وبلاگهای رنگارنگ

کلام هدایت

آخرین پست های وبلاگ کلام هدایت به صورت خودکار از بلاگ کلام هدایت دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
نتیجه تصویری برای کلاس نهج البلاغه بیان : من با صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بودم آنگاه که سران قریش نزد او آمدند و گفتند:

«اى محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم تو ادّعاى بزرگى کردى، که هیچیک از پدران و خاندانت ن د، ما از تو معجزه‏ اى مى‏ خواهیم، اگر پاسخ مثبت داده، انجام دهى، مى ‏دانیم که تو و فرستاده خدایى، و اگر از انجام آن سرباز زنى، خواهیم دانست که ساحر و دروغگویى» پس صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود «شما چه مى ‏خواهید» گفتند: «این درخت را بخوان تا از ریشه کنده شود و در پیش تو بایستد» صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: خداوند بر همه چیز تواناست. حال اگر خداوند این کار را د آیا ایمان مى ‏آورید و به حق شهادت مى ‏دهید گفتند: آرى، صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: من بزودى نشانتان مى ‏دهم آنچه را که درخواست کردید، و همانا بهتر از هر مى ‏دانم که شما به خیر و نیکى باز نخواهید گشت، زیرا در میان شما ى است که کشته شده و در چاه «بدر» دفن خواهد شد، و ى است که جنگ احزاب را تدارک خواهد کرد. سپس به درخت اشاره کرد و فرمود: «اى درخت اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارى، و مى‏ دانى من خدایم، از زمین با ریشه‏ هایت در آى، و به فرمان خدا در پیش روى من قرار گیر» سوگند به ى که خدا او را به حق مبعوث کرد، درخت با ریشه‏ هایش از زمین کنده شده، و پیش آمد که با صداى شدید چونان به هم خوردن بال پرندگان، یا به هم خوردن شاخه‏ هاى درختان، جلو آمد و در پیش روى صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایستاد که برخى از شاخه‏ه اى بلند خود را بر روى صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و بعضى دیگر را روى من انداخت و من در طرف راست صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایستاده بودم، وقتى سران قریش این منظره را مشاهده د، با کبر و غرور گفتند: «به درخت فرمان ده، نصفش جلوتر آید، و نصف دیگر در جاى خود بماند» صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمان داد. نیمى از درخت با وضعى شگفت‏آور و صدایى سخت به صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نزدیک شد گویا مى‏ خواست دور آن حضرت بپیچد، امّا سران قریش از روى کفر و سرکشى گفتند: «فرمان ده این نصف باز گردد و به نیم دیگر ملحق شود، و به صورت اول در آید» صلّى اللّه علیه و آله و سلّم دستور داد و چنان شد. من گفتم: لا اله الا اللّه، اى رسول خدا من نخستین ى هستم که به تو ایمان آوردم، و نخستین فردى هستم اقرار مى‏ کنم که درخت با فرمان خدا براى تصدیق نبوّت، و بزرگداشت دعوت رس ، آنچه را خواستى انجام داد. امّا سران قریش همگى گفتند: «او ساحرى است دروغگو، که سحرى شگفت آور دارد، و سخت با مهارت است». و خطاب به صلّى اللّه علیه و آله و سلّم گفتند: «آیا نبوّت تو را ى جز امثال على علیه السّلام باور مى‏ کند»



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5712




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
علل فتنه در کلام المومنین علیه السلام

**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
فتنه در لغت به معنای کفر، گمراهی،آشوب،امتحان و آزمایش و معانی دیگر آمده است. اما در اصطلاح به معنای اختلاف مردم در عقاید و آرائشان است. به طوری که سبب ایجاد ناآرامی و تشویش در بین آنها، برای رسیدن به اه خاصی می شود. در شناخت جریان فتنه شاید هیچ و هیچ زمانى به اندازه على‏ علیه السلام و زمان آن حضرت، جریان فتنه و نفاق خود را عیان و آشکار نکرد. با نگاه اجمالى به نهج‏البلاغه مۆمنان على‏ علیه السلام در خطبه‏ها و نامه‏ها و حکمت‏هاى بسیارى به جریان فتنه و نفاق و منافقان اشاره دارد.

ریشه فتنه ها

علی علیه السلام در خطبه 50 نهج البلاغه می فرماید: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تتبدع یخالف فیها کتاب الله و یتولی علیها رجال رجالا علی غیردین الله (1) ; همانا ابتدای بروز آشوب ها و فتنه ها، هواها است که مورد تبعیت قرار می گیرند و احکامی است که بدعت گذاشته می شوند. در این فتنه ها با کتاب خدا مخالفت می شود و مردانی از مردان دیگر بر مبنایی غیر از دین خدا تبعیت می کنند.»



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5713




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
شکر نعمت ،نعمتت افزون کند !

**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
المومنین علی علیه السلام در حکمت 244 نهج البلاغه می فرمایند: خداوند در هر نعمتى حقى دارد. یکه حقش را ادا کند نعمت او را افزون کند و ی که کوتاهى کند نعمت را در خطر زوال قرار مى‏دهد. و سوال و نکته اصلی در این نوشتار این است که حق خداوند در برابر نعمت هایی که به بندگانش عطا می کند چیست؟

کوچکترین حق خداوند

حضرت علی علیه السلام، خود جواب سوال مطرح شده را با صراحت بیان داشته و می فرمایند: کمترین حق خدا بر عهده شما اینکه از نعمت های الهی در گناهان یاری نگیرید. (نهج البلاغه/ ترجمه دشتی/ حکمت 330) و این حقی کوچک و در عین حال بزرگ و چشم گیر است، چرا که تمام هستی انسان، نعمتی است که خداوند به وی عطا نموده و در انجام کوچکترین خطا و گناهی ل باید از اعضای خویش اعم از جسمانی و مدد جوید و در این صورت با استفاده از هر یک از اعضای وجودی خویش و یا نعمت های خارجی که خداوند به وی عطا نموده، نافرمانی خداوند و در نهایت تضییع حق او نموده است. استمداد از نعمت های خداوند در نافرمانی او یعنی ضایع حق خداوند در برابر نعمت هایش. کمترین حق‏ خدا بر گردنت‏ ترک صرف نعمتش در معصیت‏



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5714




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
کلام علی «علیه السلام» درباره آ ا مان ادامه بحث شه حضرت علی علیه السلام:

صراحت و صداقت:

سومین خط حاکم بر شه حضرت صراحت و صداقت است،آن حضرت با مردم به صراحت

و صداقت سخن می گفتو مواضع خود را آشکارا با آنها در میان می گذاشت،هرگز با مردم بی صداقتی

نکرد و سر سوزنی به مردم خلاف نگفت.

"ولیصدق راعد أهله"پیشوای هر قوم باید با مردم خود به راستی سخن گوید.

مؤمنان در اولین سخنرانی حکومتی خویش مواضعش را صراحتا برای مردم مشخص کرد:

"آنچه را می گویم در عهده خویش می دانم و خود ضامن آن هستم...به خدا سوگند،هرگز حقیقتی

را از شما پنهان نداشته ام و هیچ نوع دروغی به شما نگفته ام"

اگر سیاستها شفاف باشند و همه چیز بر ملا باشد خیانت صورت نمی گیرد.خیانتها آنجا ظهور می کند

که پنهان کاری وجود داشته باشد،حضرت در فرمان حکومتی خویش به مالک دستور می دهند:

"اگر مردمان نسبت به اقدامات تو گمان د ستمی بر آنان روا داشته ای عذر و دلیل خود را برای

مردم اصحار کن(شفاف سازی کن)

اصحار از صحرا می آید یعنی همانطور که در صحرا چیزی مانع دید انسان نمی شود تو هم همینطور

شفاف برای مردم صحبت کن.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5715




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
کلام علی «علیه السلام» عتدال و میانه روی

مؤمنان علیه السلام هر گونه افراط و تفریط در تصمیمات و اقدامات را ممنوع می دانستند

و انحراف به چپ و راست را گمراهی تلقی می د،حضرت معتقد بودند که جاده حق و مسیر الهی

و سنت نبوی از افراط و تفریط به دور است.آن حضرت بعد از بیعت مردم با ایشان فرمود:

الیمین و الشمال مضله و طریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوة و منها منقذ

السنة و الیها مسیر العاقبه"


انحراف به راست و چپ گمراهی استو راه مستقیم و میانه جاده وسیع حق است.کتاب باقی ابدی

و آثار نبوت بر این راه پرتو افکن است.پیشرفت سنت از همین راه است و به عاقبت دست یافتن از

همین مسیر است.


حضرت در جای دیگر تصریح می فرمایند:"طریقتنا القصد"راه و روش ما میانه روی است.

بلاذری از قول عبید انصاری نقل نموده است:من روز قتل عثمان به نزد علی علیه السلام رفتم

از من پرسید: بیرون چه خبر است؟ گفتم:شر بود و خلیفه عثمان کشته شد.

حضرت استرجاع کرد و فرمود:"انا لله و انا الیه راجعون"بعد این سخن را که رضی در حکمت 268

نقل کرده،فرمود:

"آحبب حبیبک هونا ما عسی أن ی بغیک یوما و أبغض بغیضک هونا ما عسی آن ی حبیبک

یوما ما"

دوستت را از سر اعتدال دوست بدار شاید روزی دشمنت گردد،دشمنت را از روی اعتدال دشمن

دار شاید روزی دوستت گردد.

