وبلاگهای رنگارنگ

for dear cassie

آخرین پست های وبلاگ for dear cassie به صورت خودکار از بلاگ for dear cassie دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



from: lyra,to: hole

درخواست حذف اطلاعات
می دونین مشکل من چیه؟؟ که هیچوقت نمی تونم با ی قهر کنم و ناراحت بمونم. حتی اگه حرفش عمیقن بم ضربه وارد کرده باشه ولی همیشه چشمامو بستم و گذشتم تا مثل بچه ها رفتار نکنم. برین خدا رو شکر کنین من هیچوقت کاراتونو به روتون نمیارم و شکایتی نمیکنم ازتون. روی سخنم با خود شماست که اینجا رو نمیخونی احتمالا. فقط بخاطر خوب نگه داشتن حال خودمه که هنوز بات حرف می زنم و چیزی نمیگم. کاری که همیشه و خواهم کرد،چون حتی اگه بهتون توضیح بدم هم نمیفهمین چقد حرفاتون و کاراتون،حتی کوچیکتریناشون،میتونه رو بقیه تاثیر بزاره.پس چرا اینکارو م؟! من از دستت ناراحت نیستم با این وجود،فقط از دست خودم عصبانی ام. ی که ایندفعه باید سرزنش بشه منم.



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/220/From-Lyra,To-Asshole




nonsense ... ؟؟

درخواست حذف اطلاعات
گوشام و گلوم درد میکنه،و با طعمی که تو دهنمه احساس میکنم عفونتی شده. و سرم مرتبن تیر می کشه و از شکم درد هم دارم از حال می رم دوباره،تازه با اینکه رفتم پارک ولی نتونستم اسکیت بازی کنم. هیچ ایده جدیدی هم برای نقاشی ندارم و حتی یک کلمه درس هم نخوندم تو این سه روز تعطیلی و از همه مهمتر فردا مدرسه دارم و به همون اندازه ای که هری عاشق مدرسه اش بود،منم به همون اندازه از مدرسه ام و دانش آموزاش متنفرم. چیزی هم از نجوم نخوندم و تنها کاری که تا احساس خوبی داشته باشم این بود که با آهن جدیدم ب م،دقیقا مثل دیوونه ها،و دقیقن مثل افرادی که انگار ی نگاشون نمیکنه. و حتی برام مهم نبود از تراس ی ببینه منو.(اهنگ bloom از troye رو گوش کنین،اگه ن یدین من خودم پاسخگوام.) اتاقم شده بازار شام و حتی حوصله ندارم بلند شم برنامه فردامو ردیف کنم. و از صبح کتاب تست فیزیک جلوم بازه به این امید که درس بخونم. و حتی نمی دونم چرا دارم اینا رو میگم،ولی دارم میگم. چون میخوام که بگم،بعله!!لایرا الان خیلی بی حوصلست و دلش میخواد بخوابه فقط،ولی نمیشه.



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/221/Nonsense-




-_-

درخواست حذف اطلاعات
ناسا امروز لایو داشت و سرعت نت لعنتی گل گرفته من انقد کم بود که لود نمبکرد تا من پرتاب کاوشگر اینسایت رو ببینم. لعنت بهت.لعنت. # تعداد کامنتا سیزده تا بودن:)))))دلم میخواست تا ابد تاییدشون نمی همونجا بمونن.



