وبلاگهای رنگارنگ

ارتباط اجتماعی

آخرین پست های وبلاگ ارتباط اجتماعی به صورت خودکار از بلاگ ارتباط اجتماعی دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



نقش مخاطب شناسی در روابط عمومی

درخواست حذف اطلاعات
مخاطب شناسی و اطلاع رسانی در روابط عمومی

مهمترین وظیفه روابط عمومی برقرار ارتباط در داخل و خارج از سازمان با مخاطبان انبوه و متفاوت است ؛ در اجرای این وظیفه واحدهای روابط عمومی با استفاده از ابزارهای مختلف اقدام به برقراری ارتباط می کنند، لیکن اگر این عملکرد به نحو علمی و کارشناسی ارزی شود ؛ اثربخشی همه این فعالیت ها با تردید مواجه است . چرا که به عناصر ارتباطی در فراگرد انتقال پیام توجه کافی نشده است .

ارتباط به هر شکلی که برقرار شود ، حداقل 3 عنصر را در خود دارد . فرستنده ( منبع ) ، پیام ، گیرنده (مخاطب). هر سه عنصر ویژگی هایی دارد که اگر مورد توجه قرار نگیرد به عنوان موانع ارتباط از اثربخشی آن می کاهد به نحوی که در بسیاری موارد ، اثر بخشی یک پیام به صفر می رسد . در این فرصت ویژگی های یکی از سه عنصر یاد شده یعنی « مخاطب » به طور خلاصه تشریح می شود

تعریف مخاطب

از مخاطب تعاریف متعددی شده است ؛ که ما به عنوان روابط عمومی باید با توجه به وظایف و رس خود ، تعریف خاصی از مخاطب داشته باشیم که ذیلاً به آن اشاره می شود :

· مخاطب ی است که داوطلبانه به محتوی یا رسانه معینی روی می آورد .

· اما از نظر روابط عمومی ، مخاطب گروهی از افراد است که ارتباط گر می خواهد به آنان دسترسی داشته باشد ارتباط برقرار کند .

از آنجا که دسترسی روابط عمومی به مخاطب آسان نیست ، مخاطب از جنبه های دیگر نیز تعریف شده است:

مخاطب سرسخت :

مخاطبینی که از پذیرفتن آنچه ارتباط جمعی و سایر فرستنده ها برای او می فرستند اکراه دارد .

تعریف مخاطب از مخاطب :

افراد ممکن است صرفاً به دلیل اینکه به پیام خاصی توجه می کنند خود را مخاطب بدانند . از منظر دیگر مخاطب به عنوان گیرنده و مخاطب به آفریننده با توجه به نقشی که در فرایند ارتباطی دارد تعریف می شود . اما ما به عنوان روابط عمومی مخاطب را ی می دانیم که قصد داریم پیامهای سازمان یا دستگاهی را که در آن کار می کنیم به او منتقل کنیم .
چرا مردم مخاطب رسانه ها می شوند

دلایل متعددی برای مخاطب شدن از جانب مردم وجود دارد ، به عبارتی مردم به دلایل زیر از رسانه ها استفاده می کنند .

1- تفریح و سرگرمی و شادی های عاطفی

2- نیازهای اطلاعاتی و شناختی

3- نیازهای اجتماعی ، هویت و گفت و گو با دیگران

4- نیازهای غیر اجتماعی

5- نیازهای مربوط به خود رسانه ها ، مثل زمانی که تبلیغات پخش می شود .
شناخت مخاطب

همانطور که در مقدمه ذکر شد ، ارتباط مؤثر زمانی برقرار می شود که پیام فرستنده ، متناسب با ویژگی های مخاطب طراحی شود . بر این اساس ، برنامه ریزان ارتباطی ـ روابط عمومی ـ باید دسته بندی درستی از مخاطبان داشته باشد ، ویژگی های آنان را بدانند و در زمان و مکان مناسب ، پیام متناسب را برای او ارسال نماید.

دسته بندی مخاطبان

1- دسته بندی مخاطبان بر مبنای ویژگی های جمعیت شناسی

سن ، جنس ، شغل ، اندازه خانواده ، موقعیت فرد در چرخه حیات خانوادگی ، درآمد ، آموزش ، موقعیت جغرافیایی ، مذهب ، نژاد و ملیت ویژگی های جمعیت شناسی مخاطب را در بر می گیرد . فرستنده در طراحی پیام با هدف معین باید به این ویژگی ها توجه داشته باشد . به عنوان مثال ، تحقیقات نشان داده است که ن مضطرب با دیدن مسابقات و نمایش های متنوع به آرامش می رسند ، حال آنکه مردان مضطرب با دیدن برنامه های خشن و پربرخورد ء می شوند .

2- دسته بندی مخطبان بر حسب باورها

مردم ، بسته به تجربه ها ، تأثیرات محیط ، باورهای ذهنی و 000 دنیا را به شکل های گوناگون درک می کنند . یک پدیده ممکن است نزد اشخاص و گروههای مختلف معانی متفاوت داشته باشد . مثلاً در تبلیغ یا اطلاع رسانی در زمینه بهبود غذا و تغذیه گروهی از مخاطبان برایشان زنده ماندن مهم است‏، اما در مقابل برای گروه دیگر « سالم ماندن » می تواند پیام مناسبی باشد .

3- دسته بندی مخاطبان براساس نگرش ها

وقتی پیام برای گروه موافق و مخالف فرستاده می شود ، نمی تواند ی ان باشد . همیشه پیامی که برای مخالفان یک تفکر ارسال می شود باید قادر باشد به « چرایی » پاسخ دهد ، حال آنکه پیام موافقان فقط باید توضیحاتی درخصوص اه و برنامه ها باشد .

معمولاً در جریان انتخابات ، برخورد با موضوعات اجتماعی ، معرفی کالا یا خدمات ، و اعلام عملکرد یک دستگاه یا سازمان ، سه گروه حامیان ، مخالفان و بی طرفان از هم تفکیک می شوند که محتوی ، رسانه و ویژگی پیام برای هر یک از این گروه ها باید متفاوت باشد . اصولاً هزینه پیام رسانی برای موافقان به نسبت مخالفان بسیار پایین است .

4- دسته بندی مخاطبان براساس رفتار

رفتار مخاطبان در ویژگی های پیام مؤثر است . پیامی که برای سیگاریها تهیه می شود با پیام برای غیر سیگاریها نمی تواند ی ان باشد . همینطور پیامی که برای نیازمندان طراحی می شود ویژگیها . ساخت و عناصر متفاوتی نسبت به پیامی که برای ثروتمندان طراحی شده دارد.



5- دسته بندی مخاطبان براساس دسترسی

یکی از مشکلات روابط عمومی ها و اصولاً فرستنده ها این است که همیشه پیام را برای انی می‏فرستند که اولاً دسترسی به آنان آسان تر است و ثانیاً ارسال پیام برای آنان هزینه زیادی ندارد. به عنوان مثال ، اگر در یک روابط عمومی کتاب عملکرد چاپ شود ، برای نمایندگان مجلس ارسال می‏شود ، حال آنکه این قبلاً از طریق رو مه ، دیدار با ، بولتن های محرمانه ، اینترنت، گزارش های ویژه و 000 با عملکرد آن سازمان آشناست . در مقابل برای گروههای بسیاری از جامعه که مخاطب واقعی روابط عمومی هستند ؛ پیامی فرستاده نمی شود . بنابراین لازم است ، مخاطبان را براساس هزینه ی منابعی که برای دسترسی به آنان ضروری است تقسیم کنیم و پیام را نه بر اساس اصل دسترسی آسان به هر که لازم بود بدهیم .

در همین زمینة اورت راجرز » می گوید : بسیاری از آنان که به اخبار و اطلاعات نیازمند ترند دیرتر به اطلاعات دسترسی پیدا می کنند . مثلاً در مورد تنظیم خانواده ، اخبار و اطلاعات به ی می رسد که همه نوع امکانات را دراختیار دارد و حتی قادر است تعداد زیادی را اداره کند .

6- دسته بندی مخاطبان بر مبنای مراحل فراگرد

براساس نظریه اشاعه « اورت راجرز » مراحل پذیرش یک ایده ـ پیام ـ به شرح زیر است : آگاهی ، اقناع ، تصمیم ، اجرا و تثبیت . بنابراین نیاز مخاطب در شرایط مختلف پذیریش یک پیام متفاوت است . در مرحله آگاهی دادن باید اطلاعاتی داده شود که کاملاً با مرحله ی اجرا یا تثبیت فرق کند.

7- دسته بندی مخاطبان براساس منابع درآمدی

این تقیسیم بندی ، مخاطبان را براساس میزان درآمد و منابع اقتصادی مورد توجه قرار می دهد . همواره در موضوع رعایت مسائل بهداشتی ، متقاعد مردم فقیر سخت تر از مردم متوسط و ثروتمند هست . اقناع مردم کم درآمد به ید لوازم و وسایل گران قیمت غیر ممکن است . حتی اگر آن وسایل باعث آسایش و راحتی او می شود . لذا در طراحی یک پیام با هدف مشابه ، اما برای مخاطبان با درآمد متفاوت نباید ی ان باشد .

8- دسته بندی مخاطبان براساس استفاده از رسانه ها

گاهی اوقات در طراحی و راسال پیام ، رسانه ، نه خود مخاطب مورد دسته بندی قرار می گیرد . ارتباط‏گر (فرستنده ) ممکن است به دلایل مختلف مجبور باشد از رسانه خاص استفاده کند ، لذا می‏توان مخاطبان را به شرح زیر تقسیم بندی کرد : خواننده رو مه کثیرالانتشار ، خواننده رو مه محلی ، شنونده رایدو ، بیننده تلویزیون ، همینطور می توان گروهها را با پیام و رسانه ها تطبیق کرد :

گروه سیگاری کوچک با رو مه ی محلی ، یا یداران شیر با برنامه 8 تا 9 صبح رادیو ، یا طرفداران برنامه های علمی در برنامه 9 شب تلویزیون ، بنابراین در این دسته بندی پیام با رسانه تطبیق می‏شود.

9- دسته بندی مخاطبان براساس موضوع و ارتباط

به دنبال این دسته بندی هشتگانه ، براساس نظر « گروینگ وهانت » ویژگی افراد و گروهها در برخورد با پیام های سازمانهای مختلف ، یک روش دیگر دسته بندی مخاطبان بوده و می توان در طراحی پیام به آن توجه کرد . 4 گروه از هم قابل تمایز است :

الف ـ همگان های تمام مسائل ، گروهی از مردم در همه جا فعالند . پس هر نوع پیامی را باید برای آنان ارسال کرد .

ب ـ همگان های بی تفاوت . برخلاف گروه قبلی در همه جا ارتباط ناچیزی برقرار می کنند.

ج ـ همگان های تک مسأله ، گروهی که فقط یک مسأله دارند ، اقتصادی ، فرهنگی یا . بنابراین باید پیام را با ویژگی آنان تهیه و ارسال کرد .

د ـ همگان های ناگزیر و درگیر . در جایی که اکثریت جامعه در هر شرایطی درگیرند و به ناچار زیر پوشش پیام های ارتباطی قرار گرفته اند .

10- دسته بندی مخاطبان براساس قومیت و استفاده از رسانه ها

در کشورهای مختلف با توجه به قومیت ها ، توجه خاصی به رسانه های محلی می شود . و اصولاً اقلیت ها کمتر به رسانه های ملی کشورشان توجه می کنند . در مورد موسیقی ، تفاوت بین قومیت ها بالاست . بنابراین یک برنامه ریز ارتباطی در این شرایط باید با توجه به این اصل ، رسانه مناسب ارسال پیام خود را انتخاب کند.

مفهوم مخاطب در روزهای نخست گسترش پژوهش های ارتباطات جمعی، به جمع دریافت کنندگان همزمان در نقطه پایان فرآیند خطی انتقال اطلاعات اطلاق می شد. این مخاطبان معمولاً هدف تبلیغات و اثرگذاری رسانه ها یا عامه مردمی بودند که اخبار و برنامه های سرگرم کننده رسانه ها را می یدند. برداشت فوق از مخاطبان به تدریج جای خود را به نگرشی از دریافت کنندگان رسانه ها داد که کم و بیش فعال، مقاوم در برابر اثرات رسانه ها و در پی علایق و خواسته ای خویش- با توجه به زمینه های فرهنگی و اجتماعی خود- بودند.

فرآبند ارتباطی نیزبویژه بعنوان فرآیندی مشاوره ای، دوسویه و تعاملی، مجدداً مفهوم بندی شده است.


این باور که مخاطبان هدفی ثابت و بی تحرک در برابر فریبکاری و اثرگذاری رسانه ها هستند امروز بی اعتبار است. از هر زاویه ای که به مساله گزینش و استفاده از رسانه ها بنگریم، و در اهمیتی که مخاطبان برای رسانه ها قایل می شوند، می توانیم تاثیر قوی و حتی تعیین کننده عوامل اجتماعی و موقعیتی را مشاهده نمائیم.

رسانه های جمعی نوعاً توسط مخاطبان شان در درون چارچوب پیچیده ای از انتظارات و قضاوت ها در نظر گرفته می شوند و این انتظارات و قضاوت ها هم از ویژگی عمومی و اجتماعی رسانه ها اقتباس می شوند و هم از اهمیت رسانه ها در زندگی روزمره مخاطبان و لذتی که می توانند به مخاطبان خود بدهند.

مخاطبان توسط خود مردم و بر اساس علایق، توانایی ها، سلایق، نیازها، ترجیحات و هویت ها و تجارب اجتماعی و فرهنگی شان تعریف می شوند. براساس این رویکرد ما با یک نوع واحد از اجتماعی سر و کار نداریم، بلکه با انواع بسیار متفاوتی روبرو خواهیم بود که همگی درخورمخاطب نامیده شدن هستند.

کثرت رسانه ها و کانال های رسانه ای باعث شده است که توجه به منابع رسانه ای آنچنان متنوع و در جهات مختلف پراکنده شود که دیگر سخن گفتن از یک مفهوم واحد از مخاطبان جمعی رسانه ها هیچ قابل توجیه نیست. شاید بتوان گفت بزرگترین تغییر بوجود آمده در نتیجه ظهور رسانه های جدید این بوده که اصلاً مخاطبی به معنای قدیم نظاره گر ندارند.

مخاطبان را در انواع و مقوله های مختلفی می توان تعریف نمود: هواخواهان رسانه ای، گروه های اجتماعی و ، گروه های قومی، اجتماعات محلی، مصرف کنندگان اطلاعات، گروه های دارای علایق خاص، ده فرهنگ ها، شیوه های زندگی، فرهنگ های سلیقه، اجزای بازار و امثال آن.



پیچیدگی و تنوع شکل گیری مخاطبان از هرگونه بیان ساده یا تشریح واحد جلوگیری می کند. بطور قطع می توان چنین نتیجه گیری کرد که مخاطبان به ندرت همان هستند که می نمایند. مخاطبان غالباً جمع های متغیری هستند که مرزهای مشخصی ندارند. انگیزه ها و جهت گیری های مخاطبان همیشه آشفته است و حتی در برخی مواقع هم هیچ انگیزه ای برای استفاده رسانه ای خود ندارند. بعلاوه حتی اگر انگیزه های مخاطبان شفاف تر و دارای آشفتگی کمتری نیز می بود، باز هم نمی شد آنها را تنها از روی محتوای مصرف شده خواند.

شواهد موجود نشان می دهند که مخاطبان هنوز بین رسانه های مختلف تفاوت می گذارند و این کار را با توجه به کارکردها یا کاربردهای اجتماعی رسانه ها انجام می دهند یا براساس مزایا و مضرات منسوب به آنها.

اگر چه مخاطب بطور ساده به خوانندگان ، بینندگان و شنوندگان یکی از کانال های رسانه ای یا هر محتوا و نمایش اشاره دارد، اما همین واژه ساده و یگانه، برای اشاره به واقعیتی بکار می رود که بطور روزافزون در حال پیچیده تر و متنوع تر شدن است. واژه مخاطب نگهداشته شده است اما موضوع آن بطور مستمر و متنوع در حال دگرگونی است.

تفاوت های بین رسانه ها در رقابت آنها برای جذب مخاطبان و درآمد حاصل از آگهی های تجاری نقش مهمی بازی می کنند، اما مخاطبان صرفاً محصول فناوری ارتابطی نیستند بلکه محصول زندگی اجتماعی نیز هستند و هنوز نیروهای اجتماعی پایداری وجود دارند که ساختار مخاطبان را ایجاد می کنند. ورود به آرمانشهر ارتباطات دوسویه همانقدر به نیروهای اجتماعی وابسته است که به فناوریهای تکنولوژیک.

معنای کامل مخاطبان یک رسانه خاص، در طول زمان و از مکانی به مکان دیگر متفاوت خواهد بود.


انواع مخاطبان

اکنون، امکانات موجود براى شکل گیرى انواع جدیدى از مخاطبان آن چنان بى شمار هستند که به کاربردن هیچ گونه شناسى واحدى نمى تواند حق واقعیت را اداء کند. به سختى مى توان واژه اى را تصور نمود که بتواند همه موارد عرضه شدگى به رسانه ها را بپوشاند - مواردى که از هاى پخش دشه در هواپیما تا پیام هاى درج شده بر روى هر آنچه جلب توجه مى کند را شامل مى شوند. با این حال، نظریه ها و پژوهش هاى مربوط به مخاطبان ما را مجاز مى دارند تا برخى ابعاد کلیدى و محدود را به دست دهیم تا بتوان بر اساس آن ها انواع مخاطبان را نمایش داد. ابعاد مربوط به انواع مخاطبان همان متغیرهاى احتمالى براى مطالعه تجربى رفتار مخاطبان نیز هستند. هرچند، همزمان با گسترش رسانه ها و تغییر اهمیت نسبى متغیرهاى قدیم، متغیرهاى جدید همیشه مطرح مى شوند، ابزار مفهومى به کار رفته در نظریات و پژوهش هاى مخاطب شناختى از استمرار زیادى برخوردار هستند.

پایدارى مخاطب

به رغم تمام تغییرات، تا زمانى که رسانه هاى جمعی وجود داشته باشند، معانى قدیمى و واقعیت هاى کهن مربوط به مخاطبان نیز پایدار و مطرح خواهند بود. مدارک حاکى از سقوط رسانه هاى جمعى هنوز تا حدودى متناقض هستند و ماشین عظیم محبوبیت ساز صنایع رسانه اى انگیزه اى کم تر از گذشته براى حفظ و تشدید پدیده مخاطبان جمعى نشان نمى دهند (حتى با این که کانال هاى توزیعى متکثر گردیده اند). فن آورى هاى رسانه اى جدید هم تنها به عنوان جایگزین رسانه هاى قدیم گسترش نمى یابند. انگیزه هاى تجارى و صنعتى نوآورى هاى رسانه اى هم غالباً ریشه در صنایع رسانه اى قدیم دارند و از طرف آن ها تأمین هزینه مى شوند. بنابر این، رسانه هاى قدیم خواهان رقابت با خود نیستند و فقط در صدد گستردن قدرت خویش هستند.
شواهد اولیه حاکى از این است که پیشرفت هاى جدید به محض تحقق (مثلاً کانال هاى بیش تر، دستگاه کنترل از راه دور، ابزار ضبط و پخش مجدد) به راحتى در تجارب، تصورات، و رفتارهاى مخاطبان ادغام مى گردند. مخاطبان نوآورى ها را اقتباس مى نمایند و با مشکلات جدید انطباق مى یابند.

مخاطبان جدید، رسانه هاى جدید

تجربه فن آورى هاى واقعاً جدید هنوز در مرحله بسیار ابتدایى خویش است. پژوهش هاى اولیه بر این سؤال متمرکز هستند که آیا تقاضاى پایدار براى برخى از رسانه هاى جدید - به ویژه خدمات (ویدئوت ت) دوسویه کامپیوتری، واقعیت محازی، و همه کانال هاى تلویزیونى اى - به اندازه قابل توجه وجود دارد یا خیر. پاسخ ها نیز، بسته به شرایط محلى مربوط به امکان دسترسى به فن آورى ها و نیز زمینه رسانه اى گسترده، از جایى به جاى دیگر متفاوت بوده است. گسترش مخاطبان رسانه هاى دوسویه به مسأله توده بحرانی نیز بستگى داشته است؛ این مسأله که آیا آن قدر مشترک وجود دارد که متصل شدن به این شبکه ها و نیز عرضه انواع اطلاعات و سایر خدمات را توجیه کند؟ مشکل در این است که پاسخ ها در درجه اول به وجود یک توده بحران بستگى دارند.
هدف دوم پژوهش هاى اولیه شناختن ابعاد کیفى تجربه مربوط به فن آورى هاى رسانه اى جدید و بررسى چگونگى رتبه بندى رسانه هاى جدید بوده است. از جمله عوامل به کار رفته سهولت استفاده و حضور اجتماعی این رسانه ها هستند. (ric, 1984). سهولت استفاده با گسترش رسانه هاى جدید و به دنبال افزایش سطح آشنایى با آن ها بیش تر مى شود، اما مدرک معتبر در خصوص نحوه درک کیفیت تجربه با رسانه هاى جدید هم بستگى به وجود تعداد زیادى از استفاده کنندگانى دارد که این تجربه را داشته باشند.

چالش هاى جدید

شکى نیست که مفهوم مخاطب از جهات مختلف کهنه شده و نقش سنتى آن را در پژوهش، مدل ها و نظریه هاى ارتباطى زیر سؤال رفته است. اما مى توانیم همچنان به گونه اى رفتار کنیم که گویى هنوز مخاطب در دنیاى بیرونى وجود دارد، البته تا حد زیادى شاید خویشتن را مى فریبیم. دلایل تردید در مفهوم مخاطب هم ن ظرى و هم عملى هستند. مفهوم مخاطب، در روزهاى نخست گسترش پژوهش هاى ارتباطات جمعی، به جمع دریافت کنندگان (همزمان) واقعى یا موردنظر پیام ها (در نقطه پایان فرآیند خطى انتقال اطلاعات) اطلاق مى شد. این مخاطبان معمولاً هدف تبلیغات و اثرگذارى رسانه ها یا عامه مردمى بودند که اخبار و برنامه هاى سرگرم کننده رسانه ها را مى یدند. برداشت فوق از مخاطبان به تدریج جاى خود را به نگرشى از دریافت کنندگان رسانه ها داد که کم و بیش فعال، مقاوم در برابر اثرات رسانه ها و در پى علایق و خواسته هاى خویش - با توجه به زمینه اجتماعى و فرهنگى خاص خود - بودند. فرآیند ارتباطى نیز به ویژه به عنوان فرآیندى مشاوره ای، دوسویه، و تعاملی، مجدداً مفهوم بندى شده است.
در نظریه ارتباطات جمعى باور مهم و نسبتاً جدید حاکى است که مخاطبان رسانه ها، بر اساس منطق ها و گفتمان هاى متعدد، ساخته شده و به طور گزینشى تعریف مى شوند. مخاطبان مطلوب و مورد شناسایى آگهى دهندگان همان مخاطبان ارتباط گران واقعى رسانه ها (خبرنگاران، سازها، نویسندگان و غیره) نیستند، همچنان که همان مخاطبان حاضر در بحث هاى مربوط به سیاست، افکار عمومی، اثرات رسانه ها، و علایق عمومی نیز نیستند. گردانندگان صنایع رسانه اى نیز، به نوبه خود، برداشتى از مخاطبان دارند که با سه تعریف فوق الذکر متفاوت و در اصل نوع خاصى از بازار مصرفى است که گونه هاى فرعى بسیار دارد. دسته دیگرى از تعاریف به هنگامى مطرح مى شوند که مخاطبان توسط خود مردم و بر اساس علایق، توانائى ها، سلایق، نیازها، ترجیحات، هویت ها و تجارب اجتماعى و فرهنگى خود تعریف مى شوند. آن گاه که رویکرد خود مخاطبان در نظر باشد، امکان تعریف و شناسایى مخاطبان بیشتر از پیش خواهد شد. بر اساس این رویکرد، ما با یک نوع واحد از اجتماعى سروکار نداریم بلکه با انواع بسیار متفاوتى روبه رو خواهیم بود که همگى در خور مخاطب نامیده شدن هستند. انواع متعدد فوق از جمله شامل این مقوله ها مى شوند: هواخواهان رسانه ای؛ گروه هاى اجتماعى و ؛ گروه هاى قومی؛ اجتماعات محلی؛ مصرف کنندگان اطلاعات؛ گروه هاى داراى علایق خاص؛ ده فرهنگ ها؛ شیوه هاى زندگی؛ فرهنگ هاى سلیقه؛ اجزاء بازار؛ و امثال آن.

