وبلاگهای رنگارنگ

عرفان کربلا

آخرین پست های وبلاگ عرفان کربلا به صورت خودکار از بلاگ عرفان کربلا دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خصوصیات انسان

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- قران خصوصیات انسان رااز لحاظ فکری وفهمی – اخلاقی – تقوائی عاطفی – هدف شناسی جهت گیری اعتقادی –نع ف وغرور—انگیزه نوع غفلت- ودلا ئل ان- تعصبات- نوع ازمایشاتی که انجام میدهد- سنجش بر اساس میزان وملاک های الهی وسرانجام ازمایشات الهی – وسبکی وسنگینی اعمال-را بیان میکند- مردی یهودی- صلواته الله علیه واله والسلم-را جادو کرد-پس اکرم صلواته الله واله والسلم-بیمار شد- واز این موضوعبه خداوندمنان شکایت برد- حضرت جبرائیل صلواته الله علیه فرود امد- ودوسوره فلق وناس را بر اکرم صلواته الله علیه واله والسلم-نازل کرد—وگفت مرد یهودی تورا-سحر کرده است- وجاو درفلان چاه است- صلواته الله علیه واله والسلم- علی صلواته الله علیه واله والسلم را فرستاد- واو ان سحر را اورد- صلواته الله علیه واله والسلم- به جضرت علی صلواته الله علیه واله والسلم دستورداد- کهگره را باز کند- وایه ای بخواند-پس حضرت صلواته الله واله والسلم ایه ای از این دو سوره میخواند وگره را باز میکرد- .چون بپایان رسید- صلواته الله واله والسلم-برخاست-گویی که ازبند رها شده است- ازحضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلمروایت شده است – که فرمودند- ی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد- خواندن سوره قل هوالله احد- را بعد از هر –ترک نکند—چرا که هر انرا بخواند—خداوند خیر دنیا و وا ات را برای او جمع میکند- وخوداش –و- پدر ومادر-و- فرزندانشرا میبخشد- ی-که ماعون-( وسایل کوچک وضروری) را از همسایه اش ذریغ دارد- خدآوند اورا از خیرخود درقیامت منع میکند- وبه حال خود وا می گذارد-و- هر که خداوند منان او را به حال خود وا گذارد چه حال بدی خواهد داشت



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3273.aspx




بحران -اسشرائیل - لهستان-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نظریات شخصی است-بحران – - لهستان- لهستان لایحه مردمی – فرهنگی ضد تهمت وابرو ریزی-وغیبت رادر پارلمانلهستان در26 ژانویه مورد تائید واقع شد ود ر6 فوریه با امضای اقای ریس جمهور- اندرج دودا بعنوان قانون امضا شد- البته این نوع ارزش های مهم اخلاقی براس صیهونیست بی ارزش است-چپاول انها از دنیا واشک تماسح ریختن انهار ا دکانش را تخطئه میکند- وبیان شد این امر دلیلی ندارد که در رابطه با لهستان اتفاقی بیفتد- به ع نگاه گنکنید سه نفر بالباس خامخامی ویک شمدان نه تائی یا دوتازده تائی اعزام شدن تا ادراین مورد بحث کند حقه باز ی درخون اینها است ونمیدانند که این نحو بامذهب بازی چه عواقبی دارد- در 19 فوریه- ت لهستان درع العمل وارد یک تنش شد واین تنش اوج گرفت- که جریان توسط نخست -ماتاوسز مور - برجسته شد و بنام ملتهب فضا وانتشارعقاید نادرست یهودیگری وسواستفاده اس هولاکاست- که طرف ایشان اقای بنجامین نتانی یاهو- سریعا با شخصی مسئله انرا نپذیرفت- بجهنم درک-کدام حقیق وارزش انسانی را شما پذیرفته اید؟؟!! سیاست مداران دو کشور در این موضوع واردئ گفتگو شدن- که ورشو اعلام کرد نخست - قصد نداردکه جریان هولا کاست را انکار کند ویا قربانیان یهودی را سر زنش کند- بخاطر نسل کشی که توسط المانهااتفاق افتاد- سفیر کبیر سابق در لهستان- اقای سزواچ ویس گله کرد که ان کلمات که توسط نخست بیان شد روابط بیش ازبیست وپنج سال لهستان و را اب کرد- باز هم به جهنم درک-!!ادامه دارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3274.aspx




تنگ نظری ها است-!!؟؟

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله ا لرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-روشنفکر دو مرحله دارد- مرحله نخست دقیقا ای وژی هامیشناسد – جریانهای ساسی انطور که حقیقتا ودرواقعیت رخ میدهد بطور واقع درک میکند امروزه این کار اسانی نیست ودرطول تاریخ کاری اسان نبوده است بعنوان مثال ممعتزل – اشاعره- اهل حدیث اهل رای اخباری واصولی اینها امروزه تاحدی روشن شده است درزمانخودشان پیچیده بوده است وه ت هم همینطور است و همین طور است ودیگراحزاب ی که اشراف کامل ندارد وتعرایف را دقیقا نمیداند نباید قضاوت کند- قضاوت مرحلهدومروشنفکری است درحدود پنجاه برابر مشکلتراز مرحله اول است همیشهبا چراروبرواست وبا دلیل عقل پسند که اصول ان فلسفه مشترک باشد- ی نمیتواند- بگویدبعوان مثال من لیبرال رادیکال سرمایه داری هستم ب ه روشنفکر میل معتقد هستم وبه روشنفکر ی معتقد-نیستم وبر همان اسان برای ت وسیاست مداران ی حد وحدود معین میکنم- سازمان ارشاد ی غلط است سازمان ارشادملی درست است شما بهخداوند وعذاب وپاداش الهی معتقد نیستی ی تعداد کثیر به ان اعتقاد دارند-دریکی از خبرهای فارسی صدای امریکا-نوشته بود-یکنفر درتکزاس شکایت کردهبود به داین عالی امریکا-که من پولی جمع وباکمک تعدای یک پالایشگاه بنزین یک میلیون دلاری بسازم واین کار شد والان هفت میلیون دلار جمع وبنزین من ارزان ترین بنزین ها است وسه میلون دلار وام میخواهم تا یک پالایشگاه ده میلیون دلاری بزنم بانک میگوید اجازه نداریم درنوبت باشید بر یا چندین سال دیگر-دلیل اش این است اگر به شما دهیم تعدادکثیری این کار میکنند شما مصرف کنننده پالایشگاه هستیدنه تولید کننده پالایشگاه ما وام چندین میلیارد دلاری به پالایشگاه ساز ان میدهم وحق میدیهم که انان بیشترین فروش نفت وبنزین داشته باشند-نتجه چه میشود یک درصد امریکا برابر نود ونه درصدثروت در دست انان است چند قبل روز تولد اقای مار بود که بیان شد چندین نقاط ضعف سرمایه داری اقای مار بیان کرده است هنوز سرمایه داری انهارا برطرف نکرده است حالاگر به جی ان کارتل نفتی صدهزارنف الایشگاه داشته باشند وانها سهم تحقیق برای ساخت پالایشگاهای مدرن را بدهند درنتجه هم توزیع ثروت بهتر خواهد شد وهم بنزین ارزان ترخواهدالبته من تخصصی درنفت ندارم واین مقوله را بایدمتخصصین اظهارنظر کنند ولی این امر مسلم است نمیتوان قبول کرد یک درصد برابر نودونه درصد ثروت جمع کننند وبیکاری هم روبه افزایش باشد-



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3262.aspx




احدیت و واحدیت-خداوندمنان-!!؟؟

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-بحث واحدیت واحدیت از یکی از بحث های مهم توحید شناسی است-واحدیت – درحقیقت دارای نوع است ولی ا ز ان نوع یکی بیشتر نیست- میتواند دومی هم داشته باشد واحدیت- یعنی یک نوع وفقط یک نمونه ومصدا ق دارد- دومی هرگزنخواهد داشت-خداوند درقران هم واحد بکار برده است وهم احد بکاربرده است که در جای خود بسیار دقیق است زمانی که یهود از اکرمصلواه الله علیه واله والسلم بیان میکنند کگه توحید را رای ما تعریف کنید- س.ره اخلاص ویا توحید از اصطلاح احد- استفاده میکند –قل هوالله احد- تا یان درک کننند که حضرت علیه السلام خداوند نیست پس مخلوق است کلمه فرزند برای خداوند منان نه زیبنده است ونه درست است- فرزند داشتن مال بشر است- خداوند منان که خصوصیات بشری ندارد- خداوند منان خواسته است که حضرت علیه السلام یک ویژگی خاصی داشته باشد- که یک احدیت نسبی برای حضرت علیه السلام داشته باشد ومانباید انرلوث کنیم وبر یا حضرت علیه السلام یک پدر بتراشیم- مخلوقات- یکنوع دارند – ک واحد دارند وهریک مخلوق هم یک احدبت- نسبی دارد- چون خداوندمنان علم وقدرت بی پایان دارد درهرموجودی خصوصیات نوع وخاصی برای هرموجود قراردارد است- که این امر اثبات توحید را اسان هم میکند—ولی خداوندمنان مطلقا وکلا احدیت دارد- لذا باهیچ موجودی وجه تشابهه ندارد- دراحدیت مطلق است-هرموجودی درشناخت عقلانی وفلسفی برای شناخت خداوند منان غنی وکامل است- ولی از لحاظ ظاهری ومادی دارای ضعفهای عمد دارد وفقر است وبه کمک خداوندمنان طی طریق میکند- لذا الرحمن الرحیم بقول عرفا صفت کریم درخداوند صفت غالب است ودوام همیشگی دارد ولی صفت جلالی ویا غضبی براساس حکمت است ونسبی است وح اضافه شدن دارد—مقدمه اول- هرموجود ی که ساخت ان باعناصر کمتر وپیچیدگی کمتری داشته باشد تولید ان اسان تر ودرنتجه زیادتر است ریسک وجودی کمتری دارد وهرچه به سمت عناصر بیشتر وپیچدیگی بیشتری برود ریسک وجودی اش بیشتر میشود وتعدادان کمتر میشودخداوندمنان در ذات بیب نهایت برای ذات صفت دارد که ان صفات بی نهایت هستند این ذات دوخاصیت پیدا میکند- اول ازهمه همیشه دوام ذات راتضمین میدهد دو م بسترساز ی برای بی نهایت صفات ثانویه میشود که انهاهم بینهایت صفت درحد بینهایت هستند که اولی حی بودن زنده بودن ودوم شعور ودرک وسوم الرحمنیت والرحمیت است- چون تمام ابعاد بی نهایت است احتمال وجودی ان صفر است چون هرعددی بگیریم تقسیم بر بی نهایت کنیم صفر میشود ولی اثبات وجودان به راحتی میشود- اینرا شانس میگویند- مثلا یک ی بلیط بخت ازمکائی ویا لاتاری یده است که میلیونهانفرهم یدندازروی شانس برنده میشود ودرحقیقت ریسک ان بسیار ناچیز نزدیک به صفر بوده است- دومین خداوند هم احتمال انهم صفراست- مگر اثبات شود-فر ض کنیم دوتاخداوند منان بودند وهردو توافق که قلمرو خود داشته باشند-مخلقوات هردو ی ان خواهد بودنظریه ایت الله علامه الدهر حضرت محمدحسین طباطبائی رحمت الله علیه والسلم باز هرمخلوقی یک خداوند بیشترنداشن نزد هرخدا بودسرنوشت اش ی ان بود چون حکمتها ی ان است درحالیکهخداوندمنان صادق است زوکانی که خودر احد مینامد پس احد است ودیگرهم خداوند تولیدی نیستودیگربوجود نخواهد امد-



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3263.aspx




اخبار داغ-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-خانم نیکی هیلی امریکادر سازمان ملل متحد در هوستون فرمودند-وتاکید کرد- امریکا بزرکترین حامی سازمان ملل است وبه همین دلیل->>



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3264.aspx




احدیت و واحدیت-خداوندمنان-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-بحث واحدیت واحدیت از یکی از بحث های مهم توحید شناسی است-واحدیت – درحقیقت دارای نوع است ولی ا ز ان نوع یکی بیشتر نیست- میتواند دومی هم داشته باشد واحدیت- یعنی یک نوع وفقط یک نمونه ومصدا ق دارد- دومی هرگزنخواهد داشت-خداوند درقران هم واحد بکار برده است وهم احد بکاربرده است که در جای خود بسیار دقیق است زمانی که یهود از اکرمصلواه الله علیه واله والسلم بیان میکنند کگه توحید را رای ما تعریف کنید- س.ره اخلاص ویا توحید از اصطلاح احد- استفاده میکند –قل هوالله احد- تا یان درک کننند که حضرت علیه السلام خداوند نیست پس مخلوق است کلمه فرزند برای خداوند منان نه زیبنده است ونه درست است- فرزند داشتن مال بشر است- خداوند منان که خصوصیات بشری ندارد- خداوند منان خواسته است که حضرت علیه السلام یک ویژگی خاصی داشته باشد- که یک احدیت نسبی برای حضرت علیه السلام داشته باشد ومانباید انرلوث کنیم وبر یا حضرت علیه السلام یک پدر بتراشیم- مخلوقات- یکنوع دارند – ک واحد دارند وهریک مخلوق هم یک احدبت- نسبی دارد- چون خداوندمنان علم وقدرت بی پایان دارد درهرموجودی خصوصیات نوع وخاصی برای هرموجود قراردارد است- که این امر اثبات توحید را اسان هم میکند—ولی خداوندمنان مطلقا وکلا احدیت دارد- لذا باهیچ موجودی وجه تشابهه ندارد- دراحدیت مطلق است-هرموجودی درشناخت عقلانی وفلسفی برای شناخت خداوند منان غنی وکامل است- ولی از لحاظ ظاهری ومادی دارای ضعفهای عمد دارد وفقر است وبه کمک خداوندمنان طی طریق میکند- لذا الرحمن الرحیم بقول عرفا صفت کریم درخداوند صفت غالب است ودوام همیشگی دارد ولی صفت جلالی ویا غضبی براساس حکمت است ونسبی است وح اضافه شدن دارد—مقدمه اول- هرموجود ی که ساخت ان باعناصر کمتر وپیچیدگی کمتری داشته باشد تولید ان اسان تر ودرنتجه زیادتر است ریسک وجودی کمتری دارد وهرچه به سمت عناصر بیشتر وپیچدیگی بیشتری برود ریسک وجودی اش بیشتر میشود وتعدادان کمتر میشودخداوندمنان در ذات بیب نهایت برای ذات صفت دارد که ان صفات بی نهایت هستند این ذات دوخاصیت پیدا میکند- اول ازهمه همیشه دوام ذات راتضمین میدهد دو م بسترساز ی برای بی نهایت صفات ثانویه میشود که انهاهم بینهایت صفت درحد بینهایت هستند که اولی حی بودن زنده بودن ودوم شعور ودرک وسوم الرحمنیت والرحمیت است- چون تمام ابعاد بی نهایت است احتمال وجودی ان صفر است چون هرعددی بگیریم تقسیم بر بی نهایت کنیم صفر میشود ولی اثبات وجودان به راحتی میشود- اینرا شانس میگویند- مثلا یک ی بلیط بخت ازمکائی ویا لاتاری یده است که میلیونهانفرهم یدندازروی شانس برنده میشود ودرحقیقت ریسک ان بسیار ناچیز نزدیک به صفر بوده است- دومین خداوند هم احتمال انهم صفراست- مگر اثبات شود-فر ض کنیم دوتاخداوند منان بودند وهردو توافق که قلمرو خود داشته باشند-مخلقوات هردو ی ان خواهد بودنظریه ایت الله علامه الدهر حضرت محمدحسین طباطبائی رحمت الله علیه والسلم باز هرمخلوقی یک خداوند بیشترنداشن نزد هرخدا بودسرنوشت اش ی ان بود چون حکمتها ی ان است درحالیکهخداوندمنان صادق است زوکانی که خودر احد مینامد پس احد است ودیگرهم خداوند تولیدی نیستودیگربوجود نخواهد امد-



