفتم و را افتادم..اونم یه زره تند تر اومد تا رسید بهم..تا خونمون یه ده مین دیه را بود..تو این ده مین فقط پرسید اسمت چیه؟..منم ازش پرسیدم اسمت چیه؟..گف : ...دیگه هیچ حرفی نزدیم رسیدیم سر خیابونمون بهش گفتم خونمون همینجاس..بقیشو خودم میرم...گف باشه..ازش تشکر ..اونم یه لبخند تحویلم داد..براش دس ت دادم اومدم برم بهم گف امیدوارم دوباره همو ببینیم منم گفتم : همچنین...4 ماه بعد خونه رفیقم بودم..مامانم بهم زنگ زد گف من دارم میرم مطب پورصادق وقت دارم خاسی بیا اونجا که بعد باهم بریم خونه خ ..منم را افتادم رفتم..وارد مطب شدم دیدم مامانم رو یه صندلی نشسته که صندلی کناریش خالیه..منم رفتم نشستم رو همون صندلی یه زره مامانمو اذیت و سر به سرش گذاشتم تا نوبتش شد و رف داخل..وقتی رف حوصلم پاچید..یه نگا به دور و برم دیدم سمت چپ یه پسره که تی مشکی تنشه و مشخصه خیلی گرمشه سرشم انداخته بود پایین..سمت راستم یه خانومه بود که داش با بچش حرف میزد..یه پن مین نشستم یهو مامانم صدام زد گف همون کیفمو بده..رفتم کیفشو دادم برگشتم بشینم نمیشد رد شم..چون این پسره یه خورده دراز بود لذا نمیشد از جلوش رد شم..دیدم نه نمیشه..گفتم دادا میشه پاهاتو جم کنی من رد شم؟..گف حتما ببخشید متوجه...جملش نصفه موند...چون همون موقه سرشو اورد بالا خشکمون زد..



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/253/سیگار4




سیگار5

درخواست حذف اطلاعات
بود...نمیدونم چرا ولی یجوری خودمو بهش مدیون میدونستم برا همین خیلی خوشال شدم...از اون روز به بعد خیلی باهم رفیق شدیم...تاکید میکنم رفیق نه رل... خوب بود خیلی خوب...یه رفیق پایه و خوب...کلی باهم خوب بودیم..من هر اتفاقی میفتاد بهش میگفتم اونم هر اتفاقی میفتاد بم میگف...}اونشب که دعوام شد زدم بیرون رفتم خونه 11 شب بود...رسیدم دم خونش زنگ زدم دید منم کلی جا خورد..سری اومد پایین...منم یه مختصر براش توضی دادم چی شده و باهم رفتیم بالا..رفاقت ما باعث رفاقت خانوادهامونم شد...ینی بعدا فهمیدیم باباهامون یه سلام علیکی باهم داشتن..بگذریم..رفتم بالا دیدم داشته سیگار میکشیده و یه توپ امریکایی اکشنم گذاشته بود و نگا میکرد..اون لحظه دنیا رو بم دادن..ولی یه چیزی کم بود..چیبسسسسسسس...گناهی 11 شب فرستادمش چیبس ب ه..تا رف ب ه و بیاد منم با سیگارشو برداشتم و داشتم باهاش ور میرفتم که یهو در باز شد و اومد تو..فک کرد داشتم سیگار میکشیدم..ولی من فقط سیگار و روشنش داشتم سوختنشو نگا می لب بهش نزدم..ولی فک کرد من داشتم سیگار میکشیدم..برا همین زد تو گوشم..باورم نمیشد..تا حالا خانوادم روم دس بلند نکرده بودن اونوخ زد تو گوشم..واقعا ناراحت شدم..هیچی نگفتم..رفتم تو اتاق در و بستم..دیگه نه از خبری شد نه از من..یه سکوت مس ه تو خونه بود که حالمو بهم میزد...



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/254/سیگار5




سیگار6

درخواست حذف اطلاعات
ادامش باشه واس بعد الا باید برم درس بخونم...درضمن اینا خاطرات خودمه..میخام بعد کنکور بشینم همشو بنویسم یه کتاب شه بعد چاپش کنم..انقد اتفاقات عجیب و غریب تو زندگیم افتاده که به نظر خودم کتاب جالبی میشه..دس به قلمم بد نی..دوس داشتین بخونین نخوندینم مهم نی..درضمن پست سیگار تلخ واسه عشقمه{m}...و حسابش از همه پستا جداس..فعلا!



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/255/سیگار6




تــــ????ــــو

درخواست حذف اطلاعات
هیچ بـرایِ مـَن ، تـو نشد وای که ایـن منِ بـی تو چه می کند ..!