نتیجه گیری :

با توجه به دسته بندی مخاطبان از جهات مختلف ، مدل کاربردی شناخت مخاطب در دو قلمرو کلی تقسیم‏بندی می شود:
الف ـ عوامل مربوط به مخاطب

1- پس زمینه و محیط اجتماعی ، به ویژه طبقه اجتماعی ، تحصیلات مذهب ، فرهنگ سیاست ، محیط خانوادگی و 000

2- مشخصه های فردی شامل . سن ، جنس ، شغل ، درآمد ، شیوه زندگی و 000

3- سلیقه ها ، نگرش ها ، رفتارها

4- عادت های عمومی مربوط به استفاده از رسانه در اوقات فراغت

5- آگاهی به گزینه های موجود ، مخاطب در مورد چه برنامه ای فعال است .

6- زمینه استفاده از رسانه ، دسترسی به رسانه ها
ب ـ عوامل مربوط به رسانه ها

1- سیستم رسانه ای

2- ساختار و تدارکات رسانه ای

3- گزینه های محتوایی قابل دسترسی

4- اشتهار رسانه ها

5- زمانبندی و نحوه ارائه پیام



مخاطب شناسی:

تحقیقات مربوط به مخاطب شناسی و مخاطب پژوهی نیز طیف های گسترده ای را دربرمی گیرد که از کنترل مخاطب تا استقلال مخاطب را دربرمی گیرد. بیشترین پژوهشها در خصوص کنترل مخاطب است چرا که این امر خواسته صنایع رسانه ای است. اما ویژگی مشترک تمامی این پژوهشها کمک آنها به امر ساختن، تعیین جایگاه و تعیین هویت یک وجود اجتماعی درهم و برهم، متغیر و غیرقابل شناخت است. بخشی از هدفهای مخاطب شناسی را چنین می توان بیان کرد:



- دفترداری فروش (حسابداری)

- تعیین پوشش بالقوه و بالفعل رسانه ها بنا به مقاصاد تبلیغاتی.

- دخ در انتخاب مخاطبان و خط دادن به آنها.

- جست و جو برای بازارهای جدیدی از مخاطبان.

- آزمودن تولیدات و تقویت اثرمندی ارتباطی.

- بررسی مسوولیت های مرتبط با خدمت رسانی به مخاطبان.

- ارزی عملکرد رسانه ها از طرق گوناگون (مثلاً بررسی ادعاهای مربوط به اثرات زیانبخش آنها).



پنج سنت مخاطب پژوهی ارائه شده عبارتند از:

1- اثرات رسانه ها 2- بهره وری و سندی 3- نقد ادبی 4- مطالعات فرهنگی 5- تحلیل دریافت.

مخاطب پژوهی عمدتاً عبارت است از ثبت و ضبط روزمره پیامدهای بسیار قابل پیش بینی، هر چند اثرات تصادفی و عواملی اتفاقی نیز یافت می شوند.

در دوران اولیه پیدایش وسایل ارتباط جمعی مفهوم "مخاطب توده وار" بوجود آمد. توده مفهومی جدید و محصول شرایط جدید جوامع شهری و صنعتی مدرن، جوامعی با گستردگی زیاد، گمنامی و بی ریشگی مردمان اش.

ویژگیهای: تاثیرگذاری همزمان، افراد زیاد، هم شکلی محتوا، تجزیه مصرف رسانه ای بیش از پیش خصوصی شده، محصول شرایط توده وار بود. این توده مفهومی متفاوت از گروه، انبوه خلق و عامه مردم که در گذشته بودند، داشت.

رابطه مخاطب و رسانه توده وار نیز غیرشخصی بود. مخاطبان نمی توانستند به راحتی به تولید کنندگان و فرستندگان پیام های رسانه های جمعی پاسخ دهند. رابطه ارتباطی بوجود آمده نوعاً محاسبه گرانه و بدون معیارهای مشترک اخلاقی بود.

منتقدان و بخصوص مکتب فرانکفورت، توده مخاطبان کم و بیش همانند را قربانیان بی پناه استثمار و عوام فریبی رسانه های کاپیتالیستی می دانستند. عده ای مشکل واقعی را نه وجود توده های مردم بلکه تمایل به برخورد با مردم به مثابه توده بی شکل و بی ریشه می دانستند. آنان معرفی مخاطبان رسانه ای بعنوان جمعی فعال و دارای مقاومت را عمدتاً یک حرکت ایدئولوژیک برای س وش گذاشتن بر واقعیت موجود و در نتیجه برای منحرف حملات رسانه ای و رویکرد بهره وری و سندی به دلیل تکیه زیادش بر استقلال مخاطبان مورد حمله قرار گرفت.

از سال 1950 پژوهشها مجبور به پذیرفتن این حقیقت بودند که افکار و گرایش ها و رفتار مردم بیشتر تحت تاثیر محیط اجتماعی آنهاست تا جاذبه های اقناع گر رسانه های جمعی. مفاهیمی نظیر تاثیرات شخصی و ان فکری حاکی از موقعیتی بودند که در آن تماس مردم با رسانه ها از خلال انواع روابط اجتماعی صورت می گرفت.

علیرغم تمام پیشرفتهای اخیر در فنون پژوهشی، ما هرگز نمی توانیم شناختی بیش از برآوردهای ت صرف در مورد این سوال بدست آوریم که رسانه در کجا و تحت کدام شرایط به چه افرادی و با چه ذهنیت هایی رسیده یا می رسد؟

جامعه شناسان و شمندان علوم ارتباطات ، توده را محصول رسانه های جمعی می دانند و تفاوت مفهوم عامه با این کلمه در نسبت آنها با رسانه ها رقم می خورد . در واقع یکی از کارویژه های مهم رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون ، مخاطب سازی و توده پروری است . به عبارت دیگر افکار عمومی به عنوان یکی از قدرتمندترین نیروهای اجتماعی برساخته ای رسانه ای است که امروزه نظام های تلاش می کنند با در اختیار قرار گرفتن و پردازش آن به اقتدار و استمرار خود کمک کنند و البته این حق طبیعی آنهاست. بنابر این ساخت و تولید انواع برنامه های تلویزیونی اعم از و سریال و مسابقه و اخبار و ژانر های گوناگون در عین اینکه سرگرم کننده است می تواند در خدمت بسط ای وژی قدرت نیز قرار بگیرد. لذا هیچ رسانه ای به اندازه تلویزیون ، مخاطب برایش مهم نیست هم از این رو که به نیازها و سلایق گوناگون بینندگانش پاسخ دهد و هم به دلایل حفظ انسجام و نقشی که در مدیریت کلان کشور دارد. از سویی دیگر حفظ ارتباط دوسویه میان مخاطبان و تلویزیون لازمه یک رسانه کارآمد است. مخاطب شناسی اما شیوه ها و تکنیک های علمی خود رادارد که رعایت آن به شناخت و درک صحیح مخاطب کمک می کند .

مخاطب شناسی صرفا به این معنی نیست که شبکه های مختلف تلویزیونی یا برخی آیتم ها و برنامه های خاص چقدر بیننده دارد و مثلا طیف مخاطبان کدام شبکه یا برنامه بیشتر است. البته این مساله ، عنصر مهمی در مخاطب شناسی است که وضعیت آماری مخاطبان تلویزیون مشخص باشد ولی کافی نیست. اساسا امروزه در مطالعات اجتماعی و فرهنگی رویکرد کیفی در روش تحقیق بر روش های کمی غالب شده است و محققان در پی این هستند که به لایه های درونی تر و عمیق تری از واقعیت دست یابند که قطعا روش های کمی نمی تواند برای این هدف ابزار مناسبی باشد. مثلا اینکه فلان برنامه طنز یا سریال خاص بیشترین بیننده را داشته است تصویری روشن و دقیق از مخاطب ارائه نمی دهدو حداقل اینکه جایگاه یک برنامه را در میان آیتم های گوناگون مشخس می کند. این نوع نظر سنجی ها و آمارگیری ها در حین ضرورت به شناخت علمی مخاطب کمک چندانی نمی کند. نگارنده معتقد است برای شناخت بهتر مخاطب ، چند اقدام ضروری است ابتدا اینکه تعریف مخاطب و حدود وثغور آن روشن شود که آیا مخاطب بیننده ای است که به طور اتفاقی پای یک برنامه می نشیند و بر اساس سلیقه و به شکل تصادفی برنامه خاصی را تماشا می کند یا اینکه ی است که بر اساس انتخ آگاهانه و بنا به نیازها و انگیزه هایش برنامه ای را انتخاب می کند . مثلا علاقه مندان به سینما به شکل برنامه ریزی شده به تماشای برنامه سینما 4 یا سینما یک می نشینند و به شکل آگاهانه وحرفه ای آنرا دنبال می کنند .از یک منظر کلی ما دارای دو نوع مخاطب هستیم مخاطبان حرفه ای و مخاطبان عادی و تفننی لذا تعریف دقیق مخاطب ، اولین گام اساسی در مخاطب شناسی است .شاید به گزاف نباشد اگر بگوییم مخاطب واقعی که تلویزیون باید برای افزایش آن برنامه ریزی کند شخسی است که بر اساس علاقه ، نیازها و انگیزه های آگاهانه به انتخاب یک برنامه دست می زند و به شکل مستمر آنرا دنبال می کند این نگرش البته با مفاهیم مخاطب عام و خاص تفاوت دارد . ممکن است یک مخاطب عام هم به برنامه ای خاص علاقه مند باشد و به طور مستمر آنرا دنبال کند. دوم اینکه مخاطبان را می توان بر اساس شرایط سنی ، میزان تحصیلات و ت و حتی قومیت تفکیک کرد. قطعا یک مخاطب سیستانی با یک مخاطب تهرانی اگرچه هر دو بیننده برنامه واحدی باشند فرق می کنند و هر کدام نیازهای خاص خود را دارند. همچنین ن و دختران هم با توجه به ت مشترک می توانند مخاطبان متفاوتی باشند مثلا نیازها و سطح علائق و خواسته های یک زن خانه دار با یک زن شاغل متفاوت است . بنابراین مجموعه عناصر و متغیرهایی که در مخاطبان تلویزیونی وجود دارد باید به عنوان فاکتورهای شناخت مخاطب بازشناسی شود و پیرامون هر یک از آنان کار علمی صورت بگیرد . حضور روانشناسان و جامعه شناسان در پروژه مخاطب شناسی حتما ضروری است.

به طور کلی نوع مخاطبان تلویزیون را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد مخاطبان واقعی و مخاطبان مجازی و رسانه ای . مخاطبان واقعی آن دسته از مخاطبانی هستند که بر اساس نیاز های درونی و انگیزه های شخصی برنامه ای را دنبال می کنند و مخاطبان مجازی و رسانه ای گروهی از مخاطبان هستند که خود تلویزیون آنها را پرورش داده و تربیت کرده است. به این معنی که آنها بر اساس انگیزه ها ی درونی خویش که به دلیل جاذبه های بیرونی یک برنامه به مخاطب آن تبدیل شده اند.در واقع شناخت مخاب برای آگاهی از نیازها و خواسته هایش اگر در جهت بهبود برنامه ها حرکت کند به مخاطب سازی خواهد انجامید . ارتباط دوسویه تلویزیون و مخاطب دقیقا در همین نقطه رخ می دهد. به این معنی که گاهی مخاطبان با انتقال خواسته ها و تقاضای خود به تلویزیون نوع و سطح عرضه برنامه ها را در جهت علائق خود تعین می کنند و گاهی تلویزیون با خلاقیت و نوآوری در شیوه عرضه خویش ، تقاضاهای تازه ای در مخاطبان ایجاد می کند.

مخاطب شناسی در تلویزیون از دو خاستگاه عمده صورت می گیرد یکی از منظر آیتم ها و نوع برنامه مثلا برنامه های ورزشی ، سینمایی برنامه کودک و... دوم از منظر شبکه ای به این معنی که هر شبکه با توجه به اه ی که برای آن طراحی شده مخاطبان خاص خود را دارد . قطعا مخاطبان شبکه سه و چهار تفاوت های عمده ای با هم دارند. به هر حال شناخت مخاطب به مدیران و برنامه سازان تلویزیونی کمک خواهد کرد تا به اینم دو پرسش پاسخ دهند که چه برنامه ای را در چه زمانی برای چه انی بسازند و چرا بسازند؟ رسانه چیست؟

برای شناخت و معرفت بیشتر درباره یک موضوع بهترین و اولین مرحله تعریف جامع و مانعی از موضوع است از این رو در مقوله رسانه ها ابتدا به تعریف(رسانه) یا(رسانه های عمومی) می پردازیم؛ تا حیطه آن ها را به طور کامل مشخص نماییم. رسانه های جمعی یا عمومی و به تعبیر دیگر وسایل ارتباط جمعی اصطلاح فارسی شده واژه لاتین«medium» است که جمع آن«media» می باشد و منظور از آن دسته ای از وسایل هستند که مورد توجه تعداد کثیری می باشند و از تمدن های جدید بوجود آمده اند. البته رسانه در این تعریف به طور کامل معرفی نشده است زیرا وسایلی که مورد توجه تعداد کثیری باشد و در تمدن جدید بوجود آمده باشد محدود و منحصر به وسایل ارتباط جمعی نیست از این رو بایستی به تعریفی دقیق تر پرداخت. رسانه به معنی هر وسیله ای است که انتقال دهنده فرهنگ ها و افکار عده ای باشد. و اکنون آن چه مصداق این تعریف است وسایلی همانند: رو مه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، ، اینترنت، cdها، ویدئو و... می باشند.

تاریخچه رسانه های عمومی

در حدود 160 سال قبل با منتشر شدن کاغذ اخبار به مدیریت میرزای ، ایران وارد جهان رسانه ای شد و این در حالی است که در غرب این تاریخ به 400 سال پیش برمی گرددو این مسأله از قدمت بحث رسانه ها در کشورهای غربی حکایت می کند و به نسبت همین قدمت، کار رسانه ای بیشتری انجام شده است و طبعاً پیشرفت های قابل ملاحظه ای صورت گرفته است.

رو مه ها

رو مه رسانه ای است که به صورت روزانه جدیدترین اخبار و اطلاعات را در حوزه های مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی، و اقتصادی به اقشار مختلف جامعه ارائه می دهند. همواره رو مه ها به صورت مکتوب منتشر می شوند و این مکتوب بودن آثار مثبت و منفی فراوانی به دنبال دارد که مسئولین دست اندرکاران رو مه ها به هدف دستی به آثار مثبت آن تلاش می کنند. امروزه در کشور ما حدود 35 عنوان رو مه ها با تیراژ نسبتاً بالایی به چاپ می رسد و این در حالی است که پرتیراژترین آن ها رو مه جام جم است که در مقایسه با جمعیت حدود 70 میلیونی ایران عددی ناچیز محسوب می شود. و این در حالی است که تعداد قابل توجهی از این رو مه ها صرفاً اقتصادی یا بوده و مورد توجه و استفاده گروه و قشر خاصی از مردم قرار می گیرد.

مجلات

مجله رسانه ای است مکتوب، دارای صفحاتی بیشتر از رو مه، با اه خاص و از پیش تعیین شده. متوسط یک مجله از 20 صفحه تا 300 صفحه نیز وجود دارد که البته تعداد صفحات بالا، بیشتر اختصاص به مجلات و نشریات تبلیغی دارد. در کشور ما به طور متوسط حدود 500 عنوان مجله با تیراژهای بسیار بالا به چاپ می رسد که در بازه های زمانی: هفته نامه، گاهنامه، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه، سالنامه و انواع و اقسام مختلف دیگر به دست خوانندگان می رسد. در تقسیم بندی مجلات می توانیم آن ها را به نشریات زرد و غیر آن تقسیم کنیم. مجلات زرد آن دسته از نشریات هستند که با جنجال و هیاهو سعی در جذب مخاطب دارند. هدف در این مجله ها جذب مخاطب(به هر وسیله ای) و به دنبال آن سود اقتصادی است. این نشریات در ارائه مسایل و مشکلات اقتصادی جامعه چند راه پیش می گیرند: 1. بزرگنمایی، اغراق و زیاده روی در بیان مشکلات اقتصادی و... تا این که افکار عمومی مشوش شده و راه تفهیم و تفاهم منطقی و عاقلانه بسته شود. 2. سطحی سازی و نادیده گرفتن مسایل عمقی و اخذ نتایج سریع و غیر منطقی 3. رواج مصرف گرایی مثل تبلیغات زیبایی اندام، کالاها و لوازم آرایشی 4. مطالب وحشتناک و حوادث تلخ همراه با تیترهای دلهره آور که باعث رواج و ش تن قبح و زشتی این اعمال می شود.
رادیو

در سال1319 رادیو وارد ایران شد. رادیو رسانه ای است صوتی که با استفاده از امواج به انتقال مطالب می پردازد. در ابتدا فقط یک شبکه رادیویی ملی در ایران وجود داشت اما اکنون هر استان دارای شبکه رادیویی محلی و اضافه بر آن شبکه های رادیویی سراسری متفاوتی از قبیل فرهنگ، معارف، قرآن، جوان و ... وجود دارد. این تنوع شبکه ها فرد را در انتخاب آزاد می گذارد و طبعاً انتخاب راحت تر خواهد بود. رادیو با تمام فوائدش که از جمله آن، دسترسی همیشگی به آن(حتی بدون برق) است دارای نواقصی است، رادیو از نعمت تصویر بی بهره است و مسئولان و مجریان رادیو باید تمام توان و نیروی هنری خود را صرف صدا کنند تا از این طریق فضا سازی مناسبی در ذهن شنونده ایجاد کند. شنونده اگر از موسیقی برنامه خوشش نیاید دیگر رادیو کارآیی خود را از دست می دهد اما همین مسأله اگر در مورد تلویزیون بوجود آید با قطع صدا همه چیز را از دست نمی دهد بلکه می توان کماکان از تصویر استفاده کرد و لذت برد.

سینما

در سال 1900 میلادی مظفرالدین شاه به فرانسه سفر کرده و با دیدن دستگاه سینماتوگراف مجذوب آن شد. به دستور شاه دستگاه سینماتوگراف یداری شد و اولین بردار همان عکاس دربار بود. سینما پس از مطبوعات و رادیو و تلویزیون یکی از وسایل ارتباط جمعی و از رسانه های همگانی نسبتاً جدید است که فرهنگ خاص خود را نیز اقتضا می کند. بشر پس از دو دوره فرهنگ گفتاری و نوشتاری اکنون به دروازه فرهنگ تصویری با گستردگی فراوانش وارد می شود. سینما یکی از پیشرفته ترین رسانه های همگانی است که انواع هنرها را با پیچیده ترین تاکتیک ها جمع آوری نموده است.

تلویزیون

پرمخاطب ترین رسانه در جهان، تلویزیون است و این آمار در ایران به مراتب بیشتر است و این تنوع و کثرت مخاطب به دلیل وجود صدا و تصویر به طور هم زمان است و در سال های اخیر شاهد توانایی پخش مستقیم و زنده نیز بر این جذ ت افزوده است. تلویزیون گر چه در بدو ورود به ایران چندان مورد توجه قرار نگرفت و حتی برخی آن را نامحرمی در محیط خانوادگی محسوب می د، اما با گذشت زمان جای خود را در خانواده های ایرانی باز کرد بطوری که برنامه های نیمه وقت صدا و سیمای ایران به برنامه های 24 ساعته و از 2 شبکه به 7 شبکه ارتقاء یافت. تلویزیون به علت قابلیت استفاده از تصویر در تمام حیطه ها جذ ت مخصوص به خود دارد. تلویزیون قابلیت تغییر فرهنگ جامعه را داراست و به همین علت است که صدا و سیمای زیر نظر ی جامعه ی اداره می شود تا این که مورد سوء استفاده جناح ها و گروه ها و دسته ها قرار نگیرد. امروزه طبقه متوسط و مذهبی جامعه که توانایی اتصال به شبکه های ای را ندارند از تلویزیون به عنوان بهترین رسانه جمعی استفاده می کنند و همواره نقد و نظر درباره این رسانه بیشتر و پرجنجال تر از بقیه رسانه ها بوده است و حتی رسانه هایی چون رو مه ها و مجلات برای جذب مخاطبان خود به تلویزیون و جذ ت های آن متوسل می شوند.



اولین ها در سال1980 با 12 هزار مدار تلفنی و تنها 2 کانال تلویزیونی در مدار قرار گرفتند و نسل ششم آن ها با 3 برابر ظرفیت نسل پنجم و با سیستم های دیجیتالی پیچیده و در سال1986 ساخته و بکار گرفته شد. های تلویزیونی (dbs) هایی هستند که در واقع به عنوان یک فرستنده پرقدرت تلویزیونی در فضا عمل می کنند. مهم ترین برتری یک تلویزیونی آن است که می تواند تمامی نقاط کور یک کشور را که فرستنده های زمینی قادر به پوشش آن ها نیستند تحت پوشش در آورد. امروزه شبکه های ای فراوانی بوجود آمده اند؛ از شبکه های علمی و تحقیقاتی و ورزشی گرفته تا شبکه های و پایکوبی در آن یافت می شود و شبکه های فارسی زبان نیز به خیل وسیع آن ها پیوسته اند این پایگاه ها که اکثراً متعلق به گروه های ایرانی خارج از کشور و ضد انقل هستند برای جذب مخاطب بیشتر از انواع و اقسام حربه ها استفاده می کنند.