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3265.aspx




نیم نگاهی به بیانات عز وعزت وکمال وعظمت-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- سری به سایت راه دانا هم بزنید-نیم نگاهی به سخنان اخیر عزت وشرف وکمال رحمت الله علیه والسلم- دشمنی امریکا-1- از ابتدای الامی ودر همه این مقاطع- رژیم امریکا دشمن اصلی ملت ایران بوده –و- از همه ابزار ها وترفندهای –اقتصادی –امنیتی- نظامی وتبلیغاتی-( سازمانهای جهانی – کشورها)نیز استفاده کرده است- اما درهمه مواردهم ش ت خورده است-متاسفانه- انسان درطول تاریخ به بسط دنیامداری دلخوش کرده است وجهان گشائی محور شاهان وطاغوتیان بوده است- این روح بی پایان میبایست درجهت تسخیر رضایت وخواسته الهی حرکت کند که به سمت بی نهایت شدن حرکت کنددینا اندک اش زیاد است به حدمیسور ومورد نیاز لذت بخش است- واز طرفی هستی باهوش است ودریدخداوندمنان است به هر طریقی انسان عمل کند پژواک وع العملی بالاتر درهمان جهت به میرسد از حضرت داود علیه السلام هم ذکر شده است اگر درکوه حرف مطلوب بزنید جوای مانندان بلندتر دریافت میکنید واگرحرف نا مطلوب بزنید همان پاسخ را بلندتر دریافت میکنند- اگر ی هم با طریقت مثبت گامزد پاسخ اش درهمان سنخ خواهد بود اگر طریقت پلیدی را انتخاب کرد پاسخی درخور- هستی خواهد داد لذا نابکاران ونامردمان سرانجام د اسخ هستی به هلاکت میرسند ویا منتبه میشوند وراه خو را عوض میکنند- جهان مداوم هم چنان درعالم ماده –درحال نوشدن است و خصوصیات مریض از بین میرود وسالم باقی میماند درافکار واعمال هم به همین طریقت است که قران مثال کف واب رابرای درک اینحقیقت بیان کرده است کارسبک وجلف وبی هویت معنائی بی دی ضعیف است و.مردنی است واعمال سنگین وزن ماندنی است سنگ های بزرگ درکف رودخانه میمانند وسنگهای سبک بارودخانه میرونند- واین حقیقت ر بارها درطول تاریخ تجربه شده است-2- در چهل سال گذشته همه مقاطع فعلی را نیز باقدرت وتدبیر پشت سر خواهد گذاشت ومسیر پیشرفت خودرا ادامه خواهد داد- دومسیر درتاریخ وجود دارد- مسیر نور که متعلق به انبیا صلواته الله علیهم اجمعین هستند دردناکترین وخونبارترین مسیر است به ظاهر هر سطحی نگاه کند به این نتجه غلط میرسد- که خدائی نیست زیرا شیاطین بر طریقت الهی غالب شدن وسد سبیل حقایق شدن وسیطره پیدا - وحتی جلوی رشد واحکام دین را گرفتند-در زیارت کاظم علیه السلام والصواته الله علیه میگوید- شما تمام احکام الهی را کمی بایست تبیلغ کنی انجام دادی- درحالیکه کاظم علیه السلام وصلواته الله علیه هفده سال در زندانها بوده است- یک بنری از پارچه درشت نوشته بود در صحن کاظمین علیهما السلام- سلام برتو که عذاب زندانها وظلم مطامین را چشیده ی – من معنای مطامین را نمیدانستم ازفردی دم در بقعه نشسته بود وقران میخواند معنی انرا پرسیدم- درعربی مانند فارسی بهزیر زمین سرداب میگویند واین کلمه فارسی است یعنی اب سردتاقبل از لوله کشی دراین همه خانه زیر زکمین داشتند که انباراب انجا بود واب راسوار بر اب انبارمی د زیرزمین بعدی که ا ین زیر زمین بعداز سرداب باشد میشود مطامین یعنی سیاه چاله ا ین زیر زمین تحت الرض م ن سرداب تا مطامین ممکن است چند سرداب دیگرباشد زندان هارون الرشید چند طبقه بالای زمین داشت وچند طبقه زیر زمین داشت-فردی را مشکوک میگرفتد که امروزه هم درجهان همین طریق است-حداقل دوسال در طبقه بالائی بوده است ومثلاروز ی پنج شلاق میخورده استچناچه روشن میشد که بی گناه است وحاضر به همکاری است باگرفتن رشوه وپارتی وغیره ازاد میشده است واگرمقاومت میکرد دوسال یگر میماند ومثلا ده ضربه شلاقهروز میخوردوبعد به زندان پاین تر میامد مجازات ها تشدید میشد تا به مطامین میرسید روزی هفتادضربه میخورد به گردن اش قلادهای میانداختند که به یک زنچیر و.صل بود وگوی سنگینی میکشید وبعد بع دست وپای او زنچیز میزدند که به ان وزنهای سنگینی وصل بود وبعد رو یگی کنده می نشست ودوتا سیخ اهرم شده است وهمانجا ادارار میکرد وزندگانی میکرد .بعدا برا ینشان دادن لطف زنچیرابلند می دکه به دستشوئی برود وخیلی زود میمردند ودیگران تا انراببرند انرامیخوردند- کاظم عیله السلام .وصلواته لله علیه واله والسلم تمام این مراتب راطیکرد ودرهرزندان عده ای شیعه شدنکه احادیث ر رون می اوردند ومخالفت می که به زندان علیه السلام .وصلواته الله علیه واله والسلم منتقل شون ی سندی شا درک میکرد وانها را ازاد میکرد- لی ی به مطامین راه نمی دادند ور مطامین اطاقی خاص ایشان بود و ی هم جرئت نمی کرد به انجا برود- ولی سندی چون دید شلاق فایده ای ندارد راه دیگربرگزید اولا علیه السلام هرزمان که به نزدیک میشد ویا نیاز به دستشوئی داشت این زنجیرهای باز میشدند در زندان پیرمردی اوردند که ایشان بعد شیعه شده ونقل کرده است که کثیفترین جوک هارابلدبوده است-که هر انرا میشنید از خنده روده برمیشد وموقع جلوی علیه السلام والصواته یه واله والسلم مینشست- وجوک میگفت وایشان نقل میکند علیه السلامزمانیاز ندان خارج میشد ومثلا شب باز میگشت و دراین مدت تبلیغ دین واحکام میکرد واین فرد بعداز مدتی برای استراحت بیرونمی امد واحادیث منتقل میکرد ودوتا داش موقع علیه السلام درجلوی علیه السلام. والصلوات الله علیه واله والسلم اعمال منافی عفت انجام میدادند واین دونفر شیعه شدن نی رقاص اوردندکه درموقع ایشان میشد وعشوه گری میکرد ایشانهم مومنه شد-ادامه دارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3267.aspx




اسنباط شرعی-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریا ت شخصی است-بین اهل حدیث واهل رای – حق با اهل حدیث است باید سعی کرد ومجاهدت کرد حدیث های موثق وصحیح را پیدا کرد- وکوتاهی دراین امرمجازات سنگین خواهد داشت- استنباط ب ایه حدیث وروش ی که ائمه اطهارعلیم السلام بیان د-که کاملاعقلانی است- باید انتخاب شود عقل ناب حجت است وجمع عقلای ناب که هرکدام با درک عقلانی با روش پسند به استنباط ی ان برسند- برای ان زمان حجت است وروش های دیگر که متفاوت باروش ائمه اطهارعلیهم السلام باشند غیر قابل قبول است- اخباریون استنباط وروش درایت حدیث وشناخت حدیث را با اصولین متفاوت است غیرقاال قبول است زیرا به حجت عقل بعضی از انها معتقد نیستند- .اگر اشتباه کنند معذور نیستند-هرفردی حدیثی ویا استنباطی را تشخیص دهد بر خلاف عقل وحدیث های معتبراست حق پذیراشندارد چه سنی وچه شیعه باشد- وعقل یعنی استدلالی که عقلا را قانع میسازد که متعهد وبر اساس رای وتفسیرناب قران که معصومین به درستی انرا تبین کرده اند وبه درستی به ما رسیده است وعقل نمیتوانداشکال کند-البته گزینه –واجب وحرام از دقت فوقالعاده- باید برخوردار شود وخوشبختانه دراین موارد سئوال زیادبوده است واحادیث فراوان هستند ولی باز به استنباط نیاز دارد—شناخت روای براس اس تقوا—اخلاق- رفتار اجتماعی- - بینش و اجتماعی ومیزان درک عقلانی—ومیزان معلومات عمومی ونوع حظ مشروع وغیر مشروع وجانبداری عمدی وغیر عمدی وغیره شناخته میشودوباهمین تفاسیر وباشدت بیشتر مذهبی محک وارزیتبیمیشود- خوشبختانه قران مجید درباره اسوه وخصوصیات ان مطلب زیادارد- اکر معصوم نباشد- اختلاف رای وتفسیر واستنباط حتمی است واطلاق خیر البشر- بهشتی- وعالم متقی و فرهیخته هیجکدام جلو گیری از انشعاب وتفرقه را نخواهد کرد- واین سئوال کلید باید بشدت مطرح شودعلت این همه اختلاف از کجا سرچشمه گرفته است و.بانیان انرا شناخته وتکفیر باید کرد سرانجام راه مباهله بقول علامه دهر ایت العظمی محمدحسین طباطبائی رحمت الله باز است-در سامرابودیم- متوجه شدی نیرو های نظامی اجازه اهل تسنن به بقعه سرتاسر نورعسکرین را نمیدهند- ودلیل ان این است هرگاه اجازه دادند بعداش حادثه ای رخ داد ودربقعه سراسرنور المومنینبرداران اهل تسنن عراق درصحن حضور پیدانمیکنند از ترس انکه حادثهای رخ دهد وانها شناسی شوند ومورد باز جوئی واقع شونددر سامرا یک مسجد درجلوی بارگاه منور است که تنها مسجد شیعیان بوده است بردارن سنی هرکدام مسجد داشتند حتی ناصبی ها ودیگران راه نمیدادند امت ی به کجا رسیده است وعلت ان کدام است؟؟ وحال درحال گشترش این مسجد شیعیان هستند که بعدا بهنام مسجد وحدت همه را راه بدهند وناصبیان از انجا درداخل عراق پراکنده وتعدای از شیعیان بهجای انها وارد د ودرحال باز حوزه حضرت ایتالعظمی مجاهد هستند- یک داستانی در زمان رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم رخ داد که بنام داستان مرغ بریان است- روز یحضرت رسول اکرم پس از بهدعوت شخصی به زیذ چادری رفت وچند صحابه هم دعوت بودند صاحب چادربرای هردونفر یک مرغ گذاشت وبرای رسول اکرم صلواته الله علیه والسلم یک مرغ بزرگ گذاشت- حضرت رسول اکرم صلواه اللهعلیه واله والسلم دعا د خداوندا خیرالبشردریان چادر حاضر کن که من مرغ را با ایشان بخورم- حضرت علی علیه السلام درحال کندن خار وهیزم بود-متوجه شد که رسول اکرم صلوته الله علیه واله والسلم- به منزل نیامد کمی نگران شد درهمین موقع عربی به نزد ایشان امد که حضرتدرفلتن چادر است وتصور میکنم که منتظر شما است- حضرت سریع امدند خنده به صورت اکرکم صلواته الله علیه واله والسلم امد-وخداوندمنان را شکر کردالبته اقایان خلفای راشدین خیرالبشر میدادند اما استنباط اقایاندراین مورد چیست- میفرمایندقبلا یک گپوشت شکار ی برای حضرت علی علیه السلام اوردن حجضرت علی علیه السلام انرا بدوقسمت کرد وبخشی رابه رسوال اکرم صلواته اللهعلیه واله والسلم داد وحال رسول اکرمصلواته اللهعلیه واله والسلم دعا خداوندمنان حضرت علی علیه السلام والصلواته الله علیه واله والسلم رساندچگونه ممکن است چهار خلیفه خیرالبشر باشند وچهار گونه استنباط که باهم گاهی اوقات بر ضدهم است ومنشا تفرقه است بیان شود-!!؟؟



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3268.aspx




هچل وهفت-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است—جناب رائفی پور – یک کلیب جالبی – درباره صیهونیت دارد—که صیهونیست دقیقا هچل وهفت است- بی محتواترین رو مه های دنیا مال ا است-یهودیان درطول تاریخ یگ وجهه متمایز ت یب دین داشتند مگر دین موافقت با خواست انها د یا ت یب می د ویا تحریف می د اگر حرفی برای گفتن داشتند در زمان رسول اکرم صلواهه الله علیه واله والسلم میزدند- یان برایمباحثه ومجادله از نجران امدند وقتیکه فهمیدند – هوا پس است- قبول جزیه د ورفتن –حضرت رسول اکرمصلواته الله علیه واله والسلم فرمودند اگر مباهله می د خود بخود اتش میگرفتند وهر به اندازه انهاعقل پیدا میکرد از یان ومسلمان نمیشد اتش میگرفت ولی خداوندمنان تا قیامت به انها مهلت داد-یهود حتی برای مباهله ویا مجادله احسن نیامد ودست به توطئه زدوبی نمیدانست دراقتصاد بایکوت میشود وبا بحران ربور میشود وجرئت یدن گندم را از مدینه را ازدست داد وبه سمت مکه رفتند ودرخواست یدن گندم د وانها گفتند اگر دین ما را تائیدکنید به هرنفر شما یک بارشتر گندم مجانی میدهیم وپذیرفتند وگفتند دین شما بهتراز دین است- درقران ان انهاراشیاطین نامیده شده است که میگفتندحقایق قران درباره ماچرا میپذرید وان باعث ش ت ما درنزد مسلمان میشود یعنی دقیقا حقیقترادرک می ی طبق سنت یهود نمی پذیرفتند-حال همین طور است ئر سرتاسر اینترنت مسلمانان مقایسه وتورات د که بسیاری از قوانین تورات با قوانین یکی است وبعث حضرت علیه السلام وبعثت حضرت رسول صلواته الله علیه واله والسلم از طریق تورات اثبات د وهر به بگوید بالای چشم شما ابرو است درو مه ها ایشان را لجن مال میکنند-حزب کمونیست مدتها به ظاهر منتقد ت بود بعداز مدتی کم کم بی رنگ شدمرحوم حضرت ایت الله حائری رحمت اللهفرمودند حزب کمنویست کوجکترین انتقادی به کشتار فلسطینی هانمیکند وروش سازش را د یش گرفته است- بعدا انها گفتند ما یک کمونیست خاص هستیم- وسپس گفتند ما به افتخار اقای مار که یک یهودی بوده است کمونیست یم شدیم واخیرا سکوت اختیار د- کم کم خفقان ر داردحکم فرما میشود هیچ که ازشرق امده است حق ترجمه از بان شرقی به عبری ندارد وبایدبطورکلی از بان انگلیسی باشد ویا از بان یک کشور اروپائی غربی باشدیک اقائی دررو مه ی گفته است تصور میکنم اهل چ لوائی بوده است مناز بان چک ترجمه من را کنید یک سوسیالیستی راه انداخت ویک روشی بنام سوسیالیست کیوبتوصی-منادی درایران رو مه سیاه وسفید بودکه مسئول چندبارسفر به اسرئیل کرده بود ویک بار پولش را شاه داده بود ودربازگشت شاه ایشانرا خواست بود وایشان این سویالیست با اب تاب برای شاه تشریح کرده بود ویک مقاله به ایشان دادبود ااقی نهاوندی ایشان رای برایک کنفرانس به پپهلوی سابق دعوت کردودرشهر گفته بودند ازاد است که هر بیاید- بچه ها مخفیانه انرا بایکوت ددرکل یک بیست نفرامده بودند یک اترشی هم امده بود که بنظر میرسید رفته بود- اقی نهانودی فرمودند قبلاز انکه ایشان صحبت کندمن بیوگرافی ایشان را بیان کنند- فرمودند ایشان از ان ی نیستند ی ری محفوظاتداشته باشند وکتاب دیگرنخوانند حاجی جاجی مکه ایشان اهل تحقیق وازیادمعلومات هستند واز پرباری مجله سیاعهوسفید مشخص است اتفاقا من مجله سیاه وسفید را میخواندم ومشاور شاه هستند وبرای تحقیق به چند سفر دکه تحقیقات ایشنمخالف نظریه انجناب ی شد وایشان سخت به ایشان برخورد کرد وایشان فرمود شما راخوب نشناختید وسطحی برخورد میکیند درباره کیبنوص که بعدا تق اش درامددادسخن داد درضمن گفتکه چارهای غیراز این نداشن ولی بسیار خوب ل برنامه ریزیکرده است زیرا بعضی خانم ها به اسرائیا لمدند ومردان ایشان نیامدند وایشان طلاق گرفته است وبعضی مردان امدند وخانم های انها نیامدندوانها طلاق گرفتند وبعضی درجنگ جهانی خانواده خودرا از دست دادند تمام انها مسئله داشتند وبا افکارهای مختلف به انها گفتند که بایدفرهنگ های مختلف تمام شود ویک فرنگ جدید برای ساخته شود ئمششکلات روحی را بایدبخبی حل کنید وبسیار موفق حل د باازادی ؟؟!! ماهم بایدچنینکنیم؟؟!!



