وبلاگهای رنگارنگ

درد و دلهای یک دانشجوی پزشکی

آخرین پست های وبلاگ درد و دلهای یک دانشجوی پزشکی به صورت خودکار از بلاگ درد و دلهای یک دانشجوی پزشکی دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



نمیدونم میبرم یا نه

درخواست حذف اطلاعات
همیشه در اوج ناامیدی و به بن بست رسیدن،یه نوری ته قلبم روشنه..یه کور سو...نمیدونم چیه!!اسمش چیه!!بیخیالی،بی تفاوتی یا یه چیز دیگه..انگار به من میگه بلند شو،هنوز زوده برای افتادن و جا زدن.زوده برای از میدون بیرون شدن....تا حالا در حد توانم،تنها جنگیدم..بازم میجنگم.خدا کنه بتونم که بجنگم...نمیدونم میبرم یا نه!!!



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/466




اب شدن رفتن توی زمین...

درخواست حذف اطلاعات
واقعا کجایین شما معلوم هس؟؟!!!! لااله الا الله...



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/467




داستان طنز به لهجه زیبای کرمونی..

درخواست حذف اطلاعات
ور دور هم دوشتیم یه کفتو اوماچو کرویی میخوردیم ، مادرم گف: دردابلات ای پیاله رم وردار ببر ور فاطی همسایه مون اشکم داره الان بوش خورده ور دماغش ، هوس کرده. آغا مامم خود ای دمپایووا نایلونی و شلوارو کردی شوفری ورخستادیم ، رفتیم درخونشون. همتو که در زدیم دیدیم ، ننو یه دخترو خوشکلویی دره واکرد. مامم هی عین میخ طویله ای داریم ، سیلش میکنیم . همچی مث دسته جوغنی که خورده باشه ور تو مدنگ سرم. ایتوری شده بودم. دگه هچی یادم نی. تاصباصبش کلگیجو میرفتم… مادرم میگف: ننا رضایو حکما چشمت زدن . بیا ننو نظرته بگیرم بلکن چاق بشی.!!! نادون خدا راه نمیبرد دل رضایوش بردن. یه ساتوئی سرشنگ بودم مثه ک واَ ادیوار میرفتم بالا. یه ساتو بعدش دلم غش ضعف میرف. میوفتادم وتک .زندگیم ورتو سرابرزی افتاده بود. خود خودم گفتم: بل برم یه بار دگه سیری سیلش کنم. بلکم دلم آروم بشه. هی دقه ای یه بار سرمه اَ گوجو در می ولرد. ولی هچی نمیدیدم . مادرم بدبختی هی جوش میزد. همش اَ تو مفشو دوائیش یه برمشتو قوتوئی میرخ ور حلقم. رفتم وشش گفتم: مادر پیالو ره استوندی از فاطی همسایه؟ گفت: دخترخوارش اوردتش! . گفتم: کی؟ گف: دیرو پسین . منم دلمه زدم به دریا گفتم: مادر ، من همی دختر خوارشه میخوام. مادرم چشماش هلیک شدن و احال گش ، یه پشنگو آبی زدم ور صورتش ، حالش بهترو شد. بابو ، برادروم دل گورداشه گرفته بود. هی میخندید. مادرم گف: رضایو قدته بشم، پسرمه بشم ، ای هنو للویه ، ها، اکبرو برادرم گف: ننا ای دخترو مث اسپریچویه. منم هولکی یه تیپائی گوذوشتم ور زیر شغزش. بعد از یه ساعت حرف زدن فمیدم خوارو للوییش که هش سال بیشتر نداره ، اومده بود در خونه مون . آ شم بابام گف:رضایوره میبا ورداریم ببریم بیمارستون روانی شهید بهشتی!!!. گفتم: بابا م که دیونه نیستم. گف: پ یه گز قمیص رو ور رو خیابون زریسف برو ب . اووخ وشت میگم هستی یا نیستی.!!! (خودم که با خوندنش خیلی حال )



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/468




ورود همه ممنوع

درخواست حذف اطلاعات
هیشکی توی این دنیا نمیتونه جای دیگری رو برای آدم پر کنه،همه جای خودشونو دارن...قلب آدم هم اونقدر بزرگه که همه توش جا میشن.مواظب باشیم آدم اشتباهی توی قلبمون راه ندیم.