اینترنت

در اوا دهه1960 پدیده ای به نام اینترنت جهان را متحول کرد. تأسیس شبکه آ انت در سال1969 به عنوان منشأ پیدایش اینترنت شناخته شد. در حقیقت اینترنت مجموعه ای از میلیون ها کامپیوتری است که از طریق شبکه های مخابراتی به یکدیگر متصلند. به عبارتی دیگر مجموعه ای از هزاران شبکه ای- رایانه ای است که تعداد زیادی از رایانه ها را در یک شبکه پیچیده بزرگ و قابل اطمینان به یکدیگر وصل می کند. اینترنت هیچ سازمان مدیریتی یا س رست حقوقی ندارد و به خودی خود واقعیتی مستقل ندارد و تنها از تألیف تشکیلات مستقل دیگر حیات یافته است. از طریق این فناوری جدید می توان پست الکترونیکی(e- mail) ایجاد کرد و بدون صرف وقت و هزینه های پستی زیاد می توان ع ها و نامه های متنی خود را برای یک یا چندین نفر به طور هم زمان ارسال کرد، هم چنین می توان سایت(site) های مختلفی ساخت و از این طریق به شبکه جهانی وب(web) پیوست و از قابلیت های تصویری، صوتی و حتی در آن استفاده کرد؛ فناوری چت(chat) یا گفتگو یکی دیگر از راه های ارتباطی جدید در اینترنت است که در آن می توان علاوه بر مکالمه با چندین نفر به طور هم زمان تصاویر یکدیگر را نیز چک کرد. شبکه های خبری، موتورهای جستجو و ftp ها نیز از دیگر قابلیت های موجود در اینترنت است.

کارکرد رسانه ها

ویژگی اصلی رسانه ها(همه جا) بودن آن هاست. بر خلاف مدرسه و دیگر ارکان حیات انسانی، رسانه ها امری فراگیرند آن ها می توانند یک کلاس بی دیوار با میلیاردها مستمع تشکیل دهند. رسانه ها وظیفه حراست از محیط را به عهده دارند آن ها باید همبستگی کلی را بین اجزاء جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی ایجاد کنند و مسئولیت انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را به عهده دارند. « استوارت هال» جامعه را به صورت مدار بسته ای تعریف می کند که رسانه های جمعی به عنوان شاهراه در فرآیند هویت بخشی در جامعه نقش پیدا می کنند. رسانه ها هم حرکت و پویائی و سر زندگی را تقویت و تولید می کنند هم رخوت و تنبلی و سستی. از یک سو احساس های عاطفی، محبت و صداقت را برمی انگیزند و از سوی دیگر احساس زشتی، دشمنی، بی اعتمادی، دروغ و خشونت را زنده می کنند. این کارکرد به طور طبیعی موجب پیدایش تضاد درونی- رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می شود. وظایف خبری و آموزشی نیز یکی دیگر از کارکرد رسانه هاست. مثلاً با دیدن های مربوط به زندگی جوانان امروز عقیده شخصی فرد نسبت به اخلاق و شرایط زندگی جوانان دگرگون می شود و حتی ممکن است در خود گرایش به زندگی آشفته جوانان امروز را احساس کند.


انواع رسانه ها

رسانه ها را می توان از جنبه های مختلف تقسیم بندی کرد:

الف : از نظر پیام

بعضی از رسانه ها اصلاً ویژه تقریح و تقنن است. برخی از رسانه ها به عقل و شه مخاطب متوسل می شوند و برخی دیگر به احساسات او، بعضی وسایل برتر و پیشرفته تر برای تبلیغ است امابعضی برای ترویج تجارت. (4)

ب : از نظر مفهوم

از این منظر رسانه ها به دو گروه تقسیم می شوند:

1- رسانه های منطقی

رسانه های منطقی رسانه های اند که بوسیله نطق (سخن ) پیام های خود را انتقال میدهند مانند: تبلیغات، روابط عامه، اطلاع رسانی به زبان نوشتار و زبان گفتار.

2- رسانه های فیزیکی

الف - رسانه های اند که جنبه های عینی و مادی آن ها برجستگی دارند. مانند رادیو، تلویزیون، سینما و مطبوعات.

ب- از نظر ارتباطی :

از این منظر رسانه ها به دو گروه تقسیر میشوند:

1- رسانه های شخصی

این نوع رسانه ها از مخاطبان محدود برخورداند که در گذشته کارایی زیادی داشته اند. اما اکنون و با پیشرفت تکنالوژی از اهمیت و کارایی چندان در مطالعات رسانه ای برخوردار نمی باشند.

مانند تلیفون، موبایل، تلگراف.

پیام بر مبنای تعریف مارشال مک لومان در واقع از طزیق این وسایل انتقال داده می شود و مخاطبان آن هم محدود است.

2- رسانه های جمعی

همان رسانه های است که مخاطبان آن انبوه و وسیع اند و برای ارتباط های بزرگتر و در محدوده جغرافیایی وسیع تر بکار می روند.

رسانه های جمعی را می توان به چهار گروه تقسیم کرد:

1- رسانه های چاپی

مانند رو مه، هفته نامه، ماهنامه، پوستر ها و ...

2- رسانه های های صوتی

مهمترین آن رادیو است. همچنین سیستم های صوتی عمومی که در فرودگا ها و معابر عمومی برای اطلاع رسانی نصب اند نیز از جمله این نوع رسانه ها می باشند.

3- رسانه های تصویری

مانند تلویزون و سینما.

4- رسانه های کامپیوتری

مانند اینترنت و بانک اطلاعاتی

چیستی رسانه


رسانه، در مفهوم ارتباطی آن، عاملی است که می تواند پیامی را به مخاطب انتقال دهد.

در واقع رسانه ها یا وسایل ارتباط همگانی کارشان پیام رسانی است. اگر رسانه ای پیامی نداشته باشد نمی تواند نقش خود را به درستی ایفا کند و آنگاه چیزی شبیه رسانه خواهد بود نه خود رسانه، برداشت های مختلفی درباره ماهیت رسانه ها وجود دارد. اما دراکثر تعاریف ارایه شده از آن،به نقش پیام رسانی آن توجه شایانی گردیده است.

جامع ترین تعریفی که تا کنون ازرسانه صورت گرفته است همان تعریف مک لوهان کانا است که می گوید: "رسانه همان پیام است. "

برخی دیگر از صاحب نظران هم در تعاریف شان از رسانه بر ماهیت پیام رسانی آن تاکید دارند.

به باور آنان رسانه بدون پیام نیست واگر پیامی با محتوا در یک وسیله ارتباط همگانی نباشد آن وسیله معنی کامل رسانه را بخود نمی گیرد.

در برخی دیگر از تعاریف به موضوع مخاطب توجه شده است.

عده ای از صاحب نظران براین نظر اند که کار رسانه ها برای مخاطبان انبوه است و اگر رسانه ای مخاطبی نداشته باشد کار آن بیهوده است و همان ضرب المثل(آب در هاون کوبیدن) مصداق این وضعیت می باشد.

چنانچه در فرهنگ رو مه نگاری، واژه رسانه، تحت عنوان اطلاع رسانی و رسانه شناسی، اصطلاحی کلی به معنای مجموعه ابزارها وروش هایی که برای ایجاد ارتباط بامخاطبان انبوه به کار می رود تعریف شده است.

همچنین محققین دیگری در تعریف رسانه یا وسایل ارتباط جمعی بر مخاطبان انبوه و نا متجانس اشاره می کند.

"وسایل ارتباط جمعی به وسایلی گفته میشود که مخاطبان آن وسیع، فراوان و نا متجانس اند. این اجتماعات وسیع و نا متجانس می توانند توسط این وسایل باهم نزدیک گردیده و به تبادل آرا و تفاهم بپردازند

برخی دیگر از محققان با توجه به نقش ارتباطی رسانه، برای آن تعاریفی ارایه کرده اند. به نظر آنان رسانه ها مهمترین وسایل ارتباطی در جوامع بشری بشمار می آیند و سبب جهانی شدن و اهمیت فوق العاده آ



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/32




نقش ذهن در بارای

درخواست حذف اطلاعات
هرچه بیشتر در رابطه با ذهن انسان ها بدانید، مشتریان تان را راحت تر درک کرده و به سادگی می توانید آن ها را در مورد مسائل مختلف قانع کنید. اگر شما به فکر یک بازاری اصولی هستید، باید بدانید که مهارت های روانشناسی از مهم ترین مهارت هایی است که باید ب کنید. تعصبات شناختی، گرایش ها و تمایلات ذهنی، همگی در فرآیند بازاری نقش بسزایی دارند. در ادامه به ۸ نکته ی روانشناسی ید اشاره می کنیم که با استفاده از آن ها می توانید بازاری (چه آفلاین و چه آنلاین) شرکت خود را بهبود بخشید. ۱) ذهن انسان ها به هنگام گرفتن تصمیمات آنی پریشان است براساس داده هایی از موسسات مشهور جهانی مانند چیس، گالوپ و هریس بیشتر افراد تصمیمات ید خود را به صورت آنی می گیرند. به عنوان یک کارآفرین می بایست کاملاً سنجیده محصول یا خدمات خود را پیشنهاد دهید. شما می توانید با گفتن کلمات انگیزشی مشتریان تان را برای ید تشویق کنید. همین الان ب ید همین الان امتحانش کنید همین الان برای خودتان داشته باشید طبق تحقیقات روانشناسی، نئوکورت (قسمتی از مغز انسان ها، داران وخزنده ها) در شرایط اضطراری فعال تر می شود، بنابراین در هنگام ید انسان ها احساس نگرانی بیشتری می کنند. از این رو باید آن ها را با مواردی که اشاره کردیم نسبت به یدشان مطمئن کرد. ۲) ذهن انسان تصاویر را سریع تر از متون پردازش می کند
این موضوع که ذهن انسان تصویر را سریع تر پردازش می کند امری بدیهی است و به همین دلیل است که تصاویر از بزرگ ترین دارایی های بازاری شما به شمار می روند. هرکاری که می توانید در راستای تقویت محتوای بصری، ایجاد تصاویر محصول و تصاویر روی جلد انجام دهید. سایت هایی که بتوانند به خوبی از جلوه های بصری بهره بگیرند، می توانند به موفقیت های بازاری بیشتری دست یابند. بهبود تصاویر محصولات رابطه مستقیمی با بهبود فروش آن ها دارد. ۳) ذهن انسان با رنگ ها ارتباط دارد، آبی رنگ اعتماد است اگر هنوز رنگ سازمانی برای خود انتخاب نکرده اید، آبی انتخاب اشتباهی نخواهد بود. بیشتر شرکت های بزرگ از این رنگ استفاده کرده اند، که نمونه ای از آن هاست. مطمئن باشید که آبی رنگ خوبی است و حس اعتماد را در انسان ها شبیه سازی می کند. البته بستگی به پیام بازاری شما دارد، اگر آبی رنگ اعتماد است، نارنجی رنگ خلاقیت است، سبز رنگ سرزندگی و ... . یک شاخه از روانشناسی مرتبط با رنگ است. رنگ کاملاً بر ذهن تأثیر نمی گذارد. تأثیر رنگ تا حد زیادی به تجربه، فرهنگ و پیشینه بستگی دارد. ۴) با کلمات مناسب اعتماد مشتری را جلب کنید همه ی بازاریابان و بهینه سازان بازاری معتقدند ستون بازاری موفق اعتماد است. اگرچه تصاویر از قدرت بسیاری برای متقاعد و جلب اعتماد مردم برخوردارند، اما کلمات نیز نقش مهمی در عمق بخشیدن به اعتماد مشتریان دارند. چه کلماتی؟ در ذیل به ۵ کلمه اشاره می کنیم که به طور مستمر مورد استفاده قرار می گیرند: اعتبار – اعتباری که با واقعیت و حقیقت مواجه باشد. گواهی – محصول و ب و کاری که دارای گواهی است، یعنی از برخی جهات توسط شخص ثالثی بی طرفانه تأیید شده است. گارانتی – ۶۰٪ مشتریان ترجیح می دهند محصولی ب ند که کلمه ی گارانتی را دارا هستند. وفادار – وفاداری یک نوع فضیلت محسوب می شود، و بنابراین محصول و یا خدمات آنچنان ارزشی دارند که مستحق این کلمه هستند. رسمی – کلمه رسمی نیز، از جمله کلماتی است که حس اعتماد در افراد ایجاد می کند. ۵) هنگامی که ذهن یک بار بله گفت، به احتمال زیاد دوباره این کار را انجام خواهد داد اگر شما بتوانید فقط یک بار از مشتری بله بگیرید، احتمال این که دوباره و دوباره موفق به انجام این کار شوید زیاد است. به عنوان مثال، اگر شما بتوانید مشتری را قانع کنید تا آدرس ایمیلش را در اختیار شما قرار دهد، احتمال این که او را برای اشتراک، ید و ... ترغیب کنید زیاد است. این روش foot in the door و یا fitd نامیده می شود که فروشندگان سال های متمادی است که از آن استفاده می کنند. به همین دلیل برای بار اول از مشتری چیزهای کوچکی بخواهید و سپس به سادگی او را برای انجام کارهای بزرگ تر ترغیب کنید. ۶) اولین گزینه ای که در ارزی مشتری تأثیر دارد، قیمت است مردم برای یک محصول اولین قیمتی را که می شنوند تعیین می کنند. به عنوان مثال، وقتی یک زن در یک فروشگاه در حال قدم زدن است و یک ژاکت می بیند که قیمت آن ۲۰۰ هزار تومان است او این قیمت را برای آن ژاکت مناسب می داند، بعدا شاید او همین ژاکت را ۱۰۰ هزار تومان بیابد، بنابراین همان قیمت را مناسب خواهد دانست و دیگر ۲۰۰ هزار تومان را برای ید آن ژاکت پرداخت نخواهد کرد. از همان ابتدا قیمت ثابتی برای محصولات خود در نظر بگیرید. به گفته ی روانشناس مشهور دانیل کانمان: اگر شما در سایت تان به مشتری کمک کنید که به قیمت پیشنهادی شما قانع شود، در این صورت سود خواهید برد. ۷) هر تصمیمی یک تصمیم احساسی است بسیاری از تصمیم گیرندگان دوست دارند که خود را فردی منطقی تلقی کنند. اما علوم اعصاب نشان داده که در هر تصمیمی احساسات نقش مهمی ایفا می کنند. اگر احساسات درگیر نشود تصمیم گیری بسیار سخت خواهد شد. در جلب احساسات مشتریان تان درنگ نکنید. ۸) اگر به دیگران در مسیر مشخصی برچسب بزنید، آن ها در همان راستا عمل خواهند کرد در یک مطالعه، به گروهی از شرکت کنندگان که قرار بود رأی دهند، گفته شد که آن ها انسان های بسیار فعالی در زمینه ی سیاست هستند. در مقابل نیز گروهی از شرکت کنندگان بودنند که نمی دانستند برای چه انتخاب شده اند. هنگامی که هر دو گروه پس از روز رأی گیری مقایسه شدند، گروهی که به آن ها برچسب فعالان زده شده بود، ۱۵٪ نرخ مشارکت بالاتری داشتند. چرا؟ به دلیل وجود برچسبی که آن ها را به فعالیت سوق داده بود و ذهن آن ها را نسبت به این موضوع مسئول ساخته بود. نکته همین جاست که باید به مشتریان تان بفهمانید که چه ی هستند و اعتقادات شان چیست و چطور عمل خواهند کرد، برچسب های شما بر این که آن ها چه تصمیمی بگیرند و چگونه عمل کنند، تأثیر خواهد گذاشت. نتیجه گیری هرچه بیشتر راجع به ذهن انسان بدانید، راحت تر قادر به فروش خواهید بود. اما روانشناسی به تنهایی بازاری شما را بهبود نمی بخشد، هر مخاطبی روانشناسی خاص خود را دارد و این ح عمومی تر روانشناسی است. هر ی که بر روی گروه خاصی کار می کند ممکن است برای گروه دیگر نتیجه ی ع بگیرد. بهترین نگرش روانشناسی که می توانید جمع آوری کنید، نگرشی است که مخاطبان خودتان دارند. بنابراین، تحقیق، یادگیری، آزمایش از جمله کارهایی است که در این راستا باید انجام دهید، و سپس اقدام کنید.



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/33




نقش آموزش در روابط عمومی

درخواست حذف اطلاعات
زهرا علی پور – یادداشتی که برای شماره 90 ماهنامه روابط عمومی نوشتم: انسان موجودی اجتماعی است که مدام در حال آموزش و فراگیری است و لحظه ای نباید از این امر مهم غافل شود و آموزش و علم آموزی موضوعی غیر قابل انکار است. اما وقتی بحث از آموزش در علم ارتباطات و به ویژه روابط عمومی مطرح می گردد، این بحث دوچندان اهمیت پیدا می کند، چرا که ما در دنیایی به سر می بریم که "عصر ارتباطات و اطلاعات" نام گرفته است و بنابر ماهیت و ویژگی این عصر هر روز اطلاعات و دانش این حوزه دچار تغییر و دگرگونی است و نمی توانیم خود را بی نیاز از به روز اطلاعات بدانیم چرا که بدون این رویکرد محکوم به ش ت خواهیم بود. بنابراین بحث آموزش به ویژه در روابط عمومی به شدت باید مورد توجه قرار گیرد چراکه عامل مهم "تعالی و پیشرفت در روابط عمومی است" ولی از علم تا عمل راهی دشوار است. از برگزاری نخستین دوره های آموزش روابط عمومی در ایران توسط مرحوم « نطقی» پدر روابط عمومی در ایران سال ها می گذرد و تاکنون نیز ادامه، ها پذیرش بیشتری برای رشته روابط عمومی ایجاد کرده اند و هنوز هم هر ساله در بسیاری از سازمان ها دوره های آموزشی روابط عمومی برگزار می شود، اما هنوز هم یکی از مهم ترین مشکلات روابط عمومی در ایران بحث "آموزش" است. چرا؟ قبل از پرداختن به ادامه بحث به نظر روابط عمومی ها باید چند نکته را در بحث آموزش مدنظر قرار دهند و ابتدا باید به این سوالات پاسخ دهیم: قرار است در روابط عمومی چه بیاموزیم؟ از که بیاموزیم؟ چرا بیاموزیم و با چه انگیزه ای آموزش ببینیم؟ پاسخ به این سوالات مسائل مهمی را در حوزه آموزش در روابط عمومی برای ما روشن می کند در عین حال باید به این نکته توجه ویژه داشته باشیم که بسیاری از کارشناسان آموزشی انگیزه و علاقه به ب آموزش و علم آموزی را زیربنای اصلی در آموزش قلمداد می کنند، چرا که تا انگیزه ای در کار نباشد ارائه بحث های آموزشی به نتیجه نخواهد رسید. متأسفانه وضعیت حال حاضر روابط عمومی در بحث آموزش رضایت­بخش نیست چرا که هنوز با وجود این همه فارغ حصیل رشته روابط عمومی و برگزاری دوره های آموزشی در ادارات و سازمان ها هنوز هم پیشرفت چندانی حاصل نشده است و کماکان یکی از مشکلات اساسی روابط عمومی در ایران "آموزش" است. چرا آموزش روابط عمومی در ایران ناموفق بوده است؟ اولین مسئله­ای که در بحث آموزش روابط عمومی ها مطرح است این است که ما با طیفی از شاغلین روابط عمومی مواجه هستیم که دانش آموخته رشته روابط عمومی نیستند و بعضاً از دیگر واحدهای سازمانی به روابط عمومی ارجاع داده می شوند و با وضعیت و جایگاه روابط عمومی آشنا نیستند؛ و این هم نشأت گرفته از این رویکرد است که برخی از مدیران ارشد سازمانی هنوز درک درستی از جایگاه روابط عمومی در یک سازمان ندارند و برخی از مدیران روابط عمومی نیز بر اساس تخصص و تجربه به سمت و مدیریت گماشته نشده اند. لذا همین عدم آشنایی با جایگاه روابط عمومی موجب شده است که اگر مدیران ارشد افرادی را از دیگر واحدها به روابط عمومی بفرستند بدون درنظر گرفتن این که آیا تخصص و تجربه و دانش لازم را در این زمینه دارند حضور این افراد را به رسمیت بشناسند و این مسئله منجر شده است که برای این دست افراد که جزو شاغلین محسوب می شوند هر ساله توسط اساتید روابط عمومی دوره های آموزشی برگزار شود. ولی چون انگیزه و علاقه لازم را ندارند بنابراین توفیقی هم حاصل نخواهد شد و در نهایت منجر به این مسئله شده است که ما با جامعه بی انگیزه در این حوزه مواجه باشیم که درصد علم آموزی کمی دارند. از طرفی برخی مدیران روابط عمومی هم سهم بسزایی در این بی انگیزگی دارند، چرا که به اعتقاد برخی صاحبنظران، جامعه روابط عمومی ایران چندان که نیاز است خود را مقید به آموزش نمی بیند و این واقعیتی است که در جامعه روابط عمومی ایران شاهد هستیم؛ ولی نقشی که مدیران روابط عمومی در این زمینه دارند بسیار مهم است، نیروی انسانی جزو سرمایه اجتماعی یک سازمان محسوب می شود و عاملی جهت رشد و بهره وری آن سازمان است. لذا وقتی کارگاه و یا دوره ای در آن سازمان برگزار می شود حداقل توقع این است که این آموزش ها کاربردی و عاملی در جهت ارتقای واحد سازمانی باشد و اینجا نقش مدیر روابط است که از کارمند و پرسنلی که در این دوره ها شرکت کرده است نتیجه عملی بخواهد. بارها در برگزاری کلاس ها و دوره های آموزشی مشاهده شده است که کارمندان شرکت کننده صرفاً به دنبال تهیه گزارش به مدیریت خود از دوره برگزار شده و یا در نهایت گواهی نامه شرکت در دوره آموزشی هستند. در صورتی که کمتر مدیر و سازمانی پیدا می شود که به جنبه علمی و کاربردی این آموزش ها اهمیت دهد و این که چقدر این آموزش توانسته است کاربردی و در عمل اجرا شود و مشکل خبرنویسی، گزارش نویسی، مقاله نویسی، روابط عمومی الکترونیک و ... را در روابط عمومی مربوطه مرتفع نماید. بنابر این علم و عمل دو حلقه به هم پیوسته و وابسته اند که باید همیشه مد نظر قرار گیرد. مسئله دوم در بحث آموزش در روابط عمومی، مربوط به مباحث ی است که از چند منظر قابل نقد و بررسی است. در این خصوص باید عنوان نمود که با وجود پذیرش تعداد زیاد دانشجویان روابط عمومی در سال­های اخیر اما هنوز هم مبحث آموزش در حوزه روابط عمومی با مشکلات فراوانی روبرو است. حتی با وجودی که بسیاری از شاغلان روابط عمومی هم به این دوره ها روی آورده اند ولی در عمل مشخص می باشد که انگیزه اصلی، بیشتر "مدرک گرایی" است تا "آموزش کاربردی" و حتی گاهی آن دسته از فارغ حصیلانی هم که مشغول به کار می شوند در حین کار مشخص می شود به بسیاری از حوزه های تخصصی تسلط ندارند و آموزش شان کاربردی نبوده است. مسئله مهم دیگر این است که بحث های آموزشی در حوزه روابط عمومی کاربردی نیستند؛ مثلا هنوز دانشجوی فارغ حصیل روابط عمومی به گونه­ای عملیاتی و اصولی نمی تواند یک خبر، گزارش و یا مقاله تدوین نماید. نکته مهم دیگر این است که بسیاری رشته روابط عمومی را رشته ای سهل و ساده می انگارند. در صورتی­که اگر جایگاه روابط عمومی را به عنوان یکی از مهم ترین مراکز تصمیم گیری و اتاق فکر سازمانی درنظر بگیرند به راحتی در می یابند که دانش روابط عمومی امروزه صرفاً خبر و گزارش نیست؛ روابط عمومی اتاق فکری است که با وجود دنیای ارتباطات و رشد فزآینده تکنولوژی های و ابزارهای نوین ارتباطی، باید به تمامی حوزه ها تسلط داشته باشد و اطلاعاتش به روز باشد. انواع آموزش در حوزه روابط عمومی در این قسمت به انواع آموزش هایی که می تواند مفید باشد اشاره­ای گذرا خواهد شد. 1- آموزش های ی تربیت نیروی متخصص برعهده محیط های آموزش عالی و ی است و نیروی ماهر و متخصص جزو سرمایه های هر سازمانی محسوب می گردند. لذا باید توجه ویژه ای به آموزش های کاربردی و نه تنها صرفاً نظری نمود. 2- آموزش قبل از اشتغال به کار اگر قرار است نیرویی وارد محیط کار در روابط عمومی شود و اگر آن نیرو تخصص و تحصیلات مرتبط را ندارد حداقل قبل از شروع به کار آموزش هایی را برای وی در نظر بگیرند تا با تکنیک های روابط عمومی و ابزارهای نوین ارتباطی آشنایی یابد.
3- آموزش های حین خدمت آموزش حین خدمت کارمندان تنها ارائه بحث آموزشی صرف نیست چرا که به اندازه کافی در کتاب های روابط عمومی به آن پرداخته شده است. هدف اصلی از برگزاری این دوره ها باید افزایش مهارت باشد و این که بتوان در عمل، مباحث مرتبط با روابط عمومی را کاربردی تر اجرا کرد. ضمن اینکه ارائه مباحث تکراری نمی تواند راهگشا باشد؛ آموزش باید با توجه به اطلاعات و نیازهای روز باشد و هرساله اگر این دوره ها برگزار می شود، بر دانش، مهارت و افزایش کارایی ها بیفزاید.
4- آموزش های تخصصی برای پذیرفتن مسئولیت به نظر می آید بحث آموزش در روابط عمومی صرفاً متوجه کارمندان و دانشجویان نیست بلکه آموزش و افزایش دانش و مهارت تخصصی باید متوجه مدیران نیز باشد. چراکه طی سال های متوالی برخی از افراد به دور از ضابطه مندی و بدون تخصص و تجربه لازم به سمت مدیریت روابط عمومی منصوب شدنده­اند. لذا با توجه به مباحث ارائه شده فوق می توان نتیجه گرفت: 1- از مهم ترین معظلات روابط عمومی ها نداشتن پرسنل آموزش دیده و عدم به کار گیری فارغ حصیلان رشته روابط عمومی است که تاثیر مهمی در بهروه وری و ارتقای روابط عمومی دارد. 2- نبود انگیزه و علاقه مندی لازم در کارکنان روابط عمومی به منظور فراگیری مباحث تخصصی، یکی دیگر از نقاط ضعف مرتبط با موضوع آموزش روابط عمومی است که می بایست مدیران و دست اندرکاران روابط عمومی برای آن تدبیری بین ند. 3- بازنگری در سرفصل های آموزشی روابط عمومی و کاربردی بحث های آموزشی در حوزه روابط عمومی می بایست در دستور کار های مرتبط قرار گیرد. و سخن آ اینکه روابط عمومی ها باید به این باور برسند که در دنیای امروزه دیگر نباید منتظر ماند تا اطلاعات-خود به خود- در اختیارشان قرار گیرد، بلکه باید خود به سراغ اطلاعات بروند و دانش خود را به روز نگهدارند. چراکه تکنیک ها و ابزارهای ارتباطی مدام در حال تغییر و اطلاعات هر روز در حال به روز شدن است؛ بنابراین خود باید به دنبال آموزش بروند نه این که آموزش به سراغ آنها بیاید و این مهم می تواند گامی اساسی در موفقیت روابط عمومی ها به شمار آید. منبع: ماهنامه روابط عمومی