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3269.aspx




هجل و- هفت

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است—جناب رائفی پور – یک کلیب جالبی – درباره صیهونیت دارد—که صیهونیست دقیقا هچل وهفت است- بی محتواترین رو مه های دنیا مال ا است-یهودیان درطول تاریخ یگ وجهه متمایز ت یب دین داشتند مگر دین موافقت با خواست انها د یا ت یب می د ویا تحریف می د اگر حرفی برای گفتن داشتند در زمان رسول اکرم صلواهه الله علیه واله والسلم میزدند- یان برایمباحثه ومجادله از نجران امدند وقتیکه فهمیدند – هوا پس است- قبول جزیه د ورفتن –حضرت رسول اکرمصلواته الله علیه واله والسلم فرمودند اگر مباهله می د خود بخود اتش میگرفتند وهر به اندازه انهاعقل پیدا میکرد از یان ومسلمان نمیشد اتش میگرفت ولی خداوندمنان تا قیامت به انها مهلت داد-یهود حتی برای مباهله ویا مجادله احسن نیامد ودست به توطئه زدوبی نمیدانست دراقتصاد بایکوت میشود وبا بحران ربور میشود وجرئت یدن گندم را از مدینه را ازدست داد وبه سمت مکه رفتند ودرخواست یدن گندم د وانها گفتند اگر دین ما را تائیدکنید به هرنفر شما یک بارشتر گندم مجانی میدهیم وپذیرفتند وگفتند دین شما بهتراز دین است- درقران ان انهاراشیاطین نامیده شده است که میگفتندحقایق قران درباره ماچرا میپذرید وان باعث ش ت ما درنزد مسلمان میشود یعنی دقیقا حقیقترادرک می ی طبق سنت یهود نمی پذیرفتند-حال همین طور است ئر سرتاسر اینترنت مسلمانان مقایسه وتورات د که بسیاری از قوانین تورات با قوانین یکی است وبعث حضرت علیه السلام وبعثت حضرت رسول صلواته الله علیه واله والسلم از طریق تورات اثبات د وهر به بگوید بالای چشم شما ابرو است درو مه ها ایشان را لجن مال میکنند-حزب کمونیست مدتها به ظاهر منتقد ت بود بعداز مدتی کم کم بی رنگ شدمرحوم حضرت ایت الله حائری رحمت اللهفرمودند حزب کمنویست کوجکترین انتقادی به کشتار فلسطینی هانمیکند وروش سازش را د یش گرفته است- بعدا انها گفتند ما یک کمونیست خاص هستیم- وسپس گفتند ما به افتخار اقای مار که یک یهودی بوده است کمونیست یم شدیم واخیرا سکوت اختیار د- کم کم خفقان ر داردحکم فرما میشود هیچ که ازشرق امده است حق ترجمه از بان شرقی به عبری ندارد وبایدبطورکلی از بان انگلیسی باشد ویا از بان یک کشور اروپائی غربی باشدیک اقائی دررو مه ی گفته است تصور میکنم اهل چ لوائی بوده است مناز بان چک ترجمه من را کنید یک سوسیالیستی راه انداخت ویک روشی بنام سوسیالیست کیوبتوصی-منادی درایران رو مه سیاه وسفید بودکه مسئول چندبارسفر به اسرئیل کرده بود ویک بار پولش را شاه داده بود ودربازگشت شاه ایشانرا خواست بود وایشان این سویالیست با اب تاب برای شاه تشریح کرده بود ویک مقاله به ایشان دادبود ااقی نهاوندی ایشان رای برایک کنفرانس به پپهلوی سابق دعوت کردودرشهر گفته بودند ازاد است که هر بیاید- بچه ها مخفیانه انرا بایکوت ددرکل یک بیست نفرامده بودند یک اترشی هم امده بود که بنظر میرسید رفته بود- اقی نهانودی فرمودند قبلاز انکه ایشان صحبت کندمن بیوگرافی ایشان را بیان کنند- فرمودند ایشان از ان ی نیستند ی ری محفوظاتداشته باشند وکتاب دیگرنخوانند حاجی جاجی مکه ایشان اهل تحقیق وازیادمعلومات هستند واز پرباری مجله سیاعهوسفید مشخص است اتفاقا من مجله سیاه وسفید را میخواندم ومشاور شاه هستند وبرای تحقیق به چند سفر دکه تحقیقات ایشنمخالف نظریه انجناب ی شد وایشان سخت به ایشان برخورد کرد وایشان فرمود شما راخوب نشناختید وسطحی برخورد میکیند درباره کیبنوص که بعدا تق اش درامددادسخن داد درضمن گفتکه چارهای غیراز این نداشن ولی بسیار خوب ل برنامه ریزیکرده است زیرا بعضی خانم ها به اسرائیا لمدند ومردان ایشان نیامدند وایشان طلاق گرفته است وبعضی مردان امدند وخانم های انها نیامدندوانها طلاق گرفتند وبعضی درجنگ جهانی خانواده خودرا از دست دادند تمام انها مسئله داشتند وبا افکارهای مختلف به انها گفتند که بایدفرهنگ های مختلف تمام شود ویک فرنگ جدید برای ساخته شود ئمششکلات روحی را بایدبخبی حل کنید وبسیار موفق حل د باازادی ؟؟!! ماهم بایدچنینکنیم؟؟!!



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3270.aspx




اخبار صدای ورشو-!!؟؟

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- من سری به صدای ورشو زدم- از جمله مقالات جالب بحران- بین - ولهستان بر سر هولا کاست است که مفصل بیان شده است- ویک نبرد مهمی بین احزابدرگیر شده است حزبی که حاکم است حزب قانون وعد است وخوب است ین انهاترجمه شود- ذاستان انها درست سنای روم سابق را تداعی میکند تصور می د که شوالیه ها وگلیاتورها انتخاب شدند-معماران سیاست- یکی از افارد کمتیه مرکزی حزب قانون وعد -خانم – بیتا-سیزیدلو است نخست وزی ر بود- وسخنگوی حزب –خانم بیتامازورک است ایا این بیتا همان بیتای فارسی استیامعنای دیگری دارد- این خانم استعفا داده است معاون ایشان بنام اقای ماتئوسز-مورا -جای ایشان میگیرد که به زبان انگلیس والیمانی روان صحبت میکند وبطور متوسط زبان روسی بلد است؟؟ بهداشت به کم کاری متهم شده است توسعه به ابکاریمداوم سینگال یاس وناامیدی داده است وبازارا گیچ ومبهم کرده است و اطاق تجارت امریکا درلهستان احتمالا هشدار دا ده است- درحالی ادعا میشود وضعیت برای سرمایه گذاری داخل وخارج بسیار مناسب است ومی گویند اگکرفرد مناسب پیدا نشد؟؟ صندلی ایشان خالی بماند قحطالرجل است-؟؟ واگر این وضع ادامه پیدا کنداینده این حزب متلاشی است-؟؟!! وافرادی باید بیانند که تعادل ایجاد کنند



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3271.aspx




اخبار صدای ورشو-!!؟؟

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم- نظریات شخصی است- من سری به صدای ورشو زدم- از جمله مقالات جالب بحران- بین - ولهستان بر سر هولا کاست است که مفصل بیان شده است- ویک نبرد مهمی بین احزابدرگیر شده است حزبی که حاکم است حزب قانون وعد است وخوب است ین انهاترجمه شود- ذاستان انها درست سنای روم سابق را تداعی میکند تصور می د که شوالیه ها وگلیاتورها انتخاب شدند-معماران سیاست- یکی از افارد کمتیه مرکزی حزب قانون وعد -خانم – بیتا-سیزیدلو است نخست وزی ر بود- وسخنگوی حزب –خانم بیتامازورک است ایا این بیتا همان بیتای فارسی استیامعنای دیگری دارد- این خانم استعفا داده است معاون ایشان بنام اقای ماتئوسز-مورا -جای ایشان میگیرد که به زبان انگلیس والیمانی روان صحبت میکند وبطور متوسط زبان روسی بلد است؟؟ بهداشت به کم کاری متهم شده است توسعه به ابکاریمداوم سینگال یاس وناامیدی داده است وبازارا گیچ ومبهم کرده است و اطاق تجارت امریکا درلهستان احتمالا هشدار دا ده است- درحالی ادعا میشود وضعیت برای سرمایه گذاری داخل وخارج بسیار مناسب است ومی گویند اگکرفرد مناسب پیدا نشد؟؟ صندلی ایشان خالی بماند قحطالرجل است-؟؟ واگر این وضع ادامه پیدا کنداینده این حزب متلاشی است-؟؟!! وافرادی باید بیانند که تعادل ایجاد کنند



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3272.aspx




چند نکته تاکتیکبی-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسمالله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-برادران وخواهران-جسجوگر به سایت-www.nasime marefat.parsiblog.com-لطفا سری بزنید-لاهیجان پرچم شیعه است درسرتاسر عراق- ارم موکب شیر ایران درشهر بردیاوار مزین است است که به مردم عراق ورواز خدمت رسانی می د- خبر ی نور در پاسگاه ایران وشهادت دو در حمله به پایگاه بسیج شهرستان باوی-که بسیارناجوانمردان همانند شهادت ائمه اطهارعلیهم السلام الله وصلواته الله اجمعین- بسیاردرد اور است که انها برای قتیلالعبرات به شهادت رسیدند-چند –نکته تاکتیکی که الهام-از تکتیکیهای است به سمع مبارک میرسانم- اول درعراق و از جوانان خام سود جست زیرا استارت انقل شدن درمنطقه توسط ایران زده شده بود وطرفداران زیادیپیدا شده بود که مداوم تک میزدند وغربهم پاتک انرا فراهم کرد این اشتیاقرا برع انقل ون کرد—کی از راها قبائل وخانودهای مستعد وه ت باید جا بهجا کردهماغنطور که عراق کرده است مثلا به لاهیچان وقم وجاهی گرم دیگربرد وانها به سمت بقعه های ام صلواته اللهعلیه واله والسلم وامازاده هابرد وکاری هم به انهایاد داد وهسران شایسته برای انها انتخاب کرد-واز خودانها سخنران وخطیب ساخت-امادرمرز هاطول مرزرا که نیاز است بایدسنگر یک ردیف عقب تر یک مکعب مسطیل بلندمانند سطل توخالی بادیوار پنج سانتمیتر از سیماندراخل ان خاک ریخته شود ویا از برزنت ساخته شوددو انهاراتروری ه سیمی خاردارد کشیده شد که ی نتواندب انها را وبهم جوش بدهند مخصوا دور پست برق یک دایره بزنند- چند متر عقب تر یک ضد شیب درست کنندکه تانک ونفربر ووانت خم هذروقت مقتضی شداز شیب بالا بیاید وپشت ان خط دفعائی دوم تیرانداز ی کنددر خط مقدم برای هر واحدچند یک معب مستطلی از اهن مانند تریبون- جعبه با سطح بالائی پهن یک نیمدایره منحیبه سمت داخل بهان جوش بدهند که فرد درروی ان داراز کش کند ومیتواند هم دیده بانی کند وهم تیراندازی کند وان بخش را منحنی با موکت خاک مانندپوشش داده شود از هیچ علام تپارچی وغیره استفادهاز طریق چهارگو ش شیشه های اب مدنی ومانند درطول جاده ریخته شود وهرجا اغاز یک واحد است بامقداری ظروف کمچوت وماهای وشیهای درست ابمدنی که بهم متصل هستند قرارداده شود وهر جا نیرونداریم یک خندق بهعرض یکمتر کشیده شود دو طرف خندق میله های سرکج وتوسط سیم خادر به صورت طوری بهم وصل شد ووسط ان مین باشدهرچند کیلومتر یک اطاق روی ان یکبرجک به طول سهمتلر تا چهارمترذ چهار گوش کهاز چهار طرف دریجه دیده بانی داشته باشد وربرو ی انها اطاقک که به سه میله لوله اهنی ویک صفحه بر سران ک تفتیش کند وهم اجازه عبور ماشین دهدی ووروبری ان باز یک چنین پناهگاه که در زیرا ن یک نفربر روبه سمت جبهه باشد بیشتر سعی شود که جلو تا دوکلیمتر چیزی نباشد وسپسدرختان باشد که دربین انها دیده بان های مخفی قرارداشته باشند ونیاز همنست که همیشه واردجنگ شوند وبخش از خط مقدم-بهانداز مغازه های کوچکا اهن باقطر زیادکه درش به سمت داخل باشد وشسته بهم جوش داده شود وتاننه تا بهم جوش داد شود وکنار انهایک فضای کوچه برا عبور ومرور ودیده بانی قرار داده شود که درداخل انها موادهای لوجستکی وارد وغذائی وهرچه مورد دنیا زاست قرارداد واز بام انهاهم متواند بر ای دیده بانی وتیراندزای حتی استفاده از خم امکان پذیر است هرچند کیلیمتر یک گودال مسطیل به عمق یزهسه متر نیم برا یا تیراندزای موشکها وتوپ ها ی دورزن ساخت که درو ان از کیسه خاکی بهحدنیاز کار گذاشته شودجادهمحل توقف نداشته باشد چناچه جائی اب است ویادکانی است ویامنزلی است ویا ازجائی منشعب میشو به جای دگری یک راه سوم انجا کشیده شود ویکتعداد تریلی که یک سری برجک اطاقی دارد هم حمل نقل کند وهم دیده بانی کند- انشاالله کار ساز خواهد بود



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3248.aspx




طرز نامه نگاری -!!

درخواست حذف اطلاعات
- بسمالله الرحمن الرحیم—نظریات شخصی است-در وینودوز – 10-ی ری نمونه های برای طرز نامه نگاری برای ادارا ت مختلف-دارد- اصطلاحا به انها فورمت پاک داده است- یعنی عیبی نمیشود برانها گرفت- قران هم یک فرمت پاک است-نامه یکنامه ادارای برای یک گالری است- سلام علیکم را اختیاری کرده است- اقای ترامپ میگوید سلام همرا ه باعذاب الهی ومن بر شما سرخ پوستان وحشی جدید-میفرماید نامه باید بدین روش طرح ریزی شده باشد که هماهنگ با کل اسناد شما باشد- اسناداقای ترامپ نظرخوداش وثروتمندان وداماد اش ودخترش وخانم اش است- یک- نکته کن دراینجا متذکر شوم حق فرد با حق جمع مساوی است یعتیحق فرد با بیت المال مساوی است البته گذتش بعلت های مختلف یکی هم برای بیت المال تاحدی که فرد رضایت داشته باشدبسیار پسندیده است وگاهی تنها راه کمک به جامعه از این طریق است وگرنه8 روز قیامت فرد میتواند طلب حق خود کند-نامهدرست مانند یک گالری که اشیا ی مختلف دارد نامه هم این چنین است- که هرگالری یک سرعنوان دارد ومقداری جداول دارد- لیستهای مختلف داردکه صفحات مناسب خود ادارند- گالری اقای ترامپ منافع شخص وخانودگی امریکائی است بدون درنظر گرفتن منافع دیگران- در حالی که در در هرچقدرفرد تواناتر شود- مانند درخت پر ثمر ودشت کنار کوه ها سربزیرتر میشود وبیشتر درخدمت جامعه وانسانها میباشد- شما میتوانید- بخش انتخ خاص متن را با امکنات نرم افزار ورد-= کلمهدر گالری تغیر سریع اسلولوب واستیل – ورد= کلمه تغیر دهید- ایشان در حوزه سیاست نرم افزار خاصی داردمداوم تغیرات سریع سبکی میدهد- افاقا قران مجید هم همین طور است سبک خودرا مطابق- شرایط موجود تغیرمیدهد- زمانی من در کت میخواندم که حضرت علی علیه السلام مثلا درخطبه جنگ صفین مانند شیر میغرید نمیتوانستم تجسم کنمتادرسفرعتبا متوجه شدم بعضی عراقی که اص ا مال منطقه هستند نه انکه دراصل اهل حجاز بودند انها میغرند گاهی انسان تعجب مکیند که چگونه مردان . ن باسبک مختلف میغرند- معلوم میشود حضرت علی ذعلیه السلام باسبک عراقی صحبت می د- همیشه بهترین مدل خودرا حفظ کنید ختم نامه مطالب دلخواه خودتان است-



