وبلاگهای رنگارنگ

نور حق

آخرین پست های وبلاگ نور حق به صورت خودکار از بلاگ نور حق دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



ربط

درخواست حذف اطلاعات
مفهوم ربط یکی از اساسی ترین مفاهیم درحوزه ی کتابداری و اطلاع رسانی است که اگرچه نه آشکار،اما د یوند و هم زمان با حوزه بازی اطلاعات ظهورونمودیافته ،به موازات آن پدیده ای جهانی شده و درنهایت،اساس نظریه بازی اطلاعات شده است. ربط به معنای روند انجام مطلوب رویه ی ارتباط و میزان حصول به اه ،با نوعی نتیجه بخشی و اثربخشی و اثرگذاری همراه است که این نتیجه بخشی و اثرگذاری به عوامل مهم فراوانی بستگی دارد. شناخت وبه کارگیری و نیز سنجش این عوامل درداوری ربط،جزباشناخت دیدگاه های حاکم برربط که به تفسیر این عوامل از ابعاد گوناگون پرداخته اند،میسرنخواهد بود.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2770




دنیا

درخواست حذف اطلاعات
دنیا با انسان معامله متقابله می کند. اگر بخندید به روی شما می خندد و اگر چین بر ابرو اندازید، او هم مقابل شما ابرو درهم می کشد. اگر آواز بخوانید به مجالس شادمانی دعوت می شوید و اگر متفکر باشید در کنار دانشمندان جای می گیرید. بالا ه اگر مهربان و صمیمی باشید در اطراف خود مردمی را می بینید که همه شما را دوست دارند و در گنجینه دل ها را به رویتان باز می کنند. lohan georg von zimmermann.(1795) پزشک و فیلسوف سوئیسی-زیمرمان



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2772




صناعات

درخواست حذف اطلاعات
آنچه انسان خواهان آن است و بالفطره همچون تشنه اى که جوینده آب سرد و زلال و گواراست از هر سوى آن را مى جوید , رسیدن به حقایق اشیاست , که ادراک و نیل بدانها بهترین لذات انسانى , که همان لذت عقلى است , مى باشد . در قیاس اقترانى منطق که به لحاظ ماده از صناعات پنجگانه : برهان , خطابه , جدل , مغالطه , شعر , بحث مى شود , و به لحاظ صورت از اشکال چهار گانه , عمده صناعت برهان است که قلب و روح دانش ترازوست , به تعبیر جناب شیخ رئیس در دانشنامه علایى , فایده برهان یقین است و پیدا حق. خداى سبحان در قرآن کریم به ش حضرت خاتم انبیاء ( ص ) دستور مى دهد که بندگانش را با سه طریق برهان و خطابه و جدال احسن به راه پروردگارش بخواند و صنعت شعر منطقى را براى او روا و سزاوار نمى داند تا چه رسد به مغالطه .



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2774




مرگ

درخواست حذف اطلاعات
هر از مرگ مى ترسد در واقع از خودش مى ترسد
مرگ هر یک اى پسر همرنگ اوست‏

آینه صافى یقین همرنگ روست‏

اى که مى ترسى ز مرگ اندر فرار

آن ز خود ترسانى اى جان هوش دار

زشت روى تست نى رخسار مرگ‏

جان تو همچون درخت و مرگ برگ‏

از تو رسته است ار نکویست ار بدست‏

ناخوش و خوش هم ضمیرت از خودست‏

گر به خارى خسته اى خود کشته اى‏

ور حریر و قز درى خود رشته اى‏



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2775




حج

درخواست حذف اطلاعات
ای قوم به حج رفته کجائید کجائید معشوقه همین جاست بیائیدبیائید معشوقه تو همسایه دیواربدیوار دریا دیه سرگشته شمادرچه هوائید گرصورت بی صورت معشوق ببینید هم حاجی وهم کعبه وهم خانه شمائید صدباراز این راه باین منانه بیائید



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2776




عوالم

درخواست حذف اطلاعات
سه چیزند که همه عوالم را فرا مى گیرند و بر همه محیط مى شوند. یکى رحمت واسعه است که ((وسعت رحمته کل شى ء)). و دوم علم است که ((احاط بکل شى ء علما)). و سوم قلب مومن است که قلب المومن عرش الرحمن یا عرش الله الاعظم که حضرت خاتم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: لى مع الله وقت لا یسعنى فیها ملک مقرب و لانبى مرسل . و خداوند در این قلب جا مى گیرد و این قلب است که همه کلمات وجودى را فرا مى گیرد و لذا از این قلب به حقیقت محمدیه (صلى الله علیه و آله و سلم ) و وجود مبسط و وجود سارى تعبیر مى گردد.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2778