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/34




نقش و وظایف روابط عمومی در بعد ایجاد تفاهم و همدلی

درخواست حذف اطلاعات
ایجاد ارتباط تنگاتنگ درون سازمانی و برون سازمانی در فراهم زمینه ایجاد فضای همدلی و برقراری ارتباط دو سویه وشفاف بسیار تأثیرگذار بوده و به بهبود روابط اعتمادساز و اطمینان آفرین بین سازمان و گروه های اجتماعی کمک شایانی می کند. شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)- مدیریت ارتباطات بین سازمان و گروه های اجتماعی مرتبط را می توان یکی از وظایف بسیار مهم و تأثیرگذار روابط عمومی ها قلمداد کرد. بر این اساس، روابط عمومی، میانجی بین سازمان و گروه های اجتماعی ( درونی و بیرونی ) است. روابط عمومی در این بخش باید بتواند بین منافع سازمان و منافع گروه های اجتماعی هماهنگی و به نوعی تفاهم و همدلی ایجاد کند و این هماهنگی ضرورتاً باید همسنگ و همتراز باشد، چرا که هر سازمانی صرف نظر از نوع وظایف و فعالیت ها، نیازمند تنظیم ارتباطات خود با مخاطبان و بهره مندان از خدمات و محصولات آن است. این وظیفه که با مکانیزم «اطلاع رسانی» به آنها و اگاهی و اطلاع ی » از دیدگاه های آنها نسبت به عملکرد سازمان صورت می گیرد، یکی از وظایف کلیدی و هنرمندانه روابط عمومی است. از این رو، و با عنایت به وظایف روابط عمومی، بدون ایجاد رابطه صحیح میان کارکنان در داخل سازمان، رابطه صحیح با خارج از سازمان نیز امکان پذیر نیست. هر چند روابط عمومی با استفاده از نظریه ها و فلسفه های علومی چون مدیریت، روان شناسی و ارتباطات انسانی می تواند روابط بهتری با مدیران با کارکنان و در نهایت سازمان با ذی نفعان ایجاد کند؛ اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که خلاقیت به عنوان عنصر اساسی در کار روابط عمومی، وجه تمایز روابط عمومی موفق از ناموفق تلقی می شود. شناخت افکار عمومی و نفوذ در آن برای جلب رضایت افکارعمومی نسبت به سازمان از وظایف مهم روابط عمومی است که هم در درون سازمان و هم در بیرون از سازمان دنبال می شود. بی تردید، این وظیفه در قالب مجموعه ئی از فعالیت های ارتباطی صورت می گیرد که می توان آنها را تحت عناوین ارتباطات ، امور فرهنگی و نمایشگاه ها، انتشارات ، سنجش افکار و پژوهش و برنامه ریزی دسته بندی کرد. یکی از راههای آشنایی مدیران با افکار و دیدگاه های کارکنان سازمان خود و مخاطبان بیرونی روابط عمومی است که بر اساس آن می تواند برای ایجاد فضایی صمیمانه و سالم تصمیمات جدی و کارآمد بگیرد. از سوی دیگر روابط عمومی باید عملکرد مدیران را به گوش کارکنان برساند و در ایجاد جوی بدون شایعات و بدبینی تلاش نماید. رساندن پیام مدیران از طریق روابط عمومی به کارکنان از پی هر گونه داوری های غیر اصولی جلوگیری می کند. در عصر ارتباطات روابط عمومی ها نقش و جایگاه حساس و ویژه یی دارند و این نهادها نباید از تغییرات پرشتاب امروزی به دور باشند. ایجاد ارتباط تنگاتنگ درون سازمانی و برون سازمانی در فراهم زمینه ایجاد فضای همدلی و برقراری ارتباط دو سویه وشفاف بسیار تأثیرگذار بوده و به بهبود روابط اعتمادساز و اطمینان آفرین بین سازمان و گروه های اجتماعی کمک شایانی می کند. روابط عمومی اصلی ترین حلقه ی ارتباطی بین سازمان ها، کارکنان و مشتریان است. روابط عمومی می تواند با رسانه های گروهی ارتباط مداوم داشته باشد و از طریق آنها به وظیفه دو سویه خود جامه عمل بپوشاند. از طرفی مشکلات اقتصادی و اجتماعی سازمان خود را بدون تعصب و شفاف در رسانه ها منع کند و از طرف دیگر مشکلات کارکنان را از طریق همین رسانه ها به گوش مسؤولان برساند می توان گفت که در درون روابط عمومی ارزش هایی نهفته وجود دارد که عمدتا به آنها توجه خاصی نشده است و به این خاطر کار روابط عمومی در بسیاری از سازمان ها به تبلیغات محدود شده است که کمتر به تفاهم و ارتباط دو سویه پرداخته اند. شفاف سازی مسائل جامعه و حمایت از منافع مردم، بخشی از رس یک روابط عمومی موفق است که می تواند نقش عمده یی در تلطیف افکار و اذهان عمومی نسبت به عملکرد سازمان ایفا نماید. از جمله ابعاد بسیار مهم روابط عمومی ، روابط عمومی داخلی است . در روابط عمومی های ناکارآمد، گرایش اصلی به سمت بیرون از سازمان است ، در حالی که در روابط عمومی کارآمد، روابط عمومی داخلی از اهمیت نسبتاً بیشتری برخوردار است ; چرا که اگر آثار عملکرد روابط عمومی بتواندکارکنان سازمان را جلب و اقناع کند، در کارآیی و عملکرد بیشتر آنان ، افزایش بهره وری سازمانی ، جلب وتأمین رضایت ارباب رجوع ، ایجاد تفاهم بیشتر بین مدیریت و کارکنان و افزایش همیت سازمانی مؤثرواقع خواهد شد و در نهایت هر یک از کارکنان را به مبلغی برای سازمان تبدیل خواهد کرد. دقت در اه روابط عمومی ، به خوبی روشن می سازد که توفیق این واحد حتی در وظایف برون سازمانی ، موکول به موفقیت آن در بعد درون سازمان است . چرا که اگر روابط عمومی با توفیق کامل وظایف برون سازمانی خود را انجام دهد، در حالی که در داخل سازمان ، وظایف مربوط به آن معطل مانده باشد، موفقیت های بیرونی زیر سؤال می رود و چه بسا افرادی که در بیرون از سازمان به نظرمثبتی درباره سازمان رسیده اند، در تعامل با اعضای سازمان، به خلاف عقیده خود برسند که بی تردید، پایداری را بر جای خواهد گذاشت . افزون بر آن ، اگر ارتباطات درون سازمانی ، نابسامان و رها شده باشد، چه بسا موجب ن یتی کارکنان شده و آنان را از مسیر همکاری لازم و مطلوب برای توفیق سازمان دور سازد. منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/35




چهار عامل اصلی ش ت روابط انسانی

درخواست حذف اطلاعات
شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)- نتایج پژوهش جان گاتمن و همکارانش در واشنگتن در مورد علل ش ت خوردن زندگی شویی زوج ها آشکارا نشان می دهد، که چنین ش ت هایی چهار دلیل عمده دارند. این نتایج چنان دقیق هستند که می توان با مشاهده آنها در روابط هر زوج، با قاطعیت گفت که به احتمال 93 درصد زندگی شویی آنها دوام نخواهد آورد. در عین حال این امر در مورد سایر روابط از خصوصی گرفته تا کاری نیز، مصداق دارد.
در ادامه به این چهار عامل اشاره می شود.
1- انتقاد
البته باید توجه داشت که در اینجا منظور از انتقاد، اظهارنظر و یا گونه های مختلف سخن گفتن برای بهبود نقاط ضعف، و یا ایجاد تغییرات مثبت در طرف مقابل نیست. بلکه به این مفهوم می باشد، که او را هدف حملات م ب قرار داد. مثلا گفت این گزارشی که نوشته ای، وحشتناک است. بدترین شکل چنین انتقادی شخصیت طرف مقابل را هدف قرار می دهد. زیرا اگر او به ویژه در زمانی که تلاش می کند سازنده باشد هدف چنین انتقادی قرار بگیرد، در روحیه اش اثری بسیار بد و م ب به جا می گذارد.
در عین حال بهترین روش انتقاد سازنده این است، که انسان در هر بار تنها بر موضوعی خاص تمرکز داشته باشد. به عبارت دیگر بدترین عملکرد این می باشد، که انسان همزمان طرف مقابل را به سبب چندین ویژگی و یا اشتباهش زیر رگبار انتقادهای م ب گوناگون قرار دهد.

2- تحقیر و اهانت
تحقیر و اهانت یکی از بارزترین نشانه های احترام قائل نبودن برای طرف مقابل است. در عین حال باید دانست که تحقیر و اهانت به دیگران، تنها لفظی و مستقیم نیست. بلکه می تواند در لفافه شوخی و یا حرکت هایی مانند چپ چپ نگاه به طرف مقابل، خود را نشان دهد.
معمولا مردم از آن رو دیگران را هدف تحقیر و اهانت قرار می دهند، که یکی یا برخی از ویژگی هایشان را دوست ندارند. یا اینکه قبلا دوست داشته اند، اما به مرور زمان دیگر علاقه ای به آن ویژگی یا ویژگی ها ندارند.
بااینهمه آگاهان بر این باورند که باید به جای تحقیر و اهانت طرف مقابل، آرام آرام به سوی رفع سوء تفاهم گام برداشت. مثلا در ابتدا بر علائق و یا دیدگاه های مشترک، ولو کوچک، تمرکز کرد. چراکه حفظ روابط موجود حتی با انی که دیگر دوستشان نداریم، در درجه نخست برای خودمان بسیار سودمند است. این امر به ویژه در زمانی اهمیت بیشتری دارد، که طرف مقابل از اعضای خانواده باشد.

3- داشتن ح ت عی
نادیده گرفتن مسولیت ها، عذر و بهانه آوردن، به شکایت طرف مقابل با طرح شکایتی دیگر واکنش نشان دادن، و شکل های دیگر داشتن ح ت عی، مشکل ساز هستند. زیرا سبب می شوند، بگو و مگوها و مشاجره ها به نتیجه مناسب نرسند. چراکه داشتن چنین ح ی، تنها به اضطراب و تنش بیشتر دو طرف منجر می شود.
برای غلبه بر ح ت عی، انسان باید مشتاق شنیدن شکایت دیگران، آن هم همراه با دقت لازم و کافی باشد. حتی اگر دیدگاه خودش درباره مساله مورد بحث با طرف مقابل فرق داشته باشد. البته معنی و مفهوم این توصیه این نیست، که انسان باید درباره این مساله با دیگران موافقت کند. بلکه به این معنی و مفهوم می باشد که با گوش دقیق به شکایت طرف مقابل از دیدگاه او آگاه شود، تا بتواند با کمک وی برای حل کشمکش راهی پیدا کند. در این میان تلاش برای حفظ آرامش از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیرا وقتی انسان بفهمد چرا دیگران خشمگین و یا ناراحتند، یافتن راهی مشترک برای پایان دادن به وضعیت نامناسب بسیار ساده تر از این است، که بخواهد در برابرشان ح ت عی به خود بگیرد.

4- سد راه هرگونه گفت و گو، ارتباط و همکاری
این سد هنگامی پیش می آید که انسان با خودداری از پاسخ دادن به دیگران، راه هرگونه گفت و گو، ارتباط و همکاری را، ببندد. رفتار توأم با سکوت، دور بودن عاطفی و احساسی و یا نداشتن احساس، و نادیده گرفتن کامل طرف مقابل، از مهمترین مصادیق این عملکرد به شمار می روند. عملکردی که به سبب خشمگین تر و بدتر طرف مقابل، از اینکه دو طرف بتوانند با کمک هم برای حل کشمکش راهی پیدا کنند، پیشگیری می نماید.
بهترین راه برای مقابله با این رفتار ناپسند، تمرین بحث توأم با منطق و استدلال است. زیرا تنها از طریق چنین بحثی می توان از احساس یکدیگر آگاه شد، و به سوی تفاهمی منطقی گام برداشت. اما باید به یاد داشت که در اینگونه گفت و گوها، لازم است همواره در چشمان یکدیگر نگاه کرد. همچنین در موارد لازم با حرکت سر نشان داد، که داریم به حرف طرف مقابل گوش می دهیم، و… زیرا باید بدانیم تنها راه حفظ روابط این است، که چگونگی درست بحث را یاد بگیریم، سپس روش درست را به کار ببندیم، تا بتوانیم کشمکش ها و نقطه نظرات مخالف یکدیگر را حل و فصل کنیم.



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/22




روابط عمومی چیست ؟؟

درخواست حذف اطلاعات
روابط عمومی متنوع یکی از مفاهیمی است که در مدیریت استراتژیک روابط عمومی و نیز برنامه ریزی های ارتباطی به کار می رود و منظور از آن، متنوع سازی تمامی فعالیت های سازمان در رابطه با نیاز و میل مخاطبان و ذینفعان است تا اطمینان حاصل گردد که این فعالیت ها در راستای اه موردنظر قرار دارد.

«روابط عمومی متنوع» دارای دو ویژگی زیر است:
1. استفاده مناسب و ترکیبی از ابزارها، عناصر، رسانه ها و تاکتیک های ارتباطی
2. متنوع سازی پیام ها و کارکردهای مختلف ارتباطی: انتقال و دریافت پیام ها با هدف ایجاد تلقی واحد در مخاطب به صورت منسجم. به تعبیری، انتقال یک تصویر و صدای واحد به وسیله تمامی کارکردهای ارتباطی برای موقعیت گذاری موسسه به روش منسجم.

بنابراین برای هماهنگ و همسوسازی تمامی فعالیت های روابط عمومی در هر نقطه تماس با مخاطب در جهت یک هدف، از مفهوم «روابط عمومی متنوع» استفاده می شود. این مفهوم، رویکردی برای هدایت و متنوع سازی فرایندهای برنامه ریزی، اجرا، نظارت بر پیام ها و حتی فنون است.

بعلاوه امروزه پیدایش اینترنت و گسترش فناوری ‏های جدید ارتباط مدار، روابط عمومی ها را با گروه متنوعی از مخاطبان با نیازها و خواسته های متنوع مواجه کرده است. به عبارتی، روابط عمومی ها امروز با طیف وسیعی از انتظارات، علایق، سلایق، نیازمندی ها، اعتقادات، فرهنگ ها و ارزش ها روبرو هستند.

یکی از نکات قابل توجه در روابط عمومی متنوع، برنامه ریزی و تعیین چشم انداز و حرکت به سوی آن با در نظر گرفتن مخاطبان و انطباق آن با سلیقه و نیاز و خواست ایشان است.
بنابراین با توجه تنوع مخاطبان در دنیای دیجیتال برای موفقیت روابط عمومی متنوع لازم است که این تنوع در همه برنامه ها و فعالیت های روابط عمومی نیز اعمال شود و این موضوع امکان درک و برقراری ارتباط موثر با مخاطبان را ساده تر می کند. همچنین استفاده از رسانه های اجتماعی می تواند یکی از کم هزینه ترین روش ها برای پیشبرد استراتژی روابط عمومی متنوع باشد.
داشتن درک درستی از نیازهای مخاطب نیازمند پژوهش، برنامه ریزی و آموزش است.



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/23




اندازه گیری تاثیر روابط عمومی بر ادراک برند مصرف کننده

درخواست حذف اطلاعات
بکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)- محیط رسانه ای امروز توانایی جدیدی برای مردم برای انتشار نظرات خود در مورد شرکت ها ارائه کرده است. به ویژه رسانه های اجتماعی اجازه می دهند تا محتوا به سرعت و به طور مداوم پخش شودد؛ شاید مهمتر از همه، خبرهایی می توانند با سرعت بیشتری نسبت به گذشته حرکت کنند و شرکت ها را در معرض خطر تضعیف نام تجاری خود قرار دهند.
یک پلت فرم تحقیق b2b نشان می دهد که بین پوشش رسانه ای و ادراک برند ارتباط مستقیم دارد. برند هایی که در مطبوعات منفی هستند، در ذهن مصرف کنندگان درک منفی دارند. برای جمع آوری این اطلاعات، کلاچ 1000 مصرف کننده را در ایالات متحده بررسی کرد.
کلاچ به عنوان یک راه حل برای نظارت بر این ریسک و اطمینان از داشتن یک نام تجاری پایدار، روابط عمومی را به عنوان یک استراتژی پایدار دراز مدت که همه شرکت ها باید حمایت کنند، مطرح می کند.
در این گزارش، کلاچ می گوید 52 درصد از مصرف کنندگان بیشترین وقت خود را صرف رسانه های اجتماعی می کنند در نتیجه، زمانی که شرکت ها باید به پوشش رسانه های منفی پاسخ دهند، به طرز چشمگیری کوتاه شده است.
طبق گفته کلاچ، برای اطمینان از اینکه تصویر نام تجاری در ذهن مصرف کنندگان به شدت حمایت می شود، تیم های روابط عمومی اکنون نیاز به تنظیم استراتژی های خود در محیط رسانه های جدید دارند. از آنجا که اخبار به سرعت سفر می کند، تیم های روابط عمومی باید حتی سریعتر عمل کنند تا از نابودی بالقوه وفاداری برند و حمایت مصرف کننده جلوگیری شود. منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/25