علی علیه السلام در پاسخ به حارث همدانی که به حضرت گفته بود شیعیان شما سه دسته شده اند

یا افراطی و غلو کننده اند یا میانه رو و همراه شما و یا در تردید و حیرتند نمی دانند بروند یا باز گردند!

حضرت فرمود:"الا خیر شیعتی النمط الاوسط الیهم یرجع الغالی و بهم یلحق الی"

بدان بهترین شیعیان من گروه میانه اند که اهل غلو و تندروی باید به آنها برگردند و عقب ماندگان

باید به ایشان برسند.

حضرت در عهد نامه مالک و در مواضع و حکومتی وی را به اعتدال فرا می خواند:

"ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق"باید در بین کارها آن بیشتر نزد تو محبوب باشد

که نه از حق بگذرد و نه فرو ماند.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5716




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
چرا روزه واجب شد؟
**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****


قال المومنین علیه السلام:
فرض الله الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق

خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.
نهج البلاغه، حکمت 252 علی علیه السلام می فرماید:
«خداوند کلید گنجینه ها(ی رحمتش) را در دستان تو قرار داده است، که به تو اجازه داده از او درخواست کنی تا هر گاه بخواهی، درهای نعمتش را با دعا بگشایی و بارش باران رحمتش را طلب نمایی؛ پس اگر اجابت دعایت به تأخیر افتاد، این تأخیر تو را ناامید نسازد».( نهج البلاغه ، نامه 31) حضرت (ع) می فرمایند:

«و مجاهده الصیام فی الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم، و تخشیعا لابصارهم . . .» .

و روزه گرفتنهای دشوار، در روزهایی که واجب است تا اندامشان بیارامد با این کار، و دیده هایشان خاشع شود و جانهاشان خوار . و سبک ساختن دلهای آنان، و بردن خودبینی از ایشان، به فروتنی که در این عبادتهاست: از چهره های شاداب را به تواضع برخاک سودن، و با چسبانیدن اندامهای پاکیزه بر زمین، دی خویش را نمودن، و رسیدن شکمها به پشت به فروتنی و خواری به خاطر روزه داری .» ( خطبه 292)



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5717




آینده نگری و عاقبت شی

درخواست حذف اطلاعات
 على علیه السلام السَّیِّئُ الخُلقِ کثیرُ الطَّیْشِ، مُنَغَّصُ العَیْشِ انسان بد اخلاق بسیار خطا می کند و زندگی اش تلخ می شود غرر الحکم : 1604 آینده نگری و عاقبت شی:

یکی دیگر از محورهای اصلی شه علی علیه السلام دور شی و توجه به عواقب امور است.

آن حضرت بر منبر کوفه چنین فرمودند:"ایها الناس...لا خیر فی دنیا لا تدبیر فیها"ای مردم در دنیایی که در ان تدبیر نباشد

خیری نیست.

مشی بدون بررسی همه جانبه و آینده نگری موجب اتلاف استعدادها،امکانات و فرو رفتن در مهلکه

هاست.

حضرت (ع)تعبیر بسیار لطیفی دارند که می تواند در این راستا بسیار راهگشا باشد:

"قدرّ ثم اقطع و فکر ثم انطق و تبین ثم اعمل"اندازه بزن،آنگاه ببر و بین ،آنگاه سخن بگو و تبیین کن آنگاه اقدام نما

در نزد المؤمنین علیه السلام نشانه یک سیاست صحیح،، دمندانه و اصولی،عاقبت شی و اینده

نگری است.

چنانچه در سخنان حضرت آمده است:أدل شیئ علی غزارة العقل حسن الدبیر"بهترین دلیل

زیادی عقل حسن تدبیر است.

مواضع مؤمنان علی علیه السلام خود بهترین نمونه حسن تدبیر،آینده نگری و عاقبت شی است

و حضرت به شدت بر این خط عمل د و مبتنی بر همین عمل؛جامعه ی،امت ی و میراث نبوی

را حفظ د.اگر مؤمنان عاقبت شی نداشتند چیزی به عنوان دین باقی نمی ماند

چنان که حضرت در برخی از بیاناتشان به همین اشاره د که:

إنّ اللّه لمّا قبض نبیه(ص) استأثرت علینا قریش بالأمر و دفعتنا عن حق نحن أحق به من الناس.....

چون خداوند ش را نزد خود برد،قریش با خ مگی بر ضد ما بپا خاست و ما را از حقی که

بدان از همه سزاوارتر بودیم باز داشت،پس چنان دیدم که شکیبایی و بردباری بر آن بهتر از پراکنده

ساختن مسلمانان و ریختن خون ایشان است،زیرا مردم تازه مسلمان بودند و دین همچون مشک

آکنده از شیر بود که کمترین غفلتی ان را تباه می کرد و کوچکترین تخلفی آن را واژگون می ساخت.

مؤمنان علی علیه السلاممسائل زودگذر را فدای مسائل اساسی کرد و وحدت مسلمانان و

پایندگی را بر دیگر امور مقدم داشت.حضرت در تمام دوران بیست و پنج ساله بر کناری از زمامداری

مسلمانان با اینده نگری و عاقبت شی حافظ وحدت جامعه و پاسدار امین دین بود و آنگاه هم که با

اصرار مردم زمام امور را به دست گرفت در اداره امور و در رویارویی با مشکلات،بحرانها،فتنه ها،جنگهای داخلی

و اشوبها با عاقبت شی خود آسیبها و هزینه های تحمیل شده به جامعه را به حداقل رساندند.

چنانکه در مقابل پیمان شکنی طلحه و زبیر ضمن خطبه ای،در باره پیمان شکنان فتنه جمل فرمود:

"ما ز أنتظر بکم عواقب الغدر و أتوسمکم بحلیة المغترین حتی سترنی عنکم جلباب الدین و بصرنیکم

صدق النیة أقمت لکم علی سنن الحق فی جواد المضلة حیث تلتقون و لا دلیل و تحتفرون و لا تمیهون"

پیوسته پیمان شکنی شما را می پاییدم و نشان فریفتگی را در چهره هایتان می دیدم،راه دینداران

را می پیمودید و آن نبودید که می نمودید،به صفای باطن درون شما را می خواندم و بر شما حکم به

ظاهر می راندم،بر راه حق ایستادم و آن را از راههای گمراهی جدا و به شما نشان دادم،در حالیکه

می پوئیدید و راهنمایی نمی دیدید،چاه می کندید و به نمی رسیدید.

ادامه دارد....



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5718




خطبه حضرت علی علیه السلام در روز اول ماه رمضان

درخواست حذف اطلاعات
خطبه حضرت علی علیه السلام در روز اول ماه رمضان
 علی علیه السلام: عَاقِبَةُ الْکَذِبِ النَّدَمُ؛ عاقبت دروغ، پشیمانی است. میزان الحکمة، ج۱۰، ص۷۱



الإمام الباقر عن آبائه علیهم‏السلام: خَطَبَ أمیرُالمُؤمِنینَ علیه‏السلام فی أوَّلِ یَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ فی مَسجِدِ الکوفَةِ، فَحَمِدَ الله‏َ بِأَفضَلِ الحَمدِ و أشرَفِها و أبلَغِها، و أثنى عَلَیهِ بِأَحسَنِ الثَّناءِ، و صَلّى عَلى مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، ثُمَّ قالَ:
«أیُّهَا النّاسُ، إنَّ هذَا الشَّهرَ شَهرٌ فَضَّلَهُ الله‏ُ عَلى سائِرِ الشُّهورِ کَفَضلِنا أهلَ البَیتِ عَلى سائِرِ النّاسِ؛ و هُوَ شَهرٌ یُفَتَّحُ فیهِ أبوابُ السَّماءِ و أبوابُ الرَّحمَةِ، و یُغَلَّقُ فیهِ أبوابُ النِّیرانِ؛ و هُوَ شَهرٌ یُسمَعُ فیهِ النِّداءُ، و یُستَجابُ فیهِ الدُّعاءُ، و یُرحَمُ فیهِ البُکاءُ؛ و هُوَ شَهرٌ فیهِ لَیلَةٌ نَزَلَتِ المَلائِکَةُ فیها مِنَ السَّماءِ؛ فَتُسَلِّمُ عَلَى الصّائِمینَ وَالصّائِماتِ بِإِذنِ رَبِّهِم إلى مَطلَعِ الفَجرِ، و هِیَ لَیلَةُ القَدرِ؛ قُدِّرَ فیها وِلایَتی قَبلَ أن خُلِقَ آدَمُ علیه‏السلام بِأَلفَی عامٍ، صِیامُ یَومِها أفضَلُ مِن صِیامِ ألفِ شَهرٍ، وَالعَمَلُ فیها أفضَلُ مِنَ العَمَلِ فی ألفِ شَهرٍ ... .(1)
باقر علیه‏السلام به نقل از پدرانش علیهم‏السلام روایت می کند: حضرت على علیه‏السلام در اوّلین روز ماه رمضان در مسجد کوفه خطبه خواند. پس خدا را به بهترین ستایش و برترین و رساترین ثنا ستود و بر ش محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درود فرستاد. سپس فرمود:
«اى مردم! این ماه، ماهى است که خداوند، آن را بر ماه‏هاى دیگر برترى داده است، مانند برترى ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهى است که درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى آتش در آن بسته مى‏گردند. و ماهى است که در آن ندا شنیده مى‏شود و دعا مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد .
ماهى است که در آن، شبى وجود دارد که فرشتگان از آسمان فرود آمده، بر مردان و ن روزه‏دار، به اذن پروردگارشان تا طلوع سپیده سلام مى‏دهند و آن شب، "شب قدر" است . دو هزار سال پیش از آن که آدم علیه‏السلام آفریده شود، ولایت من در آن شب، مقدّر شد. روزه گرفتن آن، برتر از روزه‏دارى هزار ماه است و عمل در آن، برتر از عمل در هزار ماه است .
اى مردم! خورشید ماه رمضان بر مردان و ن روزه‏دار، با رحمت مى‏تابد و ماه آن با رحمت بر آنان نورافشانى مى‏کند و هیچ روز و شبى از این ماه نیست، مگر آن که پروردگار متعال، بر سر این امّت، نیکى مى‏افشاند. پس هر از ریزش نعمت الهى ذرّه‏اى بهره‏مند گردد، در روز دیدارش با خدا، نزد خداوند، گرامى خواهد بود و هیچ بنده‏اى نزد خدا گرامى نگردد، مگر آن که خداوند، بهشت را جایگاه او قرار مى‏دهد .
«اى مردم! این ماه، ماهى است که خداوند، آن را بر ماه‏هاى دیگر برترى داده است، مانند برترى ما اهل‏بیت بر دیگر مردم. و آن، ماهى است که درهاى آسمان و درهاى رحمت، در آن گشوده مى‏شوند و درهاى آتش در آن بسته مى‏گردند. و ماهى است که در آن ندا شنیده مى‏شود و دعا مستجاب مى‏گردد و گریه مورد ترحّم قرار مى‏گیرد .