عشق به محبوبهای خ

درخواست حذف اطلاعات
کلید محبت الهی، مهرورزی به محبوب‏های الهی است؛ پس دوستار انی باشیم که خدا دوستشان دارد و چیزهایی را دوست بداریم که خدا آنها را دوست دارد.
این کلید، نقشی دوجانبه دارد؛ هم ما را محبوب خدا می‏کند و هم خدا را محبوب ما می‏سازد.
در روایات آمده است: مهرورزی مؤمنان نسبت به هم، محبت خدا را هم نسبت به آنان می‏افزاید؛ انجام واجبات الهی، بنده را محبوب پروردگار می‏سازد؛ بی علاقه بودن به دنیا، محبت الهی را در پی می‏آورد؛ دوستی با اهل معصیت، انسان را از خدا دور و از محبتش محروم می‏سازد و حب خدا، در بغض اهل معصیت نهفته است و... . این گونه روایات که پیوند حب الهی را با حب محبوب‏های الهی می‏رساند، بیان گر همسویی عشق بنده با محبت خداست.
در یک دل، دو محبت نمی‏گنجد. قرآن هم می‏فرماید: خداوند برای ی دو قلب در اش قرار نداده است.
از حضرت رسول صلی الله علیه وآله چنین نقل شده است: «حب الدّنیا و حب الله لا یجتمعان فی قلب ابداً؛ دنیا دوستی و خدا دوستی، هرگز در یک دل جمع نمی‏شوند».
مگر می‏شود شیفته دنیا و دل بسته مادیات و دوستدار اهل گناه و دلباخته اهل هوس، خدا را هم دوست بدارد؟ دو راه است و هر کدام به مقصدی منتهی می شود.
یا بیا پروانه این نور باش
یا برو خفاش باش و کور باش
در کلام علوی می خوانیم: «اگر خدا را دوست می‏دارید، محبت دنیا را از دل هایتان بیرون کنید».



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2779




مذهب عشق

درخواست حذف اطلاعات
ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجرى و هر کرده جزایى دارد



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2780




عشق

درخواست حذف اطلاعات
آن که غیر غم عشق تو نیاموخت منم آن که یاد تو به دل چون گهر اندوخت منم آن که در راه تماشای جمال تو حبیب شد سراپا نظر و دیده به من دوخت منم آن که در راه وصال تو به جان در همه عمر هم شمع شب عشاق برافروخت منم آن که دل در غم رویش ز کفم برد تویی وان که در پای تو ای مهر جهان سوخت منم آن که در مدرسه عشق تو ای مظهر حسن راه و رسم دل و دین باختن آموخت منم آن که نقد گهر هستی خود را ز ازل به نثار قدم عشق تو بفروخت منم آن که اندر غم هجر تو لباسی به عزا هم چو مسکین به سراپای دلش دوخت منم



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2781




عبدالرزاق کاشانی(شارح کتاب منازل السائرین) مى‏ نویسد

درخواست حذف اطلاعات
«عشق و محبّت به محبوب اقتضا مى‏ کند وصال را، و وصال میسّر نمى‏ شود مگر به بذل روح، و انس به جمال هم اقتضا مى‏ کند که قلب از فات به غیر او ممنوع شود. پس افراد محبّ وقتى در محبّت صادق ‏اند که قلبشان تعلق به محبوب داشته باشد».