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/222/-_-




it's a sin to kill a mockingbird

درخواست حذف اطلاعات
با خودم قرار گذاشتم امروز تا قبل رسیدن به خونه باید کتاب "کشتن مرغ مقلد" رو به هر قیمتی شده تمومش کنم. و بیشتر تو اتوبوس مدرسه نشستم و وقتی پیاده شدم تا خود مقصد همچنان سرم تو کتاب بود،اون پنج-شش صفحه آ به هیچ وجه ارزشش رو نداشت زیر عهد و پیمانم بزنم و بعدها روبه روی آینه حتی نتونم به چشمای خودم نگاه کنم.
نمیدونم این کتابو خوندین یا نه،ولی جدا نیم ساعته بی هدف به صفحه خیره شدم تا ببینم چطور بدون اینکه ذره ای از کتاب رو لو بدم در بهترین ح ممکن وسوسه تون کنم که برین بخونینش و یا حتی چطور شروع کنم.
تبعیض نژادی، قضاوت، و حتی ترکیب خیر و شر.
رویارویی جیم با مشکلات و تلاش برای کنار اومدن باهاشون،
شخصیت موردعلاقم بیشتر از همه بو رادلی بود،حالا اینکه همیشه دوست دارم عاشق شخصیتای دور از ذهن بشم بی تاثیر نیست ولی اسکاوت و بو تلفیقی واقعی از خودم بودن.[به تقریب زیاد]
در جواب حرفای جیم و بقیه همیشه سوالایی که برام پیش میومد رو از زبون اسکاوت می شنیدم،انگار خودم تو کتاب بودم و داشتم زندگی می .
محاکمه تام ر نسون اوج کتاب بود،وقتی همه هیتلر رو برای قتل عام یهودی ها سرزنش ،ولی خودشون دقیقن در مواجهه با سیاه ها همون رفتار رو در پیش می گرفتن و به چشم ابزار بهشون نگاه می حتی.
و ی چیزی نمی گفت. ی چیزی نمی خواست بگه.
اتی ،نمونه کامل یه پدر و یه انسان شریف بود،که صرف نظر از همه چیز در قدم اول به همه به چشم یه انسان نگاه می کرد.
دلم نمی خواد پشت هم کتابا رو بخونم،برای همین صبر میکنم تا "دیدمانی بگمار" رو هم بگیرم که در ادامشه.
[جالب نیست که بعد سال ها هوس کرد ادامه اش بده؟؟] #گودریدز مض ف ترین نرم افزار ممکنه.مضخــــــرف ترین.کاش می شد از سایتش بیام. # این اصلا جالب نیست از جمله ای استفاده کنم برای عنوان که تقریبن 99 درصد افرادی که کتاب رو خوندن استفاده میکنن،ولی جدا دوست دارم عب و. مرغ مقلد نماد معصومیت و بی گناهی بود.=]



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/223/It-s-a-sin-to-kill-a-mockingbird




previously on my week..

درخواست حذف اطلاعات
از آ ین باری که پست گذاشتم یه هفته میگذره و هیچ ایده ای ندارم که تو این یه هفته چه اتفاقاتی افتاده که بخوام تعریف کنم. بزارین حداقل این دو روز آ رو بصورت خلاصه بگم. چهارشنبه:امتحان ترم آزمایشگاه داشتیم و بدترین روز ممکن بود،خستگی روز هنوز از تنم بیرون نرفته بود و واقعن عصبی شده بودم تو کلاس و این رو همه فهمیده بودن.و امتحان رو گند زدم اگه کنجکاوین که بدونین چی شد.:)) با اینکه از زنگ اول به بعد دیگه با اِل حرف نزده بودم ولی زنگ آ اینکارو .یجورایی شرایط به اون سمت رفت که باید حرف بزنم. و جانان..بالا ه بش زنگ زدم و اونم اظهار تعجب کرد که بالا ه کی میخواستم بش زنگ بزنم. جدا باید یاد بگیرم سعی نکنم انقدر این دو نفر رو از خودم دور کنم. :با اینکه نمیخواستم برم اردو ولی بالا ه رفتم و روز خوبی بود تقریبن.و سعیمو نزارم آدمای احمق روزمو اب کنن،و با اینکه این اتفاق پیش اومد ولی بازم سعی حرفی نزنم و حتی بخاطر کار نکرده ام مجبور شدم عذرخواهی کنم،ولی پشیمون نیستم. شبا همیشه دیر می خوابم و صبحا زود بیدار می شم،و نکته دوست داشتنی در این بین اینه که نصفه شب از خواب میپرم و همیشه وقتی از در پشتی اتاقم چشمم به آسمون می خوره یه چیزی تو چنته داره تا بم نشون بده، ب یه ستاره پرنور جلو روم بود و ترجیح دادم فکر کنم vega ست،و بعد کاملن ناخودآگاه لبخند زدم و دوباره خوابم برد. و همچنان دارم starstruck رو میخونم و حوصله هیچ کاریو ندارم،بدنم هم جز گرما زده شدن کار دیگه ای ازش برنمیاد ظاهرا.



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/224/Previously-on-my-week-




-__-

درخواست حذف اطلاعات
خیلی دلم میخواد بشینم فیزیک بخونم ولی دارم riverdale می بینم. [دقت کنین که این همون یه که حوصله نداشتم بقیشو ببینم.]