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5719




اخلاص

درخواست حذف اطلاعات
 علی علیه السّلام الجُنُوُد بِإذنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعیَّةِ وَ زَینُ الوُلاةِ وَ عِزُّالدِّینِ وَ سُبُلُ الأَمنِ سربازان، به اذن خداوند، دژ مردم، زینت زمامداران، مایه عزّت دین و امنیّت اند نهج البلاغه، نامه 53 حضرت (ع) می فرمایند: «والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق » . (1)

خداوند روزه را واجب کرد تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد .»

اخلاص باید در آزمایشگاه بزرگ رمضان، کاربردی گردد، نه تنها اخلاص بلکه تمام تئوریهای دینی و ارزشی را باید آزمود و در آزمایشگاه بزرگ رمضان و . . . ، کاربردی ساخت .
در جای دیگر حضرت (ع) می فرمایند:

«و مجاهده الصیام فی الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم، و تخشیعا لابصارهم . . .» .

و روزه گرفتنهای دشوار، در روزهایی که واجب است تا اندامشان بیارامد با این کار، و دیده هایشان خاشع شود و جانهاشان خوار . و سبک ساختن دلهای آنان، و بردن خودبینی از ایشان، به فروتنی که در این عبادتهاست: از چهره های شاداب را به تواضع برخاک سودن، و با چسبانیدن اندامهای پاکیزه بر زمین، دی خویش را نمودن، و رسیدن شکمها به پشت به فروتنی و خواری به خاطر روزه داری .» (2)

پی نوشت ها

1 . نهج البلاغه، حکمت 244 .

2 . نهج البلاغه، خ 192، خطبه قاصعه .



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5720




مبادا شما هم فریب بخورید

درخواست حذف اطلاعات
مبادا شما هم فریب بخورید

**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
انسان ها باور و عقایدی دارند که اساس کار آنها را تعیین می نماید همین باورها و اعتقادات انسان است که او را از سایر موجودات متمایز می سازد چرا که بدین واسطه او راه تغییر و دگرگونی خویش را می پیماید که گاه این تغییر رو به سوی کمال است و گاه رو به سمت خسران.

باورهای متغیر

زندگی و شرایط سخت و آسان آن، به گونه ای است که باورها و عقاید ما را تحت الشعاع خویش قرار داده و سرنوشت دیگری برایمان رقم می زند.
از مهمترین و سرنوشت سازترین این شرایط می توان به آزمایشات الهی اشاره داشت هر آزمایش و ابتلائى در خواسته‏ها و آرمان هاى مردمى که مورد آزمایش قرار گرفته‏اند، تغییراتى بوجود مى‏آورد آنچه، که دیروز مورد تمایل نبود،امروز مورد علاقه شدید قرار می گیرد، حتى گاهى ممکن است ‏با نشان دادن ‏قیافه حیاتى انسان را بخود جلب نماید. و بالع آنچه که دیروز مورد علاقه ‏شدید بود، امروز مکروه و ناملایم جلوه کند. و بطور کلى زشتى‏ها زیبا، و زیبائى‏ها زشت می نماید. به همین جهت مقاومت منطقى در برابر آن دگرگونی ها از هر ى ساخته نیست. با توجه به کثرت از پاى در آمدگان در هنگام آزمایش ها در طول تاریخ، راهى جز احساس شرمندگى از سرعت انعطاف و از دست‏ دادن مقاومت و فریفته شدن در برابر عوامل ناچیز، دیده نمى‏شود.
از همین روست که علی علیه السلام می فرمایند: مبادا آنچه که مردم دنیا را فریفت شما را بفریبد که دنیا سایه ای گسترده و کوتاه تا سرانجامی روشن و معین آدمیان را رها نمی کند.( نهج البلاغه، ترجمه دشتی،خطبه 89)



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5721




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
دنیاى عبادت از نگاه حضرت علی علیه السلام

عبادت واقعى نوعى وج و انتقال از دنیاى سه بعدى و قدم نهادن در دنیائى دیگر است، دنیائى که به نوبه خود پر است از جوشش و ، و از واردات قلبى و لذت هاى خاص به خود.
**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
از دیدگاه نهج البلاغه، دنیاى عبادت دنیاى دیگرى است، دنیاى عبادت آکنده از لذت است، لذتى که با لذت دنیاى سه بعدى مادى قابل مقایسه نیست.
دنیاى عبادت پر از جوشش و و سیر و سفر است اما سیر و سفرى که " به مصر و عراق و شام " و یا هر شهر دیگر زمینى منتهى نمى شود، به شهرى منتهى مى شود " کاو را نام نیست. "
دنیاى عبادت شب و روز ندارد زیرا همه روشنائى است، تیرگى و اندوه و کدورت ندارد، ی ره صفا و خلوص است. از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است ى که به این دنیا پاگذارد و نسیم جانبخش این دنیا او را نوازش دهد، آن که به این دنیا گام نهد دیگر اهمیت نمى دهد که در دنیاى ماده و جسم بر دیبا سر نهد یا بر خشت: «طوبى لنفس ادت الى ربها فرضها و عرکت بجنبها بوسها، و هجرت فى اللیل غمضها، حتى اذا غلب الکرى علیها افترشت ارضها، و توسدت کفها، فى معشر اسهر عیونهم خوف معادهم، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم، و همهمت بذکر ربهم شفاههم، و تقشعت بطول استغفارهم ذنوبهم، اولئک حزب الله، الا ان حزب الله هم المفلحون؛ خوشا به حال آن که وظیفه واجبش را نسبت به پروردگارش ادا کرده، سختى و مشکلات را تحمل نموده، خواب را در شب کنار گذارده، تا آنگاه که بر او غلبه کند روى زمین دراز بکشد و دست زیر سر بگذارد و استراحت کند در میان گروهى باشد که از خوف معاد، چشم هایشان خواب ندارد پهلوهایشان براى استراحت در خوابگاهشان قرار نگرفته، همواره لبهایشان بذکر پروردگار در حرکت است، گناهانشان بر اثر استغفار از بین رفته، آنها حزب الله اند، آگاه باشید که حزب الله رستگارانند.» (نامه 45 ) گناهان را مانند برگ درخت مى ریزد و گردنها را از ریسمان گناه آزاد مى سازد، خدا را به چشمه آب گرم که بر در خانه شخص باشد و روزى پنج نوبت خود را در آن شستشو دهد تشبیه فرمود، آیا با چنین شستشوها چیزى از آلودگى بر بدن باقى مى ماند؟



