وبلاگهای رنگارنگ

| سـوخـتـه |

آخرین پست های وبلاگ | سـوخـتـه | به صورت خودکار از بلاگ | سـوخـتـه | دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



پانزدهم

درخواست حذف اطلاعات
دانستن زیاد مهم نیست بلکه عمق فهم مهم است.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/15




شانزدهم

درخواست حذف اطلاعات
انسان باید عاشق باشد و انسانی که عاشق نباشد، مریض است منتها انسانی که قلبش محل فرود مُلوَّن هاست نیز مریض است.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/16




هفدهم

درخواست حذف اطلاعات
از کریمان سنگ می خواهیم زر می رسد...



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/17




نوزدهم

درخواست حذف اطلاعات
چه ی در ذهن ما فرو کرده است که جنس یدن عین زهد و ترک دنیا است؟!
اگر آن آ ت دار بقا است و این جا مزرعه پس باید با بهترین وسایل آن توشه برد! پی نوشت: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قالَ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/19




بیستم

درخواست حذف اطلاعات
یکی دیگر از دوستان قدیمی، حضرت ایمان هداه الله الی صراته کامنت گذاشتن.
کاش بقیه نیز بودن و کاش را کاشتند و هیچ در نیامد.
فاران و میلاد و...



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/20




بیست و دوم

درخواست حذف اطلاعات
کمتر خنده نما و بیشتر گریه کن...



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/22




بیست و سوم

درخواست حذف اطلاعات
خودمان را با اندک و روزه گول زده ایم حال آنکه در گه غوطه می زنیم! پی نوشت: آیا آن و روزه ای که خوارج انجام می دادند و با آن کمیت و شدت را ما انجام می دهیم؟ رجوعی بر احوال خودمان داشته باشیم.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/23




بیست و چهارم

درخواست حذف اطلاعات
آن ها که به امید دیدن و آدم شدن منتظر اویند، بی تعرف بگویم ول معطل هستند!



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/24




البلاء للولاء

درخواست حذف اطلاعات
بیچاره ریخت آبرویش را به پای تو
بی جا نوشته اند زلیخا گناه کرد
این زن برای عشق در افتاد با خودش
بدجور روزگار خودش را سیاه کرد پی نوشت: سابقاً داشتم رساله ای عرفانی-فلسفی درباره عشق می نوشتم ولی ولش .
شاید مقداری اش را این جا بنویسم.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/45




موقت

درخواست حذف اطلاعات
شرح سفر به طهران و نمایشگاه کتابم را بنویسم و از زندگی گُه بار خود شاید خج بکشید!
الحق و الانصاف آن زندگی نیست که شما دارید!



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/32




مرجئه

درخواست حذف اطلاعات
گروه سیم مرجئه و آنها معتقدند مسلمان هر چه گناه کند عذاب ندارد و مانند ع مؤمنین است و این مذهب را براى تقرب بخلفاى بنى امیه اختراع د تا هم بلذائذ و قبائح و جور و ستم پردازند و هم محبوبیت داشته باشند نزد مسلمانان و ى از آنها بدگوئى نکند./شرح تجرید الاعتقاد، علامه شعرانی/ پی نوشت: نمونه عینی زیاد دارد.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/34




کنج کاوی های طبی

درخواست حذف اطلاعات
...دریابند که اول ماه و آ ماه حجامت منع است، بهر آن که در این ایام اخلاط ن مى باشد و به باطن راجع، چه، ثابت شده که ازدیاد و کثرت حرکة رطوبات عالم به تأثیر زیادتى نور قمر است، پس جهت حجامت، وسط ماه محمود است، خاصه در اول نصف ثانى، که تاریخ شانزدهم و هفتدهم باشد، چه، متحقق گشته که رطوبات و اخلاط بدن نیز حسب ازدیاد نور قمر افزون مى گردند و بالضرور به ظاهر تن مى گرایند
...و بدانند که حجامت بعد منع است، مگر ى را که غلیظ الدم بود، چه، او را واجب است که نخست است کند و ساعتى بیاساید پس به حجامت پردازد./مفرح القلوب-شرح قانونچه چغمینی/ پی نوشت: اگر مایل بودید بحثی درباره ایام حجامت هم داشته باشیم نیز جالب است که حاصل تأملات فلسفی خویش بر احوال طبیعت و نمود آن در روح بخاری انسان باشد.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/40




مسیر

درخواست حذف اطلاعات
هو
انگار خبری نیست.
نیاز بود قدری بنویسم و فعلاً هستم.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/1




رونده

درخواست حذف اطلاعات
هو
رونده ی است که می رود و از او آماده و خود را خیز به سمت او می کشاند که شاید خود او -تبارک و تعالی- مددی رساند و نیز اشاره ای است به کلام حاجی سبزواری در خطبه منظومه که فرمود: ...فمنه المسیر و إلیه المصیر.