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/225/-__-




marsha the martian

درخواست حذف اطلاعات
کاش منم مث مارشا یهو می فهمیدم مال یه سیاره دیگه ام..



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/226/MARSHA-THE-MARTIAN




take me home

درخواست حذف اطلاعات
مثلا تو مسیر نامرئی راه شیری دارم پیاده روی می کنم و جلوی یه موجود بی کله رو میگیرم و بش میگم: ببخشید آدرس نزدیکترین سیاهچاله کجاست؟



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/227/TAKE-ME-HOME




اَه:/

درخواست حذف اطلاعات
چرا خصوصی کامنت میدین وقتی حرفاتون خصوصی نیست؟؟باور کنین ترغیب نمیشم بیام وبتون جوابتونو بدم.:||



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/228/اَه-




nagging,nagging,and nagging.

درخواست حذف اطلاعات
دلم می خواد همین الان با جانان و اِل برم بیرون.همین الآنِ الآنِ الآن. دقیقن میخوام مث برنی پاهامو بکوبم و اینو تکرار کنم. آدم که نیستن،من مرتبن باید ازشون خبر بگیرم و حالشونو بپرسم.اکه دیگه با هیچکدومتون حرف زدم.:|| شاید دوستتون مُرده باشه،نباید بش زنگ بزنین؟ اگه فکر کردین افتادم رو مودِ غر زدن کاملا صحیحِ. می خوام تا ابد غر بزنم.از هردوتاتونم بدم میاد.هردوتون.



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/229/Nagging,Nagging,and-Nagging-




با یه گردگیری کنیم وبلاگو!!

درخواست حذف اطلاعات
interstellar رو ۲۲ دقیقه بامداد روز ۲۸ شهریور تمومش ،و یکی از معدود ایی بود ک با وجود دو ساعته بودنش با انگیزه تمام پاش نشستم!
کوپر برگشت،تو تمام زمان به این امید داشتم ک کوپر بالا ه برمیگرده،ولی می دونین چیه؟!
این زندگی ایده آل و بی نقص فقط تو ا پیدا میشن،
این اصلا با عقل جور در نمیاد که همه چیز با یه پایان خوش تموم بشه،بی نقص،کامل،پرفکت!!
شاید همه چیز برگرده،ولی یه چیزایی هستن ک باقی می مونن،حتی از دست رفته ها!!
زمان از دست رفته هیچوقت برنمیگرده!:))
زمان های نبودنتو نمی تونی جبران کنی...
جای خالی ای ک گذاشتی رو ... !! °|مورف؟!
اون بهترین پدر دنیا رو داشت!!
و تام؟!
اون احمق ترین و ناامید ترین آدم روی زمین بود،
بیاید شعاع دیدمونو گسترده تر کنیم!???? ♀
اون احمق ترین آدم پهنه بی کران هستی بود!!
mann
تو ترسوترین و بزدل ترین آدمی بودی ک دیدم،حتی ترس از به فراموشی س شدن و ندیدن یه انسان دیگه نباید انقد مغزتو فاسد میکرد ک جون چند نفر دیگه رو هم به خطر بندازی تا به اسم بشریت خودتو نجات بدی!
ولی باز هم نقش موثری رو ایفا کردی.
یه خسته نباشید خیلی بزرگ برای بودنت!! و راجبه برند بزرگ؟!!
شاید اون کار درست رو کرده بود...
هیچ بدون امید و انگیزه نمی تونه موفق به انجام کاری بشه،اون حتی با امید واهی دادنش باعث شد نسل بشریت ادامه پیدا کنه!!
کوپر به امید و عشق دیدن بچه هاش راه برگشت به خونه رو پیدا کرد،
و برند کوچیک با عشق و امید دیدن ادموندز یه خونه جدید پیدا کرد!:) عشق همیشه تو رو به مسیر درست هدایت نمی کنه،ولی می تونی بهش اعتماد کنی!
شایدم ا باید ایده آل و کامل باشن تا یکم الهام بخش باشن،
یکی دیگه یه جای دیگه از این کره خاکی یه برداشت کاملا متفاوتی نسبت به من داره،و شایدم حتی کلون من تو اون جهان به این نکته اصلا اعتقادی نداشته باشه،ولی منِ الآن و منی ک این گوشه از این کره خاکی دارم بزرگ میشم یه نسخه کاملا متفاوت تری ازهرچیزی می تونم باشم!!
همیشه یه نفر هست ک به این الهاما نیاز داشته باشه!! زیرنویس یک:سال ها میگذره و تنها چیزی ک همش در حال تغییره افکار و عقاید منه!!
زندگی همیشه هم اونقد مهربون نیست!! زیرنویس ضروری بعدی:
گوش دادن به موسیقی متن بی نظیر interstellar رو یادمون نره!:))