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5641




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات

آیات قرآن در نهج البلاغه

**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
نهج البلاغه پس از قرآن کریم، ارزشمندترین کتاب هدایت و انسان سازی است که در جای جای آن، انعکاس آیات آسمانی قرآن، مشهود است. کلام علی علیه السلام بارها به آیات و مفهوم و شرح و توضیح آن ها، تزئین و نورانی شده است و آن قدر با قرآن پیوند عمیق و زیبا برقرار کرده است که هر جوینده ی حقیقت و معارف ی را به سمت توجه و کنکاش در کلام علوی می کشاند تا با مشخص بعضی از این جلوه های تابش نور الهی در کلام علی علیه السلام اندکی از عطش خود را بکاهد و قدری از حلاوت کلام علی علیه السلام بچشد .
نهج البلاغه در 121 مورد به طور صریح به آیات قرآن کریم استشهاد نموده و یا اقتباس کرده است: 1ـ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِیسَ. (خطبه 1)
2ـ اِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ اِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ. (خطبه 1)
3ـ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً، وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ. (خطبه 1)
4ـ تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ. (خطبه 3)
5ـ اِحْدَی الْحسْنَیَیْنِ. (خطبه 23)
6ـ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍِ. (خطبه 85)
7ـ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ. (خطبه 18)
8ـوَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدَ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً. (خطبه 18)
9ـ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِیرَکُمْ إِلَى النَّارِ. (خطبه 28)
10ـ کَاَنَّما یُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ. (خطبه 39)
11ـ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللهِ الْحُسْنى. (خطبه 50)
12ـ لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِینَ. (خطبه 57)
13ـوَ أَنْتُمُ الْاَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَکُمْ، وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمالَکُمْ. (خطبه 65)
14ـ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ. (خطبه 70)
15ـ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ. (خطبه 84)
16ـفَأَیْنَ تَذْهَبُونَ. (خطبه 86)
17ـ وَ أَنّی تٌؤْفَکُونَ. (خطبه 86)
18ـ تَاللَّهِ إِنْ کُنَّا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ، إِذْ نُسَوّیکُمْ بِرَبِّ الْعالَمِینَ. (خطبه 90)
19ـ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ، لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ. (خطبه 90)
20ـ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. (خطبه 216)
21ـ فَاِنَّ الْعاقِبَهَ لِلْمُتَّقینَ. (خطبه 97)
22ـ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ وَ إِنْ کُنَّا لَمُبْتَلِینَ. (خطبه 102)
23ـ مِنْ ماءٍ مَهینٍ. (خطبه 108)
24ـ رَیْبُ الْمَنُونِ. (خطبه 108)
25ـ کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ، وَ کانَ اللَّهُ عَلى کُلِّ شَیْ‏ءٍ مُقْتَدِراً.(خطبه110)
26ـ کَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنا، اِنَّا کُنَّا فاعِلِینَ. (خطبه 110)
27ـ فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. (خطبه 113)
28ـ تُنْزِلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ تَنْشُرُ رَحْمَتَکَ وَ اَنْتَ الْوَلِیُّ الْحَمیدُ. (خطبه 114)
29ـ وَ تُبْلی فیهِ السَّرائِرُ. (خطبه 119)
30ـفَاِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَىَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ. (خطبه 125)
31ـ اِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَهِ وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ. (خطبه 128)



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5644




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
خدا کند به مرگ بزرگ مبتلا نشوی!


**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
علی معیارهای عد را نیک شناخت، و با ژرفترین واژه ها و جمله ها آن را بازگفت، و در عینیت زندگی خویش ـ با همه فراز و نشیب ها ـ آن را به پی آورد. او لحظه ای و ذره ای از میزان عدل فاصله نگرفت، حتی در میدان جنگ و با دشمن ترین دشمنان. او با قاتل خویش به عد رفتار کرد، و سرانجام هستی خویش در این راه نهاد، و خود شهید عد گشت. چنین چهره ای در سراسر تاریخ انسان، علی بود.حضرت می فرمایند:
ای مردم! شگفت انگیزترین چیز در آدمی دل اوست؛ و در آن مایه هایی از حکمت است، و چیزهایی ضد آنها؛ پس اگر به چیزی امید بندد، طمع او را خوار کند؛ و اگر آتش طمعش شعله ور شود، حرص او را هلاک سازد... و اگر مالی به دست آورد، ثروت او را به گردنکشی برانگیزد، و اگر به فقر دچار گردد، گرفتاری او را از کار بیندازد؛ و اگر در سیر شدن زیاده روی کند، پُری شکم او را آزار دهد؛ پس هر کاستیی برای آدمی زیانبخش است، و هر افراط و زیاده رویی مایه تباهی..
در کلام نگریستیم که انسان با گرایش های شدید مال اندوزی در دام طغیانگری و گستاخی های سرمایه داری گرفتار می آید:
اگر مالی اندوخت به گردنکشی سرمایه داری گرفتار آید.
و اگر دچار تهیدستی و بینوایی گردد گرفتار پیآمدهای بازدارنده فقر می گردد.
و اگر به فقر دچار گردد، گرفتاری او را به خود مشغول دارد.
و اگر غذای کافی نیابد و گرسنه بماند ناتوان می شود و تعادل تنی او بر هم می ریزد.
و اگر گرسنگی او را بی طاقت کند، ضعف او را از کار بیندازد.
و اگر در خوراک از مرز عدل و اعتدال بگذرد، و به پُرخوری روی آورد به بیماریهای زاده از شکمبارگی دچار می گردد، و تعادل ویتامین ها، پروتئین و دیگر مواد لازم برای بدن در او بهم می خورد.
و اگر در سیر شدن افراط ورزد، پرخوری او را آزار دهد و بیمار سازد. از این رو، باید به حدّ لازم و عدل و اعتدال تن دهد، و در همه ابعادِ وجودی خویش، درچارچوب قانون توازن و تعادل حرکت کند.
علی، برای نجات انسان از پیآمدهای دوری از عدل و تعادل و بازگشت به حدّ اعتدال در همه پهنه های زندگی، همواره بر مصرف اقتصادی و در حد میانه تاکید می کند و از زیست اسرافی و اشرافی سرمایه داری بیم می دهد



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5643




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
در نهج البلاغه

در نهج البلاغه چنین آمده است «خداوند بندگان مؤمن را با ها و زکاتها و روزه های دشوار از کبر و خودبینی محافظت و حراست می کند به پیکر آنان آرامش می بخشد، به دیدگان آنان فروتنی می دهد، نفس آنان را رام می سازد، دل های آنان را افتادگی می آموزد و خودپسندی را از آنان دور می کند». **** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
به خاطر نقش الگویی که حضرت علی (ع ) در زندگی اکثر اقشار جامعه دارد و سخنانی که حضرت علی (ع ) در این زمینه داشتند به ای از سخنان آن حضرت دربارة با توجه به نهج البلاغه می پردازیم .

1- نقش اساسی و اهتمام به


حضرت علی (ع ) ضمن تأکید بر امر ، از عوامل سقوط دوزخیان نخواندن برمی شمرد و می فرماید:
«تعاهدوا امر الصلاة و حافظوا علیها و استکثروا منها و تقربوا بها فانها «کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتاً» الا تسمعون الی جواب اهل النار حین سئلوا: «ما سئلکم فی سقر؟ قالوا: لم نک من المصلین .» و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها. اطلاق الربق و شبهها رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - بالحمة ت علی باب الرجل فهو یغتسل منها فی الیوم واللیلة خمس مرات فما عسی ان یبقی علیه من الدرن » 1
«مردم ! را برعهده گیرید و آن را حفظ کنید، زیاد بخوانید و با خود را به خدا نزدیک کنید. فریضة واجبی است که در وقت های خاص بر مؤمنان واجب گردیده است . آیا به پاسخ دوزخیان گوش فرا نمی دهید آن هنگام که از آن ها پرسیدند: چه چیز شما را به دوزخ کشانده است ؟ گفتند: ما از گزاران نبودیم . همانا ! گناهان را چونان برگ های پاییزی فرو می ریزد و غل و زنجیر گناهان را از گردن ها می گشاید. (ص ) را به چشمه آب گرمی که بر درِ سرای مردی جریان داشته باشد تشبیه کرد. اگر روزی پنج بار خود را در آن شستشو دهد، هرگز چرک و آلودگی در بدن او نماند.»
به حضرت علی (ع ) عرض شد: نظر شما دربار ه ی که نمی خواند چیست ؟ آن حضرت فرمودند: کافر است . 2
بر اهتمام به نوجوانان نیز تأکید فراوانی شده است : «عملوا صبیانکم الصلوة و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم » 3 به ک ن بیاموزید و آن را به هنگام بلوغ بر ترک مؤاخذه کنید.
«اذا عقل الغلام و قرا شیئاً من القران علم الصلوة » 4 «هرگاه پسربچه به حد رشد برسد و مقداری از قرآن را بخواند، باید به او آموخته شود». را در وقت خودش به جای آر، نه این که در بیکاری زودتر از وقتش بخوانی و به هنگام درگیری و کار، آن را تأخیر بیندازی و بدان که تمام کردار خوبت در گرو است



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5642




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
چرا شادی هامون پایدار نیست؟!