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/227/تــــ????ــــو




#عطش

درخواست حذف اطلاعات
با همـــه بی ســــرو سامانــیم باز به دنــبال پـــــریـــشانــیم طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویـــران شدنی آنی ام آمــده ام بلکه نــــگاهم کنـــی عاشـــق آن لحظه ی توفانیم دل خوش گرمای ی نیستم آمــــده ام تا تو بســـــوزانیم آمــــده ام باعطـــش سال ها تا تو کمی عشــــق بنوشانیم ماهـی بــرگشته ز دریا شــــدم تا تو بگـــیری و بمیــــرانی ام خوب ترین حادثه می دانم ات خوب تـــرین حادثه می دانیم ؟ حرف بـــزن ابِر مرا باز کن دیـــر زمانیست که بارانی ام حرف بزن حرف بزن سال هاست تشنه یک صحبت طولانی ام.... ها ... به کجا می کشیم خوب من؟ ها ... نکشانی به پشیمانی ام نتیجه تصویری برای ‪love no tnx‬‏



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/229/-عطش




عشق بعـــدے

درخواست حذف اطلاعات
قصه اینجاست که شب بود و هوا ریخت بهم
من چنان درد کشیدم که خدا ریخت بهم
صاف بود آب و هوایم که دو چشمت بارید
که به یک پلک زدن آب و هوا ریخت بهم
دست در دست خدا بودی و با آمدنم
عاشق من شدی و رابطه ها ریخت بهم
وای بانوی غزل پوش ببخشید مرا
عشق بعدی شدم و بین شما ریخت بهم
فاصله بین نفسی بود ولی
رفتی و وسوسه فاصله ها ریخت بهم
قصد این بود ک عاشق بشویم اما نه
عشق ما از همه زاویه ها ریخت بهم
نیمه شب بود و خدا بود و من بی سیگار
لعنتی رفتنش اعصاب مرا ریخت بهم
باز اقبالی و آهنگ شقایق اما
چقدر ساده هم آغوشی ما ریخت بهم
بعد از آن زندگی آنقدر به من سخت گرفت
خانه از بعد همان ثانیه ها ریخت بهم
کلماتم همه در بغض گلو درد شدند
بعد از آن شعر و غزل قافیه ها ریخت بهم
خسته ام آه چرا رابطه عشقی ما
به همین سرعت و بی چون و چرا ریخت بهم.؟!!.. تصویر مرتبط



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/231/عشق-بعـــدے




hate#

درخواست حذف اطلاعات
تهمت نــــآلایقــــی بــر مــــآ زدی ، رفتــــی قبــــول ! در پــــی لایــــق بــــرو ، مــــآهم تمــــآشــــآیش کنیــــم...! نتیجه تصویری برای ع نوشته برای پروفایل تلگرام



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/232/hate-




درخواست حذف اطلاعات
+ چه صنمی باهاش داری ؟ - مهرش نشسته در دل ، بیرون نمیتوان کرد ، حتی به روزگاران... ع و تصویر سلااااام دوستان عزیزم صبحتون زیبا شاد و پرانرژی❤ ♥ ♥



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/234/❤




#بــــی مخــــآطبــــ

درخواست حذف اطلاعات
عاشقم…!
اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،
تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا ؟
تو به لبخند و نگاهی ،
منِ دلداده به آهی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی ...
گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی آغاز ؟
از آن چشمِ گنه کار ؟
از آن لحظه ی دیدار ؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ،
تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم... نتیجه تصویری برای ‪footwear‬‏



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/237/-بــــی-مخــــآطبــــ




????

درخواست حذف اطلاعات
-دِل بَر تو نَهَم کِه راحَتِ جانِ منی! -ور زانکه دل از تو برکَنَم بر که نَهَم؟ -???? نتیجه تصویری برای اینستاگرام



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/240/????




چه کنم؛

درخواست حذف اطلاعات
چه کنم؛
با چه کُنم هایِ دلِ بی هدفم ! ع و تصویر ♥رفاقت یعنی هر وقت خسته باشی! مونده باشی! دلخور باشی! رفیقت با مس ه بازیاش تو ...



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/241/چه-کنم؛




شاعری مغرورم !

درخواست حذف اطلاعات
دیگر آن دیوانه بی تاب سابق نیستم
توبه از گناه عشق،! عاشق نیستم

شیشه بودم، سنگ ها اما نفهمیدند من
فرق دارم با همه، آیینه ی دق نیستم

صاف و ساده بودنم را هیچ باور نکرد
خالیم از هر سیاست ،من "مصدق" نیستم!

دور باید شد از این "خاکِ غریبِ" لعنتی
صبر کن "سهراب"جان، من توی قایق نیستم!

آه دنیا خسته ام از زندگی آنقدر که
با ادامه دادنش دیگر موافق نیستم...
بغض دارم، بغض یعنی مرگ! اما گریه نه...
شاعری مغرور هستم، اهل هق هق نیستم

می شود فهمید از حال ابم ذره ای
دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستم ع و تصویر امشب ساعـ???? ت جلو برود یا عقـب فرقــی نمی کند من سر قرار هــرشـ✨ با ...



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/243/شاعری-مغرورم-




خسته ام

درخواست حذف اطلاعات
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
بشنود دوستش از نامزدش دل برده
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
که به پرونده جرم پسرش برخورده

خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ
بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است
خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق
که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است

خسته مثل پدری که پسر معتادش
غرق در درد خماری شده فریاد زده
مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس
پسرش ، پیشِ زنش ، بر سرِ او داده زده ...
خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم
ش گفته به دردِ سرطان مشکوک است
مثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکند
زنش اما به قسم خوردنِ او مشکوک است

خسته مثل پدری گوشه آسایشگاه
که ی غیر پرستار سراغش نرود
خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که
عید باشد ، نوه اش سمت اتاقش نرود !

خسته ام ! کاش ی حال مرا می فهمید ...
غیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده است
شدم ام مثل مریضی که پس از قطع امید
در پی معجزه ای ... راهی مشهد شده است



منبع : http://alonegiirl1378.blogfa.com/post/244/خسته-ام