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/186




های سامر

درخواست حذف اطلاعات
خب خب خب
اینجانب شارمین برگشته از میدان مین گذاری شده می باشم که امتحاناتش تموم شده و رسما تابستونش را شروع کرده!
خیلی سالش مض ف وارانه گذشت ولی بالا ه با تموم خوبی ها و بدی هاش تموم شد و هفته بعد کارنامه هامونو میدن!
ماه رمضون که تموم شه تابستون علنا شروع میشه و می تر یم!هم با بچه های مدرسمون کلی قرار دارم هم با بچه های زبانکده هم دوستای بیرون از مدرسم!
امسال که گذشت،ولی از سال بعد درس می خونم!اصن نخوندم خودتون بیاین گوشمو بکشین!:|
خیلی جاها تو آمل هست که تا الان نرفتم!قراره با فاطمه،(همونی که ملقب به فازکه!)کافه گردی کنیم،با لیلی بریسکو جان بریم کافه کتاب،تازه هم پیتزا هم بستنی باید مهمونم کنه????????،با بچه های زبانکده بریم سینما و شهرکتاب!
بعد بریم سرای سالمندان!(پارک کنارش،ولی اگه شد توش هم میرم)،
قراره پک وسایل رنگی رنگی هم کامل کنیم!بعدشم که من و ستایش قراره بریم کلاس نجوم باهم(البته اول هزینه هاشو بپرسیم بعد این خیلی مهمه????)با پارمیدا هم بریم حلال احمر کمک های اولیه یاد بگیریم!اینو وقتی فروشنده رو دیدم به ذهنم رسید،پارمیدا هم وقتی داشت آمادگی دفاعی می خوند.:|
فروشنده رو هم بالا ه دیدم!
”گشت ۲“ و ”پنجاه کیلو آلبالو“ رو هم دیدم!
خب ”پنجاه کیلو آلبالو“ بی تعارف خیلی مض ف بود خوشحالم تو سینما ندیدمش!
”گشت ۲“ میتونست بهتر باشه ولی خیلی خوب بود!مخصوصا نمایش ضحاک!!
خیلی ریز ریز تیکه مینداخت،دوسش داشتم!????
مخصوصا اونجایی که گفت:”اصن آب دریاچه ارومیه هم ما خوردیم!“
”فروشنده“ هم اون غول بزرگی که ازش ساختن نبود، ش معمولی بود!ولی دل اش تموم شد،با تمام ساده بودنش دوسش داشتم،یه نکته مبهم عمیقی توش داشت که همونو دوست دارم!
دلم میخواست نگاه نقادانه سیلور لیدی جان را داشتم تا بهتر توضیح بدم!ولی ندارم!????
می تونم اعتراف کنم فقط دو تا ایرانی تو کامپیوارمن که دلم نمیخواد حذفشون کنم!دومیشم ”کفش هایم کو“با بازی رضا کیانیانه!اگه ندیدین حتما ببینین!
با خانواده هم ”عاشقانه“ می بینیم!چقـــــــــــــد پیمان باحالـــه...????????...اصن عاشقش شدم!
یه عـــــــــــالمــــــــــــه کتاب نخونده دارم که می تونم تا آ تابستون به اضافه کتابایی که از کتابخونه می گیرم سر کنم،ولی خوب میدونین،خودتون باشین طاقت میارین؟نه!:|
پس قرار شد یه چندتایی ب م،مثلا ”اولین تماس تلفنی از بهشت“...از میچ آلبوم...
از بعد ها با موری بی نهایت عاشق این نویسنده شدم همش یه حسی بهم میگه کتاباشو ب و بخون!
بعدشم ”مادربزرگ سلام می رساند و می گوید متاسف است“...خلاصش خیلی دوست داشتنی بود!
پرفسور و خدمتکار یا من پیش از تو (فقط یکی از این دوتا!)رو هم می گیرم!
خب من دیگه برم،زیاد حرف زدم!
تابستون حوبی رو برای همتون آرزومندم!
خوش باشیــــــــــــــــــن!!!!!!
پ.ن:بیاین چتای پایان ناپذیرمونو شروع کنیم!????
پ.ن۲:همراه با متحول شدن شخصیت خودم میخوام یه سری تغییرات تو همه جا ایجاد کنم،اینو گفتم که در انتظار یه قالب جدید باشین!اگه بتونم یه چیزی که مد نظرمه پیدا کنم و مثل این یکی تو دلبرو باشه!
یه چیز آبی طورانه!!!!