**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
دینی است که به روابط اجتماعی و چگونه حاضر شدن در اجتماع و خوشرو و خنده رو بودن در جامعه و زدودن غبار غم از چهره دوستان به وسیله شاد و خندان بودن تأکید بسیاری کرده است. و از مومنان خواسته است تا از اخمو بودن و تلخی و غمگین بودن دوری کنند چرا که هم در زندگی خود آنها و هم بر اطرافیان آنها اثر منفی می گذارد.
شادی و غم در فرهنگ ی

فرهنگ ی یک فرهنگ غنی و بسیار کهن است و فرهنگی کامل که در تمام ابعاد آن سخن به میان آمده است و دین کاملترین دین است که به تمام امور در زندگی توجه کرده است و اینکه اگر بگوییم دین و فرهنگ ی مساوی است با نشاط، امید، شادی سخنی به گزاف نگفته ایم.
تمام سخنان و سفارشاتی که در قرآن و دین برای انسان ها گفته شده است منطبق بر خواسته های فطری آنهاست و برای درست زندگی و سعادتمند شدن هم در این دنیا و هم در جهان آ ت است. دین منظمی که برای تمام امور زندگی برنامه و راه کار به ما نشان داده است.
شادی و دوری از غم منفی و احساس خوشبختی از اصلی ترین برنامه های این فرهنگ غنی و دین کامل است. دقت در سخنان ائمه و صلی الله علیه و اله اهمیت فوق العاده شادی و تبسم و خوشرویی را نشان می دهد و در جمله ای صلی الله علیه و اله فرمودند: اگر دو روز شما با هم مساوی باشد ضرر کرده اید.
منظور اینکه زندگی باید همیشه در حال تازه و نو شدن باشد.
البته در این فرهنگ غنی جایی برای غم و اندوه نیز باز مانده است و آن غم و اندوه بر فراق محبوب و اندوه بر گناهان و اشتباهات زندگی و غیره است و همچنین احساس همدردی با دوستان و خانواده در دنیاست.
چنین فردی چون زندگی کوتاه دنیا را فرصتی ارزشمند جهت فراهم نمودن ذخیره ای برای آ ت می داند، هدفمند است و می کوشد از لحظه لحظه های زندگی خود برای ب رضای الهی استفاده کند. چنین فردی زندگی دنیا را پوچ و بی ارزش تلقی نمی کند، بلکه آن را دارای هدفی والا می داند. طبیعی است که چنین فردی در مقایسه با سایر افراد شادتر خواهد بو



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5647




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
کلام علی «علیه السلام» درباره ویژگی یاران شرایط مکانی بعثت در خطبه 33 نهج البلاغه، ؟

علیه السّلام در آغاز این خطبه - چنان که گفته شد- به عصر بعثت اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و ظهور انقلاب ى در جزیرة العرب اشاره مى‏کند و نشان مى‏دهد که مردم در عصر جاهلیت در چه شرایطى مى‏زیستند و صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آنها را به چه افتخار و سعادتى رسانید، مى‏فرماید:
خداوند محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را هنگامى مبعوث کرد که هیچ از عرب کتاب آسمانى نمى‏خواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (همه آنها از دعوت انبیا دور مانده بودند و از کتب آسمانى، محروم و در گرداب شرک و کفر غوطه‏ور بودند)، (إنّ اللّه بعث محمّدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و لیس أحد من العرب یقرأ کتابا و لا یدّعی نبوّة).
بعضى از مفسران معروف نهج البلاغه در اینجا این سؤال را مطرح کرده‏اند که چگونه مى‏توان گفت که احدى از عرب نه کتاب آسمانى داشت و نه پیرو ى از ان خدا بود، در حالى که مى‏دانیم که جمعیت قابل ملاحظه‏اى از یهود و گروهى از یان در آن سرزمین مى‏زیستند و کتابى به نام تورات و انجیل در میان آنان بود؟ سپس در جواب این سؤال اشاره به تحریف تورات و انجیل کرده‏اند.
بنا بر این کتابى که در میان آنها بود، کتاب راستین نبود و نیز پیروى آنان از حضرت موسى و ، دروغین بود. آنها آن گاه به این آیه استدلال کرده‏اند که مى‏فرماید:
«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‏ بَشَرٍ مِنْ شَیْ‏ءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ؛ بگو: چه ى کتابى را که موسى آورد، نازل کرد، کتابى که نور و هدایت براى مردم بود؟ (امّا شما یهود) آن را به صورت پراکنده‏اى در آوردید، قسمتى را (که به سود شما است) آشکار مى‏سازید و بسیارى را (که بر خلاف هواى نفسانى شما است) پنهان مى‏دارید؟».
این احتمال را نیز داده‏اند که منظور عرب، در اینجا اکثریت آنها است که مشرک و بت پرست بودند.
پاسخ سومى که به این سؤال مى‏توان داد این است که یهود جزو نان بومى جزیرة العرب نبودند، بلکه طبق آنچه در تواریخ معروف آمده است، هنگامى که بشارت‏هاى ظهور را در کتب خود خواندند و احساس د وقت ظهور نزدیک شده، به آنجا آمدند که شاهد ظهور آن بزرگوار باشند، هر چند بعدا از ترس این که منافع‏شان به خطر افتد، راه نفاق و عداوت را پوییدند. یان نیز، احتمالا مهاجران و در عین حال، بسیار در اقلیت بودند.
به هر حال، علیه السّلام در این سخن به دور ماندن اقوام جاهلى از سرچشمه وحى و نبوت اشاره مى‏کند و همین یک نکته نشان مى‏دهد که تا چه حدّ آنها در گرداب شرک غوطه‏ور بودند و در شعله‏ هاى آتش فساد مى‏سوختند. (1)
پی نوشت:
1. آیة الله العظمى مکارم شیرازى،‏ پیام المؤمنین علیه‏السلام، ج‏2، ص 297.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5646




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
نکات مشترک قرآن و نهج البلاغه

قرآن و نهج البلاغه دارای ارتباط محکم و لاینفکی هستند ،و این عجیب نیست که قرآن صامت و قرآن ناطق همسخن و هماهنگ باشند این هماهنگی ی ره حکمت است و شگفتی و انسان ساز و تحول برانگیز.
**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
منت گذاشتن احسان را باطل مى کند

بقره:264: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى » ؛ شما که ایمان دارید صدقه هاى خویش را با منت و اذیت باطل نکنید.
در نامه ایى که على "علیه السلام" به مالک اشتر نوشته، تذکر داده است: نامه 53: «و ایاک و المن على رعیتک باحسانک... فان المن یبطل الاحسان... » ؛ بپرهیز از اینکه به احسانى که مى کنى بر رعیتت منت گذارى... زیرا منت گذاشتن احسان را باطل مى کند.

دلیل زنده شدن پس از مرگ

قرآن مبین در پاسخ به اشکال فردى که استخوان پوسیده ى انسانى را نزد پیغمبر اکرم آورد و گفت که چگونه ممکن ست این دوباره زنده شود، مى فرماید:
یس:78 و 79« وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ * قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ.»
؛ براى ما مثلى مى زند در حالى که خلقت خویش را از یاد برده است: مى گوید چه ى استخوانهاى پوسیده را زنده مى کند، بگو: همان که دفعه ى اول آن را ایجاد کرده است، زنده اش مى کند.
حکمت 121: و عجبت لمن انکر النشاه الا ى و هو یرى النشاه الاولى.
و شگفت دارم از ىنکات مشترک قرآن و نهج البلاغه

قرآن و نهج البلاغه دارای ارتباط محکم و لاینفکی هستند ،و این عجیب نیست که قرآن صامت و قرآن ناطق همسخن و هماهنگ باشند این هماهنگی ی ره حکمت است و شگفتی و انسان ساز و تحول برانگیز.

**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
منت گذاشتن احسان را باطل مى کند

بقره:264: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى » ؛ شما که ایمان دارید صدقه هاى خویش را با منت و اذیت باطل نکنید.
در نامه ایى که على "علیه السلام" به مالک اشتر نوشته، تذکر داده است: نامه 53: «و ایاک و المن على رعیتک باحسانک... فان المن یبطل الاحسان... » ؛ بپرهیز از اینکه به احسانى که مى کنى بر رعیتت منت گذارى... زیرا منت گذاشتن احسان را باطل مى کند.

دلیل زنده شدن پس از مرگ

قرآن مبین در پاسخ به اشکال فردى که استخوان پوسیده ى انسانى را نزد پیغمبر اکرم آورد و گفت که چگونه ممکن ست این دوباره زنده شود، مى فرماید:
یس:78 و 79« وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ * قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ.»
؛ براى ما مثلى مى زند در حالى که خلقت خویش را از یاد برده است: مى گوید چه ى استخوانهاى پوسیده را زنده مى کند، بگو: همان که دفعه ى اول آن را ایجاد کرده است، زنده اش مى کند.
حکمت 121: و عجبت لمن انکر النشاه الا ى و هو یرى النشاه الاولى.
و شگفت دارم از ى که خلقت دیگر را انکار مى کند و حال آنکه خلقت اول را مى بیند.
نامه 53: «و ایاک و المن على رعیتک باحسانک... فان المن یبطل الاحسان... » ؛ بپرهیز از اینکه به احسانى که مى کنى بر رعیتت منت گذارى... زیرا منت گذاشتن احسان را باطل مى کند که خلقت دیگر را انکار مى کند و حال آنکه خلقت اول را مى بیند. نامه 53: «و ایاک و المن على رعیتک باحسانک... فان المن یبطل الاحسان... » ؛ بپرهیز از اینکه به احسانى که مى کنى بر رعیتت منت گذارى... زیرا منت گذاشتن احسان را باطل مى کند



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5645




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
تربیت عقلانی را بلدیم؟!

**** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه *****
تربیت همانند دیگر انواع و گونه های تربیت دارای روش هایی است که باید آنها را شناخت و به کار بست. هرچند در روزگار علی تعلیم و تربیت همانند امروز رشته ای علمی نبود تا از شیوه های مشخص، در آن زمان سخن گفته شود. ولی از دقت و تأمل در گفتار و سیره آن بزرگوار در دوره حکومت پنج ساله اش می توان روش های بسیاری را است اج و در تربیت کارگزاران از آن بهره گرفت. در این مجال، به مهمترین و اساسی ترین این روش ها خواهیم پرداخت:
توجه به رشد عقلانی

در تربیت با توجه به موقعیت افراد و مسایل گوناگون از روشهای مختلف تربیتی استفاده می شود. از روش هایی که علی برای تربیت کارگزاران و عموم مردم از آن بهره می گرفت، شیوه عقلانی است. مقصود از روش عقلانی، مجموعه تدبیرها و راه هایی هستند که به گونه ای سازمان یافته رشد و پرورش عقل را در دو بند نظری و عملی فراهم می آورند.
شخصیت انسان از ابعاد گوناگون جسمی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و عقلانی تشکیل می شود. از نگاه فیلسوفان تربیتی آنچه در زمینه تربیت بیشتر از همه چیز باید مورد توجه قرار گیرد بُعد عقلانی انسان است چرا که این بُعد بیانگر امتیاز انسان از دیگر حیوانات و به دیگر سخن انسانیت انسان بستگی به پرورش قدرت عقلانی او دارد. از سوی دیگر بُعد عقلانی انسان هر چند از دیگر ابعاد تأثیر می پذیرد ولی در پرورش آنها نقشی اساسی دارد. افزون بر همه اینها کار تربیت، خود یک تلاش عقلانی است. بررسی ماهیت انسان، تشخیص نیازهای مادی و معنوی او تهیه برنامه های آموزشی، گزینش روش های اساسی و ارزی پیشرفت افراد از جهت تربیتی همه جنبه عقلانی دارند. قرآن کریم، پایه و اساس نظام تربیتی را بر حکمت و عقلانیت استوار می داند.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5648




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
http://ahlolbait.com/files/u947/hamrah-peyambar.jpg مشخصات نهج البلاغه


1.نهج البلاغه دارای چند خطبه می باشد؟
2. نهج البلاغه دارای چند نامه می باشد؟
3. نهج البلاغه دارای چند حکمت می باشد؟
4. طولانی ترین خطبه کدام است؟
5. کوتاهترین خطبه کدام است؟
6. طولانی ترین نامه کدام است؟
7. کوتاهترین نامه کدام است؟
8. طولانی ترین حکمت کدام است؟
9. کوتاهترین حکمت کدام است؟
10. نهج البلاغه توسط چه ی جمع آوری شده است؟
11. جمع آوری نهج البلاغه در چه سالی و چه ماهی به اتمام رسیده است؟
12. آ ین جمله نهج البلاغه درباره چه موضوعی می باشد؟
13. یکی از صفات حسنه ای که حضرت علی ـ علیه السلام ـ در اکثر خطبه ها به آن توصیه کرده و بر لازم است آن را در خطبه های سفارش کند، کدام است؟
14. نام قرآن چند بار در نهج البلاغه تکرار شده است؟
15. عمده ترین بخشهای نهج البلاغه بر چه عنصری پایه ریزی شده است؟
16. چند آیه قرآن در نهج البلاغه آمده است؟
17. در نهج البلاغه چند حدیث نبوی ذکر شده است؟
پاسخ ها:
1. نهج البلاغه دارای 241 خطبه می باشد.
2. نهج البلاغه دارای 79 نامه می باشد.
3. نهج البلاغه دارای 480 حکمت می باشد.
4. طولانی ترین خطبه، خطبه 192 می باشد که به خطبه قاصعه مشهور است.
5. کوتاهترین خطبه، خطبه 61 نهج البلاغه است، که در مورد خوارج می باشد(لا تقاتلوا الخوارج ...)
6. طولانی ترین نامه، نامه53 است، که مشهور به عهدنامه مالک اشتر می باشد.
7. کوتاهترین نامه، نامه 79 است که خطاب به فرماندهان لشکرها می باشد.
8. طولانی ترین حکمت، حکمت 147 می باشد که خطاب به کمیل بن زیاد نخعی فرموده است.
9. کوتاهترین حکمت، حکمت 187 می باشد که درباره کوچ از دنیا است. «الرحیل و شیک» کوچ (از دنیا) نزدیک است! و حکمت 418 که درباره صبر و بردباری می باشد«الحلم عشیره» حلم و بردباری قوم و عشیره است.
10. نهج البلاغه توسط سید ابوالحسن محمدبن حسین الطاهر المناقب مشهور به سید رضی(رحمه الله علیه) جمع آوری شده است.
11. جمع آوری نهج البلاغه در ماه رجب سال 400 ه.ق به اتمام رسیده است.
12. آ ین جمله نهج البلاغه درباره دوست می باشد که می فرماید: «اذا احتشم المؤمن اخاه فقد فارقه».
به خشم آوردن و شرمنده ساختن دوست مقدمه ج از دوست است.
13. در اکثر خطبه ها حضرت علی ـ علیه السلام ـ به «تقوی» که مانع انجام همه گناهان است اشاره کرده است.
14. نام«قرآن» 41 بار در نهج البلاغه ذکر شده است. (توضیح اینکه مراد فقط کلمه قرآن است) البته در نهج البلاغه ازقرآن تعبیرات دیگری شده است مثلا «کتاب»، «کتاب الله»، «کتابه» و غیره.
15. موعظه از مجموع 241 خطبه نهج البلاغه 86 خطبه موعظه و یا لااقل مشتمل بر یک سلسله مواعظ است مانند خطبه 176 که با جمله «انتفعوا ببیان الله» آغاز می شود و خطبه 192 که به خطبه قاصعه و خطبه 193 که به خطبه متقین معروف است. و از مجموع 79 نامه در نهج البلاغه، 25 نامه تماما موعظه و یا متضمن جمله هایی در نصیحت و اندرز و موعظه است. مانند اندرز نامه آن حضرت به فرزند عزیزش مجتبی ـ علیه السلام ـ که نامه 31 می باشد و فرمان معروف آن حضرت به مالک اشتر که طولانی ترین نامه ها است(نامه 53) و نامه 45 که همان نامه معروف آن حضرت به عثمان بن حنیف والی بصره است. و از مجموع 480 حکمت موجود در نهج البلاغه تماما مشتمل بر پند، اندرز و نصیحت و موعظه می باشد.
16. 87 آیه از 43 سوره قرآن در نهج البلاغه آمده است.
17. در نهج البلاغه 16 حدیث نبوی ذکر شده است.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5649




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
کلام علی «علیه السلام» درباره بشارت به ظهور مهدی (عج) آیا اگر عمر حضرت رسول بیشتر می بود بر حجم قرآن افزوده می شد؟

گرچه برخی روشنفکران معاصر چنین تصوری دارند که اگر عمر بیشتری می کرد، آیات دیگری بر آیات موجود افزوده می شد، ولی مؤمنان(ع) در نهج البلاغه سخنی زیبای دارد که گویا در پاسخ چنین پرسشی گفته شده(و یا می تواند بهترین پاسخ برای سؤال باشد) حضرت فرمود:
«و عمّر فیکم نبیه ازماناً، حتی اکمل له و لکم- فیما اننزل من کتابه- دینه الذی رضی لنفسه؛
ش را میان شما عمر داد، تا آن که دینش را (که آن را برای او و برای شما پسندیده) در قرآنی که فرستاد کامل نمود»(1)
از کلام حضرت به دست می آید که خداوند را تا زمانی میان مردم زنده نگاه داشت که آنچه برای بشر در زمینه­های گوناگون زندگی لازم بود، در آیات قرآن نازل گردد، بنابراین اگر بیش از این مقدار(63) عمر می نمود، گرچه برکات فراوانی از ناحیه وجود برکت او نصیب بشر گردید، ولی هیچ دلیل عقلی و یا نقلی در دست نیست ثابت کند که آیات قرآن بیش از این که هست، نازل می شد، چون به گفته مؤمنان(ع) برای تکمیل دین مورد رضای خداوند با نزول آیات به اندازه کافی به عمر داده شد، و دین با نزول آیات کامل گردید، از این رو برخی از شارحان نهج البلاغه در توضیح کلام حضرت با اشاره
به آیه «الیوم اکملت لکم دینکم....»(2) بر این نکته تأکید کرده اند.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5650




شرایط تقسیم ارث

درخواست حذف اطلاعات
 بخوانید در این قسمت ریزه کاری های تقسیم ارث را از زبان یک متخصص دادگستری ، همان طور که می دانید همه چیز برای تقسیم ارث روی اصول می باشد . تعداد فوت شدگانی که هیچ وارثی ندارند و اموالشان در نهایت به نفع ت ضبط می شود، زیاد نیست. در ازای آن بیشتر فوت شدگان، ورثه ای عریض و طویل دارند که وقتی اموال میانشان تقسیم می شود به هر کدام سهم ناچیزی می رسد. در مقابل برخی نیز سهم الارث قابل توجهی دارند به طوری که با تقسیم ارث میان آنها زندگی هر کدامشان از این رو به آن رو می شود. در بین این دو گروه یعنی چه آنها که ارث اندکی از متوفی می برند و چه آنها که با سهم الارث خود به رفاه می رسند، انی هستند که یا به دنبال تبانی برای بیشتر سهم بردن هستند یا به دنبال حذف بقیه ورثه، اما قوانین ارث و سهم هر یک از افراد از آن کاملا مشخص است و آن طور که اکبر عراقی، پایه یک دادگستری می گوید هیچ فردی نمی تواند فرد دیگر را از رسیدن به ارث محروم کند، در حالی که اگر در جایی در حق برخی افراد اجحاف شود راه محاکم دادگستری، طرح شکایت و تلاش برای احقاق حقوق از دست رفته نیز برای آنها باز است.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5610