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/2




دوم

درخواست حذف اطلاعات
هو آن که سر در آخور شکم دارد نه تواند سر در عالم مجردات و معقولات داشته باشد و فی الواقع سطح دغدغه مندی نیز از توجه انسانی مشخص می شود... هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/79




سوم

درخواست حذف اطلاعات
هو
أَلْهَاکُمُ َّکاثُرُ حَتى زُرْتمُ الْمَقَابِرَ
"اما کلمه «تکاثر» و «مکاثره» که اولى مصدر باب تفاعل ، و دومى باب مفاعله است ، هر دو به معناى آن است که جمعى در کثرت مال و اولاد و عزت با یکدیگر مبارات و مفا ه کنند."
علامه:این آیات را دو قسم تفسیر کرده اند:
یکی آنکه در جاهلیّت و دنباله اش هم که آمده بود، أعراب و عشائر با یکدیگر تفا می د، و شجْعان و معاریف قبیلۀ خود را می شمردند، و هر طائفه که تعداد شجعانشان بیشتر بود، در مفا ت غالب بودند؛ و تا بجائی میرسید که چون یکی از این دو متفا می دید که نزدیک است مغلوب شود، آنوقت اموات را می شمردند یعنی به قبرستان می رفتند، و تعداد مرده های از هر قبیله را از روی نام و نشانشان می دانستند؛ و این تعداد از مردگان را به زندگان اضافه می د و مثلاً می گفتند: افراد ما از معاریف و پهلوانان چهل نفر است : سی نفر زنده و ده نفر مرده .
دوّم آنکه معنیش چنین است : این کثرات ، این کثرت طلبی ها و این کثرت بینی ها شما را بخود مشغول داشت ؛ و از لقاء و رؤیت حقّ بازداشت تا وقت مردن یعنی تا زنده هستید در پیروی از کثرات می روید، و پیوسته می روید تا میرسید به مردن ! می میرید!
تلمیذ: این تکاثر اطلاق دارد؛ نه فقط نسبت به تکاثر در اموال و اولاد و بلکه تکاثر در خیرات ، تکاثر در علم ، در علم فقه ، اصول ، حدیث ، سائر علوم و فنون ، و بطور کلّی هر تکاثری که انسان را از لقاء حقّ و وحدت حضرت عزّجلال او محجوب کند، تمام اینها تکاثر است ؛ و موجب اشتغال انسان از خدا به آنها می شود. این کثرات انسان را از پیروی و پویائی برای پیدا وحدت حقّ باز می دارد.
علاّمه : آری این آیه اطلاق دارد؛ و هر گونه از کثرت طلبی ، انسان را از مقام وحدت طلبی و خدا جوئی باز می دارد. این تفسیر بهتر است از آن تفسیر اوّل ؛ آن تفسیر زیاد مورد پسند نیست ./مباحثه علمی حضرت علامه طباطبایی و حضرت علامه طهرانی/ هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/80




خلیفه یا پیام بر

درخواست حذف اطلاعات
هو ابوبکر در جمادی الثّانیه سال 13 هجری بیمار شد. در بستر مرگ، عثمان را خواست تا وصیت نامه خود را بنویسد.
ابوبکر گفت:
بنویس: بَسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. این وصیت ابوبکر بن أَبی قُحافَه است به مسلمانان. بعد از این جمله، از شدّت بیماری بیهوش شد. عثمان وصیت نامه را این چنین تمام کرد: من عمر بن خطّاب را به جانشینی خود و خلافت بر شما برگزیدم و در این راه خیر خواهی شما فروگذاری ن .
در این هنگام، ابوبکر چشم گشود و به عثمان گفت: بخوان ببینم چه نوشته ای.
عثمان نیز آنچه را نوشته بود برای ابوبکر خواند.
ابوبکر، با شنیدن مطالبِ نوشته عثمان، گفت: با آنچه نوشته ای موافقم. خدایت از و مسلمانان پاداش خیر دهاد. آنگاه همان نوشته راامضاء کرد.[1]
با آن همه عظمت شان و عقل کلی شان العیاذ بالله نه فهمیدند که باید خیر را به خواهند و جانشین معین کنند و این نجاست فهمید!
جایش بود اباالعایشه پیام بر می شد و نه رسول الله اعظم،انسان کامل،ابالقاسم،مصطفی،احمد،محمد صلوات الله علیه و آله اجمعین...
1-تاریخ طبری ج1 ص2138،چاپ اروپا،ویراست سوم چاپ 52 هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/81