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2742




الذی لااله الاهو

درخواست حذف اطلاعات
هر که جان دارد و روان واجبست آنکه درد جان دارد حمد بی حد کردگار احد صمد لم یلد و لم یولد آنکه ذاتش بریست از آهو الذی لا اله الا هو



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2743




درایت انسان

درخواست حذف اطلاعات
انسان غیر از جسم، داراى یک بُعد فارغ از خواص جسم است. حقیقت و هویت اصلى انسان وابسته به روح او است و بدن مادى تنها ابزارى براى روح، براى زندگى در جهان مادى و ب قابلیت لازم براى ورود به عالم عِلوى است. ازآنجاکه درایت کار عقل و روح است، نه کار اعضاى جسمانى، صادق علیه السلام مى فرمایند: حقیقت انسان، درایت اوست. چون روح در تمامى مراحل سیر جسمانى و رشد یا تحلیل آن، ثابت و بدون تغییر است، سبب وحدت هویت فرد از اول تولد تا مرگ و بلکه براى ابد مى شود. ازآنجاکه همه ادراکات از آنِ روح است، همه تکالیف الهى و قوانین بشرى و ب بع همه ثواب ها و عقاب ها و مدح و ذم ها متوجه روح مى باشد.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2744




آب روشن

درخواست حذف اطلاعات
آبى به رو مه اعمال ما فشان
جام مِى گیرم و از اهل ریا دور شوم
نقد دلى که بود مرا صرف باده شد
به آب روشن مى عارفى طهارت کرد



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2745




آشنا

درخواست حذف اطلاعات
ای دوست بیاما ترائیم بیگانه مشو که آشنائیم رخ باز گشا تا ببینیم در باز گشا تا بیائیم هر چند نئیم در خورتو اماچکنیم مبتلائیم فائق«زهراحق بین»



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2746




گل ولای زندگی

درخواست حذف اطلاعات
روزی اسب کشاورزی داخل چاه افتاد . حیوان بیچاره ساعت ها به طورترحم انگیزی ناله می کرد
بالا ه کشاورز فکری به ذهنش رسید . او پیش خود فکرکرد که اسب خیلی پیر شده و چاه هم در هر صورت باید پر شود . او همسایه ها را صدا زدو از آنها درخواست کمک کرد . آن ها با بیل در چاه سنگ و گل ریختند.
اسب ابتدا کمی ناله کرد ، اما پس از مدتی ت شد و این سکوت او به شدت همه را متعجب کرد . آنهاباز هم روی او گل ریختند . کشاورز نگاهی به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه ای دیدکه او را به شدت متحیر کردبا هر تکه گل که روی سر اسب ریخته می شد اسب تکانی به خودمی داد ، گل را پایین می ریخت و یک قدم بالا می آمد همین طور که روی او گل میریختند ناگهان اسب به لبه چاه رسید و بیرون آمد.
زندگی در حال ریختن گل و لای برروی ماست . تنها راه رهایی این است که آنها را کنار بزنیم و یک قدم بالا بیاییم . هریک از مشکلات ما به منزله سنگی است که می توانیم از آن به عنوان پله ای برای بالاآمدن استفاده کنیم با این روش می توانیم از درون عمیقترین چاه ها بیرون بیاییم.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2747




مرحوم صدرالمتالهین در اسفار می فرماید

درخواست حذف اطلاعات
«اکثر مردم عاقل بالقوه و متخیل بالفعل اند زیرا آنچه دارند خیال است و آنچه می توانند به دست بیاورند عقل است. هر را دسترسی به عقل نیست و اوحدی از مردم که زحمت کشیده اند و جان به لب آورده اند می توانند به آن دست یابند» ایشان از انی که سنشان بالا رفته و عقل پیدا نکرده اند تعبیر به «صبیان العقول» می کنند یعنی ک نی که هنوز عاقل نشده اند.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2749




صدرالمتألهین

درخواست حذف اطلاعات
« صدرالمتألّهین » که روزگار ، نمونه اش را کمتر به یاد دارد ، در مقدّمه ی کتاب با عظمت « اسرار الآیات » می فرماید : تورا سپاس می نمائیم ای آن که ملکوت و باطن زمین و آسمان به دست قدرت توست ، و ای آن که اشیاء مشتاقانه به سوی تو در حرکت و به شوق تو در گردشند . ای حقیقت حیات ، ای مقوّم موجودات و مقصود ما تو ، مقصد و روزه ی ما توئی ، تو مقوّم وجود و عطا کننده ی خیر و فرو فرستنده ی برکات و خیرات و نهایت تمایلات و غایت حرکات و مصدر اشراق و پایان اشواق و گرداننده ی امور وجودی و ذات تو نور و بخشنده ی حیات عالمیان است و تو خالق زمین و آسمانی .