روابط عمومی ها در ارتقای سرمایۀ اجتماعی نقش تعیین کننده دارند

درخواست حذف اطلاعات
معاون ، امنیتی و اجتماعی استاندار یزد گفت: روابط عمومی ها خط مقدم پیگیری موضوع های درون و برون سازمانی هر دستگاهی هستند و نقش بسیار تعیین کننده ای در ارتقای سرمایۀ اجتماعی در استان دارند.
محمد علی طالبی در همایش فصلی شورای هماهنگی روابط عمومی های استان ضمن قدردانی از تلاش های مدیران و کارشناسان روابط عمومی های استان در انعکاس بسیارخوب فعالیت های دستگاهها در راستای خدمت به مردم و جامعه افزود: در موضوع روابط عمومی به نظر می رسد بیشترین نگاه ها و جلوۀ اصلی فعالیتها، ارتباط دستگاهها با بیرون از سازمان، مردم، سایر دستگاهها و رسانه هاست که این ارتباط در جای خود بسیار مهم است.
وی ادامه داد: اما از یک نکته مهم دیگر نیز نباید غفلت کنیم و آن ارتباطهای درون سازمانی است و روابط عمومی ها می توانند بهترین نقش و بیشترین فعالیت را در این زمینه داشته باشند.
نائب رئیس شورای هماهنگی روابط عمومی های استان یزد اظهار داشت: در برخی از دستگاهها مشاهده می کنیم آن شرایط انسجام، هم فکری و انگیزه ای که برای کار لازم است، بین نیروهای سازمانی ضعیف و یا کمتر دیده شده و توجه به این مهم مسئولیت مدیران دستگاهها و هم مسئولیت روابط عمومی هاست.
طالبی خاطرنشان کرد: لازم است مدیران روابط عمومی ها در جهت انسجام بخشی به فعالیتهای درون سازمانی و توجه به مسائلی که باید در درون سازمان اتفاق بیفتد و برآیند آن یک خدمت عالی و شایسته به مردم و جامعه است، گام بردارند.
معاون ، امنیتی و اجتماعی استاندار یزد با اشاره به ماههای پایانی فعالیت و مسئولیت ت تدبیر و امید گفت: ضروری است از سوی روابط عمومی ها تصویری واقعی از خدمات ت یازدهم به مردم و انعکاس مناسبی از فعالیتها و برنامه های ت در راستای پاسخگویی به مردم ارائه شود.
طالبی با اشاره به در پیش بودن دو انتخابات مهم و سرنوشت ساز دوازدهمین دورة ریاست جمهوری و پنجمین دورة شوراهای ی شهر و روستا در سال آینده، افزود: برای برگزاری باشکوه این دو انتخابات هم زمان و مشارکت بالای مردم باید همه نیروها، دستگاهها و همه انی که با مردم و جامعه در ارتباط هستند به صحنه بیایند و به ویژه روابط عمومی دستگاهها این موضوع را به صورت جدی دنبال و برای مشارکت نیروهای فعال اجتماعی و مردم در این انتخابات تلاش کنند.
وی انتخابات شوراهای ی شهر و روستا را تجلّی ارادة مردم در به دست گیری امور خود دانست و ادامه داد: انتخابات شوراها گسترده ترین نوع انتخابات در نظام مقدس ایران و بهترین فرصت برای حضور گروههای اجتماعی گوناگون جامعه از جمله جوانان، بانوان، تحصیل کردگان، نخبگان و انی که عشق به کار و خدمت به مردم دارند، است.
نائب رئیس شورای هماهنگی روابط عمومی های استان یزد در بخش دیگری از سخنان خود گفت: روابط عمومی ها نقش بسیار تعیین کننده ای در ارتقای سرمایه اجتماعی در استان دارند و عنصر کلیدی سرمایۀ اجتماعی، اعتماد عمومی است که از طریق ارتباط مؤثر دستگاهها و نهادهای تی با مردم محقق می شود.
طالبی افزود: در ارزی کشوری که در موضوع سرمایه اجتماعی انجام شده است استان یزد در حوزه سرمایة خُرد که مربوط به ارتباطات بین فردی است، رتبه اول را داراست ولی این رتبه در حوزۀ سرمایه کلان که ارتباط نهادهای تی و عمومی با مردم است در بین استانهای کشور، هفدهم است.
طالبی خاطرنشان کرد: البته استان یزد در مجموع سرمایه اجتماعی در کشور دارای رتبة خوب و در جایگاه دهم قرار دارد اما شایسته است این فاصلة معنادار بین سرمایۀ خُرد و کلان با همت و تلاش روابط عمومی های استان کاهش یابد و شاهد ارتقای جایگاه استان در زمینه سرمایه اجتماعی به ویژه سرمایه کلان اجتماعی باشیم.
معاون ، امنیتی و اجتماعی استاندار یزد در پایان سخنان خود از کوشش های مشاور اطلاع رسانی و روابط عمومی استاندار و همة انی که برای برگزاری این همایش تلاش کرده اند،قدردانی کرد و گفت: امیدواریم برگزاری این نشستها بتواند موجب رشد و خلاقیت هر چه بهتر و بیشتر روابط عمومی های استان شود.
در این نشست «عبدالرضا کردی» رئیس مرکز جهانی خلاقیت ایران و ما ی و به تبیین موضوع «رسانه های نوین ارتباطی و فرهنگ عمومی و اجتماعی آنها» پرداخت و در ادامۀ نشست گزارشی از چگونگی فعالیت صندوق قرض الحسنۀ شورای هماهنگی روابط عمومی های استان توسط «حسن علی اکبریان» عضو هیئت رییسه شورای هماهنگی روابط عمومی های استان و مدیرعامل این صندوق ارائه شد.
در بخش دیگری از این همایش نیز پیش نویس مدل طراحی شده برای برگزاری جشنوارۀ روابط عمومی های مؤثر که توسط «عبدالمجید معنوی»، «مسعود طوفان» و«عباس ملازینلی» تهیه شده است برای حاضران تشریح شد، ضمن اینکه گروه موسیقی «راز» در همایش فصلی شورای هماهنگی روابط عمومی های استان به اجرای موسیقی سنتی پرداخت.
تاریخ : یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵ | 14:52 | نویسن



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/26




چگونه بهتر ارتباط برقرار کنیم

درخواست حذف اطلاعات
ارتباطات به بخش مهمی از زندگی ما تبدیل شده است. فرقی نمی کند در جمع سخنرانی می کنید یا کار شما نوشتن در فضای آنلاین است؛ درهرحال برقراری ارتباطات و مهارت داشتن در آن در هر شغلی ضروری است. چگونه می توان فهمید که به اندازه ی کافی از مهارت های ارتباطی برخورداریم یا خیر؟ در این مقاله، را ارهایی برای شناسایی وضعیت ارتباطی هر فرد معرفی شده است. این را ارها را بخوانید و خود را بررسی کنید. اگر مهارت های ارتباطی خوبی دارید، چه بهتر، اما اگر کُمیت تان در این زمینه کمی لنگ می زند، هیج نگران نباشید؛ همیشه راه حلی برای رفع مشکلات وجود دارد. تنها غیرممکن، غیرممکن است. با ما همراه باشید. ۱. پیام شما چیست؟ ک ن در حال بازی در دنیای امروز همه ی افراد به طور ثانیه ای، بمباران اطلاعاتی می شوند. در این وانفسا چگونه می خواهید گلیم خود را از آب بیرون بکشید و پیام و منظور خود را منتقل کنید؟ پیام شما ممکن است دربرگیرنده ی طیف وسیعی از چیزهای مختلف باشد: از پیامی که برند کاری و شرکت تان درصدد انتقال آن است تا پیامی ساده در قالب ایمیل. اگر نتوانید پیام تان را درست به مخاطب خود منتقل کنید، به دردسر خواهید افتاد. مطالب پیشنهادی از سراسر وب قبل از شروع مدارس به فکر لوازم تحریر خود باشید قبل از شروع مدارس به فکر لوازم تحریر خود باشید  ید پیراهن های مرغوب مانگو از نمایندگی این برند ید پیراهن های مرغوب مانگو از نمایندگی این برند ۲. داستان گویی بلدید؟ برای انتقال پیام خود از داستان گویی کمک بگیرید. داستان ها باعث می شوند با دیگران در سطحی عاطفی رابطه برقرار کنید و در حافظه ی آنها ماندگارتر شوید. پس برای اینکه پیام تان در جان مخاطب بنشیند، سعی کنید داستان و خاطره ای را چاشنی آن کنید. ۳. از اعداد استفاده می کنید؟ اگر داستان گویی چندان به کارتان نیامد، از ارائه ی اعداد و ارقام استفاده کنید. استفاده از داده های مستند باعث می شود حرف و پیام شما وجاهت بیشتری نزد مخاطب پیدا کند. برای اینکه این آمار و اطلاعات درست به مخاطب تان منتقل شود نیز باید به دنبال راه هایی مناسب باشید. ۴. جملات معلوم یا مجهول؟ مسئله این است جملات معلوم شما را قهرمان کارهای انجام شده نشان می دهند و پویایی حضورتان را بیشتر به نمایش می گذارند، مثلا به تفاوت این دو جمله توجه کنید: «این مسئله امروز با راه حلی که به ذهنم رسید، حل شد»؛ «امروز با راه حلی که به ذهنم رسید، مسئله را حل ». خودتان قضاوت کنید: اثرگذاری کدام یک بر مخاطب بیشتر است؟ ۵. از زبان مخفیِ صنف و حرفه تان کمک می گیرید؟ در هر صنف و حرفه ای، اصطلاحاتی وجود دارد که افراد برای سهولتِ بیشتر از آنها استفاده می کنند، مثل کاربرد عبارات و کلمات خلاصه شده در انجام کاری خاص یا در جلسات و… . از این زبان استفاده کنید. فقط حواس تان باشد که به کاربردن اصطلاحات آن باعث منحرف شدن ذهن مخاطب تان نشود یا او را آزرده نکند. به قول دوستان مکانیک، منظور رِله شد؟ ۶. کلیشه ها با شما چه می کنند؟ نوجوانان در حال گفتگو تا می توانید از کلیشه ها دوری کنید. کلیشه ها اثرگذاری کمی دارند. وقتی همیشه حرف هایتان تکراری و مشابه چیزهای دیگری باشد که مدام به گوش همه می رسد، نباید انتظار داشته باشید که مخاطب، جذب شما شود. نمونه ی بارز شعارها و حرف های کلیشه ای، همین شعارهای اعصاب دکن تبلیغاتی است. ۷. اهل بازی با کلمات و درازگویی هستید؟ مطمئنا جزئیات و بسترسازی برای صحبت مفید است، اما اگر مدام اسیر واژه ها شوید و سعی کنید با درازگویی و کلمات عجیب وغریب حرف بزنید، مخاطب از شما دل زده می شود. واقعیت این است که همه، طرف دار شفافیت اند. پس اگر احساس کردید در دام چنین نوعی از حرف زدن اسیر شده اید، سریعا به حال خودتان فکری ید. ۸. زیاده ازحد کم گوی و گزیده گوی هستید؟ نه مثل مورد قبل، به آن شوریِ شور رفتار کنید و نه به بی نمکی این موردی که برای تان شرح می دهیم: یادتان باشد پرهیز از اطناب در سخن گفتن به این معنی نیست که باید آن قدر مختصر و مفید حرف بزنید که در مواجهه با کارمندان، مدیران ارشد، مدیران استخدامی و… معنای کلام تان از دست برود. در ارتباط با این افراد باید از جملاتی کامل و همین طور سلام و تعارف درست وحس استفاده کنید. ۹. آیا به شکل و فُرمت نهایی توجه دارید؟ مطالب پیشنهادی از سراسر وب حراج ویژه پایان فصل مد و پوشاک بامیلو با تخفیف های باورن ی حراج ویژه پایان فصل مد و پوشاک بامیلو با تخفیف های باورن ی تا ۶۰ درصد تخفیف بهترین رستوران های غرب تهران در تخفیفان تا ۶۰ درصد تخفیف بهترین رستوران های غرب تهران در تخفیفان اگر به دنبال ایجاد پیامی جامع هستید و می خواهید آن را منعطف و قابل فهم کنید، باید از نشانه گذاری ها و بخش بندی های مناسب در نوشته ی خود استفاده کنید. پاراگراف ها و بخش بندی های مشخص باعث می شوند مخاطب راحت تر بخش های موردنیاز و مرتبط با خود را پیدا کند. یکی از راه های شفاف سازیِ شکل و ح کلی نوشته، این است که از شماره گذاری برای بخش های مختلف استفاده کنید، مانند همین نوشته که با شماره گذاری، بخش ها را از هم تفکیک کرده است. نگاه به مقالات و نوشته های گوناگون در وب سایت های دیگر و وبلاگ ها می تواند به شما در این زمینه کمک کند. ۱۰. بازخوانی را فراموش می کنید؟ انگشتان سخنگو اگر وقت زیادی را صرف نوشتن مطلبی کرده باشید، احتمالا بازخوانی آن برای تان کمی دشوار است و حتی گاهی عذاب آور. اما با همه ی سختی موجود در این کار، باز هم نوشته تان را بازخوانی کنید. بگذارید ۲۴ ساعت از نوشتن آن بگذرد و سپس دوباره به سراغ آن بروید و شروع به خواندن و اصلاح مجدد کنید. اگر این همه زمان در احتیار ندارید، حداقل بعد از ۳۰ دقیقه از نوشتن مطلب، بازخوانی را شروع کنید. ۱۱. بازخوردها و واکنش ها را بررسی می کنید؟ بعد از اینکه چیزی نوشتید، بهتر است از افرادی که قبول شان دارید، بخواهید نوشته تان را مطالعه کنند و بازخوردهای خود را با شما به اشتراک بگذارند. این کار به بهبود نوشتن شما و انتقال بهتر پیام تان کمک شایانی می کند. ۱۲. رُک وراست هستید؟ اگر درمورد موضوعی صحبت می کنید که کمی چالش زا و بحث برانگیز است، بهتر است رُک و پوست کنده حرف بزنید. حاشیه نروید و مخاطب را بیهوده به دنبال خود نکِشید. یادتان باشد که دیگران نمی توانند حدس بزنند که در سر مبارک چه می گذرد. پس شفافیت به ج بدهید و ضمن رعایت ادب، واضح حرف بزنید. ۱۳. کانال های ارتباطیِ مناسب کدام اند؟ برای انتقال پیامی که در ذهن دارید، از کدام یک از رسانه های موجود بهره می برید؟ توییتر، ایمیل، تماس تلفنی، وبلاگ یا…؟ انتخاب این گزینه ها وابسته به مخاطب شماست. معمولا برای انتقال پیام های سخت بهتر است از تماس تلفنی یا ملاقات رودررو استفاده کنید. شاید این روش ها بهتر از ایمیل و… کارتان را راه بیندازند. ۱۴. سبک و سیاق تان را تغییر می دهید؟ لحن، زبان و سبک و سیاق شما در ارتباطات مختلف متفاوت است. قطعا نمی توانید همان طور که در توییتر صحبت می کنید یا با همکارتان حرف می زنید، با مدیرعامل هم رو به رو شوید. اگر نمی دانید که نوع صحبت شما در موقعیت های مختلف مناسب است یا خیر، از دوست و همکاری معتمد بخواهید که به شما کمک کند. ۱۵. مخاطب خود را می شناسید؟ بدون اینکه بدانید با چه ی طرف هستید، نمی توانید با او ارتباط برقرار کنید و حرف بزنید. پس لازم است ابتدا مخاطب خود را شناسایی کنید و بعد ارتباط برقرار کنید. ۱۶. به دل مشغولی های مخاطب خود توجه دارید؟ ابزارها و امکاناتی مانند گوگل آلِرت (google alerts) به شما کمک می کنند درباره ی دل مشغولی های افرادی که با آنها در ارتباط هستید، بهتر و بیشتر بدانید. مثلا اگر مشتری شما به دنبال راه هایی برای افزایش بهره وری است، می توانید برای او مقالات و محتوایی در این زمینه ارسال کنید یا در دیدار بعدی تان درباره ی این موضوع با او صحبت کنید. ۱۷. مدیریت ارتباطات بلدید؟ مجسمه ن در حال گفتگو وقتی با فرد تازه ای آشنا می شوید، ومی ندارد او را به شام یا مهمانی دعوت کنید و سریعا با او گرم بگیرید. اجازه بدهید کمی از آشنایی تان بگذرد و سپس ارتباطات را گسترش بدهید. مدیریت ارتباطات فقط به روابط دونفره محدود نیست. حتی در شبکه های اجتماعی تان یا فضای مجازی و… نیز ارسال درست مطالب و محتوا نشان می دهد که مدیریت روابط را بلدید.