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/469




رمضان قدیما واقعا رمضان بود

درخواست حذف اطلاعات
ماه رمضونی رو که اشو عطارن نسازه و تیتراژا رو اخش نخونه انگار یه چیزی کم داره.... جای شیطون و الیاس هم بدجور خالیه....



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/470




شامپو یعنی این..

درخواست حذف اطلاعات
شامپو یعنی این..بقیه اداتو در میارن در تعجبم چرا بعضیا هی دنبال شامپوهای ع و ن...این الان چشه؟؟..من یه عمره دارم استفاده میکنم خیلییییییی هم راضیم. والا ادم اگر بخواد سرش و بشوره با گل سرشور هم میتونه



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/471




حافظه ابه دیگه

درخواست حذف اطلاعات
من عااااااشق کتاب خوندنم(البته از نوع غیر درسیش)..وقتی هم یه نفر بهم هدیه میده دلم میخواد کتاب باشه..خودمم هر ازگاهی کتاب می م برای خودم.اما یه مشکلی هست:من معمولا کتابای نویسندگان ایرانی رو میخونم..حالا بگید چرا؟؟دلیلش اینه که چون هر وقت که وقت کنم میرم سراغ کتاب تا تمومش کنم..بعضی وقتا چند سااااال طول میکشه برای تموم ش..حالا اگه شخصیت های این کتاب خارجکی باشن کار سخت میشه برای من تا یادم بیاد این بنده خدا کیی بود-چیکار میکرد-چیکار قراره ه... یادمه یه بار جو گیرشده بودم که کتاب صد سال تنهایی گابریل گارسیا رو بخونم..ده بیست صفحه خوندم و بعد گذاشتمش کنار..دو سه روز بعد که اومدم ادامه اشو بخونم دیدم عهاصلا هیچی یادم نمیومد از شخصیتاش که کیی بودن.مجبورشدم دوباره از اول بخونم..چند روز بعد دوباره اومدم سروقتش..دیدم ای دل غافل دوباره یادم رفتن..دوباره از اول خوندم(پشتکارم خوب بود خ ش)هر بار خوندن من به شکل تصاعدی بود.(صفحات قبلی به صفحات جدید اضافه میشد)..گفتم اینجوری نمیشه که.. این شد کتاب و بوسیدم گذاشتم کنار...کلا با نویسنده های خارجی وشخصیت های خارجکی میونه خوبی ندارم..چکار کنم دیگه.. البته الان یه کتاب به اسم دختری که ترکش کردی از جوجو موییز رو دارم میخونم..شخصیتاش اسون تر از اون صد سال تنهاییه.الحمدالله نیاز به مرور زیادی نداره...ایشالله قبل از ریختن دندونام و سفید شدن موهام تموم بشه



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/472




دردسرهای اجابت مزاج

درخواست حذف اطلاعات
عاغااااااااااا.(.گلاب به روتون.شکر توی کلامتون.روم به دیوار.).یه زمانی سنگ دستشویی ها اینجوری بود...عمییییییییییییق..وصل میشد به هسته زمین..ادم میترسید بره دست به اب.مخصوصا اگه دستشویی توی حیاط بود و شب بایستی بری برای اجابت مزاج..خان هشتمی بود برای خودش...خیلی از مشکلات روده ای بچه های اون نسل تقصیر همینه



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/473




دم هممون گرم

درخواست حذف اطلاعات
کاش هممون یه سامیاد داشتیم از توی خاک میومد بیرون و ارزوهامونو براورده میکرد ما بچه های دهه های شصت و هفتاد واقعا بچگی کردیم.بازی کردیم.خندیدیم.با همون امکانات کم.الان که بزرگ شدیم با دیدن اینا یه یادش بخیر داریم که بگیم.این خودش یه افتخاره.دم هممون گرررررم