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2750




صدرالمتألّهین ملاصدرا

درخواست حذف اطلاعات
صدرالمتألّهین (1050 ـ 979 ق) فیلسوف بزرگ و نابغه عظیم ى است. علاّمه مظفّر پس از آن که صدرالمتألّهین را یکى از اقطاب دوره دانسته از ابونصر فارابى (م. حدود 340) و ابن سینا (427 ـ 372) و محقّق طوسى (672 ـ 579) به عنوان اصول فلسفه یاد کرده و صدرالمتألّهین را خاتم الفلاسفه و اکبر خوانده است و افزوده: اگر خوف غلو نبود مى گفتم که او در رتبه علمى بویژه در مکاشفه و عرفان در جایگاه اوّل قرار دارد. محیى الدّین در دیده صدرالمتألّهین از بوعلى سینا و فارابى بسى عظیم تر است. وى مقام عرفانى محیى الدّین را مى ستاید و با ذکر القاب و عناوینى ازقبیل: الشیخ العارف المتأله العارف المحقق الشیخ الجلیل قدوة المکاشفین و… از او یاد مى کند. کتاب اسفار ملاّصدرا ام ّالکتاب او به شمار مى رود. او در این کتاب بر این باور است که شرع و عقل در همه مسائل حکمت هماهنگى و برابرى دارند و همخوان هستند.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2751




پرواز

درخواست حذف اطلاعات
دل در ره عشق می کند پرواز لیک اسیر جاه و نای ونی چه رسد باز یکی از پی مال عز دنیا یکی ازپی وصال بـه درگاه خـانه سـرا یکی از دلیری و شجاعت منی ها یکی از شادی و آرامش و ناکجایـــی ها در ورطه تاریک زندگی انسانها میــرسد رهـــزن دل به آرزوهــــا نوروامید وروشنی از پی چیست دیدن حق، نور ایمان، علی و اهل بیت الله «فائق»(زهراحق بین)