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/176




هری پاتر درون!

درخواست حذف اطلاعات
دلم میخواد همین الان برم رُهام و چهارتا ت و پرت هری پاتری ب م و بعد مستقیم برم تهران،کافه پلتفرم همونجا اتراق کنم و بیرون نیام!
نوشیدنی کره ای بخورم و به پوستر ”هری پاتر عنصر نامطلبوب شماره 1“خیره بشم و خطاب به اون چشمای سبز بگم:”تا می تونی مقاومت کن،هری!اونا نمی تونن تو رو پیدا کنن!“
کلاه و شال گردن ریون کلاو هم بگیرم و به این موضوع فکر نکنم که الان تابستونه!چه اهمیتی داره اصلا!????????
بشم یکی مثل ”آلاریک س زمن“...
داعم الخمر محافظه کار همیشه تو بار...
بعدم دستامو دور لیوانم محکم تر بپیچم و هندزفری هامو بزارم تو گوشم و آهن دهه هفتاد رو پلی کنم!
دقیقا مثل دیمن سالواتور افسانه ای!
باید با اولین موقعیت تندروترین جاروی پرنده رو ب م و خودمو برسونم به دامبلدور یقشو بگیرم و بگم:”پس نامه من کو لعنتی!“
دلم میخواد یه بارم شده نگران امتیاز خونه ام باشم!



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/177




ماذا فاذا یا سیدی!!!!!

درخواست حذف اطلاعات
یه بدبختی اومده بهم پیام داده سلام خانم جعفری،هشتاد میلیون به حسابتون پول ریختم! به داداشمم پیام دادن منتها داداشم اعصاب نداشت گفت باشه،پس،فردا جسدو همونجای همیشگی بیاین ازم تحویل بگیرین!!!! # برین پی کار و زندگیتون این مس ی بازیا چیه؟؟؟؟



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/178




برا شما قدیمی ها:

درخواست حذف اطلاعات
واییییی اصلا نمیدونین چقد کلافم!!!! حوصلم خیلی سررفته!!!!!!نتمم تا چند روز دیگه هم نمیرسه،تا چند ساعت دیگه تموم میشه! ساغر جونم،نمیدونم کجایی،اصلا خبری ازت نیست،امیدوارم از اتاق عمل صحیح و سالم بیرون اومده باشی،وای نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده،همش راجبت فکر می !کاش آیدی اینستاتو داشتم! نیلوووووووو،کجاااااییییییییی!!!!!امیدوارم تو هم کنکورتو خوب بدی و به آرزوت برسی!گرچه یه سال دیگه کنکور داری فکر کنم!(درست گفتم؟) آقا سعید،شما هم که هر چهار روز یه بار میومدین دیگه نیومدین!???????? امیدوارم شما و بقیه دوستاتون ارشدو به راحتی پشت سر بزارین و یه کله برین ا تا دیگه نرین سربازی و موهاتونو نزنین!???????????????? بعدم آلبومتونو بدین بیرون و کلی فن داشته باشین! یونای دوست داشتنی،آدرس وبمو فکر نکنم داشته باشی،منم وبتو گم ،ولی انصاف نیست ننویسم چقدر دلم برات تنگ شده!اوقات دانشجویی خوبی داشته باشید! و اما گیسو جانم!تو هم اگه سر میزنی بدون دلم خیلی برات تنگ شده و هموز به یادتم!❤❤ اینو خواستم برای شماها بنویسم،چند روزه دلم خیلی براتون تنگ شده! هیچوقت فراموشتون نمیکنم!



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/179




49 فکت راجبه من!