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/474




والیبال جون

درخواست حذف اطلاعات
99/9درصد افراد توی کار فوتبالن،فوتبال و دنبال میکنن،قرمز و آبی،بارسا و رئال،من توی کار والیبالم...لیییییگ والیبال جهااااااان«الان مثلا من خیلی واردم»....یه نیمچه علاقه ای دارم به والیبال دیگه.حوصله باشه و وقت دنبال میکنم.اونم فقط تیم ملی..لیگ میگ و نه..



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/475




عقرب گزیدگی

درخواست حذف اطلاعات
وقتی راهنمایی بودم ا ای تابستون رفته بودیم روستا.اونجا یه خونه داریم.اون سال خونمون هنوز کامل درست نشده بود و چون خونه باغ بود ماشاالله ا یستم کامل بود.همه چی داشت.مار-عقرب.روباه-سگ-لاک پشت-جوجه تیغی-شغال- ات-پرنده و...(فکر کنم مزاحمشون ما بودیم)هوا هم گرم بود و ما پنجره های اتاق و باز میذاشتیم.چون توری نداشتن زنبور هم میومد داخل اتاق.خواهر من مهارت زیادی در کشتن زنبورا پیدا کرده بود.همه رو میکشت و یه گوشه روی فرش جمشون میکرد.ا بار هم مینداخت سطل ..یه شب وقت شام خواستم از این ور سفره برم اون ورش که همون لحظه که پام و گذاشتم روی زمین دادم رفت هوا.شروع کرد به سوختن.بلند داد میزدم زنبور زنبور(فکر همون زنبورای مقتول باشن که خواهرم یادش رفته برشون داره)داشتم روی زمین دنبال جنازه زنبور میگشتم که دیدم ای دل غافل عقربه.از این عقرب زرد رنگا...صدای گریه ام رفت بالاتر.خانواده بنده چون علاقه زیادی به من داشتن اومدن از طب سنتی استفاده .!!یکم کاه پیدا جوشوندن و من پام و گذاشتم توی این معجون.میگفتن برای عقرب زدگی خوبه.(علاقه به من درشون موج میزد.)..یعنی من و هم نبردن به مرور پام که ح کرختی و مور مور پیدا کرده بود بهتر شد.و تا صبح هم خوب شد.اما از ترس خوابم نمیبرد این خاطره مقدمه ای شد برای اینکه بگم چون الان تقریبا هوا داره گرم میشه و بارندگی ها هم جک و جونورا رو بیشتر از خاک بیرون میاره بگم که موقع عقرب یا مار گزیدگی(یا حتی رتیل و..)مثل بچه ادم برید .البته تا قبل از رسیدن به از کمپرس اب سرد و یخ هم میتونین استفاده کنین.در گزش ها ممکنه درد کم(مثل من)تا درد زیاد(مثل مادرم که اونم داستان داره)از استامینوفن استفاده کنین.اماااااااااا.....معمولا در دردهای زیاد استامینوفن جواب نمیده!!!معمولا از گاباپنتین استفاده میکنن.. خلاصه مراقب خودتون باشین..ما یک کم عقلی کردیم شما نکنین



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/455




ملی های جامعه و راه های نرفته شان

درخواست حذف اطلاعات
ملی و راه های نرفته اش: جالبی بود از نظر من.واقعا این جور خانواده ها و این جور مشکلا توی جامعه ما هست متاسفانه....تعصبات بی جا مخصوصا اگه از طرف برادر خونواده باشه خیلییییییییی زور داره..خیلی بدم میاد از این جور پسرا.وقتی پدر خونواده هنوز زنده اس اخه تو چرا زر میزنی؟؟؟ ولی فکر کنم اکثر خونواده ها یه نفر مثل محمود(داداش کوچیکه)رو دارن هر چی طرف ابتر گیر دادنای الکیش هم بیشتر.