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3249.aspx




نیم گاهی به سوره اخلاص-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-سوره توحید نام دیگران اخلاص است اهمیت ان درهمین است که اگرتوحید ناب را درک نکنیم- از اخلاص دور هستیم- اعمال دیگرانسان دیگر فایده ای ندارد-درتعبیری دیگر امده است- که این فرد معلق درهوا است نه درور ی زمین مستقراست ونه حبلی به ان به زمین بسته شده است- خواندن یک سوم قران است- دال بران است که یک ارکان وپایه بسیارمهم است—از حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم-امده است-:" ی –که به –خدا-و-روز –قیامت ایمان دارد—خواندن- سوره –قل هو الله احد-:" را بعد از هر ترک نکند—چرا:-که هر ان را بخواند-خداوند خیر دنیا وا ت را برای او جمع میکند- وخوداش وپدر ومادر وفرزندان اش را می امرزد- در حدیث دیگری از از صادق علیه السلام سلام الله علیه والصلواته الله واله والسلم—بیان فرمودند—هنگامی که رسول خدا صلواته الله علیه واله والسلم- برجنازه:" سعد بن معاذ رحمت الله علیه والسلم- گزاردند—فرمود-:" هفتاد هزارملک کهدرمیان انها حضرت جبرائیل علیه السلام نیز بود وبر جنازه او گزاردند-(اجرا ش را حساب کنید)!من از جبرائیل پرسیدم-او به خاطر کدام عمل مستحق گزاردن شما شد-؟ گفت- به خاطر تلاوت سوره قل هوالله احد"که- درحال نشستن وایستادن وسوار شدن وپیاده روی ورفت وامد-اما خواندن سوره اخلاص پایمبراکر م صلواته الله علیه واله والسلم درچه حد است-خداوندمنان میفرماید اجر ان بر عهده من است- وما امروز کهعلم ما بیشتراز حضرت سعدبن معاذ رحمت الله است ومشکلات بیشتراز ان زمان است- ی مقاومت میکند می ست درجات بالاتری رابه دست اورد- وگرنه مغبون وبازنده است-رحدیث دیگری از اکرم صلواه اللهعلیه واله والسلم امده است—خواندن سوره قل وهوالله احد را بعداز هر ترک نکند—چراکه هر انرا بخواند- خداوند منان خیر دنیا وا ت وا ت را برا یاو جمع میکند- وخوداش وپدر ومادر وفرزندانش ر میامرزد—ازروایت دیگری استفاده میشود- که خواندناین سوره به هنگام ورورد- به خانهروزی را فراوان دمیکند وفقرا را دور میسازد- ومطالب دراین باره زیاداست – تفسیرنمونه )نکته مهم- در ضمیر هو است- ضمیر فرد غائب است یعنی دیده نمیشود- حضرت علی علیه السلام صلو ه اللهعلیه واله والسلم میفرماید- درشب جنگ بدر- حضرت خضر را دیدم از اوخواستم چیزی به من یاد دهد که به کمک ان بر دشمنان پیروز شوم اولین نکته دراین است که همیشه کمک الهی را بایدطلب کرد وبه اسباب مادی زیاد وابسته نبود- ان حضرت رحمت اللهعلی فرودند این جمله بگو—یاهو- یا من لا هو الاهو هنگامی صبح شد جریان را از خدمت رسول اکرم صلواته اللهعلیه واله والسلم عرض - فرمودند یا علی اسم اعظم به تو تعلیم شده است وسپس این جمله ورد زبان من درجنگ بدر شد- حضرت خضر علیه السلام بدرجه رسید که به ایشان اسم عظم داده شد- ایشن از خداوند خواستند زنده باشند تا قیامت بخصوص در زمان ا زمان که شرک بسیارقوی است به کمک ان بشتابد- عنا بسیار دقیق است مهم است- او یعنی خداوندمنان که غائب از نظراست- ی غائب است وعظیم ترین غائبی که همیشه غائب خواهد بود- یعنی غائب های دیگر نه عظمت ایشان دارند ونه همیشه غائب خواهند بود رذوز ی اشکار میشود ویا از طریق ارتباط باانها درک میشوند مانند روح خود فرد-لذا ی نمتیواند برای خداوندمنان شکل وصورت وخصوصیات دیگر بیان کند- زیرا هیچ موجودی ان عظمت ر ده است-ادامه دارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3250.aspx




نیم نگاهی به سوره اخلاص-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-سوره توحید نام دیگران اخلاص است اهمیت ان درهمین است که اگرتوحید ناب را درک نکنیم- از اخلاص دور هستیم- اعمال دیگرانسان دیگر فایده ای ندارد-درتعبیری دیگر امده است- که این فرد معلق درهوا است نه درور ی زمین مستقراست ونه حبلی به ان به زمین بسته شده است- خواندن یک سوم قران است- دال بران است که یک ارکان وپایه بسیارمهم است—از حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم-امده است-:" ی –که به –خدا-و-روز –قیامت ایمان دارد—خواندن- سوره –قل هو الله احد-:" را بعد از هر ترک نکند—چرا:-که هر ان را بخواند-خداوند خیر دنیا وا ت را برای او جمع میکند- وخوداش وپدر ومادر وفرزندان اش را می امرزد- در حدیث دیگری از از صادق علیه السلام سلام الله علیه والصلواته الله واله والسلم—بیان فرمودند—هنگامی که رسول خدا صلواته الله علیه واله والسلم- برجنازه:" سعد بن معاذ رحمت الله علیه والسلم- گزاردند—فرمود-:" هفتاد هزارملک کهدرمیان انها حضرت جبرائیل علیه السلام نیز بود وبر جنازه او گزاردند-(اجرا ش را حساب کنید)!من از جبرائیل پرسیدم-او به خاطر کدام عمل مستحق گزاردن شما شد-؟ گفت- به خاطر تلاوت سوره قل هوالله احد"که- درحال نشستن وایستادن وسوار شدن وپیاده روی ورفت وامد-اما خواندن سوره اخلاص پایمبراکر م صلواته الله علیه واله والسلم درچه حد است-خداوندمنان میفرماید اجر ان بر عهده من است- وما امروز کهعلم ما بیشتراز حضرت سعدبن معاذ رحمت الله است ومشکلات بیشتراز ان زمان است- ی مقاومت میکند می ست درجات بالاتری رابه دست اورد- وگرنه مغبون وبازنده است-رحدیث دیگری از اکرم صلواه اللهعلیه واله والسلم امده است—خواندن سوره قل وهوالله احد را بعداز هر ترک نکند—چراکه هر انرا بخواند- خداوند منان خیر دنیا وا ت وا ت را برا یاو جمع میکند- وخوداش وپدر ومادر وفرزندانش ر میامرزد—ازروایت دیگری استفاده میشود- که خواندناین سوره به هنگام ورورد- به خانهروزی را فراوان دمیکند وفقرا را دور میسازد- ومطالب دراین باره زیاداست – تفسیرنمونه )نکته مهم- در ضمیر هو است- ضمیر فرد غائب است یعنی دیده نمیشود- حضرت علی علیه السلام صلو ه اللهعلیه واله والسلم میفرماید- درشب جنگ بدر- حضرت خضر را دیدم از اوخواستم چیزی به من یاد دهد که به کمک ان بر دشمنان پیروز شوم اولین نکته دراین است که همیشه کمک الهی را بایدطلب کرد وبه اسباب مادی زیاد وابسته نبود- ان حضرت رحمت اللهعلی فرودند این جمله بگو—یاهو- یا من لا هو الاهو هنگامی صبح شد جریان را از خدمت رسول اکرم صلواته اللهعلیه واله والسلم عرض - فرمودند یا علی اسم اعظم به تو تعلیم شده است وسپس این جمله ورد زبان من درجنگ بدر شد- حضرت خضر علیه السلام بدرجه رسید که به ایشان اسم عظم داده شد- ایشن از خداوند خواستند زنده باشند تا قیامت بخصوص در زمان ا زمان که شرک بسیارقوی است به کمک ان بشتابد- عنا بسیار دقیق است مهم است- او یعنی خداوندمنان که غائب از نظراست- ی غائب است وعظیم ترین غائبی که همیشه غائب خواهد بود- یعنی غائب های دیگر نه عظمت ایشان دارند ونه همیشه غائب خواهند بود رذوز ی اشکار میشود ویا از طریق ارتباط باانها درک میشوند مانند روح خود فرد-لذا ی نمتیواند برای خداوندمنان شکل وصورت وخصوصیات دیگر بیان کند- زیرا هیچ موجودی ان عظمت ر ده است-ادامه دارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3251.aspx




یک سئوالادرباره تا ی-!!؟؟

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-این سئوال برای من مطرح است که – تا ی – مال حجت پناهی-باسازمانی ای مانند- سازمان تبلیغات ی هم برخوردی داشته است؟؟-درانجیل امده است- حضرت علیه السلامبه مغازه یکفر شاید یهودی جوان رفت که میدانست انصافی در او است- وکنار میز کارگاهی نشست که ان جوان مجسمه گرندهای درست میکرد ورنگ امیزی میکرد برای زیبائی واسباب باز ی بچه ها میفروخت- حضرت علیه السلام فرمودند که من امدم این کاررا یادبگیرم- ظرف دو وسه ساعت ان را بلد شد جوان گفت شما قبلا بلد بودید- ایشان گفتخیر تازه یاد گرفتم این قابل قبول است چنین استعدای هم وجودارد ولی مال حضرت علیه السلام کمی بیشتر است- این جهان حرکت کند دارد وپیشرفت اش کند است حضرت علیه السلام فرمودندجوان میخواهی این پرنده پرواز کندمات ومبهوت شد وحضرت ئ علیه السام فرمودند به اذن الله- که انراتبدیل به نام پدر؟ ودعا خواندنچناچه حضرت علیه السلام نقش الهی هم داشته باشدنیز به اذن واز خدا خواستننداشتمعلوم میشودان برچسب ها قل است پرن واز مغازه بیرون رفت افراد دم مغازه مات ومبهوت شدن وپرند باز گشت وبر شانه حضرت علیه السلام قرار گرفت وانجوان فرمودند به این پرنده بگوئید برشانه من قراربگیرد وحضرت علیه السلام والصلوات انرا بیان د وپرنده بر شانه ان جان قرار گرفت که مدهوش شد ایضشان بهوش اوردند این جهش بزرگ کار فقط خداوندمنان است مردم گفتند که حضرت صلواه اللهعلیه این نر است ویک ماده هم درست کن ایشان فرمودند این پرنده به ماده نیازندارد وبه اب ودانه هم- نیاز ندارد بلای سر شماچرخ میزند وکاری به ان نداشته باشیدتا رلت اش فرا برسد—ا ین پامبر انجلی حضرت بحیری سلام الله علیه است که اکرم صلواته اللهعلیه والسلم درنوجوانی با ایشان ملاقات داشته است-حال مطالبی که انجناب تدریس میکرد با مطالبی که اکرم صلواه اللهعلیه واله والسلم تدریس کرده است یک جهش عظیم است که جز خداوندمنان ی را یارای ساخت ان نبوده است



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3252.aspx




سخنرانی اقای

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-برگرفته ار سایت (www.khamenei.ir)- یه این سایت مراجعه کنید ا ز عنوان انس باقران دوباره کلیک کنید ومناجاها وقرائت ها را یقران را کنید- ودرضمن سخنرانی حجت قرائتدی در درس احضرت خامنهای را را هم کنید –که مقدارای از ان را من ثبت ضیط - پیوندهای مرتبطبیاناتحاشیه دیدارع صوتدیگران - یادداشت نسخه قابل چاپ 1397/02/18 سخنرانی حجت ال والمسلمین قرائتی در جلسه درس خارج فقه انقلاب ی چندی پیش حجت ال والمسلمین قرائتی از انقلاب ی درخواست می کند که در یکی از جلسات درس خارج فقه ایشان حضور یابد تا درباره ی ضرورت توجه به تفسیر قرآن در حوزه های علمیه و مهجوریت قرآن در جامعه و کشورمان برای طلاب حاضر در درس معظم له سخنرانی کند. این پیشنهاد مورد استقبال انقلاب قرار می گیرد و موجب می شود که حجت ال قرائتی در ابتدای جلسه ی درس خارج فقه حضرت آیت الله در روز ۱۳۹۷/۱/۲۸ به سخنرانی بپردازد.

پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir در آستانه ی ورود به ماه مبارک رمضان -ماه بهار قرآن- گزیده ای از بیانات انقلاب در ابتدای این جلسه و همچنین سخنان حجت ال والمسلمین قرائتی را منتشر می کند.

بیانات انقلاب پس از سخنان حجت ال والمسلمین قرائتی بدین شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدﷲ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین
بیانات جناب آقای قرائتی کاملاً متین و بجا و پُرمغز و برای همه ی ما لازم بود. آنچه ایشان در اهمّیّت درس قرآن و تدبّر در قرآن بیان د، جزو حرفهای لازم و ضروریِ امروزِ جامعه ی ما است. این البتّه یک درد قدیمی است؛ زمان طلبگی ماها -سالها پیش- همین را کم وبیش انسان احساس میکرد؛ البتّه آن وقت یک آدم باهمّتی مثل آقای قرائتی نداشتیم. ... خب، بحمدالله امروز تا حدودی درسهای قرآن وجود دارد؛ ایشان هم انصافاً با جدّیّت دنبال این قضیّه هستند؛ مثل مسئله ی یا مثل مسئله ی زکات که ایشان دنبال د و موفّق شدند؛ ان شاءالله در قضیّه ی تفسیر قرآن هم با تلاشی که ایشان دارند، با جدّوجهدی که دارند، با ابتکاری که در ایشان هست و با موهبتهایی که خدای متعال به آقای قرائتی داده -که بعضی از اینها جزو مواهب خاص است- موفّق باشند. امروز استفاده کردیم و خیلی ممنونیم؛ دوستان تلاش کنید که روی این مسئله فکر کنید و ان شاءالله تصمیم بگیرید و عمل ید. متن سخنان حجت ال والمسلمین قرائتی در ابتدای این جلسه به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین بعدد ما احاط به علمه، اللّهمّ صلّ علىٰ محمّد و آل محمّد، الهی انطقنی بالهدىٰ و الهمنی َّقوىٰ.

عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که این عرایض بنده اگر خوب بود، برای شما [طلّاب] هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولی حالا ببینیم بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.

برای عید نوروز، همه ی مملکت تقریباً بسیج میشوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال احمر و ...، همه بسیج میشوند که عید می آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می آید؛ «قَد اَقبل َ اِلیکُم شَهرُ الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه [از مطلب] پَرت نشوم، از روی متن میخوانم:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه اش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، عَلَّم القُرآن؛(۱) واسطه: جبرئیل، شَدیدُ القُوىٰ؛(۲) محلّ فرود: قَلبِک؛ ذکرٌ لِلعالَمین ؛(۳) انّا لَهُ لَحافِظون؛(۴) غیرَ ذی عِوَج؛(۵) فَأتُوا بِسُورَةٍ؛(۶) الی آ ؛ این معرّفی قرآن.

جایگاه قرآن در جامعه ی ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خُذِ الکِتابَ بِقُوَّة»؛(۷) جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کَمَثل الحِمار،(۸) کَمَثل الکَلب،(۹) کَالحِجارَة،(۱۰) کَالاَنعام؛(۱۱) امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است: میگوید پوک! به انی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْ ء حَتَّی تُقیمُوا.(۱۲) کلمه ی «اقامه» راجع به چهار چیز در قرآن آمده: اَقِیمُوا الدّین،(۱۳) اَقِیمُوا الصَّلاة،(۱۴) اَقِیمُوا الوَزن،(۱۵) وَلَو اَنَّهُم اَقاموا َّوراة.(۱۶) زندگی مادّی مان هم بند به همین قرآن است. [میفرماید] وَلَو اَنَّهُم اَقاموا َّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لَأَکَلُوا؛(۱۷) خب، اگر اقامه ی قرآن شد، لَأََکَلُوا، لَأَکَلُوا، لَأَکَلُوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است: نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکر،(۱۸) وَ مَن اَعرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً.(۱۹)

یک سِری گیر و گورها هم شاید به خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر میگوید اگر میخواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیه اش هم این است: لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّل َ؛(۲۰) یعنی تُبَیِّن ما نُزِّل. بله، شعر و خواب و تحلیل هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک وقت فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از واجب تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از واجب تر است، چون عدّه ای که پای خطبه های پا شدند رفتند سراغ ید، قرآن میگوید اینها بی ادبند؛ وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها(۲۱) در ادامه میگوید «وَ تَرَکوکَ »، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمیگوید «ترکوها»، باید بگوید «تَرَکَ الصّلاة» یا «تَرَکَ الخُطبِه»؛ یعنی بدتر از رها خطبه و بدتر از رها ، رها آسمانی است، میگوید «تَرَکوکَ»؛ به هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر » نمیگویند؛ گفتم اینجا نمیگویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته ای بود؛ گفتم من میخواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن میگوید: «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار، رُحَماءُ بَینَهُم،(۲۲) بعد [هم] «تَراهُم رُکَّعاً سُجَّداً»؛(۲۳) [در مسجد] شما «رُکَّعاً» هست، «سُجَّداً» هست، «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار» در مسجدتان نیست، «رُحَماءُ بَینَهُم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر میکنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم میپذیرند، اگر همین طور فقط صحبت کنیم، میگویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».

راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت میکنند، حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اَعلم » و «اَتقىٰ» ، مگر این آیه در قرآن نیست؟ تُرهَبُون بِهِ عَدُوَّالله ،(۲۴) اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار.(۲۵) اگر به شاپور بختیار نمیگفت «من توی دهن این ت میزنم»، شاپور بختیار فرار میکرد؟ مقام معظّم ی فرمود: رئیس جمهور ، رئیس جمهور فرانسه، نخست کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم » و «اتقىٰ» باید یک ی هم یک تشری بزند، هی «اعلم » و «اتقىٰ» نگوییم. «اعلم » روی چشم، «اتقىٰ» روی چشم امّا این آیه ها هم هست. منبرها باید یک جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم باید باشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرها کم است.

الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال که ماه رمضان و تابستان به هم سوار میشود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّه مدرسه ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری میگفت که ما بیست هزار طلبه ی کت شلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه اش هم تمام شده امّا معمّم نیست -در عقیدتی نیست، ، قاضی، اهل منبر، در نهاد ی در نیست- نیست ولی خب، لمعه اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ این با پسرعمّه ها و پسر هایش میتواند جلسه های محلّی درست کند تا «اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبِین »(۲۶) راه بیفتد. هر هجده ساله ای میتواند ده، پانزده تا ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارت است، هشت ساعته میشود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال را مطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روان بگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است، عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمیگوید شَهرُ رَمضان «اَلّذی کُتِبَ عَلیکُمُ الصِّیام»، میگوید: «شَهرُ رَمَضان اَلّذی اُنزِلَ فِیهِ القُرآن».(۲۷)

در این مسئله ی محوریّت قرآن، باید یک نهضت تفسیری ایجاد بشود. تجوید راه افتاده، حفظ قرآن راه افتاده، الحمدلله. ما دو علم داریم در قرآن که این دو علم با توبیخ است، یعنی با توبیخ میگوید که چرا نمیروی سراغش؟ یکی تفقّه است: «لَولا نَفَرَ»(۲۸) -آیه ی «نَفْر»- چرا نمیروید «لِیَتَفَقَّهُوا»؟ این «تفقّه» با توبیخ؛ الحمدلله حوزه ها هم براساس همین آیه راه افتاد، فعّالند. یک آیه ی دیگر هم داریم، آن هم «تدبّر» است، میگوید: «اَفَلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآن »؛ منتها تفقّه یک توبیخ دارد -«لولا نفر لیتفقّهوا» یک توبیخ دارد- امّا در آیه ی تدبّر دو تا توبیخ هست: [اوّل] «اَفَلا یَتَدَبَّرون»،(۲۹) دو مرتبه -توبیخ دوّم- «اَم عَلَى قُلُوبٍ اَقفالُها»؛(۳۰) دو تا توبیخ برای تدبّر است. حدیثی از رضا هست که فرمود: اینکه واجب شد برای این است که قرآن از مهجوریّت بیاید بیرون.

وقتی موعظه میخواهیم ، آیات موعظه را بگوییم: فَذَکِّر بِالقُرآن مَن یَخافُ وَعِید؛(۳۱) چرا جای دیگر میروید؟ در حوزه ها «معاونت تهذیب» هست برای اخلاق طلبه ها؛ آیات اخلاقی را بگویند؛ آیات اخلاقی را اگر بگویند، هم تفسیر است، هم تهذیب است، هم طلبه که این را یاد گرفت میرود توی محلّه شان میگوید؛ عید، تابستان، ماه رمضان، محرّم؛ یعنی ما اخلاقمان جدا است از تفسیرمان. سیاست هم میخواهیم بگوییم آیات را باید بگوییم، چند صد آیه ی داریم در قرآن، همانها را اگر بگوییم مردم تشکّر میکنند. ما مزه ی قرآن را نچشیده ایم بعضی هایمان و نچشیده اند بعضی هایشان؛ نه ما چشیده ایم و نه ما توانسته ایم بچشانیم. به هرحال مسئله ی قرآن را جدّی بگیریم.

فکر هم نکنید قرآن علم نیست؛ رضا فرمود: مَن اَرادَ العِلم فَلیُثَوِّرِ القُرآن -«ثور» با «ث» سه نقطه یعنی انقلاب- برای علم، قرآن را زیرورو کنید. دعوت شدیم ده سال پیش برای تهران جماعت بشویم -همان جایی که هست؛ روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه ...؛ توی هفته- گفتم من به شرطی می آیم که تفسیر هم بگویم؛ گفتند که اینجا صبح تا ظهر سرِ درسند، خسته اند اینها؛ گفتم که کم میگویم؛ گفت آ نمیشود؛ گفتم آقا من میتوانم نیم دقیقه تفسیر بگویم. گفت آ نیم دقیقه تفسیر! بگو ببینم؛ ما گفتیم «در قرآن چند بار گفته «کُلُوا» -یعنی بخورید- هرجا میگوید «کُلُوا»، بغلش یک مأموریّتی است، کُلُوا اَنفِقُوا، کُلُوا اَطعِمُوا، کُلُوا لاتُسرِفُوا، کُلُوا وَاعمَلُوا صالِحاً، کُلُوا وَلاتَطغَوا؛ به زنبور عسل هم که میگوید «کُلِی»، دنبالش میگوید «فَاسلُکِی»، تو هم که گُل مکیدی باید عسل بسازی. یعنی کُلُوا کُلُوا هست امّا بخور بخور نیست؛ کنار خوردن یک مسئولیّتی است؛ والسّلام علیکم و رحمةالله».(۳۲)

(آقای قرائتی: خنده ی تشکّر بود؟
معظّمٌ له: نه، این نَقل [والسّلام علیکم] را اشتباه گرفتند با اینجا،(۳۳) [شما] در گفتید «والسّلام علیکم».
آقای قرائتی: بله)

بعد گفتند خب، اینجا چون شصت هزار دانشجو دارد، مهم ترین کشور است، بعضی از اساتیدش تمام و پروفسورند، پس علمی بگو؛ گفتم من قرائتی ام، طلبه ام، علمی میخواهید بروید سراغ علما؛ گفت مثلاً میخواهی «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»(۳۴) را بگویی؟ اینها که بچّه نیستند؛ من ناراحت شدم و گفتم به من گفته اند علمی حرف بزن، من میخواهم امروز آبکی حرف بزنم، روی تخته نوشتم «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»، گفتم بیست تا نکته از این میکشم بیرون؛ این «با»اش بای الصاق است؛ دو تا نامه را که سنجاق میکنند، به نامه ی پشتی میگویند الصاق، الحاق، پیوست؛ یعنی احسانت پیوست به خودت باشد، یعنی خودت مادرت را ببر ؛ نگو پول میدهم تا ی تلفنی [ببرد]؛ وَ بِالوالِدَین. لَقِّمهُ بِیَدَیک، با دست خودت لقمه لقمه دهان مادرت بگذار، نگو برنج بپز بخور، این درباره ی «بِالْـ». «بِالوالِدَین» گفته، «بِالْاَبَوَیْن» نگفته؛ چون به هم «اَب» میگویند -اَنَا وَ عَلیٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّة؛ مِلَّةَ اَبِیکُم اِبراهیم؛(۳۵) به عمو میگویند، به پدر زن میگویند، به معلّم میگویند- «بِالوالِدَین» گفته، حساب والدین از آنها جدا است. نگفته «بالوالدین المؤمنَین»، گفته بِالوالِدَینِ اِحساناً برّاً کان او فاجراً. نگفته «بالوالدین انفاقا»، پدر و مادر خیلی وقتها پول نمیخواهند، محبّت میخواهند. بیست تا نکته تقریباً روی تخته سیاه، در نوشتم. گفتم آقایان بلد بودید؟ گفتند والّا به حضرت عبّاس بلد نبودیم، تا حالا هم ی [نگفته بود]. گفتم دیگر نگویید آقای قرائتی اینجا است، اینها پروفسورند، علمی حرف بزن. باسوادترین ماها پهلوی ساده ترین کلمات قرآن، حرف نفهمیده داریم. در «هُنَّ لِباسٌ لَکُم»(۳۶) پنجاه تا نکته من گیرم آمده؛ در سوره ی کوثر ۸۲ تا نکته گیرم آمده. قرآن علم است، ما فکر میکنیم علم چیز دیگری است، اصلاً قرآن را جزو علم نمیدانیم. وقتی میگوییم مشغول چی هستی؟ میگوید مباحث علمیّه؛ میگوییم حالا مباحث علمیّه یعنی قرآن؟ میگوید نه، قرآن نه! نمیگویم آنها نباشد، میگویم به قرآن هم سهم بدهیم.

ماه رمضان وقت قرآن است. ماشینی که موتورش هوا گرفته و خاموش شده، در سرازیری هلش میدهند؛ سرازیری قرآن، ماه رمضان است. پیغمبر در اُحد فرمود: کدام یک از این بیشتر قرآن بلدند؟ من اوّل میخواهم به جنازه ی او بخوانم؛ این یعنی چه؟ چرا در قیامت به ما میگویند براساس قرآن درجه بگیرید، اِقرَأ وَأرقَ. اصلاً قرآن را باید بکشیم وسط؛ تاریخ میخواهیم بگوییم، از قرآن بگوییم، بعد از حدیثها بگوییم، نمیخواهم فقط هم قرآن باشد، قرآن و اهل بیت، از هم جدا نیست. بنده چهل سال است تقریباً در تلویزیونم، یک شبِ تعطیل نشده، این از الطاف استثنائی خدا بود. والله، بالله، اگر به هر کت تکیه می ، سال اوّل و دوّم حرفهایم تمام شده بود. صبح نگاه به قرآن میکنی یک چیز میفهمی، عصر چیز دیگری میفهمی. اصلاً اگر حرف تازه نباشد خدا نمیگوید تدبّر کن؛ اینکه صاحبخانه به همه ی مهمانها میگوید شاخه را بتکانید، پیدا است هر که بتکاند، یک میوه ای گیرش می آید؛ وگرنه میگویم «خدایا چرا مدام به من میگویی تدبّر کن! ملّاصدرا، فیض کاشانی، ، بزرگان، تکاندند، میوه هایش را بردند، دیگر چیزی برای من نمانده». اینکه خدا به هر ی میگوید تدبّر کن، یعنی هر شاخه را تکان بدهد، میوه گیرش می آید. ان ما چیزی از قرآن میفهمند که ما نمیفهمیم، این حق است؛ فقیه از آیات الاحکام چیزی در می آورد که ما نمیفهمیم، این حق است؛ امّا معنایش این نیست که تدبّر نکنیم.

ما



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3253.aspx




سخنرانی حجت - جناب اقای قرائتی درباره قران-!!

درخواست حذف اطلاعات
پیوندهای مرتبطبیاناتحاشیه دیدارع صوتدیگران - یادداشت نسخه قابل چاپ 1397/02/18 سخنرانی حجت ال والمسلمین قرائتی در جلسه درس خارج فقه انقلاب ی چندی پیش حجت ال والمسلمین قرائتی از انقلاب ی درخواست می کند که در یکی از جلسات درس خارج فقه ایشان حضور یابد تا درباره ی ضرورت توجه به تفسیر قرآن در حوزه های علمیه و مهجوریت قرآن در جامعه و کشورمان برای طلاب حاضر در درس معظم له سخنرانی کند. این پیشنهاد مورد استقبال انقلاب قرار می گیرد و موجب می شود که حجت ال قرائتی در ابتدای جلسه ی درس خارج فقه حضرت آیت الله در روز ۱۳۹۷/۱/۲۸ به سخنرانی بپردازد.

پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir در آستانه ی ورود به ماه مبارک رمضان -ماه بهار قرآن- گزیده ای از بیانات انقلاب در ابتدای این جلسه و همچنین سخنان حجت ال والمسلمین قرائتی را منتشر می کند.

بیانات انقلاب پس از سخنان حجت ال والمسلمین قرائتی بدین شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدﷲ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین
بیانات جناب آقای قرائتی کاملاً متین و بجا و پُرمغز و برای همه ی ما لازم بود. آنچه ایشان در اهمّیّت درس قرآن و تدبّر در قرآن بیان د، جزو حرفهای لازم و ضروریِ امروزِ جامعه ی ما است. این البتّه یک درد قدیمی است؛ زمان طلبگی ماها -سالها پیش- همین را کم وبیش انسان احساس میکرد؛ البتّه آن وقت یک آدم باهمّتی مثل آقای قرائتی نداشتیم. ... خب، بحمدالله امروز تا حدودی درسهای قرآن وجود دارد؛ ایشان هم انصافاً با جدّیّت دنبال این قضیّه هستند؛ مثل مسئله ی یا مثل مسئله ی زکات که ایشان دنبال د و موفّق شدند؛ ان شاءالله در قضیّه ی تفسیر قرآن هم با تلاشی که ایشان دارند، با جدّوجهدی که دارند، با ابتکاری که در ایشان هست و با موهبتهایی که خدای متعال به آقای قرائتی داده -که بعضی از اینها جزو مواهب خاص است- موفّق باشند. امروز استفاده کردیم و خیلی ممنونیم؛ دوستان تلاش کنید که روی این مسئله فکر کنید و ان شاءالله تصمیم بگیرید و عمل ید. متن سخنان حجت ال والمسلمین قرائتی در ابتدای این جلسه به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین بعدد ما احاط به علمه، اللّهمّ صلّ علىٰ محمّد و آل محمّد، الهی انطقنی بالهدىٰ و الهمنی َّقوىٰ.

عید بود، زیارت آقا رفتیم، گفتگوهایی شد و از ایشان تقاضا کردیم که این عرایض بنده اگر خوب بود، برای شما [طلّاب] هم گفته بشود؛ حرف زیاد است ولی حالا ببینیم بلکه بتوانیم بین پانزده تا بیست دقیقه تمامش کنیم.

برای عید نوروز، همه ی مملکت تقریباً بسیج میشوند؛ از مرغ و گوشت و پرتقال و سیب و راهداری و اورژانس و هلال احمر و ...، همه بسیج میشوند که عید می آید، یکی دو ماه مشغولند. ماه رمضان می آید؛ «قَد اَقبل َ اِلیکُم شَهرُ الله». ما برای قرآن چقدر آمادگی داریم؟ من برای اینکه [از مطلب] پَرت نشوم، از روی متن میخوانم:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. خب، اوصاف قرآن خیلی است؛ از وقتم یک دقیقه اش مال اوصاف قرآن باشد: معلّمش خدا است، عَلَّم القُرآن؛(۱) واسطه: جبرئیل، شَدیدُ القُوىٰ؛(۲) محلّ فرود: قَلبِک؛ ذکرٌ لِلعالَمین ؛(۳) انّا لَهُ لَحافِظون؛(۴) غیرَ ذی عِوَج؛(۵) فَأتُوا بِسُورَةٍ؛(۶) الی آ ؛ این معرّفی قرآن.