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
http://ahlolbait.com/files/u65/hekmat-tafavot_0.jpg **** کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه ***** به نظر رسید زمان آن رسیده که چندی در سایه سار نهج البلاغه باسایم و زمزم زلال ولایت را از جام زرین آن سر کشیم ، باشد تا تشنگان وادی معرفت از این رهگذر با آموزه های متعالی کلام
بیان بیش از پیش آشنا شده وساغر دل با زمزم معرفت علی عالی اعلی سر شار سازند .
در آغاز باید کمی در باره آن کتاب عالی وکلام متعالی شناختی حاصل آِید :
سخن گفتن از نهج البلاغه همچون سخن گفتن از فضایل علی (ع) است که به فرموده (ص) اگر همه دریاها مرکب شوند و درختان قلم، هرگز گوشه ای از فضایلش را نتوانند نوشت. کت که با داشتن خطبه ها و نامه ها و حکمت های به غایت فصیح و بلیغ، رنگ و صبغه الهی و عطر و بوی نبوی دارد، تا آن حد که سخن شناسان و ادبیان، همگی نهج البلاغه را برادر قرآن لقب داده اند و آن را فروتر از سخن آفریدگار و فراتر از سخن آفریندگان دانسته اند.
علی (ع) به تعبیر خود ایشان، گفتار است و به تعبیرابن الحدید، ادیب و شارح معروف نهج البلاغه، ارباب صنایع بدیع. نهج البلاغه نه همه دانش المومنین (ع) که تنها گوشه ای از علم بی کران و یک از هزار هزار باب علم آن حضرت است. با این همه، همین اندک با بیان علوم و معارف الهی و ارائه بهترین نمونه های فصاحت و بلاغت در کلام عرب، همه سخنوران، خطیبان، نویسندگان و شمندان را به عجز و ناتوانی کشانده است
عارف بزرگ وحکیم سترگ معاصر در باره آن کتاب فرمود :
کتاب نهج البلاغه که نازلهء روح اوست،برای تعلیم و تربیت ما گان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی،خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مـجموعه ای اسـت دارای ابعادی به اندازهء ابعاد یک انسان و یک جامعهء بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هرچه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه ها به وجود آید و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فـیلسوفان و مـحققان بـیایند و در آن غور کنند و غرق شوند..



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5611




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
کلام علی «علیه السلام» درباره مغبوض ترین بنده خدا خد ا وند از راه های گوناگون و متفاوت قابل شناخت و اثبات است. راه هایی که بعضی بسیار ساده و در خور فهم عموم است و بعضی در حدّ متوسط و بعضی بسیار دشوار و پیچیده اند.
بیان معجزه آسای المومنین در باره نشانه های وجود خداوند نیز چنین است:
«دلّت علیه اعلام الظهور وامتنع على عین البصیر، فلا عین من لم یره تُنکره ولا قلب من اثبته یُبصره فهو الّذی تشهد له اعلام الوجود على اقرار قلب الجحود؛(1) نشانه های آشکار بر وجود خدا دل دارد، و به چشم بیننده در نیاید، نه چشمی که او را ندیده، انکارش کند و نه دل ی که باورش نموده، او را می بیند. او ی است که نشانه های هستی بر اقرار قلبی منکرانش گواهی می دهد».
در دعای عرفه سالار شهیدان نیز آمده:
« الهی ترددی فی الاثار یوجب بعد المزار کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقر الیک ای لغیرک من الظهور ما لیس لک، حتی ی هو المظهر لک متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک و متی بعدت حتی ت الاثار هی ی توصل الیک، عمیت عین لاتراک علیها رقیبا؛(2) الهی اگر به یکایک آثار وجود تو برای شناختت توجه نمایم، مرا از وصال معرفت تو دور می کند، چگونه استدلال نمایم بر تو به چیزهایی که در وجودش محتاج تو هستند؟ آیا برای غیر تو ظهوری است که برای تو نباشد تا آن غیر (آثار) ظاهر کننده و اثبات کننده وجود تو باشند ؟ غایب نبوده ای که نیازمند دلیل بر اثبات تو باشیم، دور نیستی تا این که آثار ما را به تو برساند، کور است چشمی که تو را بر مظاهر عالم نمی بیند.
بر اساس این آموزه متعالی معلوم می شود که چه بسا راه استدلال و برهان مانع شناخت و معرفت الهی می شود . راه شناخت و معرفت وصال را دورتر می کند، خداوند پیداتر از آن است که انسان برای اثبات او به دلیل و برهان متوسل گردد. از این رو برخی از عارفان نکته آموزنده با الهام از این دعای نورانی می گوید:
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را
غایب نبوده ای که شوم طالب حضور پنهان نبوده ای که هویدا کنم تو را
با صدهزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را (3)
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، نشر موسسه المومنین قم 1375 ش ، خطبه 49.
2. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان نشر دفتر نشر فرهنگ ی تهران، ص 496.
3. فروغی بسطامی، دیوان، نشر دار الکتب یه تهران بی تا، ص1 .



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5612




کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

درخواست حذف اطلاعات
کلام علی «علیه السلام» درباره غنیمت شمردن فرصت ها صفات خدا عین ذات خدا؟

اولا باید به این امر توجه داشته باشید که حقیقت ذات و صفات الهی بر ی روشن نیست. در بهترین شرائط نمی توان به تصویر روشن و واضحی از آنها رسید اما این به معنی دست کشیدن از تلاش فکری برای درک مقدار ممکن این حقایق نیست .
در خصوص عینیت ذات وصفات در خداوند حقیقت امر آن است که خداوند یک ذات یگانه ویکپارچه وبدون هرگونه جزئی است؛ یعنی به اصطلاح بسیط است .
آنچه در خداوند وجود دارد تنها ذات الهی است وصفات آن گونه که می شناسیم- یعنی آن گونه که بتوان آن را از یک موجود به صورت جدا تصور کرد وآن را از او گرفت یا به او داد - در مورد خداوند معنا ندارد. ذات خداوند به تنهایی در اوج کمال است ؛یعنی هرآنچه خیر وکمال ونیکی به حساب آید، در او وجود دارد . ازاین دارایی به «صفت داشتن» یاد می کنیم ومی گوییم مثلا خداوند دارای صفت قدرت است در حالی که هرچه هست در خود ذات خداست، نه جدا و غیر از او، پس هر صفتی که برای خدا برشمردیم ، یک مفهوم ذهنی بود که از نهایت کمال بودن ذات خداوند به دست آوردیم ،نه چیز دیگری و این یعنی عینیت صفات با ذات .
پس در واقع صفاتی حقیقی و مجزا برای خداوند قائل نشدیم .
ممکن است این تعبیر از المؤمنین: «کمال وحید له نفی الصفات عنه؛ نهایت وبالاترین درجه توحید ،نفی هر صفتی از خداوند است»(1)اشاره به همین مطلب باشد .
اگر بخواهیم این عینیت وعدم انفکاک را در قالب مثالی بیان کنیم می توان گفت :فرض کنید صفت علم برای یک انسان قابل ج از اوست مثلا آدمی ممکن است در برهه ای از عمر خود عالم نباشد مثلا در کودکی یا پیری اما وصف انسان بودن از او قابل جدا شدن نیست و تا زمانی که زنده است این صفت را دارد ؛ در واقع انسان بودن او چیزی غیر از ذات او نیست . ولی در خداوند این طور نیست و علم او از ذات او جدا نیست بلکه تمام ذات او علم است و این طور نیست که ذاتی داشته باشد و علمی ،و این دو غیر از هم باشد .
معتقدیم که از نظر مفهمومی بین صفات و ذات تغایر وجود دارد ولی از نظر مصداق و خارج بین این دو اتحاد و یگانگی وجود دارد.

پی نوشت :
1)نهج‏البلاغه، خطبه اوّل.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5613




ویژه نامه مبعث رسول اعظم محمد مصطفی (ص)

درخواست حذف اطلاعات


(✿◠‿◠✿)*صبح سعادت* (✿◠‿◠✿)
*ویژه نامه مبعث رسول اعظم محمد مصطفی (ص)*



قالَ رسول الله صلّى اللّه علیه و آله:

ثَلاثَةٌ اءخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى: اءلضَّلالَةُ بَعْدَ
الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(7)

خدا که درود خدا براو و خاندانش باد فرموده اند:

فرمود: سه چیز است که از آن ها براى امّت خود احساس خطر مى کنم:
1 گمراهى، بعد از آن که هدایت و معرفت پیدا کرده باشند.
2 گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها.
3 مشتهیات شکم، و آرزوهاى نفسانى و پرستى.