درخواست حذف اطلاعات
خب دوست گرامم که تو لینکام به عنوان ”دخترکی از اخترک b612“ ثبت شده،خواست اینکارو انجام بدم! خب من چی بگم،شما همه چیو میدونین راجبه من،در نتیجه چیزای جزعی تر مینویسم!گرچه اونا رو هم احتمالا میدونین! بعدشم نصف علایقمو خود خانم نوشته!من باز چی بنویسم!???????? 1یک عدد ریون کلایی به شدت پاترهد میباشم که اگه میخواین منو خوشحال کنین یا وارد زندگیم بشین به راحتی میتونین از هری سواستفاده کنین! 2دوست دارم خونه آینده ام مثل خونه مورتیمر کتابا همه جا باشن!جای به خصوصی هم نداشته باشن!(میدونین کلا آدم ش ه ای تشریف دارم!????) 3منجم آینده هستم در خدمت شما!سوالی هم داشتین اول با ام هماهنگ کنین!???????? 4آهنگم فقط آهن دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی! 5خیلی مظلومم،مالمو بالا کشیدن!نامه هاگوارتزمو معلوم نیست کدوم نقطه چینی برداشته!???????? 6زیاد رن روشن نمی پوشم!بیشتر رن مشکی و سرمه ای دارم تو لباسام! 7از یه لباسی خوشم بیاد انقد اونو میپوشم تا دیگه نشه پوشید!شاید کمدم پر باشه ولی مهم اینه من فقط اون لباسو دوست دارم!????تازه مامانم داره منو میبره بازار به امید اینکه یه رنگ روشن تر بگیرم! 8با کفش پاشنه بلند نمی تونم خوب راه برم!همشم کفشای اسپرت و کتونی میپوشم! 9عروسک س خیلی دوست دارم!????کلا ازین عروسک پارچه ایا خیلی دوست دارم ولی س بیشتر! 10اگه میشد با پاندا رل میزدم! 11خیلی دوست دارم برم کانون زبان ولی فقط بخاطر بچه های زبانکدمون نمیرم!انقد من محبوبم نمیزارن من برم!???????? 12من و مبینا ۵-۶ ساله باهم دوستیم! 13کتابا رو باید متن کامل خوند!از سانسوریا خوشم نمیاد! 14داشتم فکر می اخجون یه عالمه نوشتم یهو عددو دیدم کپ !!! چه وضعشه!!!! 15یه عالمه دوست مجازی دارم،یکی از یکی بهتر!???? 16دوست داشتم یه خواهر کوچیکتر داشته باشم! 17سه تا دوست خیالیم دارم!(دیوونه هم نیستم!????) 18یه مدت همه جا به اسم ”دخی وروجک“ کامنت میذاشتم! 19گل و گیاه خیلی دوست دارم،مخصوصا کاکتوس!تازه مامان دوستم یه عالمه گیاه برام کنار گذاشت،هردفعه سراغمو میگیره بیام ببرم!منم که بی گلدون!???????? 20دفتر و لوازم حریر خیلی دوست دارم،اصلا نیاز ندارما!ولی هی می م! 21به کتاب همچون ستارگان از کاترین پترسن علاقه خاصی دارم!اصلا از اون روز که تو شهر کتاب جلدشو دیدم عاشقش شدم! 22دوست دارم جهانگرد هم بشم! 23دوست دارم خیلی چیزا رو تجربه کنم!نمیگم ولی!???? 24اگه خواستین غذایی رو بسوزونین یا ابش کنین بهم زنگ بزنین دو ثانیه ای خودمو میرسونم!استعداد ذاتی در این امر دارم.:) 25دوست داشتم ومپایر باشم تا بتونم تا ابد کتاب بخونم!حتی حاضرم خون خوردنو به جون ب م! 26اخیرا یکی از چالش برانگیزترین تصمیمامو گرفتم و یکی از دوستامو بلاک آنبلاک تو اینستا!پشیمونم نیستم!این اوامر از من بعیده خودمم نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد! 27انگلیسی رو که تموم میرم سراغ یاد گرفتن فرانسوی! 28آبی و بنفش خیلی میدوست!ولی آبی بیشتر! 29مثبت ترین دانش آموز هر مقطعی که میرمم!???????? 30دوچرخه سواری باید با موهای باز و تو سراشیبی رخ بده! 31بچه بودم فکر می خوشه پروین یه صورت فلکی ماهیتابه است و هیچ فش نکرده،منم بزرگ شدم کشفش میکنم! 32از بین شبکه های اجتماعی اینستاگرام و واتس اپ خیلی دوست دارم! 33اسکیت خیلی دوست دارم،بچه بودم کلاس اسکیت هم میرفتم! 34وبلاگ نویسی رو دوست دارم! 35بسیار پایه تشریف دارم!???? 36دوست دارم یه بار مست کنم! 37تیکه کل طی یک دوره زمانی غیرمشخص تغییر میکنه!کلا ثبات ندارم! 38کوه رو ترجیح میدم! 39از اینکه دور و برم شلوغ پلوغ باشه خوشم نمیاد!خیلیم خج یم!دوستامم سخت انتخاب میکنم! 40آدم خوشحالی تشریف دارم!???? 41همیشه دوست داشتم داخل خونمون پله داشته باشه و منم تو اتاق زیرشیروونی باشم! 42یه مدتم دوست داشتم تخت دو طبقه داشتم باشیم و من طبقه بالاش باشم! 43موزیک خیلی دوست دارم! 44تا حالا کافه هم نرفتم!???????? 45دانشمندتی موردعلاقم داوینچی و گالیله ان! 46انوشه انصاری رو خیلی دوست دارم! 47بر خلاف خجاتی بودنم خیلیم پرحرفم! 48با ذوق و شوق یه چیزی رو برای دوستام تعریف میکنم،همیشه هم با حرکت دست و رسم شکل!موقع مدرسه همیشه یه پاک کن دست نصفشون بود!???????? 49باور کنین خیلی به خودم فشار آوردم اینا رو نوشتم! 50°فقط برای اینکه رند بشه:لهجه بریتیش خیلی دوست دارم! یکیتون اینکارو انجام بده از زحمات من سپاسگزاری کنه!هلاک شدم تا تموم شد!