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2706




درمحضرعلامه بهجت قال علی علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات
1.احسن الی المسی تسده هر که بد کرد با خود کرد تو نکویی کن و از آن بگذر
نیکویی کن به بد کننده ی خویش کز نکویی شوی بر او مهم تر 2.ومن کلامه،ادب المرء خیر من ذهبت ادب آموز و مال را بگذار زینت مرد باشد از ادبش
نزد ارباب دین و دانش هست ادب مرد بهتر از ذهبش 3.اخوان هذا ا مان جواسیس العیوب دوست مشمار آن جماعت را که به تو یارو آشنا باشند
دوستان و برادران زمان جمله جاسوس عیبها باشند 4.و من کلامه بشر نفسک بالظفر بعدا لصبر در همه کار صبرباید کرد که بود صبر از همه بهتر
مژده ده نفس خویش را آ که پس از صبر میرسی به ظفر 5.توکل علی الله یکفیک تکیه بر کار روزگار مکن تا نسازد ز عمر بیزارت
رو توکل به حضرت حق کن تا کفایت کند همه کارت 6.و من کلامه (ع)،تاکید الموده فی الحرمه با همه مردان به حرمت باش تا بدارند جمله حرمت تو
حرمت دوست را نگه می دار تا مؤکد شود محبت تو 7.ثبات الملک با لعدل ملک اگربایدت عد کن هست وابسته ذات ملک به عدل
ملک ویران شود ز بی عدلی بود آری ثبات ملک به عدل 8.و من کلامه:ثواب الا ه خیر من نعیم الدنیا در جهان کار آ ت می کن بایدت گر ثواب روز جزا
زان که باشد ثواب آن دنیی بهتر از جمله نعمت دنیا 9.جمال المرء فی الحلم بردباری خوش است مردم را کارها را مدار بر حلب است
خواری آمد نتیجه ی سبکی زینت و زیب مرد درحلب است 10.و من کلامه ،جلیس السوء در جهان ه ن نیک طلب بهره ور شو ز صحبت نیکان
دور از ه ن بد می باش که بود ه ن بد 11.حلی الرجال،الادب به حلی ادب محلی شو ازلباس ادب مشو
سرور اولیا چنین فرمود که ادب هست زیور مردان 12.من کلامه حرم الوفاء علی من لا اصل له در وفا اصل را بسی دخل است بشنو این را که دارد اصل تمام
هر که بد اصل و بد نهاد بود هست بروی وفای اصل حرام 13.من کلامه ،خف الله تامن من غیره هر که او از خدای می ترسد می نترسد ز کافر و مؤمن
از خداوند ذو الجلال بترس تا از غیر خدا شوی ایمن
14.خیر الاصحاب من یدلک علی الخیر ببر از دوستان بی ایمان که تو را می برند جانب دیر
بهترین مصاحبان ان است که دل کند تو را بر خیر 15.من کلامه(ع)،خالف نفسک تسترح
تابع نفس هر که شد به یقین می کشد در جهان بسی محنت
کار جز بر خلاف نفس مکن تا بیایی فراغت و راحت
16.من کلامه (ع)،خلیل المرء دلیل عقله دوعقل هر ی به جهان شود از دوستار او معلوم
یار نیکو گزین که می گردد عقل هر زیار او معلوم 17.دواء القلب،الرضا،بالقضاء هر که دارد ز دهر درد دلی چاره اش صبروانقیاد ورضاست
سخن مرتضی علی این است درد دل زادوا رضا به قضاست 18.من کلامه (ع)،دار من جفاک تخجیلا
تا توانی به جفا نکنی کز جفا نیست جز جفا حاصل
با جفا کار خود مدارا کن تا شود از جفای خویش خجل 19.ذنب واحد کثیر،والف طاعه قلیل تا توانی دلا به طاعت کوش طاعت کردگار مغتنم است
یک گنه مرد را بود بسیار طاعت ارباشدش هزارکم است 20.رویه الحبیب جلاء العین چون ز نادیدن رخ یاراست موجب ضعف و بی جلایی چشم
ازرخش دیده برمدارکه هست دیدن دوست روشنایی چشم 21. رتبه العلم اعلی الرتب صاحب علم راست مرتبه ای که به تعریف می نیاید راست
رتبهی علم را شه مردان گفت بالاترین مرتبه هاست 22.و من کلامه (ع)،زیاره الحبیب اطراء المحبه پرستش دوستان کندهمه وقت هر که او قدر دوستان داند
رفتن دوستان به دیدن دوست دوستی را زیاده گرداند 23.زینه الباطن خیرمن زینه الظاهر باطن خویش را مزین ساز ظاهر خود چه می کنی طاهر
زینت باطن از سر تحقیق بهتر از زیب و زینت ظاهر 24.و من کلامه ،سیره المرء تنبی عن سریرته آنچه درباطن ی مخفیست زود ظاهر شود ز سیرت او
چون خبر میدهد به قول سیرت مرد از سیرت او 25.و من کلامه (ع)،شرط الالفه ترک الکلفه گر تورامیل الفت است به تابعش باش تا شود الفت
بگذراز کلفت گذشته که هست شرط الفت گذشتن از کلفت 26.صمت الجاهل ستره جاهلان را خموش باید بود تا نگردد عیوبشان ظاهر
خامشی در زمانه جاهل را پوشش عیب او شود آ 27.ومن کلامه ،صاحب الاخیار،تامن من الاشجار هر که خواهد در امان باشد نیکوان را کند مصاحب و یار
با ان نکو مصاحب شو تاشوی ایمن از همه اشرار 28.و من کلامه،ضیاء القلب من اکل الحلال گر تو روشندلی حرام مخور باشد از خوردن حرام،وبال
دایما لقمه ی حلال طلب هست روشندلی زاکل حلال 29.طال عمر من قصر تعبه درزمانه چه عمرخواهدداشت؟ بر دل آن را که صد علم باشد
عمر آن دراز خواهد بود که ورا رنج و غصه کم باشد 30.و من کلامه(ع)،طاعه العدو هلاک هر که فرمان خصم خویش برد حال او در جهان چه سان باشد
آدمی را اطاعت دشمن بی تکلف هلاک جان باشد 31.ظل عمر الظالم قصیر ظل ظالم بسی نخواهد بود ور بود خود به جای ظل الله
سایه اش را مکن پناه که هست سایه ی عمر ظالمان کوتاه
32.و من کلامه (ع)،عسر المرء مقدمه الیسر هر که را حال او پریشان است رفع خواهد شد آن پریشانی
مرد را در جهان پر غم و درد بعد دشواری است آسانی 33.غدرک من دلک علی الاسائه از فریب ان مشو غافل گر تو مرد بهوش و با دی
می فریبد تو را یقین آن که دل همی کند به بدی 34.و من کلامه،فطنه المرء یدل علی اصله هرکه رانیست طبع وذات و د هست گویا قصور در قصرش
مرد را زیرکی و خوش طبعی شاهد است و دلیل بر اصلش 35.قول المرء یخبر عما فی قلبه می توان فهم کرد در انسان از بد و نیک آنچه حاصل اوست
زان که قول وحدیث هرمردی هست مخبراز آنچه در دل اوست 36.و من کلامه،لین الکلام قید القلوب تا توانی سخن درشت مگو تا نمایی به چشم مردم خوب
سخن نرم گو با مردم سخن نرم هست قید قلوب
37.نور قبرک بالصلوه فی الظلم تابه کی ه ای؟شبی برخیز از گناهان خویشتن یاد آر
قبر خود را زنور روشن ساز به ونیازدرشب وتار
38.و من کلامه،ویل لمن ساء خلقه وقبح خلقه خلق نیکو و خلقت نیکو ز آتش آن جهان کند دورت
وای آن که درجهان بودش بدی خلق و زشتی صورت 39.هیهات من نصیحه العدو نیک خواهی نیاید از اعداء بشنو این نکته را به وجه حسن
دشمنت گر نصیحتی د دور باش از نصیحت دشمن 40.یاتیک ما قدر لک
کرم ولطف حضرت حق بین که نگیرد تو را به تقصیرت
به تو خواهد رسید آ کار آنچه حق کرده است تقدیرت