جایگاه قرآن در جامعه ی ما چیست؟ این قرآنی که خودش دو مرتبه فرموده «خُذِ الکِتابَ بِقُوَّة»؛(۷) جدّی بگیریم قرآن را. هویّت ما به قرآن است. چون در قرآن چهار تا توبیخ است: کَمَثل الحِمار،(۸) کَمَثل الکَلب،(۹) کَالحِجارَة،(۱۰) کَالاَنعام؛(۱۱) امّا یک توبیخ در قرآن است که خیلی داغ است: میگوید پوک! به انی که کتاب آسمانی را اقامه نکنند، لقب «پوک» داده خدا؛ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْ ء حَتَّی تُقیمُوا.(۱۲) کلمه ی «اقامه» راجع به چهار چیز در قرآن آمده: اَقِیمُوا الدّین،(۱۳) اَقِیمُوا الصَّلاة،(۱۴) اَقِیمُوا الوَزن،(۱۵) وَلَو اَنَّهُم اَقاموا َّوراة.(۱۶) زندگی مادّی مان هم بند به همین قرآن است. [میفرماید] وَلَو اَنَّهُم اَقاموا َّوراة، اگر اینها تورات را اقامه کنند، لَأَکَلُوا؛(۱۷) خب، اگر اقامه ی قرآن شد، لَأََکَلُوا، لَأَکَلُوا، لَأَکَلُوا؛ یعنی مادّیّاتمان هم بند به همین است. چون قرآن ذکر است: نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکر،(۱۸) وَ مَن اَعرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً.(۱۹)

یک سِری گیر و گورها هم شاید به خاطر این باشد که قرآن برای ما کتاب اصلی نیست. خدا به پیغمبر میگوید اگر میخواهی سخنرانی کنی، باید روی قرآن صحبت کنی؛ آیه اش هم این است: لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّل َ؛(۲۰) یعنی تُبَیِّن ما نُزِّل. بله، شعر و خواب و تحلیل هم هست امّا اگر آنها هم بند به قرآن باشد ارزش دارد. یک وقت فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است، حتّی از واجب تر است! من جا خوردم. بعد دیدم قرآن اشاره دارد به اینکه حفظ نظام از واجب تر است، چون عدّه ای که پای خطبه های پا شدند رفتند سراغ ید، قرآن میگوید اینها بی ادبند؛ وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها(۲۱) در ادامه میگوید «وَ تَرَکوکَ »، اینها پیغمبر را تنها گذاشتند، نمیگوید «ترکوها»، باید بگوید «تَرَکَ الصّلاة» یا «تَرَکَ الخُطبِه»؛ یعنی بدتر از رها خطبه و بدتر از رها ، رها آسمانی است، میگوید «تَرَکوکَ»؛ به هرحال. رفتم یک مسجدی، دیدم «مرگ بر » نمیگویند؛ گفتم اینجا نمیگویند؟ گفتند نه، اینجا مسجد مقدّسین است. عالمش عالم وارسته ای بود؛ گفتم من میخواهم صحبت کنم نیم دقیقه؛ گفت: بگو؛ گفتم: قرآن چهار صفت گفته، در مسجدِ شما دو تا هست؛ قرآن میگوید: «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار، رُحَماءُ بَینَهُم،(۲۲) بعد [هم] «تَراهُم رُکَّعاً سُجَّداً»؛(۲۳) [در مسجد] شما «رُکَّعاً» هست، «سُجَّداً» هست، «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار» در مسجدتان نیست، «رُحَماءُ بَینَهُم» نیست؛ چرا نیست؟ فکر میکنید مقدّسید! آقا گفت: درست است. دیگر از آنجا شعار را گفتند. یعنی اگر خواستیم مردم را به انقلاب هم دعوت کنیم، اگر از راه قرآن وارد شویم میپذیرند، اگر همین طور فقط صحبت کنیم، میگویند «خب این نظر ایشان است، ما این نظر را قبول نداریم».

راجع به مرجعیّت صحبت بود، خب مرجعیّت بیشتر روی علم و تقوا صحبت میکنند، حق هم هست، در قرآن هم هست و قبول، روی چشم؛ امّا غیر از «اَعلم » و «اَتقىٰ» ، مگر این آیه در قرآن نیست؟ تُرهَبُون بِهِ عَدُوَّالله ،(۲۴) اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّار.(۲۵) اگر به شاپور بختیار نمیگفت «من توی دهن این ت میزنم»، شاپور بختیار فرار میکرد؟ مقام معظّم ی فرمود: رئیس جمهور ، رئیس جمهور فرانسه، نخست کجا، اینها جنایتکارند. غیر از «اعلم » و «اتقىٰ» باید یک ی هم یک تشری بزند، هی «اعلم » و «اتقىٰ» نگوییم. «اعلم » روی چشم، «اتقىٰ» روی چشم امّا این آیه ها هم هست. منبرها باید یک جوری باشد که محور، قرآن باشد؛ بله، حدیث هم باید باشد، تاریخ هم باید باشد، هرچی باید باشد، باشد؛ امّا سهم قرآن در منبرها کم است.

الان ماه رمضان جلو ما است، یک ماه است؛ توفیقی است امسال و چند سال که ماه رمضان و تابستان به هم سوار میشود. خیلی خب، دوازده میلیون بچّه مدرسه ای داریم؛ چند سال پیش آقای بوشهری میگفت که ما بیست هزار طلبه ی کت شلواری داریم که این دیپلمش را گرفته، لمعه اش هم تمام شده امّا معمّم نیست -در عقیدتی نیست، ، قاضی، اهل منبر، در نهاد ی در نیست- نیست ولی خب، لمعه اش را خوانده، دیپلم هم دارد؛ این با پسرعمّه ها و پسر هایش میتواند جلسه های محلّی درست کند تا «اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبِین »(۲۶) راه بیفتد. هر هجده ساله ای میتواند ده، پانزده تا ده، سیزده ساله را دعوت کند. این آموزش روخوانی قرآن یک مهارت است، هشت ساعته میشود آموزش بدهید، هشت ساعت بیشتر کار ندارد. شما اقوال را مطالعه کن، امّا روی منبر نباید اینها را بگویید، در منبر یک تفسیر روان بگویید، دو سه برابر ترجمه؛ روخوانی قرآن مهم است. ماه رمضان جلو ما است، عظمت رمضان به روزه نیست فقط، عظمت رمضان به قرآن است؛ نمیگوید شَهرُ رَمضان «اَلّذی کُتِبَ عَلیکُمُ الصِّیام»، میگوید: «شَهرُ رَمَضان اَلّذی اُنزِلَ فِیهِ القُرآن».(۲۷)

در این مسئله ی محوریّت قرآن، باید یک نهضت تفسیری ایجاد بشود. تجوید راه افتاده، حفظ قرآن راه افتاده، الحمدلله. ما دو علم داریم در قرآن که این دو علم با توبیخ است، یعنی با توبیخ میگوید که چرا نمیروی سراغش؟ یکی تفقّه است: «لَولا نَفَرَ»(۲۸) -آیه ی «نَفْر»- چرا نمیروید «لِیَتَفَقَّهُوا»؟ این «تفقّه» با توبیخ؛ الحمدلله حوزه ها هم براساس همین آیه راه افتاد، فعّالند. یک آیه ی دیگر هم داریم، آن هم «تدبّر» است، میگوید: «اَفَلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآن »؛ منتها تفقّه یک توبیخ دارد -«لولا نفر لیتفقّهوا» یک توبیخ دارد- امّا در آیه ی تدبّر دو تا توبیخ هست: [اوّل] «اَفَلا یَتَدَبَّرون»،(۲۹) دو مرتبه -توبیخ دوّم- «اَم عَلَى قُلُوبٍ اَقفالُها»؛(۳۰) دو تا توبیخ برای تدبّر است. حدیثی از رضا هست که فرمود: اینکه واجب شد برای این است که قرآن از مهجوریّت بیاید بیرون.

وقتی موعظه میخواهیم ، آیات موعظه را بگوییم: فَذَکِّر بِالقُرآن مَن یَخافُ وَعِید؛(۳۱) چرا جای دیگر میروید؟ در حوزه ها «معاونت تهذیب» هست برای اخلاق طلبه ها؛ آیات اخلاقی را بگویند؛ آیات اخلاقی را اگر بگویند، هم تفسیر است، هم تهذیب است، هم طلبه که این را یاد گرفت میرود توی محلّه شان میگوید؛ عید، تابستان، ماه رمضان، محرّم؛ یعنی ما اخلاقمان جدا است از تفسیرمان. سیاست هم میخواهیم بگوییم آیات را باید بگوییم، چند صد آیه ی داریم در قرآن، همانها را اگر بگوییم مردم تشکّر میکنند. ما مزه ی قرآن را نچشیده ایم بعضی هایمان و نچشیده اند بعضی هایشان؛ نه ما چشیده ایم و نه ما توانسته ایم بچشانیم. به هرحال مسئله ی قرآن را جدّی بگیریم.

فکر هم نکنید قرآن علم نیست؛ رضا فرمود: مَن اَرادَ العِلم فَلیُثَوِّرِ القُرآن -«ثور» با «ث» سه نقطه یعنی انقلاب- برای علم، قرآن را زیرورو کنید. دعوت شدیم ده سال پیش برای تهران جماعت بشویم -همان جایی که هست؛ روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه ...؛ توی هفته- گفتم من به شرطی می آیم که تفسیر هم بگویم؛ گفتند که اینجا صبح تا ظهر سرِ درسند، خسته اند اینها؛ گفتم که کم میگویم؛ گفت آ نمیشود؛ گفتم آقا من میتوانم نیم دقیقه تفسیر بگویم. گفت آ نیم دقیقه تفسیر! بگو ببینم؛ ما گفتیم «در قرآن چند بار گفته «کُلُوا» -یعنی بخورید- هرجا میگوید «کُلُوا»، بغلش یک مأموریّتی است، کُلُوا اَنفِقُوا، کُلُوا اَطعِمُوا، کُلُوا لاتُسرِفُوا، کُلُوا وَاعمَلُوا صالِحاً، کُلُوا وَلاتَطغَوا؛ به زنبور عسل هم که میگوید «کُلِی»، دنبالش میگوید «فَاسلُکِی»، تو هم که گُل مکیدی باید عسل بسازی. یعنی کُلُوا کُلُوا هست امّا بخور بخور نیست؛ کنار خوردن یک مسئولیّتی است؛ والسّلام علیکم و رحمةالله».(۳۲)

(آقای قرائتی: خنده ی تشکّر بود؟
معظّمٌ له: نه، این نَقل [والسّلام علیکم] را اشتباه گرفتند با اینجا،(۳۳) [شما] در گفتید «والسّلام علیکم».
آقای قرائتی: بله)

بعد گفتند خب، اینجا چون شصت هزار دانشجو دارد، مهم ترین کشور است، بعضی از اساتیدش تمام و پروفسورند، پس علمی بگو؛ گفتم من قرائتی ام، طلبه ام، علمی میخواهید بروید سراغ علما؛ گفت مثلاً میخواهی «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»(۳۴) را بگویی؟ اینها که بچّه نیستند؛ من ناراحت شدم و گفتم به من گفته اند علمی حرف بزن، من میخواهم امروز آبکی حرف بزنم، روی تخته نوشتم «وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً»، گفتم بیست تا نکته از این میکشم بیرون؛ این «با»اش بای الصاق است؛ دو تا نامه را که سنجاق میکنند، به نامه ی پشتی میگویند الصاق، الحاق، پیوست؛ یعنی احسانت پیوست به خودت باشد، یعنی خودت مادرت را ببر ؛ نگو پول میدهم تا ی تلفنی [ببرد]؛ وَ بِالوالِدَین. لَقِّمهُ بِیَدَیک، با دست خودت لقمه لقمه دهان مادرت بگذار، نگو برنج بپز بخور، این درباره ی «بِالْـ». «بِالوالِدَین» گفته، «بِالْاَبَوَیْن» نگفته؛ چون به هم «اَب» میگویند -اَنَا وَ عَلیٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّة؛ مِلَّةَ اَبِیکُم اِبراهیم؛(۳۵) به عمو میگویند، به پدر زن میگویند، به معلّم میگویند- «بِالوالِدَین» گفته، حساب والدین از آنها جدا است. نگفته «بالوالدین المؤمنَین»، گفته بِالوالِدَینِ اِحساناً برّاً کان او فاجراً. نگفته «بالوالدین انفاقا»، پدر و مادر خیلی وقتها پول نمیخواهند، محبّت میخواهند. بیست تا نکته تقریباً روی تخته سیاه، در نوشتم. گفتم آقایان بلد بودید؟ گفتند والّا به حضرت عبّاس بلد نبودیم، تا حالا هم ی [نگفته بود]. گفتم دیگر نگویید آقای قرائتی اینجا است، اینها پروفسورند، علمی حرف بزن. باسوادترین ماها پهلوی ساده ترین کلمات قرآن، حرف نفهمیده داریم. در «هُنَّ لِباسٌ لَکُم»(۳۶) پنجاه تا نکته من گیرم آمده؛ در سوره ی کوثر ۸۲ تا نکته گیرم آمده. قرآن علم است، ما فکر میکنیم علم چیز دیگری است، اصلاً قرآن را جزو علم نمیدانیم. وقتی میگوییم مشغول چی هستی؟ میگوید مباحث علمیّه؛ میگوییم حالا مباحث علمیّه یعنی قرآن؟ میگوید نه، قرآن نه! نمیگویم آنها نباشد، میگویم به قرآن هم سهم بدهیم.

ماه رمضان وقت قرآن است. ماشینی که موتورش هوا گرفته و خاموش شده، در سرازیری هلش میدهند؛ سرازیری قرآن، ماه رمضان است. پیغمبر در اُحد فرمود: کدام یک از این بیشتر قرآن بلدند؟ من اوّل میخواهم به جنازه ی او بخوانم؛ این یعنی چه؟ چرا در قیامت به ما میگویند براساس قرآن درجه بگیرید، اِقرَأ وَأرقَ. اصلاً قرآن را باید بکشیم وسط؛ تاریخ میخواهیم بگوییم، از قرآن بگوییم، بعد از حدیثها بگوییم، نمیخواهم فقط هم قرآن باشد، قرآن و اهل بیت، از هم جدا نیست. بنده چهل سال است تقریباً در تلویزیونم، یک شبِ تعطیل نشده، این از الطاف استثنائی خدا بود. والله، بالله، اگر به هر کت تکیه می ، سال اوّل و دوّم حرفهایم تمام شده بود. صبح نگاه به قرآن میکنی یک چیز میفهمی، عصر چیز دیگری میفهمی. اصلاً اگر حرف تازه نباشد خدا نمیگوید تدبّر کن؛ اینکه صاحبخانه به همه ی مهمانها میگوید شاخه را بتکانید، پیدا است هر که بتکاند، یک میوه ای گیرش می آید؛ وگرنه میگویم «خدایا چرا مدام به من میگویی تدبّر کن! ملّاصدرا، فیض کاشانی، ، بزرگان، تکاندند، میوه هایش را بردند، دیگر چیزی برای من نمانده». اینکه خدا به هر ی میگوید تدبّر کن، یعنی هر شاخه را تکان بدهد، میوه گیرش می آید. ان ما چیزی از قرآن میفهمند که ما نمیفهمیم، این حق است؛ فقیه از آیات الاحکام چیزی در می آورد که ما نمیفهمیم، این حق است؛ امّا معنایش این نیست که تدبّر نکنیم.




منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3254.aspx




تسلیت برای بزاماندگان کوبائی-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم- با تسلیت به بازماندگان هواپیمای کوبائی که د راصل از مکزیک اجاره کرده بودند- نشان میدهد دوموتور ویا یکی از انها قفل کرده است- بقول بچه ها از ذغال اش است که این ذغال شاخصی بر ای تعین -که- درحد ارد است یا نیست ندارد وپس از قفل کرد ن مشخص میشود باید زود به زودعوض شود-



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3255.aspx




بحث ت- بین مردان و ن-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-ش ت خانم کلینتون درانتخاباتمورد تحلیل واقع شد- سازمان معروف نظر سنجی امریکا –پئو-متوجه شد که هنوزیک اختلاف بسیار روشن وصریح وخالص –درباره ایا اختلاف در ت است ویا نیست وجود دارد-درواقع مردان مثلا در مسائل تصور میکننند که خانم ها بسیاراحساسی بر خورد میکنند وبه اندازه کافی جدی نیستند- وان اندازه استانداری که قبول دارند- خانم ها ندارند ونحو استدلال انها راهم نمی پذیرننند—البته63%خانم درامریکا تصور میکنند این امر درمردان وجود دارد وباعث ایجادمانع برای پیشرفت خانم ها میشود- ومردان تنها41% این چنین فکر میکنند- که این بخشی از اختلاف نظر بین خانم ها ومردان است-ریشه اولیه به نظر میرسد که هنوز برای تساوی بودن ویکی بودن ن ومردان کار نشده است- واز نسلی به نسل دیگر اقتباس میشود-که باعث عدم درک صحیح میشود- وریشه ان در روستا بود که پدر من در روستا ویکتوریا- رشد کرده بود ویک فروشنده لبنیات بود وگاهی اوقات سر ن جوان سوت میکشید- ومنظور بدی نداشت ومن کاملا مطمن هستم او تصور میکرد کهانهارا تمجید واز انها تشکر میکند—شاید مردان انجاهم چنین می د-نه تنها انرا ما انجام میدایم-ما هیچ توجه ای ان زمان به مسئله تی نداشتیم-کهدرباره مردمان اطراف خود فکر کنیم—واز مردمان اطراف خود دراین مسائل بی خبر بودیم- تحقیقات نشان داد—نه تنهامردان یک درک بدون استدلال وتوصیفات وتعاریف منطقی بعنوان فقط یک پیشنهادیک انحرافی برعلیه ن دارند- و ن ناخوداگاه یک انحرافی درباره ت خود دارند- درنتجه دو ارددرفرهنگ ما ریشه دوانده است- وما-مردان-اغلب تشخیص نمیدهیم- که ماین موضوع بر خانم ها تحمیل میکنیم- بعنوان مثال-ما از دختران خودبیشتر توقع داریم که وخویشتن داری داشته باشند تا پسران خود- وادب را رعایت کنند قضاوت ما این است- نی که هنوز صورت جذابه دخترانه دارند وپست های دخترانه دارندبیشتراز مردان میتواند هراس انگیزباشند را قضاوت میکنیم- وایده ما این است که قدرت طبیعی استعدادها وپتانسیل انهادر کار های کارگاه ای-مردان بیشتر درجهت ترقی وتکامل کار هستند و ن بیشتر درجهت اجرائی ان-بدبختی بیشتر اینجا است-که ن با درجه بالای کاربری در ازمایش های سختقرار نمیگیرنند که احتمال داده میشود که ممکن است بزودی بچه دار شوند ونبایدتحت فشار واقع شوند_ادامهدارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3256.aspx