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/456




بد دردیه بد

درخواست حذف اطلاعات
بی پولی بده،خیلی بد..مخصوصا اگه بیماری هم همراهش باشه.خدا به داد ایی که مشکل تامین دارو دارن برسه.. متاسفانه وقتی توی بیمارستانها میریم از این موارد زیاد هست که طرف به خاطر هزینه ،درمانش و رها میکنه و میره.حتی ادمایی رو میبینیم که پول ندارن یه بیسکوییت برا بچه اشون ب ن....ناراحت کننده اس.کاش اینقدر خدا بهم پول میداد که میتونستم به همه کمک کنم.کاش هیچ ناراحت نباشه



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/457




موج جان کجایی؟دقیقا کجایی؟

درخواست حذف اطلاعات
عاغاااااا..یه خورده این سیگنالا رو فعال کنین که من بدبخت برای یه اینترنت ناقابل مجبور نباشم در این هوای سرد و بارون خورده بیام توی حیاط روی تاب بشینم تا شااااااااید یه موجی رد بشه و من به اینترنت وصل شم....مسئولین رسیدگی کنن لطفاااا



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/458




یک تجربه اس.

درخواست حذف اطلاعات
هیچ عشق و علاقه ای ارزش خودکشی نداره
ارزش انتقامم نداره
حتی ارزش فکر م نداره
میدونی ارزش چیو داره؟
فقط یه تجربس
یه تجربه به دست میاری
همین! (دیالوگ هشت و نیم دقیقه)



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/459




هماهنگ باشین لطفا

درخواست حذف اطلاعات
ارتباطات اعلام کرده از 45 میلیون کاربر تلگرام فقط 1 میلیون نفر از تلگرام خارج شدند.اون وقت سروش اعلام میکنه که الان 10 میلیون کاربر داره!!!! الان اگه همه اون 1میلیون نفر هم اومده باشن سروش اون 9میلیون نفر تاحالا کجا بودن؟؟؟



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/460




مگه دست ئه؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات
طرف زنگ زده به یه برنامه دینی میپرسه که فلان آدم«یه شخصیت مشهور»میره بهشت یا جهنم؟.خب بنده خدا،مگه بهشت یا جهنم رفتن مردم دست ئه که می پرسی آخه؟؟!!!!بعضیا چه سوالایی می پرسنا...



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/461




در شگفتم از سوزشش

درخواست حذف اطلاعات
تمام آسیب های بدنی یک طرف،سوختن دست با بخار آب جوش،ب انگشت با کاغذ یا نخ یه طرف..



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/462




سررسید پس از موعد!

درخواست حذف اطلاعات
عاااااااغا. توی خونه شما هم اینجوریه که وقتی سررسید و تقویم جدید به دستتون میرسه قشنگ میذارید چند سال ازش بگذره بعد به عنوان چک نویس ازش استفاده میکنین یا فقط توی خونه ما از این کارا میکنن؟؟؟؟!!!!!



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/463




یعنی واقعیت داره؟؟

درخواست حذف اطلاعات
lady & gentleman:. واقعا من به اندازه ع روی کارت ملیم زشتم یا اون ع فقط یه شوخیه؟؟!!!!!



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/464




سلامتی ما معمولیا

درخواست حذف اطلاعات
ما آدم معمولیا وقتی دلمون میگیره میریم لب پنجره
با یه لیوان چایی خیره میشیم به دور دستا،
احساس آرامش می کنیم…
سلامتی ما معمولیا
که نه “آرزوی” ی هستیم
و نه “آویزون” ی



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/429




رابطه یعنی...

درخواست حذف اطلاعات
یک رابطه
به معنای تلفن صحبت
قرار گذاشتن ، بوسیدن و یا . . . نیست
به معنای اینه که به طرفت آرامش بدی
آرامش



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/430




حس خارجی بودن!

درخواست حذف اطلاعات
ما شنبه هاش تعطیله.«جای پنجشنبه در بسیاری از جاها».در نتیجه هفته از یکشنبه شروع میشه.حس خوبیه که شروع هفته از یکشنبه باشه.