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/27




مدیریت زاپنی ها در ب و کار

درخواست حذف اطلاعات
برای خیلی از صاحبان ب وکار و مقامات تی غرب، موفقیت اقتصادی ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، هم تحسین برانگیز است و هم گرداگرد آن را هاله ای از ابهام پوشانده است. خودِ این موفقیتْ روشن و قابل سنجش است، اما علت آن چنین نیست. غربی ها که به دنبال علتی برای تبیین موفقیت و دستاوردهای اقتصادی ژاپن هستند، اغلب به سازوکار رازآلود ابرشرکتی ژاپنی چشم می دوزند، ابرشرکتی که از شکوه عمارتی حکایت دارد که از همکاری ت و ب وکار بنا شده است. غربی ها این عمارت باشکوه را حاصل عزم راسخ ژاپنی ها می دانند؛ آنها انتظار دارند از این عمارت، سیلی از معجزات صنعتی فوران کند. پیتر دراکر که مدت هاست متخصص حوزه ی ب وکار ژاپن شناخته شده است، در این مقاله به بررسی و رد این افسانه می پردازد. او استدلال می کند که چنین چیزی، حداقل به شکلی که عموم باور دارند، وجود ندارد. دستاوردهای صنعتی ژاپن حاصل ساختاری بسیار قدرتمند نیست، بلکه ژاپنی ها به این خاطر توانسته اند قله های موفقیت اقتصادی و صنعتی را فتح کنند که بسیار بیشتر از هر کشور صنعتی دیگری موفق شده اند قواعد اساسی مدیریت سازمان های پیچیده در دنیای مدرن را تعریف کنند. در ادامه با ما همراه باشید تا با راز موفقیت ژاپنی ها آشنا شوید. مقاله های مرتبط: اصول مدیریت ژاپنی و تفاوت آن با شیوه های غربی کایزن چیست و چه کاربردی دارد؟ راهنمای کامل مدیریت بحران در سازمان اخیرا ی جوان به من گفت: «من از ژاپنی ها بیشتر از روس ها می ترسم. شکی نیست که روس ها در پی تسخیر جهان اند، اما اتحاد آنها از بالا به پایین تحمیل شده و بعید می دانم از چالش ها جان سالم به در ببرند. ژاپنی ها هم، در پی تسخیر ما هستند، اما آنها از درون متحدند. آنها مثل بهمن عمل می کنند»، بهمنی که غربی ها به آن «ابرشرکت ژاپنی» می گویند. هرچند، ابرشرکت ژاپنی برای خود ژاپنی ها بیشتر شبیه لطیفه است، لطیفه ای بی مزه. آنها فقط شاهد شکاف ها هستند و مانند ما خارجی ها، تکه سنگ یکدست را نمی بینند. آنچه ژاپنی ها در زندگی روزمره ی خود حس می کنند، تنش، فشار و تضاد است، نه وحدت و انسجام. آنها شاهد رقابتی شدید بین بانک ها و گروه های صنعتی بزرگ اند. خود ژاپنی ها هر روز در نبرد تن به تن و تلخی حضور دارند که ویژگی مؤسسات شان است: نبردی که هر وزارت خانه در برابر وزارت خانه های دیگر راه می اندازد و نیز نبردهایی فرقه ای که احزاب ، ک نه، ها و ب وکارها را به حرکت درمی آورند. شاید مهم تر از همه این باشد که درست همان موقع که فردی خارجی شاهد همکاری بین ت و ب وکار است، خود ژاپنی ها نقش ت را دخ گر و دیکتاتورگونه می دانند، یا آن گونه که مدیر ارشد یکی از شرکت های بزرگ ژاپنی می گوید: «انگار همه ی ما در بازی طناب کشی هستیم و یک سر طناب را می کشیم، اما به جهات مخالف.» مطالب پیشنهادی از سراسر وب انواع کالج نه تا ۷۰ درصد تخفیف ویژه انواع کالج نه تا ۷۰ درصد تخفیف ویژه سرانجام زمان ید ایرانی ها از آمازون فرا رسید. سرانجام زمان ید ایرانی ها از آمازون فرا رسید. البته این طور هم نبوده است که ت ژاپن همیشه در برقراری همکاری بین صنایع در راستای منافع ملی موفق بوده باشد. علی رغم ۲۰ سال فشار مداوم، وزارت صنعت و تجارت بین المللی که قدرتمندترین وزارت ژاپن تلقی می شود، نتوانسته تولیدکنندگان برتر کامپیوتر را وادار کند که تلاش های شان را یک کاسه کنند و این دقیقا کاری است که ت های آلمان، فرانسه و بریتانیا با موفقیت انجام داده اند. خارجی هایی که بیرون گود نشسته اند، یکی پس از دیگری روابط هماهنگ صنعتی در ژاپن را تحسین می کنند، اما مردم ژاپن چنین دیدگاهی ندارند. فقط وقتی روابط نیروهای کار هماهنگ است که روابط اتحادیه های کارگری بسیار ضعیف باشد، یعنی در بخش خصوصی. همان گونه که ان کارگری ژاپن به وضوح اشاره می کنند، روابط نیروی کار در شرکت های غربیِ بدون اتحادیه، مثل بی .ام.دبلیو مانند شرکت های ژاپنی است. در بخش تی، جایی که اتحادیه های کارگری (یادگار ژاپن توسط ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم) وجود دارند، نشانه ای از این هماهنگی افسانه ای نیست. با این حال، ژاپنی ها به این اجماع و توافق ضروری دست یافته اند که باید در اقتصاد دنیا نقش مؤثری داشته باشند. برخلاف باور عموم که موفقیت اقتصادی و صنعتی ژاپن را به معجزه ی ابرشرکت ژاپنی نسبت می دهد، باید گفت موفقیت رقابتیِ صنعت ژاپن حاصل اتحاد و هماهنگی فکر و عمل نیست، بلکه این موفقیت در نتیجه ی چیزی به دست آمده که فراتر از اینهاست: عادات رفتار که در زندگی ملی ژاپنی ها وجود دارد و برای تولید فعالیت اقتصادی مؤثر، از تنوع بهره می برد. رقابتی بودن را جدی بگیرید یکی از این عادات که به موفقیت ژاپنی ها کمک کرده است، بررسی کامل و جامع تأثیر خط مشی ارائه شده بربهره وری صنعت ژاپن، قدرت رقابتی ژاپن در بازار جهانی و توازن بین پرداخت و تجارت ژاپن است. این امر تقریبا تبدیل شده است به خصلت خط مشی گذاران ژاپنی در وزارت خانه ها، بخش های مختلف ب وکار، پارلمان و نیز تحلیلگران و منتقدانی که در رو مه ها و دپارتمان های اقتصاد ها فعالیت دارند. ژاپنی ها برخلاف مثلا امریکایی ها، درباره ی وابستگی شان به واردات انرژی، مواد خام و غذا بسیار محتاط ترند؛ آنها حاضر نیستند به هر قیمتی انرژی و غذای سایر مردم جهان را برای خود بردارند یا منابع دیگران را نابود کنند. این ملاحظاتِ آینده نگرانه همواره موفقیت آمیز نیستند، اما برخلاف امریکایی ها، هر دسته و حزبی در ژاپن، این موارد و نکات را جدی می گیرد. صنعت اتومبیل صنعت اتوموبیل در ژاپن - راز موفقیت ژاپنی ها از حدود سال ۱۹۶۰ وزارت صنعت و تجارت بین المللی ژاپن مخالف گسترش صنعت خودروسازی ژاپن بوده است، چراکه داشتن خودروِ شخصی را مترادف با تنبلی می داند و آن را به نوعی سنگ بنای جامعه ای مصرف گرا تلقی می کند که به شدت از آن نفرت دارد. علاوه براین، حداقل در سال های نخست، درباره ی توانایی تولیدکنندگان بی تجربه ی ژاپنی در رقابت با فورد، جنرال موتورز و فول تردید جدی داشته است. همچنین، از این بیمناک بوده است که مبادا بازار خودرو در ژاپن باعث تحریک تقاضای مقاومت ناپذیر مردم و درنتیجه بازشدن درِ اقتصاد به روی واردات خارجی شود؛ بستن در به روی واردات، چیزی بوده که آنها عزم خود را برای آن جزم کرده اند. اما وزارت صنعت و تجارت بین المللی ژاپن صادقانه به این باور داشته است که گسترش صنعت خودروسازی بر توازن تجارت ژاپن، توانایی ژاپن در جا باز در عرصه ی اقتصاد جهانی و کلا بهره وری این کشور، تأثیری م ب و به واقع زیان آور دارد. وزارت صنعت و تجارت بین المللی ژاپن بر این باور است که هرچه صنعت خودروسازی ژاپن موفق تر باشد، تأثیر اقتصادی م ب تری بر ژاپن خواهد گذاشت. این وزارت خانه بیان کرده است که اتومبیل نیازمند دو ماده ی اولیه و خام است که در کوتاه مدت ترین چرخه در ژاپن وجود دارند: پترولیوم و سنگ آهن. علاوه براین، برای تولید اتوموبیل، باید منابع کمیاب، یعنی زمین های ارزشمند و قابل کشت را به سمت ساخت وساز بزرگ راه و آزادراه ها برد. وزارت صنعت و تجارت به جای اتومبیل، روی سرمایه گذاریگسترده برای به روز رسانی ظرفیت راه آهن دست گذاشته است. بااینکه خودروهای ژاپنی به بازار امریکا و اروپا هم راه یافته و فروش رکوردشکنی در آنجا داشته اند، اما وزارت صنعت و تجارت هنوز بر این باور است که عوایدی که از صادرات خودرو نصیب ژاپن شده است، صرفا ری از هزینه هایی است که صنعت خودرو، به نرخ ارز، برای وادرات نفت و سنگ آهن به ژاپن تحمیل می کند. بخش کوچکی از مجموع هزینه هایی که صرف بزرگ راه ها شده است، می توانست ظرفیت راه آهن ژاپن را گسترش بدهد، ظرفیتی که ژاپن هنوز فاقد آن است. علت این فقدان هم، مبالغ هنگفتی است که صرف ساخت جاده ها شده و هرگز برای ساخت یک سیستم بزرگ راهیِ مناسب کافی نبوده است. کامیون ها جاده ها را قفل می کنند، ای بندرگاهی بیش ازحد شلوغ اند و آلودگی هوا نیز در حال افزایش است. وزارت صنعت و تجارت بین المللی در نبرد با صنعت خودروسازی ش ت خورد. نیمی از این ش ت از ناحیه ی صعت خودروسازی بوده است، چراکه برخلاف نظر این وزارت خانه به راه خود ادامه داد. نیم دیگر نیز ناشی از اشباع خیابان ها توسط مردم ماشین سوار بوده است. همه ی اینها علی رغم قیمت بالای خودرو و بنزین، کمبود جای پارک، و ترافیک های سرسام آوری اتفاق افتاده است که هیچ به اندازه ی همان آدمی که داخل ماشین نشسته است، از آنها شاکی نیست. اما لااقل (و نکته همین جاست) تأثیر خودرو بر بهره وری، موقعیت رقابتی و توازن تجارت ژاپن به شدت لحاظ شده است. حتی مدیران اجرایی شرکت های خودروسازی که بیشتر از بقیه با وزارت صنعت و تجارت درافتادند، آشکارا اذعان دارند که وظیفه ی این وزارت بوده که از جدی گرفته شدن این ملاحظات اطمینان حاصل کند، فارغ از اینکه این شرکت ها چقدر برای جلوراندن چرخه ی تولید اشتیاق داشته اند یا مرد نشسته داخل ماشین در خیابان، چقدر ماشینش را دوست دارد. تأکید بر منافع ملی تنها یکی از عادات رفتاری موردانتظار از ان ژاپنی این است که تأثیر گزینه های مختلف خط مشی بر موقعیت رقابتی ژاپن در اقتصاد جهانی را تخمین بزنند. از آنها همچنین انتظار می رود به جای اینکه کار خود را با این پرسش آغاز کنند که «چه چیزی برای ما، مؤسسه ی ما، اعضای ما و عناصر تشکیل دهنده ی ما خوب است؟»، این پرسش را مطرح کنند: «چه چیزی برای کشور خوب است؟» مبنای ی شیبوساوا - تاکید بر منافع ملی - راز موفقیت ژاپنی ها مطالب پیشنهادی از سراسر وب اسپینرهای شگفت انگیز با کلی تخفیف در دیجی کالا اسپینرهای شگفت انگیز با کلی تخفیف در دیجی کالا انواع کالج نه تا ۷۰ درصد تخفیف ویژه انواع کالج نه تا ۷۰ درصد تخفیف ویژه در هیچ جای دنیا گروه های منافع به خوبیِ ژاپن سازمان دهی نشده اند. این گروه ها دارای فدراسیون های اقتصادی، انجمن های صنعتی، جوامع حرفه ای، گروه های تجاری و باشگاه های ویژه ی منافع هستند. هریک از این گروه ها آزادانه از قدرت رأی دهی و پول خود برای ل و پیشبرد مقاصد خودخواهانه اش استفاده می کند. اما اگر قرار باشد هر گروه گوش شنوایی برای حرف های خود پیدا کند و بر فرایند خط مشی گذاری اثر بگذارد، باید منافع ملی را در نظر بگیرد، نه ملاحظات خودش را. از هیچ گروهی انتظار نمی رود که اصلا خودخواه نباشد یا خط مشی هایی را پیش ببرد که برایش هزینه داشته باشد یا قدرتش را به خطر بیندازد؛ سنت کنفوسیوسی که در ژاپن ریشه دار است، ایثار و فدا خویشتن را رد کرده و آن را غیرطبیعی می داند. هرچند، از هر گروه انتظار می رود که منافع خود را در چهارچوب نیازها، اه ، آرزوها و ارزش های ملی بگنجاند و با آنها متناسب کند. گاهی این انتظار باعث تزویر و ریاکاری شدید می شود، مانند آن زمان که پزشکان ژاپنی ادعا د تنها دلیل شان برای معافیت تقریبا کامل از مالیات، دغدغه ی آنها برای سلامت ملی است. بااین وجود، پزشکان ژاپنی حداقل در ظاهر از قاعده ای تبعیت می کنند که آنها را م م می کند به این پرسش پاسخ دهند که «منافع ملی چیست». بخش وسیعی از اتحادیه های کارگری که نتوانسته اند این قاعده را دست کم در ظاهر رعایت کنند، درعوض تأکید کرده اند که آنچه برای نیروی کار خوب است، برای کشور هم خوب است. این گروه علی رغم تعداد قابل توجه شان، نفوذ و اقبال عموم را از دست داده اند. ازسوی دیگر، بخش معتنابهی از ان ب وکار ژاپن صد سال است بر این باورند که منافع ملی در اولویت قرار دارد؛ این قاعده ای است که کارآفرین، بانک دار و فیلسوفِ ب وکار قرن نوزدهم ژاپن یعنی شیبوساوا ایچی (۱۸۴۰ تا ۱۹۳۱) آن را بیان کرده است. درنتیجه، هروقت مدیریت ب وکار به بررسی خط مشی های اقتصادی و اجتماعی می پردازد، ژاپنی ها به آن توجه می کنند، علی رغم اینکه دوپنجم جمعیت ژاپن طرف دار دوآتشه ی مار یسم یا احزاب و ک داهای ضد ب وکارند. این ا ام که گروه های در ژاپن باید قبل از هرچیز، منافع ملی را در رأس امور قرار دهند و کنش های خود را با این عیار بسنجند، آنها را وادار به ی می کند. این ا ام آنها را وادار به اقدامات ابتکاری و حمایت و پیشبرد خط مشی های ملی، قبل از بروز مشکلات می کند. درواقع این ا ام آنها را وادار به تعریف مشکلات و مسائل اصلی می کند. رویکرد غربی در غرب، به ویژه در ایالات متحده ی امریکا، انتظار می رود صاحبان منافع متداول اقتصادی دغدغه ها، نیازها و خواسته های خاص خودشان را داشته باشند. به عنوان قاعده، آنها به ندرت این آمادگی را دارند که در راستای منافع عمومی کار کنند. آنها فقط می توانند واکنش نشان دهند و نمی توانند ی کنند. آنها تنها می توانند با چیزی که ی ارائه می کند، مخالفت کنند. هرگاه نوعی مسئله ی عمومی قانونی ایجاد شود، ی درون گروه باید به آن به چشم تهدید بنگرد، شخص دیگری با هرگونه اقدام مخالفت کند و فردی دیگر پا پس بکشد. در ژاپن هم، این احتمال وجود دارد که طر ح های جدید برخلاف منافع گروه های معینی حرکت کنند، اما مادامی که منافع ملی مد نظر قرار نگیرند، دغدغه های خاص اعضای این گروه ها به تعویق می افتد. در غرب، این دغدغه های خاص در کانون توجه بحث های خط مشی است؛ در ژاپن، آنها مسائل جانبی اند. رویکرد غربی می تواند به انفعال یا انجام «پژوهشی دیگر» منجر شود… تا ی از بیرون قانون یا مقرراتی ارائه کند که بتوان به عنوان «غیرقابل قبول بودن» با آن مبارزه کرد. اما این تنها کنشی برای محدود آسیب است. این موضوع بی شک تعریف مسائل را به عهده ی دیگران می گذارد. این در حالی است که همان گونه که ژاپنی ها به روشنی درک می کنند، تعریف مسائل اولین وظیفه ی ان است. البته ژاپنی ها همیشه این مسئولیت را با موفقیت از سر باز می کنند. تا همین ده سال پیش، هم بوروکراسی و هم ان ب وکار ژاپن برای انفجار مشکلات زیست محیطی به هیچ وجه آمادگی نداشتند، انفجاری که بسیاری درمورد آن هشدار داده بودند. امروزه آنها هنوز ترجیح می دهند چالشی را که نهضت ن در مشاغل مدیریتی و ب وکار بر آنها تحمیل کرده است، به راحتی نادیده بگیرند، نهضتی که دارد به اوج خود می رسد و مبنای آن جمعیت شناسی برگشت ناپذیر است. باهمه ی اینها، ژاپنی ها در تعریف مسائل کلیدی موفق بوده اند. ازسوی دیگر ان ایالات متحده درست زمانی از پایین آوردن سن بازنشستگی اجباری سخن گفتند که قدرت فزاینده ی سالمندان امریکایی باعث شد اول کالیفرنیا و بعد کنگره قوانینی وضع کنند که به موجب آنها بازنشستگی یا به تعویق بیفتد یا بازنشستگی اجباری به کلی ممنوع شود. ان ب وکار ژاپنی انتظار این مشکل را داشتند، با هزینه های بالای بازنشستگی اجباری مواجه شده بودند و بی اینکه هیچ عامل خارجی ای آنها را م م کند، سن بازنشستگی اجباری را افزایش دادند. دلیل این کار را هم اعلام د: «این چیزی است که کشور نیاز دارد.» رویکرد غربی که می گوید «منافع من مهم تر از منافع ملی است» تاکنون به خوبی جواب داده است، البته مادامی که بتوان خط مشی ملی را به طور مؤثر از طریق اقداماتی شکل داد که تقاضای بلوک های بزرگ منافع را متوازن می سازند. اما از آنجاکه درحال حاضر سیاست در دنیای صنعتی غرب تکه تکه است و توازن قدرت ملی مدت هاست در اختیار گروه های کوچکی است که متعصبانه یک هدف را دنبال می کنند، روشن است که این رویکرد سنتی دیگر کافی نیست. شاید مدل ژاپنی که طبق آن، ان و منافع خاص، مشروعیت خود را از خدمت رسانی در راستای منافع ملی می گیرند، با تکثرگراییِ اجتناب ناپذیر در جامعه ی صنعتی مدرن بیشتر سازگار باشد. نشستن را یاد بگیر  ب وکار ژاپنی - راز موفقیت ژاپنی ها ان ب وکار ژاپن علاوه بر جدی گرفتن رقابت و متوازن ساختن منافع شخصی در راستای منافع عمومی، وظیفه دارند نظرات، رفتارها، فرضیات، انتظارات و ارزش های تمام گروه های اصلی جامعه ی خود را درک کنند. این را هم، شیبوساوا به آنها آموخته است. در همین حال، ان حس می کنند وظیفه دارند کاری کنند که نظرات، انتظارات، ارزش ها، فرضیات و رفتارهای آنها را برای دیگران قابل فهم و شناخت کند. این مست م روابط عمومی به معنای غربی نیست، بلکه اتفاقا نیازمند روابط خصوصی است: روابطی که با سخنرانی، اعلامیه و مطبوعات ایجاد نمی شود، بلکه با تعامل مداوم مردان مسئول در موقعیت های خط مشی گذاری شکل می گیرد. سال گذشته در مطبوعات امریکا نقل قولی از ایروینگ شاپیرو، رئیس و مدیرعامل e.idu pont de nemours بزرگ ترین شرکت فراورده های شیمیایی جهان منتشر شد که خیلی سروصدا کرد. او بیان کرده بود که حالا باید چها نجم وقت خود را به روابط با خط مشی گذاران کنگره و بوروکراسی واشنگتن اختصاص دهد و برای اداره ی شرکتِ خود تنها یک پنجم زمان در اختیار دارد. تنها چیزی که یک مدیرعامل ژاپنی و هم تراز با ایروینگ شاپیرو را به شگفتی وامی دارد، صرف یک پنجم زمان برای اداره ی شرکت است. تعداد مدیران عامل شرکت های بزرگ ژاپنی که برای اداره ی شرکت های خود زمان کافی دارند، بسیار محدود است. تمام وقت این مدیران برای روابط صرف می شود، حتی زمانی را که برای ب وکار داخلی شرکت صرف می کنند. آنها با توجه دقیق به تصمیمات پرسنل در رتبه های بالایی و با درخواست گزارش های برنامه ریزی و مالی موشکافانه، کنترل همه چیز را در دست دارند. اما آنها «مدیریت» نمی کنند؛ این کار برعهده ی سطوح پایین تر است. افراد سطح بالا وقت خود را به نشستن، نوشیدن چند فنجان چای سبز، گوش دادن [به حرف دیگران]، پرسیدن چند سؤال و دوباره نشستن، نوشیدن چند فنجان چای سبز بیشتر، گوش دادن و چند سؤال دیگر صرف می کنند. آنها همراه با سایر افراد صنعت خود، تأمین کنندگان، افراد مرتبط با شرکت تجاری و مدیران شرکت های تابعه نشست می گذارند. ضمنا با افراد رده بالای سایر شرکت ها به صورت گروهی تشکیل جلسه می دهند، مثل ناهار معروفی که پنج ساعت به طول می انجامد و طی آن رئیسان همه ی شرکت های گروه میتسوبیشی هفته ای یک بار با یکدیگر ملاقات می کنند. آنها با افراد مرتبط با بانک ها، بوروکرات های وزارت خانه های گوناگون و افراد شرکت های خودشان در مهمانی هایی که تا پاسی از شب به طول می انجامد، دور یک میز می نشینند. آنها در چندین کمیته در چندین فدراسیون اقتصادی و صنعتی دور هم می نشینند. آنها می نشینند و می نشینند و می نشینند. در تمام این نشستن ها آنها وما به بحث درمورد ب وکار نمی پردازند. درواقع مطمئنا راجع به ب وکار خود حرف نمی زنند. از منظر شخصی غربی، مکالمه ی آنها گاهی اوقات کاملا بی معنی و بی هدف است. حرف های شان از مسیر اصلی بسیار منحرف می شود یا حداقل این طور به نظر می رسد؛ حرف ها از خط مشی اقتصادی به دغدغه های شخصی کشانده می شوند؛ از پرسش ها و مشکلات طرف مقابل به موضوعات روز می روند؛ از انتظاراتی که برای آینده دارند، به ارزی گذشته می پردازند. البته هدف آنها ابدا حل مسئله نیست، بلکه می خواهند بین خودشان تفاهم ایجاد کنند. وقتی مشکلی وجود دارد، آدم می داند کجا باید برود. می داند که فرد دیگر چه انتظاری دارد، چه کاری از دستش برمی آید و چه خواهد کرد و چه نخواهد کرد. وقتی بحران یا فرصتی رخ بنماید، این نشستگان بی حرکت، قادر خواهند بود با سرعت، عزم و گاه با بی باکیِ شگفتی آوری کار کنند، چراکه هدف از این همه نشستن، ایجاد توافق یا اعتماد دوجانبه نیست، بلکه هدف این است که بفهمند چرا فردی فرد دیگر را دوست ندارد، با او موافق نیست و به او اعتماد ندارد. دنبال پیروزی های نهایی نباش آ ین مورد از این عادات رفتاری ژاپنی ها که در اقتصادشان بروز یافته، این است که تعاملات انسانی را نه تنها برمبنای روابط خصمانه بلکه براساس منافع عمومی و اعتماد دوجانبه شکل می دهند. اما روابط خصمانه در ژاپن به لحاظ تاریخی شدیدتر، خشن تر، بی رحم تر و بی عاطفه تر از غرب بوده است. در هیچ یک از آیین هایی که در کشور ژاپن وجود دارد، هیچ کدام از دو تعلیم دین دیده نمی شود: نه «همسایه ات را دوست بدار» و نه «اگر به یک طرف صورتت سیلی زدند، آن طرف را هم بیاور [تا بزنند]». حتی طبیعت هم در ژاپن خشن است: ژاپن کشور آتش افشان ها، تندبادها و ز له هاست. بین غرب و ژاپن یک تفاوت دیگر هم وجود دارد. افراد غربی، مثلا نقاش ها یا خلاصه هنرمندانی که از خود پیشی گرفته و مکتب خود را تأسیس کرده اند، به خاطر این کار ناسزا نمی شنوند. اما روحیه و سنت ژاپنی تصریح می کند که روابط باید رقابتی باشند یا حداقل این گونه به نظر برسند. این سنت، امروزه به طرز اپیدمیک باعث طلاق زوج های جوان تحصیل کرده می شود. طلاق دوستانه در ژاپن معنی ندارد. حتی اگر دو نفر به صورت دوستانه طلاق توافقی بگیرند، باید این گونه وانمود شود که روابط شان خصمانه و تیره وتار بوده است و حداقل یکی از آن دو نفر مشکل دارد. اما همه ی اینها موقعیت هایی هستند که در آنها روابط باید به طور دائمی پایان یابند. هرچند، وقتی بنا باشد گروهی از مردم یا احز با هم زندگی کنند (چه برسد به اینکه بخواهند با هم کار کنند) ژاپنی ها حتما اول اطمینان می یابند که در کانون روابط شان، منافع دوجانبه وجود داشته باشد. آنگاه در پیوند مثبت دغدغه های مشترک، برای هر چالش یا اختلافی می توان جایی پیدا کرد. یکی از دلائل اصلیِ بی میلی خودروسازان ژاپنی به داشتن کارخانه در ایالات متحده این است که نتوانسته اند روابط اتحادیه و مدیریت را در صنعت خودروسازی امریکا درک کنند. یکی از ان جوان ژاپنی که در تویوتا کار می کند و گرایش های سوسیالیستی و چپی تندوتیزی هم دارد، اخیرا به من گفت: «اتحادیه های ما با مدیریت می جنگند، اما اتحادیه های شما با شرکت می جنگند. آنها چطور نمی دانند که هرچه برای کارمندان شرکت خوب است، باید برای شرکت هم خوب باشد؟» هیچ ژاپنی ای نمی تواند مدیر باشد؛ همان طور که هیچ ژاپنی ای نمی تواند کارمند یا زیردست هم باشد. این نکته ای است که به آن توجه نمی شود و برای تک تک ما کاملا روشن است. در ژاپن لازم نیست نزدیک یک رقیب زندگی یا کار کرد، ازاین رو رقابت بین شرکت هایی که در یک زمینه کار می کنند و بین گروهی از شرکت ها شدید است، مثلا بین سونی و پاناسونیک یا بین میتسوی بانک و فوجی بانک. اما هرجا لازم باشد با یکی از مخالفانِ خود رابطه ای برقرار کنند، ژاپنی ها به دنبال نقطه ی اشتراک اند. درست همین جاست که پرسیدن سؤالات طی همه ی آن نشست هایی که قبلا ذکر کردیم، مفید واقع می شوند. همه ی احزاب به دقت مراقب اند به هیچ منافع مشترکی آسیب و لطمه نرسد. همچنین ژاپنی ها بسیار توجه و دقت می کنند که بر فرد یا گروهی که باید از نزدیک با آنها زندگی یا کار کنند، پیروز نشوند. ژاپنی ها می دانند که پیروزشدن در چنین نبردی به معنای ازذست دادن صلح است. در ژاپن، هرگاه لازم است گروه ها کنار هم زندگی کنند، هر دو طرف به جای اینکه سعی کنند برنده ی مطلق میدان باشند، بیشتر، دغدغه ی این را دارند که چالش خود را برای خودشان و آن دیگری، بهره آور سازند. اما همین افراد، در بیرون از این رابطه در پی ب پیروزی بر حریفی هستند که هیچ منافع مشترکی با او ندارند و ازاین رو حتی می توانند او را نابود کنند. ایدئال ها و واقعیت ها این چهار عادت یا قاعده ی موفقیتِ رقابتی درواقع ایدئال ها و دستورات هستند: جدی گرفتن رقابتی بودن، اولویت دادن به منافع ملی، اهمیت دادن به روابط بیرونی و نبودن در پی پیروزی نهایی بر حریفانی که باید با آنها زندگی کرد. آنها بیشتر از اینکه توصیف کننده ی عمل جهانی باشند، هنجار آن هستند. هر ژاپنی می تواند به ده ها مورد اشاره کند که در آن، این مقررات زیر پا گذاشته شده اند. بله، هر ژاپنی وما آنها را نمی پذیرد و درست نمی داند. برخی از موفق ترین کارآفرینان و شرکت های ژاپنی، مثل سونی، میتسوشیتا یا پاناسونیک، در عمل احترام اندکی به این مقررات گذاشته اند. چنین انی وقت و توجه زیادی برای روابط بیرونی صرف نمی کنند، اهمیت زیادی هم به این نمی دهند که آیا از طرف عده ای پذیرفته می شوند یا نه. آنها به طور خ ر قبول دارند که اولویت دادن به منافع ملی، مسئولیت ب وکار است. آنها هرازچندگاهی کاملا مشتاق بوده اند پوزه ی حریفانی را که هنوز باید با آنها زندگی و کار کنند، به زمین بمالند. همچنین در خود ژاپن، مخصوصا در حلقه های ب وکار، درباره ی برخی مقررات، انتقاداتی وجود دارد. همچنین تردیدی جدی وجود دارد که آیا این مقررات هنوز متناسب با نیازهای ژاپنی ها هستند یا نه. ان می پرسند آیا مدیر ارشد می تواند بی اینکه ارتباط خود را با واقعیت های دائما متغیرِ اقتصاد، بازار و فناوری از دست بدهد، در عمل تمام وقت خود را صَرف روابط بیرونی کند؟ سایرین از این گلایه دارند که تلاش ها برای یافتن نقطه ی اشتراک با سایر گروه ها، به ویژه با ت، باعث آرامش بی پایه و جسورشدن بوروکراسی شده است. به عبارت دیگر، این قواعد ضعف ها، محدودیت ها و کاستی هایی دارند؛ آنها نه از اقبال جهان شمول برخوردارند و نه بدون استثنا در همه جا قابل استفاده اند. با این همه این قواعد به طور نامعمولی در تقویت عملکرد صنعتی ژاپن موفق بوده اند. پس، بااین توصیفات، راز موفقیت ژاپنی ها چیست؟ سنت رایج ترین پاسخی که هم در ژاپن و هم در غرب به پرسش فوق داده می شود، این است که این قواعد ی سنت ها و ارزش های منحصر به فرد ژاپن اند. اما این مطمئنا پاسخ کاملی نیست؛ درواقع چه بسا این پاسخ، غلط هم باشد. البته قواعد رفتار و اجتماعی بخشی از فرهنگ هستند و باید متناسب با فرهنگ باشند یا حداقل فرهنگ آنها را بپذیرد. البته که نحوه ی اجرای این قواعد توسط ژاپنی ها بسیار مختص خودشان است، اما این قواعد نشان دهنده ی چیزی بیش از سنتی ژاپنی هستند. این قواعد و رفتارها نشان دهنده ی انتخاب بین گزینه های بسیار متفاوت و درعین حال سنتی هستند. گذشته ازاین، برخی از این قواعد تنها یک مبنای قابل پرسش در سنت ژاپنی دارند. هماهنگی صنعتی که درحال حاضر در ژاپن دیده می شود، گرچه مدت هاست به ارزش های فرهنگی این کشور منتسب شده است، در تضاد آشکار با تاریخِ اغلبْ خشنِ روابط بین امپراتوران و اُمرای ژاپن و زیردستان و رعیت قرار دارد. در دهه ی بیست میلادی، یعنی در مرحله ای که صنعت مدرن ژاپن در حال شکل گیری بود، ژاپن بدترین، خشن ترین و شکننده ترین روابط بین نیروی کار را در تمام کشورهای صنعتی داشت. مطالب پیشنهادی از سراسر وب حراج ویژه کفش های مردانه پرفروش حراج ویژه کفش های مردانه پرفروش  ید بهترین خانه های تهرانپارس از طریق وبسایت آلونک ید بهترین خانه های تهرانپارس از طریق وبسایت آلونک در طول ۱۵۰ سال قبل از شکل گیری ژاپن مدرن، در دوره ی اصلاحات میجی در سال ۱۸۶۸، روابط بین اربابان و محافظان نظامی شان، یعنی سامورایی ها ازیک طرف و نیروی کار دهقانی ازطرف دیگر، طوری بود که هر سال دهقانان حداقل یک بار دست به شورشی خونین می زدند. طی آن دوره بیش از ۲۰۰ شورش خونین صورت گرفت که هرکدام از آنها هم با سرکوبی خونین مواجه شدند. قاعده ی حکم فرما در ژاپنِ دهه ی ۳۰ میلادی، به جای تلاش برای یافتن نقطه ی اشتراک بین گروه های رقیب، « ت ترور» بود. تصادفی هم نیست که خشونت و تروریسم دانشجویی در ژاپن در دهه ی ۶۰ آغاز شد و از آن زمان به بعد شدید ترین شکل را به خود گرفت. به همان اندازه که هماهنگی و دوجانبه بودن منافع، بخشی از فرهنگ ژاپنی هستند، خشونت و جنگ دوطرفه هم بخشی از آن فرهنگ هستند. میراث ب وکار ایوازکی یاتارو پدر ب وکار ژاپن - راز موفقیت ژاپنی ها این قواعدِ حیات اقتصادی، در خلأ تکامل نیافته اند. نخستین بار، وقتی این قواعد مطرح شدند، مخالفت های شدیدی برانگیختند و تا مدت ها بسیار غیرواقع بینانه دانسته شدند. بزرگ ترین شخصیت در تاریخ ب وکار ژاپن شیبوساوا ایچی، پدر ژاپن مدرن نیست، بلکه این عنوان را به ایوازاکی یاتارو (۱۸۳۴ تا ۱۸۸۵) مؤسس و سازنده ی میتسوبیشی می دهند. او ی است که در قرن نوزدهم برای ژاپن همان معنا را داشت که جی.پی.مورگان (j.p.morgan)، آندرو کارنگی (andrew carnegie) و جان.دی.راکفلر (john d. rockfeller) برای امریکا دارند. ایوازاکی ادعای شیبوساوا را قویا رد کرد. شیبوساوا معتقد بود ان باید مسئولیت منافع ملی را برعهده بگیرند و در پیوند منافع مشترک، چالش را نهادینه کنند. شیبوساوا از احترام زیادی برخوردار بود، اما تعالیم او بر اعمال ان و صاحبان ب وکار تأثیر اندکی گذاشت. آنها بیشتر تحت تأثیر موفقیت ب وکار ایوازاکی بودند. تنها پس از جنگ جهانی دوم بود که این قواعد به عنوان راهنمایی برای رفتار صنعتی، اقبال عام یافتند. وقتی ژاپن در جنگ ش ت خورد، کاملا نابود و تحقیر شد و با درد و رنج شروع به ساختن خود کرد. ژاپن آن زمان از خود پرسید: «قواعد مناسب برای جامعه ی مدرن و پیچیده چیست، جامعه ای که باید در اقتصاد جهانی و رقابتی شرکت کند و به آن وابسته باشد؟» تنها آن زمان بود که پاسخ هایی که شیبوساوا ۶۰ سال قبل به این پرسش داده بود، ازنو معنا یافتند. زمینه ی تاریخی مورخان مدت ها در پی این بودند که چرا پاسخ های شیبوساوا که نتوانسته بود قبل از جنگ مخاطبی برای خود پیدا کند، بعد از جنگ ناگهان با اقبال گسترده روبه رو شد. درواقع، مورخان همان گونه که قبلا در پی کشف اتفاقات رخ داده در عصر اصلاحات میجی بودند، باز هم در پی توضیح این نکته برخواهند آمد که دهه ی ۵۰ در ژاپن چه اتفاقی رخ داده است. در هر دو دوره ی تاریخ ژاپن، پرسش های اصلی شبیه هم هستند: ژاپن که خوار و تحقیر شده بود، چگونه توانست بی اینکه فرهنگ اصیل خود را از دست بدهد، به کشوری تجاری و مدرن تبدیل شود؟ عناصر آن فرهنگ بی اینکه عناصر دیگر را نقض کنند، چگونه چنین پویا شدند؟ می توان چنین تصور کرد: ازآنجاکه تا قبل از جنگ جهانی دوم، هیچ بیگانه ای نتوانسته بود پا در خاک ژاپن بگذارد و آن را کند، پس از این جنگ، ژاپن کاملا احساس ش ت کرد، غرورش لطمه دید و در تلاش برآمد که چیزهایی را امتحان کند که قبلا هرگز امتحان نکرده بود. باز هم می توان فرض کرد که گرچه ژاپن هیچ یا شخصیت بزرگی نداشت که این کشور را در مسیری جدید قرار دهد، نیازهای مبرم کارگران ژاپنی، برخی از این نیروی محرکه را تأمین کرد. بسیاری از کارگران، درواقع همان کهنه سربازان بیکاری بودند که در ش ت خورده ی ژاپن خدمت کرده بودند. آنها ناامیدانه نیازمند معنای جدیدی از وطن بودند و در برابر فشارهای نیرومندی که متخصصان امریکایی و لیبرالِ نیروی کار بر گرده شان وارد می د، به نیروی دفاعی نیاز داشتند، متخصصانی که ژاپن را به خود درآورده بودند. آنها برای پیوستن به اتحادیه هایی با گرایش های چپ و تبدیل شدن به نیرویی انقل در جامعه ی ژاپن تحت فشار بودند. آنها که امنیت اقتصادی و در بسیاری از موارد امنیت عاطفی خود را از دست داده بودند، می خواستند تا جایی که می توانند زندگی های قبلی خود را البته مطابق با دنیای تغییریافته ی پیرامون شان حفظ کنند. مواجهه با جامعه ای تکثرگرا اینکه مدیریت ژاپنی چگونه توانست به این نیازها پاسخ مؤثری بدهد، بر ی معلوم نیست. شکل این پاسخ (چهار عادت یا قاعده ی رفتار اقتصادی شیبوساوا) منحصرا ریشه در منابع ژاپنی نداشته است. درواقع، این عادات را می توان با ارجاع به تعالیم و سنت های کاملا غربی هم تبیین نمود. اینکه « ان ب وکار باید به منافع ملی فکر کنند» را حدود سال ۱۹۰۰ ان غیرژاپنی نیز تبلیغ می د، افرادی نظیر و ر راتناو (walther rathenau) در آلمان و مارک هانا (mark hanna) در ایالات متحده. اینکه «دشمنی را که نمی توان از بین برد، نباید هرگز ش ت داد یا تحقیر کرد، بلکه باید او را به دوست خود تبدیل کرد» را نخستین بار در حدود ۱۵۳۰ نیکولو ماکیاولی (niccolò machiavelli) تعلیم داد. اینکه «چالش باید در شبکه ای از منافع مشترک نهادینه شده باشد» نیز در تعالیم ماکیاولی دیده می شود. در آثار ماری پارکر فولت (mary parker follett)، فیلسوف امریکایی و از پیشگامان نظریه های سازمانی نیز می توان چنین تعلیمی را دید. او که شایسته ترین زن اهل بوستون بود، در دهه ی ۲۰ هنگامی که نخستین بار نظریه ی را در مدیریت و حل بحران به کار می برد، همین استدلال را مطرح کرد. همه ی این غربی ها، یعنی راتناو، هانا، ماکیاولی و فولت، پرسش های مشابهی مطرح کرده اند: چطور می توان جامعه ای مدرن، پیچیده، تکثرگرا و در حال عبور از دوره ای از تغییرات سریع را به طور مؤثر اداره کرد؟ این جامعه چطور می تواند از تنش ها و چالش های خود به طور سودمندی استفاده کند؟ چگونه می تواند وحدت رویه را از دل انواع منافع، ارزش ها و مؤسسات بیرون بیاورد و به آنها تکامل ببخشد؟ وقتی پیرامون چنین جامعه ای را چندین قدرت رقابت کننده احاطه کرده اند و این جامعه به آنها وابسته است، چگونه می تواند در دل این موقعیت به قدرت و انسجام دست یابد؟ بااینکه غرب این پرسش ها را مطرح کرده، به اندازه ی کافی آنها را جدی نگرفته است. دلیل این امر چیست؟ شاید رکود اقتصادی دهه ی ۳۰ باعث این مسئله بوده باشد، چراکه قبل از رکود، چندین این پرسش ها را جدی گرفته اند. هربرت هوور (herbert hoover) سی ویکمین رئیس جمهور ایالات متحده ی امریکا و هاینریش برونینگ (heinrich brüning) آ ین صدراعظم آلمانِ دموکراتیک قبل از جنگ، منافع مشترک همه ی گروه ها را نیروی محرک یک اتحاد ملی واقعی می دانستند. ازسوی دیگر، معامله ی جدید روزولت، اصول روابط خصمانه و قدرت جبران کننده را مبنای نوع بسیار متفاوتی از اتحاد می دانست. اما این فقط گمانه زنی است. واقعیت اساسی این است که راز پشت دستاورد اقتصادی ژاپن به هیچ وجه ابرشرکت افسانه ای ژاپنی نیست، افسانه ای تخیلی که در بهترین ح شبیه به یکی از های درجه دوِ هالیوودی است. بلکه احتمال قوی تر این است که ژاپن که درحال حاضر در بین کشورهای صنعتی بزرگ دنیا قرار دارد، خود را وقف تعریف قواعدی برای مجموعه ای تکثرگرا و پیچیده از سازمان های بزرگ کرده است، آن هم در دنیایی از تغییرات سریع و وابستگی های فزاینده.