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/180




...

درخواست حذف اطلاعات
عید همگی تان بسی مبارک باشد!????????????????❤❤❤❤❤❤????????????????????????????????????????✨????????????????????????????????????????????✨????✨????



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/181




اولین گردش تابستانه!????????

درخواست حذف اطلاعات
# اول از همه بگم سبا جونـــــــــــی خیلی برات خوشحالم تیزهوشان قبول شدی،امیدوارم همیشه تو زندگیت موفق باشی و به خواسته هات با تلاش زیاد و اراده ای استوار و پابرجا برسی!میدونم میای اینجا اینا رو میخونی برای همین خواستم مفصل تر تبریک بگم!???? # بعدم اینکه بریم سر پر حرفی های همیشگی من: دیروز بالا ه طلسم بیرون نرفتن ش ته شد و از ساعت شیش و نیم که از زبانکده تعطیل شدم با بچه ها پیاده رفتیم تا شهر کتاب! چقدم آبروریزی بود!غلط م دوباره برم تو مغازه بخاطر بستنی!???????? تو شهرکتاب هم مژگانو دیدم!اصن قرارمون این بود شهر کتاب همو ببینیم!???? بعدشم من به سرعت کتاب نجوممو پیدا و بقیه زمان رو الکی و تا تونستم بین کتابا چرخیدم! چــــــــــــرا انقـــــــــــدر سفرنامه ها خوبــــــــــــن!???????? یه سفرنامه کوچولوی توجیبی خیلی نقلی دیدم ولی پولم تموم شده بود و نشد بگیرم،در نتیجه یه جوری جاساز کتابو که دفعه بعد ی نبینه و من برم بگیرمش!اصلا هم وجدانم در عذاب نیست!???? مال سال ۱۶۹۴ بود و انقد متنش قشنگ بود اصلا نمی تونستین ازش دل ین! منم همونجا نشستم و چند صفحه ای خوندم...بالا ه بدون ناخنک زدن که نمی شد برگردم!???? مژگان هم کلا داشت دنبال من میگشت اون تو و پیدام نمی کرد!???????? گوشیمم یه دو سه باری اون تو گم !همون کتاب نجومه کار پنج شیش تا کتابو میکرد و هی مجبور بودم بزارمشون پایین!در نتیجه گم میشدن!:) کلی کتابای جدید و تو دلبرو دیدیــــــــــــم!???????? بالا ه ساعت هشت منو از اون تو کشان کشان بردن بیرون!???????? انقد هوا ناجوانمردانه موج گرما رو به سمتمون میفرستاد که هر چند دقیقه میرفتیم تو مغازه ای مخصوصا لباس فروشی خنک میشدیم برمیگشتیم! حالا قیمت چهارتا لباسم می پرسیدیم ضایع نباشه!???????? بعدم رفتیم گالری میو و خاتون! تا ساعت نه و ربع بیرون بودیم!???????? انقد خوش گذشت جای همتون بسی خالی بود! زبانکده هم باز خانم اصغریان معلممونه و باز رفت تو خط اینکه چرا حرف نمیزنی ما رو هم شریک کنی تو معلوماتت!(الان حس دانشمند بودن بهم دست داده!????????) آخه راجبه تیچر و بَنکر و ... چی میشه گفت من حرف بزنم! یه موضوع جذاب بده من حرف بزنم!???? چندتا دانش اموز جدیدم داشتیم که چون ما جهش زدیم با اونا همکلاس شدیم!در نتیجه ما جدیدیم نه اونا! ولی همه بیست سال به بالا!هردفعه یه نفر وارد کلاس میشد ما پنج نفر به هم نگا میکردیم و بودیم!???????? من و یگانه رو هم از هم جدا کرد!پارتنر دوست داشتنی مــــــــــن!???????? کلی ضجه زدیم!:| مریمم همچنان مشهده و تو تلگرام ۲۴ ساعته داریم حرف میزنیم و قصد خسته شدنم نداریم!???????? پریسا هم یه لینک فرستاد تو تلگرام که بخاطرش کلی خندیدیم!???? و ... بالا ه رفتم کلاس نجووووووووم!???????????????????? سریال riverdale هم تموم شد!چرا انقد جاگهد خوبــــــــــــه!???????? به گروه cheat codes هم علاقمند شدم!آهنگ stay with you به شدت پیشنهاد می شود! اهنک despacito هم که هروقت پخش میشه اصن قدرت کنترل ندارم من!???????? ب تو شهر کتاب گوشیم افتاد و گلسش یه خط نازکی برداشت!! قبلش داشتم فک می گلسشو بردارم!???????? ستـــــی از همینجا تاکید میکنم مواظب کتابام باش وگرنه من میدونم و تو!????????