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2707




حکایتی از یکی از زاهدان

درخواست حذف اطلاعات
در سرگذشت یکى از زاهدان گفته اند: سى سال کله پخته و فالوده مى فروخت ، ولى هیچ گاه از آن دو نمى خورد، علت آن را پرسیدند، گفت : یک زمان دل من هوس خوردن این دو را نمود. براى آنکه خود راگوشمال بدهم ، شغل فروش این دو را انتخاب تا با وجود آنکه در دسترس من هست از آن نخورم تا دیگر میل به لذتى پیدا نکنم.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2708




صنایع اطلاعاتی

درخواست حذف اطلاعات
در نظامهای متکی بر صنایع اطلاعاتی، انسان به تولید و پردازش اطلاعات، کار فکری، خلاقیت و آفرینندگی پرداخته و ماشین به کار و تولید و انجام دستورات انسان به نحو احسن می پردازد. در چنین صنایعی، شاغلان، نیازمند سواد اطلاعاتی و مهارتهای مرتبط با فناوری اطلاعات هستند و وظیفه نیروی کار، پردازش اطلاعات برای انواع ربوت ها و رایانه ها است. اطلاعاتی چون چه کارهایی را با چه میزان از کیفیت و در چه مدتی انجام دهند، دوره های کاری آنها چه میزان باشد، با چه آلیاژی و در چه شکل و مدلی، طرح مورد نظر اجرا گردد و ... . استخدام سیستمهای اخیر فناوری اطلاعات، علاوه بر کاهش هزینه و افزایش بازدهی و بهبود بهره وری یک سازمان، مقدمات شکل گیری مشاغل جدیدی را نیز فراهم می آورد . این امر، زمینه اشتغال افراد با ناتواناییهای جسمانی را نیز به طور چشمگیری افزایش داده است. پس می توان گفت که دیگر، مفهوم کار به معنای داشتن شغلی با شرح کار مشخص، اداره و مکانی خاص و با حقوق و مزایای ویژه و ثابت، در حال منسوخ شدن است و پدیده ای به نام اشتغال در قرن حاضر را باید در ظرفیت سازمانهای جامعه اطلاعاتی برای فعالیت در یک شبکه، مورد توجه قرار داد که در آن آدمی شکل های جدیدی از ارزشهای مورد نظر خود را تجربه می کند. در دنیای امروز، ابزارها و روشهای نوین اطلاع رسانی، موجبات ارتقای سطح دانش و آگاهی عمومی و نیز افزایش همبستگی و زمینه مشارکت مردم برای تحرک جامعه را فراهم آورده است. از این رو، با توجه به محوریت نقش انسان در مفاهیم توسعه و بهره وری، در فضایی که زمینه رشد د اجتماعی و کیفیت آموزش به سبب تسهیل ارتباطات و تبادل اطلاعات علمی فراهم گردد، بستر لازم برای توسعه منابع انسانی و نهادینه شدن فرهنگ بهره وری آسان تر مهیا شده و در نتیجه حرکت ملی برای ارتقای بهره وری، از سرعت، تداوم و تضمین بیشتری برخوردار خواهد گشت. از این رو، می توان به حکم تجربه نیز، انسان و جامعة پیشرفته تر را معادل با انسان و جامعة بهره ورتر دانست.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2710