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/431




تقدیر یا اجبار

درخواست حذف اطلاعات
امشب یه نگاهی به وبم انداختم.از همون اولش.مرور اون لحظات تلخ و شوم که چاره ای نبود برام جز نوشتن.برای خلاصی از اون لحظات.قبلش یه دفتر هم داشتم که توی اون مینوشتم.هنوز هم هست.اما اینقدر ذهنم اشفته بود که هر لحظه دلش میخواست خالی بشه.تنها راه حلش هم نوشتن بود.راحت نوشتن.بدون اب و تاب دادن به موضوع.بدون استفاده از هر چی ارایه توی دنیا.همین باعث شد که بیام اینجا و برای دل خودم بنویسم.اولش بلد نبودم.توی اینترنت سرچ که چجوری وبلاگ درست میکنن.بعدش یاد گرفتم جواب کامنتا رو بدم.بعد قالبشو عوض .موزیک گذاشتم روش و بقیه کارا.همه اینا برای دلخوشی خودم بود.بی پروا مینوشتم.هر چی که به ذهنم میرسید.فقط دلم میخواست بنویسم.اصلا به این که ی بخونه یا نخونه.نظر بده یا نده فکر نمی و نمیکنم.گاهی اینقدر دلم پر بود که گریه نمیذاشت صفحه کلید و ببینم.چه روزایی بود.چه روزایی هست... چه شبایی که با بی خو و گریه سر شد.احساس درموندگی و پوچی.چه کارایی می برای ازاد شدن از اون لحظات.چه ادمایی که دور و برم بودن اما خیلی دورتر از قلب من.افسردگی گرفتن و هیچ و ندیدن.مسیر کوتاه رو با اژانس رفتن به خاطر ترس از نگاه مردم.پاک اسم همه دوستان از گوشی به خاطر ندیدن حتی اسمشون.سر دردای وحشتناک که بعضی وقتا کار به بیمارستان و زدن مسکن میکشید.یا گاهی وقتا خط خطی یه کاغذ....گاهی وقتا هم ساعتای 2 بعدازظهر اونم تابستون میزدم بیرون.تا ساعتای 10 شب میومدم خونه.شماره هم خونه ایامم میزدم توی بلک لیست که بهم زنگ نزنن.بنده خداها اونا چی از دست من کشیدن.مثل یک مرده متحرک من و تحمل می .خیلی سخت بود.سخت بود وقتی خانواده بهت زنگ میزدن و تو بایستی خوشحال نشون بدی خودتو در صورتی که چشمات پر اشکه.هیچ نفهمید چی به من گذشت.همدم من فقط شده بود اینجا و نوشتن که تمومی نداشت.با کابوسی که همراه من بود.اه ناشکری نمیکنم.لحظات خوب هم بود.هر چند کوتاه.هر چند کم.نمیدونم.سرنوشت و تقدیر من هم اینجوری از اب در اومد.گاهی وقتا میگفتم خدایا شکرت گاهی وقتا هم خدارو بنده نبودم.هنوزم همین جوریه.ولی صبورتر شدم. ت تر شدم.تسلیم تر شدم.یا شاید دیگه حوصله جنگیدن ندارم.چون دیگه زورم نمیرسه به دنیا.ولی تنها چیزی که منو زنده نگه میداره رویاهامه که هنوز بهشون فکر میکنم.با ادمای رویاهام زندگی میکنم.باهاشون حرف میزنم.رویاهامن که بهم امید میدن برای ادامه دادن.برای زندگی .برای خندیدن ولذت بردن و برای قوی بودن و جنگیدن. خیلی وقتا با خودم میگم ا ش چی قراره بشه؟؟کی قراره درست بشه؟؟هنوز هم جوابشو پیدا ن .فقط یه چیزی بهم میگه بی خبری وخوش خبری.همین