حق مطلب ادا شود-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-نیم نگاهی به مقدمه حضرت شیخ لطیف راشدی- رحمتد الله در تدوین رساله توضیح المسائل چهارمرجع العظام رحمت الله علیهم واسعه—ایشان میفرماید-مرجعیت در زمان غیبت زمان علیه السلام والصلوات جانها فدای ایشان-پنج خصلت داشته باشند-کمی دقت کنید مومنین .وومومنات هم باید داشته باشند- غالب برنفس خود باشد-حافظ ونهگدارنده دین باشد- باهوا های نفس مخالف باشد-اطاعت محض ازامر خداوند سبحان داشته باشد – فقیه باشد- اما فقیه فرهنگ ما واموزش وپرورش ما- به میزان اندک دریک محدود کوچکتربیت میکند که انقلت زیاد دارد- ودوم دراطاعت محض بخوبی برای افراد تبین نشده استکه درشغل خود ونحو وروش زندگانی چگونه بایدطبیق داده شود- در سی قدمی بقعه منورالهی حضرت حسین علیه السلام صلو ه الله علیه واله والسلمروی دیوار یک تابلو روغنی درشت نوشته است- عراق الوطنی غربی وشرق- که البته دربعد ای وژی حرفی باطل است ولی کجا این مطلب درست است-خودمان راراحت میکنیم ومیگویم شیطنت برادران سنی است ؟؟- بحث مستوفی درباره مبارزه علما با زرورمداران وطاغوتیان بیان شده است وتبین دقیقی درباره این مبارزه و ومخالفت وتسلیم نشدن درمقابل تهدیدات برای انکه جامعه چگونگی ان درک کند بسیاراندک است- عرب وعجم به حق می ست برای سرور کائنات حسین علیه السلام والصلوات الله علیه واله والسلمیک باب ویژه بوجوداورد ولی به اینمعنی نیست دیگرائمه اطهار علیهم السلامباانان یک برخورد صوری داشته باشد – وشناخت مراجع عظیم الشان حتی راحل معمار ناب محمدی برعلیه بوزینگان اموی انچنا که باید وشاید باشد تفهیم نشده است لذا می ست یک کار اساسی حتی درسطح جهان شمول به این مباحث ومواضع پرداخت تاحق کلام دراین موارد بخوبی ادا وایفا شود انشاالله



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3257.aspx




الا کمال دین ال

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-درباره دین و -خداوندمنان در اوائل به نظر میرسد یک سری جزئیات ودین الهی به صورت مطلق بیان کند- واعتقادات دیگران هم دین میداند-لک دینکم- ولی دیت- شمابرای خود دین دارید- ومن هم برای خودین ادارم تا دین یم مسئله وموضوع عمومی شود چیزی عجیب وشگفت اور نباشد یک سری اعتقادات است همانطور که میگویم هرجا فرهنگ خودرادارد قوانین خودرا دارد-مراسم خودرادارد-درمرحله اول توحید را مطرح میکند عدهای مخالفت میکنند تک تک جواب انهارا میدهد- درجائی برخلاف ادیان قبل میفرماید –زودبه حساب شما رسیده میشود-انها خط ونشان میکشند خئاوندمنان هم خط ونشان میکشد ولی باید با احتیاط کرد- زیرا کافرین عجول وزودخشمگین میشند- جالب مخالف دین الهی کافرین خصوصیات نامناسب اجتماعی انهامطرح میکند مثلا یتمیان باتندی از خود میرانند که این امر درجامعه مشهود بوده است ونمیتوانستند انرا تکذیب کنند نتجه انکه موحدین برع هستند به یتیمان توجه ونوازش میکنند ودیگرنقاط ضعف وفسادانرا مشخص میکندکه علت ان همان دین غیر حقیقی است وکم کم دین حقیقی نداشته باشد خسران دارد درحال ضرر است وعمل صالح ندارد- این مموضوعات کاملا برای مردم اشکار شده بوده است- بعداز بیان دین های قبلی که نمایندگان انهادرعربستان بوده است بخصوص یهوئد که انها هم این حقایقرا دراوائل انکار ن بلکه بسیاری از ان ایا راتصدیق - بعد هم کتابرا مطرح کرد از کتب اسمانی یهوید و یت به حد کافی مطلب وبحث کرد وسپس ارسال ان وداشتن معجزات بحث کردیعنی ان اجزا بهخوبی معرفی کرد وخصلت خوب واعمال صالحممومنان شرح داد ودرمقابل بیانات کافرن رد کرد وخصلت های پلید انهارا اشکار ساخت-در سوره ال عمران- اسم این دین را قبلاز انکه دیگران نامی برای او انتخاب کنند دین درنزدمن نام اش – است بنابرگفته تفسیر قران حکیم—روح همه ادیان تسلیم شدنمحض دربرابر خداوند ودستور او است- حضرت علی علیه السلام-درتعریف مفصل صحبت کرده است- فرموده است حققت همان تسلیم بودن دربرابر حق است وتسلیم بودن بدون یقین ممکن نیست- یقین همان تصدیق است وتصدیق همان اقرار است- حضرت علی علیه السلام-درخطبه152- میفرماید- را کانونبزرگواریمعرفی کرده است –دراین خطبه به ریشه کلمه اشاره داردکه هم خانوادهواژه سلامت دانسته است- انتخاب به عنوان طریق ومنهج- روش وراه- از دیگرمواغردی است که دراین خطبه ذکر شده است جالب است اعراب تسلیم شدن در راه ای میدانستند که به سلامت وبزرگواری برسند ومیبایست یقینی باشد-لذا قران برهان انها برای همین جهت از انها طلب کرد ودرخطبه160 فرمودند که اگر ی به جز دین دینی دیگر بپذیردبا سقوط روبرو میشود- اعراب عربستان از رفتن به یمین وشام خوداری می د که انهارابه بردگیمیگرنند واز نظرانها افرادی بدبو وخشن وجاهل هستند ونبایدازاد باشند- لذا برای انکه سقوط نکنند برای سفرکوتاه میرفتند وسعی می د خوش لباس وخوشبو وخوشاخلاق باشند ولی باز ترس داشتند وزود بر میگشتند—ادامه دارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3243.aspx




رتبه بندی معنوی وکیفیتی کشورها-؟؟!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-خبر از سایت –عراقی نیوز—خانم نهال مصطفی –مقاله ازسایت- هنلی و شرکا-ترجمه کرده است- که این موسسه کیفیت روانی –کشورها را رتبه بندی کرده استکه 209کشور را شامل میشود—که167-رتبه شده است- که بعضی کشور ها باهم دریک رتبه هستند-فرانسه اول درجهان شده است- وامارا ت متحده عربی- دربین کشورهای عرب وخاور میانه اول شده است- سومالی درا خط است- که قبل از ان عراق وافغانستان است ؟؟- این لیستبر پایه سه عنصر وعامل است—اول ویزای مجانی برای مسافرات؟؟-دوم-توانائی اقامت ویافت کار درخارج- وفارغ از مقرارت های دست وپا گیر وسخت—ایشان اضافه میکند- که این مرتبه برای اولین بار نیست—بادرنظر گرفتن جنگ چندین ساله با ومشکلای در سرتاسر عراق را ناگهان بوجودامد-اما این معیار ها برای غربیان معنی دارد ومعیارهای صحیحی نیست-چه میزان انسان ازته قلب میخندند—چقدرخودا در ارامش احساس میکند- چقدر امیدوار است- چقدر قانع است-مناز ریس کاروان سئوال وضع کربلا قبلا خوب وبود ویا حالا- ایشان قبلا اکثریت بی کاربودند والحمدالله امروزه همه سرکار هستند- وانسان میداند از کجا امده وبه کجا میرود وصراط کدام است-درصحن حضرت المومنین شرف حضور داشتمیکی عرب کنار من برای روز نشست—یک زیارت برای المومنین سلام الله علیه وصلو الله است-که بعداز زیارت خواندنسربه سجده گذاشته میشود وصدبار شکر گفته میشود وسپس حاجات خودرا ازخداوندمنان میطلبد- ایشان این کار کرد وبعداز شکرفقط یک جمله گفت خداوندا من گم شده ام- وسرسجدهبرداشت ورفت-خداوندمنان درباره صراطمستقیم یک علامتی میدهدکه صراط را گم نکنند-میفرماید درسوره حمد صراط یهود را نرویدکه درعذاب رها هستند- صراط یت را نروید که درگمراهی رها هستند صراز دیگران هم ارزش ندارد-که موردخطاب واقع شود انها گم شدن ونمیدانند درتاریکی هستند ودرک نمیکند ان نعمتها- خداوندمنان نعمت هار نعمت خطاب نکرده است- گرچه فرموده است لطف من است نعمتهای اهل صراط المستقیم نعمت خطاب کرده است- که بسیاروالا وبالا است حبلی است که انسان رازیاد بالا میکشد بیش از گذشتگان این مطلب در زیارات مهدی علیه السلام امده است



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3233.aspx




عزاارای براجناب اقای الصمد-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم- خبر از – عراقی نیوز-نیروهای موتوریزه-واکنش سریع محبوب وابسته به شیعه در روز چهارشنبه-برای شهادت طرازاول انصار الله یمنی(حوثی)-عزاداری د-دریک بیانیهتوسط –رسانه های گروه—پی-ام-اف- قائم مقام واحد- ابو مهدی ال برای شهادت صالح ال صمد ریس تشکیلات هیت عالی عزاداری کرد—فردی از حکومت-حوثی-که مسئول بخش هائی از یمن بود- وهم چنین درهماهنگ اعضادر گنگره عمومی- از اغاز حکومت حوثی ها نقش داشت- صمد همراه شش نفر همراه خوداشدر استان حدیده دریک حمله جنگد های هوائی –ائتلاف به ی عربستان که با حوثی ها میجنگنددر روز به شهادت رسید—شهادت ایشان رارسما روز دوشنبه اعلام د—دربیانیه جناب اقای-ال شهادت صمدرا یک فقدان عظیم برشمرد-که برای تمام ملت هائی که-مواجه باتوطئه و تهاجم غرور های بیجهت وگستاخانه دد - وه سم وترورسیم واقع شدند—که منبع انبازگشت میکند-به اصول اساسی سیاست های بخش سنی عربستان سعودی است- بیان کردترور صمدهرگز باعث تضعیف اراده مردم یمن نخواهد شد- که مواجه با اعمالی هستند-که برچسب تهاجم عربستان را دارا میباشند- عربستان سعودی وامارات متحد عربی – ی دراز مدت-برای یک موافقتدر وحدت عمل- – نظامی بر علیه –حوثی هااز سال2015را بوجود اوردند- برای پشتیبانی ازمسئله پیچیده ریس جمهورسابق عبد ربو منصور برای باز پس گیری سرزمین هائی که بوسیله حوثی ها شده است-از ان زمان ببعد-اعضای اتلاف ایران را متهم میکنندکه حوثی ها به موشک های بالا ستیک مجهز کرده است-که باعث جلوگیری از پیشروی وجابجائی نیروهای ائتلاف میشود وبالای سرانهادرمنطقهای مختلف منفجر میشود-عربستان علت تگرانی ون یتی خود را-به سمتحرکتهای موتوریزه-عراقی درمواجهه شدن- با نیروی های از سال 201÷4 بیان میکند-( عجب وقیح وپرور هستند بایدبداند این جهنمییان بهتراز بهشتی های شماهستند)- بخش رسانه ای –پی-ام-اف بصورت عمیق باور دارد-(عراق)دریافت کننندهیک تعلیمات سخاوتمندانه وکمک مالی این چنینی از ایران داشته اند-که بوجود اورندهیک دستورعمل قانونی همیشگی از طریق یک درصدر از سال 2014 بر علیه سازمان یافته است



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3234.aspx




هویت وملیت وفرهنگ در عراق

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظرات شخصی است –اخیرا توجه شدید غرب بخصوص امریکا درباره خاور میانه پیدا کرده است-هرسرباز ی به خا.رمیانه به امریکا بازگشته است یک کتاب نوشته است-یکی از کتاب های جالب دربار هویت عراق-که البته چند صفحه مطالعه مال اقای –شرکو- مانج استبنام هویت وملیت در عراق است که البته بسیارخلاصه ان کتاب است-که یک تحلیل از زیربنای –جغرافایئی – فرهنگی- مذهبی وتاریخی است—کلمه مسوپوتمیای زمانی که یونانی بر عراق مسلط شدن به عراق دادندکه به معنای سرزمین بین دو رودخانه است-هراز گاهی یک نژاد برمنطقه غلبه میکرد-مانند اشور- اکاد-سومر وغیره نژادهای دیگر- یک وحدت صوری پیدا می دبرعلیه ان نژادغالب- کم کم به این نتجه رسیدند هر درقلمروی خود یک دیواراهنی بکشد-تا دوتا امیپراطوری بوجودامد اول ایران ویونان ودوم ایران وروم نبردهای انها بر سرعراق برسر عراق فاجعه اورد وسرانجام ایران پیروز شد لذایک وحدت صوری را بوجود اورد ایرانیان اجازه ورود اعراب رابه عراق نمیدادند ولی به نژادهاخوداجازه میدادند- به همین دلیل کردها – وایزدی ا که انهاهم کرد هستندوارد شوند ودر زمان عثمانی ترک هاتواستند وارد شوند ودرزمان اغعراب تواستند واردشوند- ولی امویان وعباسیان راتبدیل یک حکو مت نژادی د وهمان روش امپراطوری درانجا بکاربردند- تمام اقوام به دو دسته کلی تقسیم شدند-یک گروه اصل را نژاد گرفتند ویک گروه اصل را مذهب گرفتند- ودراین اساس تعصبزیادی ب ج دادند وبیجهت نیست که به انها عراق – یعنی خون دار- واهل حمیت وپایداری است هرزمان منافع انهااز طریق خارجی تامین میشد گروه نژادی ت بود- وهروقت تامین نمیشد وحتی چپاول میشد گروه نژادی سربلند میکرد ولی یک وحدت صوری هم وجود داشت-ادامهدارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3235.aspx