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/28




مدیریت مالی شخصی چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
مدیریت مالی شخصی علم مدیریت پول است و تمامی تصمیمات و فعالیت های مالی یک فرد نظیر ب درآمد، پس انداز ، سرمایه گذاری و ج را دربرمی گیرد. برنامه ریزی های مدیریت مالی شخصی به صورت عمومی شامل تحلیل وضعیت مالی کنونی، پیش بینی نیازهای کوتاه مدت و بلندمدت و اجرای یک برنامه ی همه جانبه برای پوشش تمام نیازها، با درنظرگیری محدودیت های مالی است. این فرایند به درآمد، هزینه ها، نیاز های زندگی، اه و تمایلات هر شخص بستگی دارد. مدیریت مالی شخصی بهترین راه ها را برای بودجه بندی حرفه ای و افزایش درآمد در اختیار شما قرار می دهد. در این مقاله نکات و را ارهایی برای مدیریت مالی شخصی به شما معرفی می کنیم. مقاله های مرتبط: نگاهی به روانشناسی پول ج هوش مالی چیست و چه تاثیری در پولدار شدن دارد؟ مدیریت مالی خانواده؛ چگونه پول هایمان را با حساب و کتاب ج کنیم؟ مختصری از مبانی مالی ۱. ارزش خالص دارایی هایتان را محاسبه کنید مطالب پیشنهادی از سراسر وب با محصولات ikea، خونه رویایی خودتو بساز پرچمداران موبایل در فروشگاه اینترنتی دیجی کالا ارزش خالص دارایی ها (net worth) به صورت حاصل تفاضل مجموع دارایی های نقدی و غیر نقدی از مجموع بدهی ها تعریف می شود. این عدد تصویرِ کلیِ جایگاه و وضعیت مالی شما را نشان می دهد. حواس تان به این عدد باشد، چرا که شما را از روند پیشبرد اه مالی تان مطلع نگه می دارد و زمانی که از مسیر اه تان خارج شوید، به شما هشدار می دهد. ۲. یک تقویم مالی ایجاد کنید تقویم مالی-نرخ بهره-ارزش خالص دارایی اگر دائما نگران فراموش موارد مالی و ضرب الاجل هایشان هستید، یک تقویم مالی برای خود ایجاد کنید. این درست مثل تقویمی است که زمان ویزیت یک یا سرویس ماشین تان را یادآوری می کند. اپلیکشین هایی برای مدیریت مالی شخصی وجود دارند که با نصب و استفاده ی پیوسته از آنها می توانید به امور مالی تان بیشتر مسلط شوید و این موارد مهم را از قلم نیندازید. درصورتی که استفاده از اپلیکیشن ها و نرم افزارها برای تان دشوار به نظر می رسد، یک تقویم کوچک جیبی هم برای این بخش کفایت می کند. ۳. نرخ های بهره را بررسی کنید شاید برای تان پیش آمده باشد که ندانید کدام قرض یا وام را باید قبل از بقیه پرداخت کنید یا در بانک و مؤسسات مالی چه نوع حس افتتاح کنید. جواب به صورت کلی و صرف نظر از تأثیر عوامل دیگر، انتخاب گزینه ای با نرخ بهره ی بیشتر است. میزان نرخ بهره به شما کمک می کند بدانید روی بازپرداخت کدام وام یا افتتاح چه حس برای پس انداز، بیشتر تمرکز کنید. مدیریت مالی شخصی با بودجه بندی حرفه ای ۱. برای هر دوره ی زمانی بودجه ای در نظر بگیرید بودجه بندی-قانون ۲۰-۳۰-۵۰ هدف از بودجه بندی این است که بتوانید دخل و ج تان را کنترل کنید و روی موارد مالی مهم تر متمرکز شوید. فراموش نکنید که بودجه بندی زمانی معنا پیدا می کند که مدت زمان مشخصی برای صرف هر بودجه در نظر بگیرید. برای شروع بودجه بندی بهتر است یک دید اولیه و کلی از وضعیت کنونی تان به دست بیاورید. روند تراکنش های مالی خود را در طول یک ماه به درستی ثبت کنید تا الگوهای مالی مختص خود را به دست بیاورید. این کار به شما نشان می دهد که هزینه های کم در طولانی مدت به چه مبالغ هنگفتی تبدیل می شوند و همچنین مواردی را به شما یادآوری می کند که در ح عادی نسبت به آنها بی توجه بوده اید. ۲. رژیم پول نقد بگیرید اگر بیش از اندازه ج می کنید، راه ِحل پیشنهادی ما می تواند شما را از این مخمصه نجات بدهد. کارت بانکی خود را در خانه بگذارید و مبلغ موردنیاز و ضروری خود را به صورت نقد حمل کنید. حتی می توانید یک کارت بانکی جداگانه داشته باشید تا به جای حمل پول نقد، همان مقدار را در کارت ذخیره کنید و به همراه داشته باشید. این کار شما را از ول جی های بی رویه نجات می دهد. ۳. هر روز یک دقیقه تأمل کنید سعی کنید روزی یک دقیقه با آرامش بنشینید و تراکنش های مالی خود را در آن روز مرور کنید. این ۶۰ ثانیه به شما کمک می کند تا مشکلات را سریع شناسایی کنید، جریان اه خود را دنبال کنید و برای بقیه ی روز، روند مناسبی برای هزینه هایتان در نظر بگیرید. باز هم برای راحتی کار می توانید دریافت ها و پرداخت های خود را در اپلیکیشن های مدیریت مالی شخصی ثبت کنید تا در نهایت تصویر جامعی به دست بیاورید. ۴. از قانون «۲۰-۳۰-۵۰» استفاده کنید مطالب پیشنهادی از سراسر وب حراج ویژه پایان فصل مد و پوشاک بامیلو با تخفیف های باورن ی حراج ویژه پایان فصل مد و پوشاک بامیلو با تخفیف های باورن ی شیک ترین مهمانداران هواپیمایی مشخص شدند شیک ترین مهمانداران هواپیمایی مشخص شدند طبق این قانون شما باید درآمد خود را قبل از ج به سه بخش تقسیم کنید: هزینه های ضروری: بخش اول نیازهای شما را تشکیل می دهند مانند مواد غذایی، اجاره خانه یا پرداخت وام مسکن، قبوض همیشگی، بیمه و … . باید بتوانید هزینه های نسبتا ثابت خود را به گونه ای تنظیم کنید که بیش از ۵۰ درصد دریافتی تان را شامل نشود. انتخاب های مربوط به سبک زندگی: بخش دوم خواسته ها و ترجیحات شما را تشکیل می دهند، مانند رستوران ، سفر، پوشاک غیر ضروری، سینما و … که نباید بیش از ۳۰ درصد دریافتی تان را صرف آنها کنید. مرزی بین این دو دسته است که تشخیص آن برعهده ی شماست. به عنوان مثال در بحث تأمین غلات، نان یک کالای ضروری محسوب می شود اما یک بسته بیسکویت گران قیمت با اینکه جزو غلات است اما در دسته ی خواسته ها و ترجیحات شما جای می گیرد. اولویت های مالی: بخش سوم که ۲۰٪ دریافتی را تشکیل می دهد بر روی برنامه های مالی بلندمدت متمرکز است. پس انداز، سرمایه گذاری، بازپرداخت بدهی ها و به طورکلی رفع نگرانی ها و تعهدات مالی آینده، در این دسته جای می گیرند. انگیزش مالی ۱. یک تابلوی چشم انداز مالی ایجاد کنید چشم انداز مالی-اه مالی شما برای ایجاد عادت های جدید، نیاز به انگیزه دارید. به همین دلیل تابلوی چشم انداز مالی (vision board) به شما یادآوری می کند که در مسیر مطلوب حرکت کنید و اه مالی خود را به درستی دنبال کنید. ۲. اه مالی مشخصی تنظیم کنید در تعیین اه مالی تان نه تنها از کلمات و جملات بلکه از اعداد و روزها نیز استفاده کنید، به طوری که با بیان آنها بتوانید کاری را که می خواهید به انجام برسانید، به خوبی توصیف کنید. به عنوان مثال چه مقدار بدهی دارید که باید پرداخت شود و مهلت پرداخت آنها چه زمانی است؟ قصد دارید چه مقدار از درآمدتان را پس انداز کنید و چه روزی در ماه این کار را انجام خواهید داد؟ ۳. تعیین اه مالی کوچک را فراموش نکنید تحقیقی نشان می دهد که هرچه اه دورتر به نظر برسند و از زمان تحقق آنها اطمینان کمتری داشته باشیم، احتمال بیشتری دارد که در میانه ی راه تسلیم شویم. پس علاوه بر تمرکز روی هدف های مالی بلندمدت مانند ید خانه یا یک سرمایه گذاری بزرگ، اه مالی کوچکی برای خود تعیین کنید، به عنوان مثال می توانید مقدار مشخصی پول در هر هفته پس انداز کنید تا در ۶ ماه آینده به یک سفر جانانه بروید. تعیین اه مالی کوچک تر با دوره ی زمانی کوتاه مدت بسیار انگیزه بخش است، چرا که نتایج آن را سریع تر مشاهده می کنید و درنهایت باعث می شود به تعهدات بلندمدتان هم بیشتر پایبند باشید. ۴. درخصوص مسائل مالی مثبت ش باشید سعی کنید عبارات و آواهایی را نجوا کنید که بار معنایی مثبتی دارند. به عنوان مثال اگر قبل از شروع فرایند مدیریت مالی شخصی خود، در ذهن تان تکرار کنید «من هرگز نمی خواهم زیر بار بدهی بروم»، مستقیما به سمت ش ت راهی شده اید. همچنین یک عبارت مثبت انتخاب کنید که مانند یک قاعده ی سرانگشتی کوچک برای نحوه ی ج شما عمل کند. برای مثال از خودتان بپرسید: «آیا این لباس گران قیمت از سفری که می خواهم سال آینده به بالی بروم، بهتر است؟» این مقایسه ها سبب می شوند که تصمیم گیری درست و منطقی انجام بدهید و از اه مالی تان منحرف نشوید. درنهایت به جای اینکه صرفا تلاش کنید با به دست آوردن چیز های بیشتری خوشحال شوید، قدردانِ دارایی هایتان باشید. ۵. دست به کار شوید حتما به افرادی برخورد کرده اید که مدت زمانی است تصمیم گرفته اند یک برنامه ی تمرینی مشخصی را در راستای سلامتی و ورزش دنبال کنند. هر روزی که بگذرد این افراد بیشتر به برنامه ی خود متعهد می شوند. مدیریت مالی شخصی نیز مانند ورزش دوی ماراتن است باید پیوسته راهی طولانی را بدوید اما لازمه ی آن تمرین زیاد است تا عضلات تفکر مالی تان تقویت شوند و همچنین استمرار آن، پایبندی شما را به تعهدات مالی افزایش می دهد. بدهی ها و اقساط ۱. با پرداخت بدهی های کوچک شروع کنید پرداخت بدهی ها و اقساط تحقیقات نشان داده اند اگر بدهی های زیادی داشته باشید، پرداخت بدهی های کوچک به شما اعتماد به نفسمی دهد و باعث می شود راحت تر از عهده ی بدهی های بزرگ تر بر آیید. البته این نکته را فراموش نکنید که پرداخت برخی از بدهی ها صرف نظر از مقدارشان، با اعتبار یا موقعیت شما گره خورده اند یا ممکن است نرخ بهره ی بیشتری داشته باشند، در این صورت اولویت پرداخت با آنهاست. ۲. قبل از وام گرفتن، میزان بازپرداخت اقساط را بررسی کنید اگر قصد دارید برای ید خانه، ماشین و … وام بگیرید، اطمینان حاصل کنید میزان اقساط پرداختی درصد زیادی از درآمدتان را شامل نشود و به اصطلاح سر به سر برنامه ریزی نکنید. همواره مقداری را برای هزینه های ضروری و غیر قابل پیش بینی در نظر بگیرید تا درنهایت با هر پیشامد کوچکی در بازپرداخت اقساط وام دچار مشکل نشوید. ۳. قبل از ضامن شدن، تأمل کنید ممکن است تجربه کرده باشید که یکی از اطرافیان تان برای دریافت وام نیاز به ضامن داشته باشد و از شما کمک بخواهد. ضامن شدن در ایران، دردسر های مالی برخی کشور های دیگر (به خصوص آنهایی که از کارت اعتباری استفاده می کنند) را ندارد اما در هر حال در صورتی که فرد وام گیرنده نتواند اقساط خود را پرداخت کند، اینجاست که مطابق قانون شما باید آنها را پرداخت کنید. پس قبل از تقبل این مسئولیت، وضعیت مالی فرد وام گیرنده و خوش قول بودن او را به خوبی بررسی کنید. یدهای هوشمندانه ۱. هزینه را به ازای هربار مصرف محاسبه کنید  ید هوشمندانه-کنار گذاشتن عادت های بد مالی تصور کنید تی ی مطابق مد روز با قیمت ۱۵ هزارتومان و تی ساده و کلاسیک دیگری با قیمت ۳۰ هزارتومان دو گزینه ی نهایی شما برای ید هستند. در نگاه اول ممکن است بدون هیچ تعللی تی ارزان تر و به روزتر را انتخاب کنید و به کلی از تفاوت کیفیت و کارکرد آنها چشم پوشی کنید. در زمینه های مربوط به تکنولوژی، ابزار و اسباب آشپزخانه، پوشاک و مواردی مشابه، سبک سنگین کنید و ببینید چندبار قرار است جنس یداری شده را بپوشید یا از آن استفاده کنید، درنهایت هزینه ی کل را بر تعداد دفعات یا ساعات استفاده از آن تقسیم کنید تا هزینه ی پرداختی به ازای هربار استفاده را به دست بیاورید. در این مثال تصور کنید تی ارزان تر با توجه به کیفیت پایین تری که دارد و اینکه مدل آن مطابق مُدی زودگذر است، نهایتا ۵ بار مورد استفاده قرار می گیرد، پس به ازای هر بار استفاده، ۳۰۰۰ تومان هزینه خواهید کرد؛ اما تی کلاسیک از مد نمی افتد و کیفیت بسیار بهتری دارد که با توجه به تجربه تان تخمین می زنید به طور متوسط ۳۰ بار می توانید آن را بپوشید پس به ازای هربار استفاده، ۱۰۰۰ تومان پرداخت می کنید. با این اوصاف، ید تی گران تر برای شما گزینه ی بهتری است. ۲. برای ب تجربه پول ج کنید، نه برای کالاها تحقیقات نشان داده اند پول ج برای مواردی مانند کنسرت، پیک نیک، یک شام فوق العاده به نسبت ید کالاهای گران قیمت، لذت بسیار بیشتری برای شما به همراه دارد. پس باورهای قدیمی را کنار بگذارید و برای آن چیزی ج کنید که حقیقتا شما را خوشحال می کند و تأثیر عمیق تری دارد. ۳. به تنهایی ید کنید شاید شما هم دوستی دارید که در هنگام امتحان هر لباسی این عبارت را بیان می کند: «خیلی بهت میاد؛ به نظرم حتما باید ب یش!» دوستان و روابط اجتماعی تان را برای قدم زدن در یک پارک نگه دارید و خودتان به تنهایی ید کنید. ۴. عادت های مالی خود را تغییر بدهید طبق تحقیقات انجام گرفته، دوستانی با ویژگی های مشابه، عادت هایی مشابه هم پیدا می کنند. این موضوع می تواند به موارد مالی نیز بسط پیدا کند. مراقب باشید عادات بد دوستان تان به شما منتقل نشود. اینکه یکی از دوستان شما تمایل دارد در یک رستوران گران قیمت غذا بخورد یا با عرضه ی هر نسخه ی جدید، گوشی تلفن همراه خود را تعویض می کند، به این معنا نیست که شما هم باید همان کارها را انجام بدهید. در عادت های مالی روزانه ی خود دقیق شوید و اگر برای انجام شان توجیهی منطقی پیدا نمی کنید، از انجام آنها صرف نظر کنید. پس اندازی برای روز مبادا مطالب پیشنهادی از سراسر وب مجموعه ای از بهترین لباس های مردانه در حراج پایان فصل بامیلو مجموعه ای از بهترین لباس های مردانه در حراج پایان فصل بامیلو چگونه ماشین عروس زیبا و متفاوت داشته باشیم ؟! چگونه ماشین عروس زیبا و متفاوت داشته باشیم ؟! ۱. بودجه ی پس انداز را تعیین کنید پس انداز-بازنشستگی-موارد مالی اضطراری شاید این جمله عجیب به نظر برسد چون معمولا ما برای استفاده از خدمات یا ید کالاها بودجه در نظر می گیریم، اما مسئله ی پس انداز به قدری اهمیت دارد که باید هنگام بودجه بندی درآمد ماهیانه تان، قسمتی را به عنوان پس انداز کنار بگذارید. اگر به این امید بنشینید که تا آ ماه ج می کنید و هرچه را که باقی بماند پس انداز می کنید، هیچ گاه به نتیجه ی مطلوبی دست پیدا نمی کنید. ۲. حساب پس انداز خود را از دیگر حساب ها جدا کنید صرف نظر از اینکه در چه کشوری به دنیا آمده اید و چه فرهنگی برای مدیریت مالی شخصی خود دارید، این یک حقیقت جهانی است: «اگر ببینید در حساب خود به مقدار کافی پول دارید، برنامه هایی را که برای آن در نظر گرفته اید نادیده خواهید گرفت یا فراموش شان می کنید و پول تان را ج می کنید» درنتیجه با باز حساب پس انداز جداگانه کمتر احتمال می رود پولی را که برای سفر در تعطیلات در نظر گرفته اید اشتباها در یکفروشگاه اینترنتی بر باد بدهید. حتی می توانید حساب پس اندازتان را در بانک دیگری باز کنید تا بی دردسر و بدون کارمزد نتوانید دائما بین حساب هایتان تراکنش انجام بدهید همچنین می توانید بعد از مدتی آن را به صورت س های مدت دار در بیاورید تا قید ج ش را بزنید. ۳. به فکر دوران بازنشستگی تان باشید در ایران اکثر افراد از بیمه ی بازنشستگی استفاده می کنند به این صورت که در طول سال هایی که کار می کنند قسمتی از درآمدشان صرف پرداخت حق بیمه می شود. اما آیا دریافتی های ناچیز دوران بازنشستگی برای شما کافی است؟ در صورتی که خ ناکرده نیاز به تأمین هزینه های درمانی داشته باشید، آیا به راحتی می توانید آنها را پرداخت کنید؟ یا اصلا اگر بخواهید در دوران بازنشستگی به سفرهایی بروید که در سال های قبل هیچ گاه فرصتش را نداشته اید، از پس هزینه های آن برمی آیید؟ با توجه به چشم اندازی که از زندگی خود در این دوران در نظر دارید، مدیریت مالی شخصی خود را به گونه ای تنظیم کنید که در آن زمان دغدغه و نگرانی هایی از این دست نداشته باشید. ۴. برای مواجهه با موقعیت های اضطراری، از قبل چاره شی کنید تنها در موارد زیر می توانید سراغ پس انداز اضطراری خود بروید و حواس تان باشد عروسی و هزینه های مربوط به آن جزئی این موارد محسوب نمی شود: از دست دادن شغل؛ تأمین هزینه های درمانی اضطراری؛ اب شدن ماشین به طوری که قابل استفاده نباشد؛ تعمیر و نگهداری خانه در صورت بروز مواردی چون چکه سقف، لوله ها، رفع مشکلات تهویه ای، سم پاشی و …؛ هزینه های پیش بینی نشده و ضروری مانند هزینه های مربوط به فوت یکی از عزیزان؛ می توانید براساس اطلاعاتی که از سال قبل به یاد دارید، هزینه ی هرکدام از این پیشامدها را تخمین بزنید و مجموع آنها را تقسیم بر ۱۲ کنید تا متوجه شوید هر ماه باید چه مبلغی برای این موارد کنار بگذارید. با توجه به قانون ۲۰-۳۰-۵۰، این هزینه ها را در دسته ی انتخاب های سبک زندگی (۳۰٪) قرار بدهید. اگر برای بیش از ۶ تا ۹ ماه پس انداز کافی در حساب خود دارید، پس می توانید اه مالی کوچک تان را تأمین کنید، حالا زمان آن رسیده است که به سرمایه گذاری فکر کنید. اگر با وجود این پس انداز، اقساط و بدهی هایی دارید که باید پرداخت شوند، آنها را در اولویت قرار بدهید. سرمایه گذاری مقوله ای بسیار گسترده است که نیازمند یادگیری، تحقیق و بررسی و درنهایت تجربه است. بعد از طی این مراحل به طورکلی هر سال مجموعه انتخاب های خود را برای سرمایه گذاری مرور کنید تا اطمینان ی د همچنان پورتفولیوی شما در بهترین ح ممکن قرار دارد، ریسک آن افزایش نیافته و سود موردنظر شما را پوشش می دهد. سخن آ نیازی نیست درجه ی بالایی در زمینه های مالی ب کنید یا پیش زمینه ی خاصی داشته باشید تا بتوانید مدیریت مالی شخصی خود را به دست گیرید. با توجه به موارد بالا و کمی تمرین می توانید بر روندهای مالی تان نظارت داشته باشید و به جای اینکه اجازه بدهید مخارج و هزینه ها شما را مدیریت کنند، خودتان آنها را مدیریت کنید.