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/183




مردی به نام اُوِه و دخترکی در آستانه زار زدن

درخواست حذف اطلاعات
لان می خوام با یه جعبه بزرگ دستمال کاغذی برم یه گوشه بشینم و در اتاقمو ببندم و ساعت ها زار زار گریه کنم! بالا ه مردی به نام اُوِه رو تموم . این کتابو به هیچوجه نباید تند تند بخونین،باید بخونیش بعد بزاری کنار و برای خودت چایی دم کنی و بشینی تا اجازه بدی کم کم کلماتش رسوخ کنن به بدنت و بشن پوست و گوشتت!! بعد در افکارت غوطه ور شی و فک کنی راجبه همه چی،خساست اُوِه؟ مطمعنا نه! اگه خودش اینجا بود بهتون می فهموند این یه ضابطه است،شماها چی از ضابطه میدونین اصلا؟؟ ولی من اینجام تا بهتون بگم به هیچوجه سعی نکنین در حالی که پشت خودروی تویوتا یا رِنو تون میشینین با یه مردی که سال هاست ساب سوار میشه در بیفتین! مخصوصا اگه خودروتون مال اون فرانسوی های احمق باشه!-_- وقتی کتابو باز می کنی با مردی مواجه میشی که به شدت بدقلق و لجبازه و می خونی و می خونی و می خونی و می خونی و بالا ه به خودت میای و می بینی بدون اینکه بخوای و حتی متوجه شده باشی عاشق کتاب شدی!:) و می بینی اون مرد بدقلق و لجباز چقدر می تونه دوست داشتنی و دور از انتظار رفتار کنه. اُوِه به هیچوجه سنگ دل نبود،فقط دلیلی نمی دید با لبخند پیش بره،هرچی باشه اون اُوِه است نه یه دلقک وسط خیابون! حتی کوچیکترین شخصیت های کتاب هم بزرگترین تاثیرا رو میزارن!! حتی اون خنگول و پوتین زمستونی! و من مدتهاست اینجا نشستم تا کلمات مناسبِ حال کتاب رو پیدا کنم تا راجبش حرف بزنم،گرچه چیزی که میخوام از آب در نمیاد هیچوقت!!._. خلاصه اینکه اسپویل نمی کنم برین بخونین مث من زار زار گریه کنین!>_



منبع : http://magicallibrary.blogfa.com/post/185