صفات روح

درخواست حذف اطلاعات
صفات روح ، یعنی حیات و علم و بصر و سمع و دیگر صفات . طور اول : دل را صدر گویند : و آن معدن گوهر است . طور دوم : از دل را قلب خوانند و آن معدن ایمان است که : طور سوم : شفاف است و آن معدن عشق و محبت و شفقت است بر خلق : طور چهارم: فؤاد است و آن معدن مشاهده و محل رؤیت است که طور پنجم : را حبه القلب گویند که معدن محبت حضرت عزت است و خاص آن محبت راست ، که محبت مخلوق را در آن گنجایش نیست . طور ششم : را سویدا گویند و آن معدن مکاشفات غیبی و علوم لدنی است ، ومنبع حکمت و گنجینه اسرار الهی و محل علم اسماء : طور هفتم : را مهجه القلب گویند ، در آن معدن انوار تجلی های صفات الوهیت است و سر



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2711




ماه رمضان

درخواست حذف اطلاعات
رمضان ماه نزول قرآن است "شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی" در این ماه که مهمان خدا هستیم، درهای دوزخ بسته و درهای بهشت به رویمان باز خواهد شد: دلا در روزه مهمان خ طعام آسمانی را سرایی درین مه چون در دوزخ ببندی هزاران در ز جنت برگشایی... حکمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنیده شود صبرت آموزد و تسلط نفس و ز تو تو رمیده شود هر که صبرش ستون ایمان بود پشت از و خمیده شود عرفان سر کشیده گوش به زنگ کز شب غره ماه دیده شود آفتاب ریاضتی که ازو میوه معرفت رسیده شود عطش روزه می بریم آرزو کو به دندان جگر جویده شود چه جلایی دهد به جوهر روح کادمی صافی و چکیده شود بذل افطاری سفره عدلی است که در آفاق گستریده شود فقر بر چیده دار از خوانی که به پای فقیر چیده شود شب قدرش هزار ماه خداست گوش کن نکته پروریده شود از یکی میوه عمل که درو کشته شد سی هزار چیده شود گر تکانی خوری در آن یک شب نخل عمر از گنه تکیده شود چه گذاری به راه تو به کزو پیچ و خمها میان بریده شود مفت مفروش کز بهای شبی عمرها باز پس یده شود روز مهلت گذشت و بر سر کوه پرتوی مانده تا پریده شود تا دمی مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود در جهنم ندامتی است کزو دست و لبها همه گزیده شود مزه تشنگی و گرسنگی گر به کام فرو چشیده شود به خدا تا گرسنه یی نالید تسمه از گرده ها کشیده شود.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2712




رازونیاز

درخواست حذف اطلاعات
آن که راه آه و سوز و گداز که روح و ریحان وجنت نعیم اهل دل است، و راز و نیاز که قرة عین عارف است نباشد، پس نشاط و شادى او در چیست؟



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2714




عشق

درخواست حذف اطلاعات
تَعالى العِشقُ عَن فَهمِ الرّجالِ
وَ عَن وَصفِ ّفرقِ وَ الوِصالِ
مَتى ما جَلّ شى‏ءُ عَن خِیال
یَجِلّ عَن الاحاطَةِ وَالمثالِ (عشق وراى فهم انسانهاست و از توصیف جدایى و وصال برتر است؛وقتى چیزى فراتر از خیال باشد، از احاطه و تمثیل آوردن هم، برتر مى‏گردد.)



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2715




جذبه

درخواست حذف اطلاعات
جذبه عبارت از تقرب بنده است بمقتضاى عنایت خداوند در طى منازل بسوى حق بدون رنج و سعى خودش،که همه چیز از طرف خداوند براى او فراهم شده است و بالجمله عبارت از نزدیک گردانیدن حق است مر بنده را بمحض عنایت ازلیت و مهیا ساختن آنچه در طى منازل بنده بدان نیازمند است بدون آنکه کوششى از ناحیۀ بنده باشد و طریقۀ جذبه راه انبیاء و اولیاء است بر ع طریق برهان. در شرح شطحیات است:جذبة الارواح سد و قلب است بمشاهدۀ اسرار و حقیقت جذبه ظهور لوایح تجلیست در عین ارواح تا طیران کند بجناح اشتیاق و استباق بمعادن حقایق.