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/29




بیست ویژگی رفتالری برای خوشحال بودن

درخواست حذف اطلاعات
شتن زندگی شاد، آرزوی قلبی همه ی ماست، اما با دنیای پرمشغله ی امروز و استرس هایی که از منابع مختلف به ما وارد می شود، اکثر اوقات نه تنها خوشحال نیستیم، بلکه روحیه ای ضعیف و پرخاشگر داریم. حتما افرادی را می شناسید که همیشه فعال و شادند. ممکن است از خودتان بپرسید این افراد این همه انرژی مثبت را از کجا می آورند یا شاید خیلی راحت بگویید الکی خوش اند. اما همه ی آنها ویژگی های شخصیتی خاصی دارند که دائم روی شان کار می کنند. اگر حس می کنید فرد غمگینی هستید یا برع ، خودتان را انسانی خوشحال و مثبت می بینید، به ۲۰ ویژگی رفتاری زیر نگاهی بیندازید. اگر همه یا اکثر ویژگی های رفتاری زیر در شما وجود داشت، می توانید مطمئن شوید که به قدر کافی شاد و پرانرژی هستید. حتما بخوانید: پندهای زندگی که برای خوشبختی به آنها نیاز دارید چرا شاد نیستیم؛ موانع شادی چیست و چگونه می توان با آن مقابله کرد؟ معرفی انواع هورمون شادی و را ه های افزایش آن ۱. درستی درستی یعنی داشتن اصول اخلاقی قوی و ارزش های بنیادین و اداره زندگی تان برمبنای آنها. اگر این ویژگی را داشته باشید، درهرحال به اصول اخلاقی تان پایبندید و کار درست را انجام می دهید، حتی اگر ی ناظر اعمال شما نباشد. ۲. صداقت صداقت صداقت چیزی بیش از بیان حقیقت است. صداقت یعنی زیستن در حقیقت، یعنی در تمام تعاملات، روابط و افکارتان روراست و قابل اعتماد باشید. صادق بودن مست م خودصداقتی، یعنی روراست بودن با خود و نیز داشتن اص است. پیشنهادهای وب اسپینرهای شگفت انگیز با کلی تخفیف در دیجی کالا پرفروش ترین های ماه بامیلو را نصف قیمت ب ید!! ۳. وفاداری وفاداری وفاداری یعنی دل سپردگی و تعهد به عزیزان، دوستان و هر ی که با او رابطه ای نزدیک دارید. ممکن است درباره ی کارفرما، سازمان هایی که با آنها همکاری می کنید، جامعه و ک ان نیز چنین حسی داشته باشید. ۴. احترام یعنی با خودتان و دیگران با تواضع، مهربانی، احترام، وقار و نزاکت رفتار می کنید. یعنی به خاطر ارزشی که برای تمام انسان ها قائل اید، به آنها احترام می گذارید و نقص های ذاتی موجود در همه ی انسان ها را می پذیرید. حتما بخوانید: ۱۱ راه برای اینکه در محل کار به شما احترام بگذارند ۵. مسئولیت پذیری مسئولیت پذیری یعنی تعهدات شخصی، رابطه ای، شغلی و اجتماعی تان را می پذیرید، حتی هنگامی که دشوار یا ناخوشایند باشند. تعهدات تان را به طور کامل انجام می دهید و مسئولیت رفتارها و انتخاب هایتان را قبول می کنید. ۶. فروتنی یعنی درعین حال که اعتمادبه نفس دارید، خودبین و مغرور نیستید و در برخورد با سایر افراد یا موقعیت ها خودتان را برتر و بالاتر نمی بینید. به خاطر طرزفکری که دارید، دائما در حال یادگیری و پیشرفت هستید. به جای آنکه همیشه طلبکار باشید و بگویید لیاقت تان خیلی بیشتر از چیزهایی است که دارید، به خاطر همه ی نعمت هایتان سپاسگزارید. پیشنهادهای وب فروش محصولات مانگو با ضمانت اص کالا در دیجی استایل شهری که مردمش بیش از یک قرن عمر می کنند! ۷. شفقت شفقت به خاطر رنج و بدبختی دیگران، احساس همدردی و دلسوزی می کنید و دوست دارید برای کم درد و رنج آنها کاری ید. حتما بخوانید: ۶ دلیل علمی که نشان می دهد مهربان بودن برای سلامتی مفید است ۸. انصاف با استفاده از بصیرت و شفقت و درستی، سعی می کنید تصمیماتی بگیرید و کارهایی ید که همه ی افرادِ درگیر در آن مسئله را به بهترین نتیجه ی ممکن برساند. ۹. بخشش بخشش به طور آگاهانه و ارادی تصمیم می گیرید که از نشان دادن خشم و عصبانیت به فردی که شما را آزرده است، دست بردارید: چه آن شخص به دنبال بخشش شما باشد و چه نه. بخشش ممکن است شامل عذرخواهی، ترمیم رابطه یا آشتی باشد یا نباشد. این مسئله به فرد خطاکار و شخص بخشنده مربوط می شود. ۱۰. اص اص یعنی قادر ید بدون تظاهر یا خودنمایی یا دورویی، خودِ واقعی و حقیقی تان باشید. در مواقع وم، خودآگاهی تان را نشان می دهید و کاستی هایتان را هم پنهان نمی کنید. ۱۱. شجاعت علی رغم ترس از خطر، رنج یا درد، از چنان شجاعت ذهنی ای برخوردارید که می توانید مسئولیت، برنامه یا تصمیم تان را ادامه دهید و مطمئن باشید که بهترین خط مشی را پیش گرفته اید. ۱۲. سخاوت سخاوت حاضرید زمان، انرژی، تلاش ها، احساسات، سخنان یا دارایی هایتان را در اختیار دیگران بگذارید، بدون آنکه انتظار داشته باشید در ازای آنها چیزی به شما بدهند. شما اینها را آزادانه و اغلب با خوشحالی به دیگران تقدیم می کنید. ۱۳. استقامت استقامت یعنی ایستادگی و عزم استوار به ادامه دادن خط مشی و داشتن باور یا هدفی مشخص. حتی اگر رسیدن به این هدف یا نتیجه ی بهتر، برای فرد دشوار یا ناراحت کننده باشد. حتما بخوانید: چگونه اراده قوی داشته باشیم؟ ۱۴. نزاکت نزاکت از رفتارهای خوب، اعمال مؤدبانه و اصول آداب معا آگاهی دارید و مایلید آنها را درمورد تمام افرادی که با آنها برخورد می کنید، به کار ببرید. دوست دارید به منظور بهبود روابط و اعتمادبه نفس تان، مهارت های رفتاری و ارتباطی تان را بهبود دهید. پیشنهادهای وب تا ۸۰ درصد تخفیف لوازم منزل در بازار بامیلو شیک بپوش - حراج برترین مدلهای کفش و لباس مردانه ۱۵. مهربانی مهربانی مهربانی یعنی باملاحظه، یاری رسان و خیر ش بودن در رفتار با دیگران. مهربانی از گرایشی مثبت و میل به تعاملات گرم و دلپذیر نشئت می گیرد. ۱۶. بامحبت بودن توانایی بامحبت بودن در رفتار با آنهایی که دوست شان دارید، یعنی اینکه از طریق حرف ها، کارها و حالات تان نشان دهید که چقدر به آنها اهمیت می دهید. افراد بامحبت معمولا صادق اند و کاستی ها یشان را می پذیرند. ۱۷. خوش بینی خوش بینی خوش بینی یعنی احساس امیدواری و اطمینان به آینده. خوش بینی شامل نگرش ذهنی مثبتی است که در آن، رویدادهای زندگی، افراد و شرایط را به شکلی مثبت و امیدوارکننده تفسیر می کنید. ۱۸. قابل اطمینان بودن همیشه تعهدات، اقدامات و تصمیمات تان را تا مرحله ی آ دنبال می کنید. اگر وعده ی انجام کاری را بدهید، قطعا آن را به پایان می رسانید. ۱۹. وظیفه شناسی وظیفه شناسی تمایل دارید کارها را به خوبی یا با حداکثر توانایی تان انجام دهید. براساس اصول خودتان یا آنچه فکر می کنید درست است، وظایف تان را انجام می دهید و در تلاش هایتان بسیار دقیق، محتاط، کارآمد، منضبط و تیزبین هستید. حتما بخوانید: چگونه مسئولیت پذیری در ک ن را افزایش دهیم؟ ۲۰. خودانضباطی قادرید ازطریق عادت های خوب یا نیروی اراده، بر خواسته ها و احساسات تان غلبه کنید تا اینکه بتوانید بهترین خط مشی را دنبال کنید یا به تعهدات و اصول خود پایبند بمانید. به منظور رسیدن به هدف مطلوب تان، حس خودکنترلی قدرتمندی دارید. پرورش و حفظ این ویژگی های شخصیتیِ خوب، دشوار است، اما آنها برای بهبود کیفیت زندگی شما، مزایای مثبت بسیاری به ارمغان می آورند. شخصیت خوب … اعتماد و احترام سایر افراد را جلب می کند. به شما امکان می دهد بر دیگران اثر بگذارید. دیدگاه شما را درمورد ش ت تغییر می دهد. در اوقات سخت یا گرفتاری از شما حمایت می کند. عزت نفس، مناعت طبع و اعتمادبه نفس تان را بهبود می بخشد. زمینه ای برای روابط شاد و سالم ایجاد می کند. به شما کمک می کند به ارزش ها و اه تان پایبند بمانید. شانس موفقیت شما را در کار و سایر امور افزایش می دهد. چگونه ویژگی های شخصیتیِ خوب را در خودتان ایجاد کنید؟ اگر واقعا می خواهید ویژگی های شخصیتی خوب را در خودتان پرورش دهید، گام های زیر را دنبال کنید: ارزش های بنیادین خود را تعریف کنید تعیین ارزش های بنیادین با مشخص ارزش های خود برای زندگی حرفه ای و شخصی تان، بفهمید چه چیزی برای شما از همه مهم تر است. اینها اصولی هستند که پایه و اساس اولویت ها، انتخاب ها، اعمال و رفتارهای شما به حساب می آیند. عادات خوب را تمرین کنید یک یا دو مورد از ویژگی های شخصیتی خوبِ ذکرشده در بالا را انتخاب کنید و آن را برای چند هفته تمرین کنید. اقدامات لازم یا رفتارهای نشان دهنده ی این ویژگی را یادداشت کنید و آنها را در زندگی روزمره و تعاملات تان به کار ببرید. با بستن کِش به مچ دست تان یا استفاده از ترفندهای دیگر، این تمرین را به خودتان یادآوری کنید. حتما بخوانید: چطور عادت های بد را با عادت های خوب جایگزین کنیم؟ افرادی با همان ویژگی شخصیتی پیدا کنید ارتباط با افرادی با ویژگی شخصیتی خوب خودتان را با افرادی احاطه کنید که دارای همان ویژگی های شخصیتی موردنظر شما هستند. آنها به شما انگیزه می دهند و تشویق تان می کنند که این ویژگی ها را در خودتان ایجاد کنید. سعی کنید از افرادی که شخصیت ضعیفی دارند و تصمیمات بدی می گیرند، دوری کنید. کمی ریسک کنید برای رسیدن به هدف یا ارزش موردنظرتان، گام های کوچکی بردارید که شامل مقداری ریسک باشد. هنگامی که با احتمال ش ت روبه رو می شوید و خودتان را در راه موفقیت به چالش می کشید، از نظر روانی و احساسی قوی تر و در برابر اصول تان متعهدتر خواهید شد. حتما بخوانید: چرا ما از ریسک پذیری می ترسیم؟ خودتان را به چالش بکشید (از محدوده ی امن تان بیرون بیایید) تعیین اه بزرگ استانداردهای بالا و اه بزرگی برای خودتان تعیین کنید. بهترین را از خودتان انتظار داشته باشید و دائما برای آن تلاش کنید، حتی اگر در مسیرتان با موانع و ش ت های گاه به گاه مواجه شوید. هر چالش موجب تقویت اعتمادبه نفس و آگاهی شما می شود و باعث می شود شخصیت تان قوی تر شود. درباره ی اصلاح خود، متعهد باشید درک کنید که ساختن شخصیت تان، تلاشی مادام العمر است و کاری است که، هم در مسائل جزئی و هم در لحظات تعیین کننده ی زندگی تان باید آن را تمرین کنید. گاهی اوقات می توانید در ویژگی های شخصیتی موردنظرتان پیشرفت کنید، اما بعضی اوقات هم ممکن است درجا بزنید. با متعهدماندن به رشد شخصی و شناخت خودتان، شخصیت شما به طور طبیعی بهبود خواهد یافت، حتی ازطریق ش ت ها. به نظر شما مهم ترین و باارزش ترین ویژگی های شخصیتی کدام ها هستند؟ این ویژگی ها را در زندگی روزمره تان، اعم از زندگی خصوصی و کاری، چگونه منع می کنید؟



منبع : http://mohsengffr.blogfa.com/post/31