بحارالا نوار: ج 10، ص 368، ح 15.





منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5595




(...◕✿◕◕✿◕ پیام (ص) به دختران امروز ◕✿◕◕✿◕...)

درخواست حذف اطلاعات

از فرصت ها سود جویید.

فرصت جوانی، یک غنیمت زودگذر است. پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتیست. مصطفی فرمود: دنیا ساعتیست.

زندگی کوتاه تر از آن است که دست کم گرفته شود. اعظم صلی الله علیه و آله می فرمود :

در قیامت برای هر روز از ایام عمر بندگان، 24 پرونده به تعداد ساعت های شبانه روز، گشوده می شود؛

(بنده) پرونده ای را پر از روشنی و سرور می یابد و از دیدنش چنان شادی و فرح به وی دست می دهد که اگر بر دوزخیان تقسیم شود، احساس رنج آتش را از آنان باز می دارد، و این ساعتی است که پروردگارش را در آن اطاعت کرده است.

سپس پرونده ای دیگر گشوده می شود و (بنده) آن را تاریک، بدبو و ترس آور می بیند و از مشاهده اش چنان بی ت و ترس به وی دست می دهد که اگر بر بهشتیان تقسیم گردد، خوشی را از آنان باز ستاند، و این لحظه ای است که پروردگارش را در آن نافرمانی کرده است.

سپس پرونده ای دیگر برایش گشوده می شود و آن را تهی می بیند، نه چیزی در آن است که او را شادمان کند و نه چیزی که ناراحتش سازد، و این ساعتی است که خو ده و یا به کارهای مباح دنیایی سرگرم بوده است؛ آنگاه به جهت از دست دادن این لحظه ها، احساس حسرت و تأسف به وی دست می دهد؛ چرا که می توانست آن را از نیکی های بی شمار پر سازد. و این سخن خداوند « آن(روز)، روز حسرت خوردن است.» بدین نکته اشاره دارد.

لحظات زندگی را جدّی بگیرید و فرصت جوانی را دری د؛ «جوانی» یک نسیم رحمت است.آن گونه که صلی الله علیه و آله می فرمود :

«انّ لربّکم فی ایام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها؛ در ایام زندگیتان نسیم های رحمتی می ورزد مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید.»





منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5600




اثر حقوقی امر به معروف و نهی از منکر چیست

درخواست حذف اطلاعات
18961901368049225141150112832113118392 برای مثال در ح ی که فردی به جهت جلوگیری از معصیت و عمل حرامی تنها راه ممکن را در این دیده است که شخصی را که قصد انجام قطعی گناهی مانند اعمال منافی عفت را دارد و بارها به جدیت قصدش را ابراز نموده است حبس نماید یا او را از ورود به یک مکان عمومی باز دارد قانون راجع به مجازات ی (1) هنگامی که در سال یک هزار و سیصد و شصت و یک برای اجرای آزمایشی به مدت پنج سال تصویب شد و تایید شورای نگهبان را نیز ب نمود ، امر به معروف و نهی از منکر را در کنار دو عنوان دیگر از جمله عوامل زایل کننده ی عنصر قانونی جرم محسوب کرده بود.اما در سال یک هزار و سیصد و هفتاد بعد از این که این قانون با بازنگری و ای از اصلاحات مواجه شد و دوباره به تصویب رسید و این بار توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام مورد تایید واقع شد ، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از علل موجهه ی جرم به رسمیت شناخته نشد. با توجه به همین موضوع اکنون این سوال مهم و اساسی مطرح شده است که اگر فرد وظیفه شناس و معتقدی برای انجام تکلیف انسانی و شرعی خود قیام کند و برای انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر دست به عملی بزند که در ح عادی در متن قانون مجازات ی جرم محسوب می شود آیا مانند سایر مجرمین باید محکوم و مجازات شود یا خیر؟



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5604




قسامه جزو کدام احکام است تأسیسی یا امضایی

درخواست حذف اطلاعات
9494103-2094-l ابن اثیر ضمن اذعان به اینکه قسامه از احکام جاهلیت است می گوید: «در جاهلیت با قسامه قصاص جاری می شد و آن را تقریر کرد و به وسیله آن نه قصاص بلکه دیه را واجب ساخت.» به طرق مختلف از فقهای عامه نقل شده که قسامه از احکامی است که در جاهلیت وجود داشته و ص در دعوای قتل بین انصار و یهودیان خیبر به قسامه حکم کرده و بدین وسیله وارد فقه جزائی شده است. نسایی در سنن خود از ابن عباس نقل می کند که: اول قسامه کانت فی الجاهلیه…؛ «اولین مورد قسامه در جاهلیت اتفاق افتاده است.» بدین ترتیب که شخصی از بنی هاشم با شترهایش در حال حرکت بوده که شخص دیگری از بنی هاشم به او می رسد و از او طلب بند جهاز برای بستن بار شتر می کند. او هم بند یکی از شترها را که اجاره کرده بود به او می دهد. هنگامی که شترها را برای صاحبش می برد او از بند شتر سۆال می کند و وقتی می شنود آن را به دیگری داده، چوبـی که در دست دارد به سوی او پرتاب می کند. او به حال مرگ می افتد. در حال مرگ شخصی از اهل یمن از کنار او می گذرد پس از او می خواهد که پیامش را به ابوطالب برساند و به او بگوید: «فلانی به خاطر بند شترهایش مرا کشت» و پس از دادن پیام از دنیا می رود. ابوطالب پس از مطلع شدن از جریان به صاحب شتران می گوید: «یکی از دو راه را انتخاب کن یا صد شتر دیه بپرداز و یا پنجاه نفر از اهلت قسم بخورند که او را نکشته ای؛ در غیر این صورت تو را می کشم .»



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5603




ربا چیست و چطور شرعی و قانونی با ربا مبارزه می شود

درخواست حذف اطلاعات
حکم ربا در در ماده 595 قانون مجازات ی عنوان شده است، بیان می کند: بر اساس این ماده، “هر نوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن را با شرط اضافه با همان جنس مکیل و موزون معامله نماید و یا زاید بر مبلغ پرداختی، دریافت نماید ربا محسوب و جرم شناخته می شود.” مسأله ربا و رباخواری به عنوان یک عمل ناپسند اجتماعی، اقتصادی همیشه به نوعی در تمام جوامع رایج بوده است. در ایران نیز با توجه به صراحت تحریم آن توسط قرآن کریم و روایت های فراوان، سعی در جرم شناختن آن شده است اما تا سال 1375 قانونی که به طور صریح مجازاتی برای رباخواری پیش بینی کرده باشد، وضع نشده بود.هرچند دادگاههای انقلاب ی تا این زمان نیز به مجازات مرتکبان بزه می پرداختند. لذا وضع قانونی در این خصوص ضروری بود، تا سرانجام با گسترش رکود و تورم اقتصادی و افزایش این جرم در سطح اجتماع، قانونگذار در ماده 595 قانون تعزیرات 1375 آن را عملی مجرمانه و در خور مجازات دانست. ماده 595 قانون مجازات ی قسمت تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده مصوب سال 1357، ربا را جرم دانسته و برای آن مجازات تعیین نموده است و آن عبارتست از معامله جنس مکیل یا موزون با هم جنس خود تحت هر گونه قراردادی به شرط اضافه و یا دریافت زاید بر مبنای پرداختی در وام. دراین باره به گفت وگو با محمود قیوم زاده مدرس و دادگستری پرداخته ایم.



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5602




مجازات ی چه ویژگی ها و اه ی دارد

درخواست حذف اطلاعات
http://ahlolbait.com/files/u1001/06/ayeg hy9-1.jpg «هر عمل زشتی مرتکب شود به همان مجازات می شود». در مجازات الهی احدی از دیگری مستثنا نیست، هرچند بالاترین رتبه دینی و را داشته باشد.از این رو، در مقابل جرمی که انجام داده باید حد یا قصاص الهی نسبت به او جاری شود. بنابراین هیچ منزلت و مزیتی، بهانه سودجویی و فرصت طلبی افراد را در فرار از مجازات ی فراهم نمی سازد محافظت از دین، جان، عقل، و مال مسلمین،هدف اصلی مجازات ی است. به تعبیر غزالی مجازات کافر گمراه کننده و کیفر بدعت گذار برای حفظ دین مردم، مجازات قصاص برای حفظ جان مردم و کیفر برای حفظ عقل مردم است. همان طور که کیفر برای حفظ نسل، نسب و حرمت نوامیس مردم و عقوبت و غاصب در راستای حفظ مال مردم است. 1) محافظت از دین، جان، عقل، و مال مسلمین این موضوع هدف اصلی مجازات ی است. به تعبیر غزالی مجازات کافر گمراه کننده و کیفر بدعت گذار برای حفظ دین مردم، مجازات قصاص برای حفظ جان مردم و کیفر میگساری برای حفظ عقل مردم است. همان طور که کیفر برای حفظ نسل، نسب و حرمت نوامیس مردم و عقوبت و غاصب در راستای حفظ مال مردم است. چه این که قرآن کریم در آیه مربوط به قصاص، انجام آن را مایه حیات جامعه معرفی کرده است: «و لکم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب لعلکم تتقون».



منبع : http://celamhedayt.blogfa.com/post/5605