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2682




لطف حق

درخواست حذف اطلاعات
مادرموسی،چوموسی رابه نیل درفکند،ازگفته رب خلیل خودزساحل کردباحسرت نگاه گفت کای فرزند دبی گناه گرفراموشت کندلطف خدای چون زهی زین کشتی بی ناخدای وحی آمدکاین چه فکرباطلست رهرومااینک اندرمنزلست ماگرفتیم آنچه راانداختی دست حق رادیدی ونشناختی درتو،تنهاعشق ومهرمادریست شیوه ما،عدل وبنده پروریست نیست بازی کارحق،خودرامباز آنچه بردیم از تو،باز آریم باز سطح آب از گاهوارش خوشتراست دایه اش سیلاب وموجش مادر است رودها ازخودنه طغیان می کنند آنچه می گوییم ما،آن می کنند به که برگردی،به ما بسپار کی توازمادوست ترمی داریش قطره ای کز جویباری می رود ازپی انجام کاری می رود میهمان ماست،هر بینواست آشنا با ماست،چون بی آشناست مابخو م،ارچه مارارد کنند عیب پوشی ها کنیم،اربدکنند



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2683




روشن دل

درخواست حذف اطلاعات
به دنیا ساختم مشغول چشم روشن دل را به این یک مشت گل مسدود روزن دل را ندانستم که خواهد رفت چندین خار در پایم ش تم بی سبب در قه ی تن سوزن دل را فریب چشم خوردم کشتیم در گِل نشست آ نمی ماند بجا گر می گرفتم دامن دل را مرا گر هیزم دوزخ کند افسوس جا دارد که بی برگ از ثمر نهال ایمن دل را دلی از سنگ خارا گوشی از آهن بدست آور که با این گوش و دل نتوان شنیدن شیون دل را ندانستم که خواهد شد سیه عالم به چشم من عبث بر باد دادم نکهت پیراهن دل را حیات جاودانی از خدا چون خضر می خواهم که پاک از سبزه بیگانه سازم گلشن دل را نمی شد خشک چون دست بخیلان چشمت اگر می دید یک بار آفتاب روشن دل را



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2684




ذکردعای حق بین

درخواست حذف اطلاعات
از باقر یا صادق علیهما السلام روایت شده است که فرمودند: ذکر حق بین هفت عضو از اعضای انسان تقسیم شده است؛ زبان، روح و جان، عقل، معرفت، سر و قلب و هر یک از آن ها نیاز به استقامت دارند. استقامت زبان به راستی در گفتار است. استقامت روح به درستی ذهن و حضور آن است و استقامت جان به درستی در توبه است. استقامت قلب به درستی در عذرخواهی و استقامت عقل به درستی در پند گرفتن است. استقامت شناخت به درستی در سرافرازی و استقامت سر متوجه بودن به عالم اسرار است. پس ذکر زبان حمد و ثناست و ذکر جان کوشش و تلاش است. ذکر روح ترس و امید و ذکر قلب راستی و صمیمیت و ذکر عقل تعظیم و حیا و ذکر معرفت تسلیم و رضا و ذکر سر مقام شهود حق و لقاءا... است. حضرت لقمان به فرزندش چنین گفت: پسرم!با دقت نظر به مجالس وارد شو. هر گاه گروهی را در حال ذکر خدا گفتن دیدی، نزد آن ها بنشین. زیرا اگر تو عالم باشی، به علمت افزوده می شود و اگر جاهل باشی عالمت می کنند و امید این هست که خداوند سایه رحمتش را بر آنان بیفکند و تو را نیز شامل شود و هر گاه گروهی را دیدی که ذکر خدا نمی گویند، با آن ها ه ن مشو، زیرا اگر عالم باشی علمت به تو نفعی نمی رساند و اگر جاهل باشی بر جهلت افزوده می شود و شاید خداوند عقوبتش را بر آنان بیفکند و تو را نیز شامل شود. (مشکات الانوار فی غررالاخبار، فصل الخامس عشر فی الذکر)



منبع : http://fayegheh42.blogfa.com/post/2686