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/433




فیزیک عشقه

درخواست حذف اطلاعات
یه نمونه از سوالات فیزیک که مثال هلو بیا بپر توی گلو این جور سوالا بود.سر جلسه بایستی دستامون و بهش حرکات موزون میدادیمتا جهت میدان و جریان و مقاومت و پیدا کنیم.اون وقت الان چی..بفهمیم که اسپیرنولاکتون یک انتی اندروژنه که برای هیرسوتیسم استفاده میشه!!که چی بشه حالا..میخوام صد سال سیاه نباشه..والا چه عشقی می من با فیزیک..عشقفیزیک 3 که دیگه سرور همشون بود....هیییی روووووزگار



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/434




دور دور شبانه

درخواست حذف اطلاعات
بعد مدت ها با دوستم رفتیم دور دور..بعدش هم شام رفتیم رستوران.جاتون خااالی..توی مسیر هم که همش شربت و شیرینی وشکلات..یزد و شیرینیاشولیییی..من زیاد از چیزای شیرین خوشم نمیاد..نمیشه اینجور مواقع لواشک بدن؟؟؟



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/435




محمدیاش صلوات

درخواست حذف اطلاعات
برای براورده شدن حاجت من که رفتن به اینجا هستش محمدیاش بللللللننننند صلواااااااااااااااات بفرس



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/436




طرز تهیه کتری با اعمال شاقه

درخواست حذف اطلاعات
یکی از شا ارهای بچه ها در خوابگاه ما این کار بود.به کرات با این صحنه مواجه میشدیم(البته این ع اون ع نیست)... مواد لازم جهت انجام این کار: یک عدد کتری(فرقی نمیکنه جه باشه) اب به میزان زیاااااد یک عدد دانشجو(مخصوصا پزشکی) یک عدد جزوه امتحانی که ترجیحا فرداش باید امتحانش داده بشه یا یک عدد موبایل برای حرف زدن(حالا هر کیی اون ور خط میتونه باشه)یا یک عدد دوست برای زدن حرف(خصوصا چرت و پرت)یا یک عدد س رست خوابگاه برای گپ و گفت با اون(این مورد حرف زدن بی دلیل نیست دیگه.خودتون میدونین.دانشجو کار داره به دست س رست خوابگاه)---{مورد ا تبصره زیاد داشت} طرز تهیه: کتری را پر از اب کرده روی اجاق گذاشته و به سمت یکی از کارهای بالا میرویم.مدت زمان لازم برای انجام این کار با توجه به یکی از کارهای بالا متفاوت است.بعد از گذشت زمان لازم یادمان می اید که کتری را روی اجاق گذاشته بودیم.با سرعت خود را به اشپزخانه رسانده و با این صحنه مواجه میشویم.در 99 درصد مواقع زیر کتری توسط یک فرد خیر از قبل خاموش شده است.{نمیدونم این فرد خیر چرا زودتر این کارو نمیکنه}.به این ترتیب کتری ما اماده است......باقی مانده کتری را از روی اجاق برداشته اشپزخانه را ترک کرده و به ادامه یکی از کارهای بالا میپردازیم.



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/437




دل ش ته

درخواست حذف اطلاعات
دلم امروز خیلی ش ت...تازه فهمیدم دور و برم چجور آدمایی هستن.



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/438




نترس

درخواست حذف اطلاعات
یکی تو 23 سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو 10 سال بعد به دنیا میاره ،اون یکی 29 سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه شو سال بعدش به دنیا میاره. یکی 25 سالگی فارغ حصیل میشه ولی پنج سال بعدش کار پیدا میکنه ،اون یکی 29 سالگی مدرکشو میگیره و بلافاصله کار مورد علاقه شو پیدا میکنه. یکی 30 سالگی ریس شرکت میشه و در چهل سالگی فوت میکنه،اون یکی 45 سالگی رئیس شرکت میشه و تا 90 سالگی عمر میکنه.
تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر.تو توی زمان خودت زندگی میکنی،پس آروم باش



منبع : http://aramesh2971.blogfa.com/post/415