نور صلواته اللهعلیه واله والسلم-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریا ت شخصی است-حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم- میفرمودند من هرگاه حضرت زهرا علیها السلام میبویم بوی بهشت استشمام میکنم- به خاطرانکه ازبهشت عدن یک سیب بهشتی برای اکرم اصلواته الله علیه واله والسلم اوردندکه نصف حضرت خدیجه صلواته الله علیها خوردند ودیگرهیچ غدانی نخورند- این سیب جسم حضرت زهراعلیه السلام ساخ تروح ازنور خاص الخاص الهی استکه فقط چهارده معصوم علیهم السلام اجمعین دارا هستند فوق نور عرش وبهشت است فرشتگان فقط چند تا –فرشته عرشی ادرداریم که از ی ساخته شده اند تکامل انهادرگرفتن-نور از چهاده معصوم هستندکه فاصله عظیمی با چهارده معصوم سلام الله علیهم اجمعین وصلوات الله علیهم اجمعینمقربترین موجودات به خداوندمنان است که تقرب انهادرک نمیشودحتی زماین که در زمی ندرمحفلی ذکرانان میشود-نوری را ایجاد میکند که فرشتگان از خداوندمنان اجازه میگیرند کهبرای تکامل خودبه این محافل سربزنند-ضرت ایت الله اقا حاج میرزامهدی پویامیفرمیاد درکربلا گاممیزنید گردی کهبر کفش شما مینشنید سرومه چشم کنید- وخاکی که برسر شما مینشید تاجی است کهبرسرشما گذاشته است-نام انهابردن نورچشم انسان است-تمام نورانبیا یک جرقه از نور حضرت محمد صلواته الله علیه واله والسلم است –یک لحظه دیدن یا احساس چهارده معصوم- خاک را کیمیا میکند به ان نفس میگویند درزمان قدیم حتی قبل از وه ت ظلمات-درمکه هر تاید میشددرجها تائید شده بود- وه ت میدانست که چه لجنی هستندانرا بهم زد-حضرت سجاد علیه السلام وصلواته الله علیه- به مکه امد- دار دسته هشام به مکه امدند-شخصی به ا مام علیه السلام صو ه الله علیهگفت چقدرحاجی امده است سجا د علیه السلام وصلواته اللهعلیه دوانگشت خودرا مانند قیچی باز وفرمودند از درون ان تماشا کن- دیدکه انسانها ماننند گرگ وموش ومانندان هستند اینان برای صلواتهالله علیه واله والسلم-راه باز ولی برای هشام که کثرانان میبایست سنی باشند وهشام انها است کوچه باز ن د هرچه افرادی فریاد زدندکه ایشان هشام است راه باز کنید ن د تامتوسل بزور- هشان وعلما همراه او گفتند کارماتمامشد بایک حرکت به امرایشان صلئواته اللهعلیه والسلم ازتخت بزیر کشیده میشویم وبرنامه مسموم صلواته الله علیه واله والسلم راطرح -بارایما صادق علیه السلام وهم چنین همین اتفاقبرای حضرت موسی بن جعفرصلواته الله علیه واله والسلماتفاق افتاد که همزمان با ورود هارون الرشید شد وایشان دستورداد را زندانی وسپس به زندان بغدادمنتقل کنند- وبر سرقبر رسول اکرم صلواتهاللهعلیه واله والسلم رفت وگفت رسول الله میدانم کارمن اشتباه است ولی چاره ؟؟وقاحت تاچه اندازهای ندازه وهرکار یمیتوانست د که شیعه به سمت حتی اقل به رکوردبرودوبر شیعیان سخت گیری زیاد ی کرد وترس زیادی ایجاد کرد وشبهه زیادبوجود اورد لذا علیه السلام میدانست موقعیت حاد است ودراینده مزمن هم میشود یکی از ون معز ز کاروان مشهد درصثن کاظمین بحثی در گیر شدخلاصه این است علائم هرچقدرزیادباشدمهم نیست شرایط باید زیاد باشد-امروزه درکربلا یک ی یک چاقو ب ددردست بگیرد همه میترسنذ- تا ی کم است تا ی خارجاین سوار میکن رادداخلی به سختی میکندهیج فردی که نمیشناسد سوار نمیکند- برای انکه سیا تاکتیکی ها یاد داده است- یک نمونه را بگویم دشت ها ی ان هیچگونه مانعی نداردازمرز میتوان به هرنقطه رفتتصور کنید سه تا المانی یاقبلا ویزای عراق را گرفته بودند ویا سیا جعل کرده است انها بافرادی از به حومه بغدا درسیدند- در یک باغ ما به یک راننده تا ی گفتند فلان مقدارزیادمیدهیم مارابه فلان باغ ببرداخل باغ گفتن بیا یک چائی مهمان ما ایشان راانجا گشتند ماشین را پراز مهمات لباس راننده پوشیدندامدند دم منطقه سبزکهمحل سفارت خانه ها وادارات مهم است انها پاسپورت نشان دادندکه ما باسفارات المان کار داریمماشین مدارک اش درست بوده وتجربه زیادهم نداشتندواردشده است ماشین را پارک د ورفتندتعدادی راننده تا ی گشتندلذا تا ی کم شده استیا سوار ماشین یک لفسر پلیس شدند که به سرکارخود میرفته است کلت گذاشتپشت گردنهاش وایشانرا به باغ بردن وگشتند وماشینرا پراز مهمات د ولباس ایشان را پوشیدند اتفاقا مثلا داشتند پلیس بگیرننددم در تا فردی بیاید میله راکناربکشد داخل شدن ومنفجر - ما به گاراز رابط گفته میشذ شمیسا گفته میشد-نورین سیدن هم گفته میشودماشینهای هتل انجا بود تعدای سوار شدیم که مال چند هتل بودیک امنیتی ایرانی عراقی روی رکاب-شب بود وخیابان خلوت بود بیشت به سمت شرق میرفتند واندکی به سمت غربیک ماشین درسمت غرب بافاصله ایستاده بود- راننده متوقفشد به ایشان گفت چکار مبوق بزنم اگربوق میزد حرکت میکرددستگیر میشد-گفت بهایست تامن بگویم چکارکن- بلافاصله چندنفرامدند از مغازه وپرسیدندچرایستائی- ایشان مثلا ادرسی میوخواست باز راننده گفت بوق بزنم گفت نهبرو چندچشمه دیگر باور کنید در سامرا اینطور کهمن احساس پل ورودی گفتنئما میزنیم- ویکراهرودرست وگفتندانراهم میزنیمولی بقعه رانمی زنیمهمه نیرهای نظامی میگفتندسریع از پل رد شوید وسریع به لقعه بروید همه ارام واسکت من دران لحظه یکدفعه باخودم گفتم بدنیست کهمن اینجا شهید شوم-ادامهدارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3236.aspx




نور چهارده معصوم سلام الله علیهم وصلواته الله علیهم اجمعین

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریا ت شخصی است-حضرت رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم- میفرمودند من هرگاه حضرت زهرا علیها السلام میبویم بوی بهشت استشمام میکنم- به خاطرانکه ازبهشت عدن یک سیب بهشتی برای اکرم اصلواته الله علیه واله والسلم اوردندکه نصف حضرت خدیجه صلواته الله علیها خوردند ودیگرهیچ غدانی نخورند- این سیب جسم حضرت زهراعلیه السلام ساخ تروح ازنور خاص الخاص الهی استکه فقط چهارده معصوم علیهم السلام اجمعین دارا هستند فوق نور عرش وبهشت است فرشتگان فقط چند تا –فرشته عرشی ادرداریم که از ی ساخته شده اند تکامل انهادرگرفتن-نور از چهاده معصوم هستندکه فاصله عظیمی با چهارده معصوم سلام الله علیهم اجمعین وصلوات الله علیهم اجمعینمقربترین موجودات به خداوندمنان است که تقرب انهادرک نمیشودحتی زماین که در زمی ندرمحفلی ذکرانان میشود-نوری را ایجاد میکند که فرشتگان از خداوندمنان اجازه میگیرند کهبرای تکامل خودبه این محافل سربزنند-ضرت ایت الله اقا حاج میرزامهدی پویامیفرمیاد درکربلا گاممیزنید گردی کهبر کفش شما مینشنید سرومه چشم کنید- وخاکی که برسر شما مینشید تاجی است کهبرسرشما گذاشته است-نام انهابردن نورچشم انسان است-تمام نورانبیا یک جرقه از نور حضرت محمد صلواته الله علیه واله والسلم است –یک لحظه دیدن یا احساس چهارده معصوم- خاک را کیمیا میکند به ان نفس میگویند درزمان قدیم حتی قبل از وه ت ظلمات-درمکه هر تاید میشددرجها تائید شده بود- وه ت میدانست که چه لجنی هستندانرا بهم زد-حضرت سجاد علیه السلام وصلواته الله علیه- به مکه امد- دار دسته هشام به مکه امدند-شخصی به ا مام علیه السلام صو ه الله علیهگفت چقدرحاجی امده است سجا د علیه السلام وصلواته اللهعلیه دوانگشت خودرا مانند قیچی باز وفرمودند از درون ان تماشا کن- دیدکه انسانها ماننند گرگ وموش ومانندان هستند اینان برای صلواتهالله علیه واله والسلم-راه باز ولی برای هشام که کثرانان میبایست سنی باشند وهشام انها است کوچه باز ن د هرچه افرادی فریاد زدندکه ایشان هشام است راه باز کنید ن د تامتوسل بزور- هشان وعلما همراه او گفتند کارماتمامشد بایک حرکت به امرایشان صلئواته اللهعلیه والسلم ازتخت بزیر کشیده میشویم وبرنامه مسموم صلواته الله علیه واله والسلم راطرح -بارایما صادق علیه السلام وهم چنین همین اتفاقبرای حضرت موسی بن جعفرصلواته الله علیه واله والسلماتفاق افتاد که همزمان با ورود هارون الرشید شد وایشان دستورداد را زندانی وسپس به زندان بغدادمنتقل کنند- وبر سرقبر رسول اکرم صلواتهاللهعلیه واله والسلم رفت وگفت رسول الله میدانم کارمن اشتباه است ولی چاره ؟؟وقاحت تاچه اندازهای ندازه وهرکار یمیتوانست د که شیعه به سمت حتی اقل به رکوردبرودوبر شیعیان سخت گیری زیاد ی کرد وترس زیادی ایجاد کرد وشبهه زیادبوجود اورد لذا علیه السلام میدانست موقعیت حاد است ودراینده مزمن هم میشود یکی از ون معز ز کاروان مشهد درصثن کاظمین بحثی در گیر شدخلاصه این است علائم هرچقدرزیادباشدمهم نیست شرایط باید زیاد باشد-امروزه درکربلا یک ی یک چاقو ب ددردست بگیرد همه میترسنذ- تا ی کم است تا ی خارجاین سوار میکن رادداخلی به سختی میکندهیج فردی که نمیشناسد سوار نمیکند- برای انکه سیا تاکتیکی ها یاد داده است- یک نمونه را بگویم دشت ها ی ان هیچگونه مانعی نداردازمرز میتوان به هرنقطه رفتتصور کنید سه تا المانی یاقبلا ویزای عراق را گرفته بودند ویا سیا جعل کرده است انها بافرادی از به حومه بغدا درسیدند- در یک باغ ما به یک راننده تا ی گفتند فلان مقدارزیادمیدهیم مارابه فلان باغ ببرداخل باغ گفتن بیا یک چائی مهمان ما ایشان راانجا گشتند ماشین را پراز مهمات لباس راننده پوشیدندامدند دم منطقه سبزکهمحل سفارت خانه ها وادارات مهم است انها پاسپورت نشان دادندکه ما باسفارات المان کار داریمماشین مدارک اش درست بوده وتجربه زیادهم نداشتندواردشده است ماشین را پارک د ورفتندتعدادی راننده تا ی گشتندلذا تا ی کم شده استیا سوار ماشین یک لفسر پلیس شدند که به سرکارخود میرفته است کلت گذاشتپشت گردنهاش وایشانرا به باغ بردن وگشتند وماشینرا پراز مهمات د ولباس ایشان را پوشیدند اتفاقا مثلا داشتند پلیس بگیرننددم در تا فردی بیاید میله راکناربکشد داخل شدن ومنفجر - ما به گاراز رابط گفته میشذ شمیسا گفته میشد-نورین سیدن هم گفته میشودماشینهای هتل انجا بود تعدای سوار شدیم که مال چند هتل بودیک امنیتی ایرانی عراقی روی رکاب-شب بود وخیابان خلوت بود بیشت به سمت شرق میرفتند واندکی به سمت غربیک ماشین درسمت غرب بافاصله ایستاده بود- راننده متوقفشد به ایشان گفت چکار مبوق بزنم اگربوق میزد حرکت میکرددستگیر میشد-گفت بهایست تامن بگویم چکارکن- بلافاصله چندنفرامدند از مغازه وپرسیدندچرایستائی- ایشان مثلا ادرسی میوخواست باز راننده گفت بوق بزنم گفت نهبرو چندچشمه دیگر باور کنید در سامرا اینطور کهمن احساس پل ورودی گفتنئما میزنیم- ویکراهرودرست وگفتندانراهم میزنیمولی بقعه رانمی زنیمهمه نیرهای نظامی میگفتندسریع از پل رد شوید وسریع به لقعه بروید همه ارام واسکت من دران لحظه یکدفعه باخودم گفتم بدنیست کهمن اینجا شهید شوم-ادامهدارد



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3237.aspx




تسلیت بر ای بزرگواری که پرواز کرد-!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم-نظرات شخصی است-باتسلیت از رحلت جانسوز-حضرت ایت الله ایمانی رحمت الله علیه-من شخصا بامرحوم ایت الله ادیب رحمت الله علیه که مسجد الرجا نزدیک ترین مسجد به منزل ما بود بخصوص دراوائل انقلاب یک رابطه صممی پیدا شد- حتی من تفسیر خوا بهای خودم را از ایشانمیخواستم که بعدا تاحدی باب شد- درچهلم ایشانمنجلوبدم وبیانات حضرت حجت حدائق رحمت الله علیه را مینوشتم که بسیار فردی تیز وفعال هستنددر پایان جلسه من باز گشتم- ایشان نزد ایت الله ملک حسینی رحمت الله علیه نشسته بودند-من قبلادریکجلسه سخنرانی سئو ی از ایت ملک حسینی کرده بودم- ایشان بحث طولانی د وپایان جلسه بحث ادامه پیدا کرد –دانشجویان جمع شدند وبعضی خانم ها سئوالات تکمیلی دادندمن ودانشجویان هم راه ایشان داشتیم خارج میشدیم سئوال همچنان داغ بود دانشجویان فرمودند شما بیائید در درس بدهید وصحبت کنید وباسما جت میگفتند- ایشان قسم خورد بعد از مدت طولانی درقم به اندازه سرسوزنی من فهمیدم وزیادهم تلاش —من به ایشان خوشامدگفتم وهم چنین به حضرت ایت االله رحوم ایمانی رحمت اللهنزدمن یکی از دوستان که قبلا سمت بلندپایه دراموزش وروش داشت والان هستند یک لبخن ملیح زد-حضرت ایت الله رحوم ایمانی رحمت الله علیه بقول بچه های جبهه یک مهت زد-درحرم حسین علیه السلام وصلوته الله علیه-چون اولی بودم گریه اماننمیدادوسنت من این است همیشه درحرم رضا علیه پس از سلام بدنال کتاب درباره ایشان مطالعه میکنم که بسیار جگر سوز است وبعد با علیه السلام وصلواته علیه واله والسلم مناجات میکنم- وبایک واردبحث میشوم—در حرم حسین علیه السلام یک ایرانی نشسته بود وبهسئو ایرانیان پاسخ میداد- ومنهم کنار ایشان نشسته بودم وگوش می - درا وقت یک خانمی امد بسیار بی حال مانند ی از نقاهت بیرون امده استسئوالی مطرح کرد وایشان تقریبا ح کمی انکارداشت وایشان کمی محکم صحبت کرد من این نوع را تاتر الهی نام گذاشتم- ان خانم رفت- وایشان بلنددشدند که بروند-من از ایشان سئوال که برای انکه قبله را بپرسیم انتجا میگویم؟؟ ایشان یک یک لبخند زدند ویک برق افت با کناره تاریکی زدندوفرمودند اتجا میگویند-



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3238.aspx




اعلمیت اقایان ؟؟!!

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن البرحیم-در دعای فتح که اولین دعا ازتعقیبات مشترکه-پارگراف- اول مانیفیست (برنامه)وقانون الهی است- بعد میفرماید بگو-استغفر الله الذی لا اله الا هوالحی وال قیوم واتوب الیه-از نظر حقیر- استغفار طلب بخشش استیعنی به عمد گناه کرده است تصور کنید فردی بامشین مست بوده است ومقرارات را لحاظ نکرده وتصادف کرده است- اول یک بخشش دارد از طرف مقابل وقانون وپلیس- دومیک توبه دارد باز گشت به قوانین- دراین جا هم یک طلب بخشش باید د ویکی به مانیفست باز گشت کند اینها چه انی هستند-در مدینه همه درمقابل رسول اکرم صلواته الله علیه واله والسلم تبودند جز چند شیوخ-که مداوم ماده وتبصره میزدند- این ها با نبرد با ابوسفیان را خسارت میدیدند ومیگفتندقریش پشت سر ابوسفیان است وجنگ بیشترانهارا لجوج میکندبگذاریدتا زمانی ئکخ ابوسفیان عشقش گل کند ومسلمان شود واعتبارایشانرا لحاظ کنیدچون ابوسفیان ی شیوخ راقبول داشتنمیشد یک شبه شیوخ اریبروند اینهاتحمل نداشتندلذا عدهای تحت تثایراینها واقع میشدند واین نوع تفکرنابو اجتهاد انها واعلمیت انها بعدا پذیرفته شد- خداوندمنان میفرمیادمن هم زنده هستم یعنی همه چیز رابخوبی درک میکنم وهم القیوم هستم قیوم دومعنا د یکی ذات به خداش وابسته است قیم است ایستاده است ومعنای دیگر همه موجودان به ایشان قائم هستن اگرایستادند بخاطران است که خداوند منان انهارا بر پا کرده استمثل سقف که لوستر را نگه داشته است- اقایان میفرمایند ای شیوخ بعد حق داشتند زای اجماع وکلیت افرادباانها است اجتاعی اکه علم را قبول نکند اجماع احمقانه است اعلم یعنی بهترین بخصوص درعلم-چه دلیلی برای اعلمیت اقایان ذکر شده است درحالیکه اقایان خود به جعل خودمعترف شدند-



منبع : http://erfanashoora.blogfa.com/post-3240.aspx