ذوق،برهان،عرفان

درخواست حذف اطلاعات
هو ...به ذوق تعبیر مى شود که باید رسید و چشید. آن دانا شدن است و این دارا شدن. هر چند هر دانایى به لحاظى دارایى است، ولى آن کجا و این کجا. آن دانایى نتیجه تعریفاتى اند که منتج تصورند و فوقش نتیجه قیاساتى اند که منتج تصدیق اند , و هیچیک این دو , در ادراک حقایق و وجدان آنها، کافى نیستند، چه این ادراک فوق طور عقل است که مسیر علمى فلسفى است . از تعریف حلوا , شنونده ممکن است که معناى آن را بخوبى ادراک کند، ولى اگر یک ذره حلوا را بچشد بهتر از هزار نحو تعریف به حد یا رسم آن است./دروس معرفت نفس،درس صد و سی و یکم/
گفتاری نیز جناب شیخ اکبر، محی الدین عربی می فرماید: و إذا ذُقت هذا ذقت الغایة ى لیس فوقها غایة فى حق المخلوق الخ.
و در شرحش جناب علامه قیصری فرمودند: اى اذا وجدت هذا المقام بالذوق و الوجدان لا بالعلم و العرفان و حصل لک هذا جلى الذاتى فقد حصل لک الغایة و انتهیت إلى النهایة لأن منتهى اسفار السالکین الى الله هو الذات لاغیر.
و معنا این است که ذوق نهایت غایت است و فوقش چیزی نیست که ذوق منتهای سفرهای سالکین الی الله است که ذات است و غیری در آن نیست. هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/73




ام مؤمنین

درخواست حذف اطلاعات
هو ام المؤمنین خود باید مؤمن باشد که تواند مادر مؤمنین شدن و نه آن که خودش جرثومه فساد و فاتن و جمل سوار باشد...
ام المؤمنین خدیجه سلام الله علیها است و نه جمل سوار ناکثین... هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/75




تغییر

درخواست حذف اطلاعات
هو إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/76




یکم

درخواست حذف اطلاعات
هو گویند: روزى مرحوم سیّد بحر العلوم رضوان اللّه علیه را شاگردانش خندان و متبسّم یافتند، سبب پرسیدند، در پاسخ فرمود: پس از بیست و پنج سال مجاهده اکنون که در خود نگریستم دیدم دیگر اعمالم ریائى نیست و توانسته ‏ام به رفع آن موفّق گردم. فتأمّل جیّدا. هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/77




موقت

درخواست حذف اطلاعات
هو قرار است در کانالم دوره ای عقاید حقه کلامی به گویم. اگر دوست داشتید عضو شوید.
وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ/بقره 170/ هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/78




درس بیستم

درخواست حذف اطلاعات
هو شهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ الْمَلَئکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قَائمَا بِالْقِسطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ
خدا خود شاهد است بر اینکه معبودى جز او نیست ، ملائکه و صاحبان علم نیز شهادت مى دهند به یگانگى او و اینکه او همواره به عدل قیام دارد، معبودى جز او که عزیز و حکیم است وجود ندارد /18 آل عمران/ بیان: "کلمه «شهادت» در اصل به معناى معاینه یعنى به چشم خود دیدن ، و یا به گوش خود شنیدن ، و یا با سایر حواس خود حس بوده است و ایضاً درباره شهادت در برابر قاضی نیز به کار می رود.
پس به این عنایت ، تحمل شهادت و اداى آن هر دو شهادت است ، یعنى هر دو حق را حفظ واقامه مى کنند، و قسط و عد را به پا مى دارند." "چرا خداوند در این آیه اقامه شهادت مى کند؟" "شهادت داد بر اینکه او معبودى است که جز او معبودى نیست ، و چون به غیر او معبودى نیست ، پس احدى نیست که جاى او را بگیرد، و خلق را از او بى نیاز کند، نه مال ، نه فرزند، و نه هیچ یک ، از زینت هاى دیگر دنیا، و نه هیچ سببى از اسباب ، براى اینکه اگر یکى ازاین نامبردگان چنین خاصیتى داشته باشد، و بتواند ما را از خدا بى نیاز سازد، قهرا در مقابل خداى تعالى معبود دیگرى خواهد بود، و یا اگر خود، معبودى نباشد قطعا به معبود دیگرى تکیه خواهد داشت ، و آیه شریفه با جمله : «لا اله الا هو» این معنا را نفى کرد." و در جای دی گر خداوند می فرماید:أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا/نساء82/
و در بیان آن جناب علامه طباطبایی فرمودند:"این کتاب از ناحیه خداى تعالى نازل شده ، نه از ناحیه غیر او، چون اگر از ناحیه غیر او بود، سالم از اختلاف نمى بود، آن هم اختلاف زیاد، چون غیر خداى تعالى از این موجودات که در عالم هست و مخصوصا انسانها که این کفار احتمال مى دهند قرآن ا حیه آنان نازل شده باشد، هر چه و هر باشد، بالاء ه از چهار دیوارى عالم بیرون نیست و محکوم به طبیعت این عالم است و طبیعت این عالم بر حرکت و دگرگونى و تکامل است ، و هیچ واحدى از آحاد موجودات این عالم نیست مگر آنکه اطراف امتداد زمان وجودش مختلف و حالاتش متفاوت است"
و در توضیح ش در حاشیه قرآنم قاعده فلسفی "لا یصدر عن الواحد الّا الواحد" را نوشتم و غرض آن که غیر از او احدی نیست و همه قرآن یک چیز گوید. و اما ادامه آیه: فعلش قائم به قسط، و در خلقش حاکم به عدل است.
و از لطائف آیه این است که عد خدا بر عد او و بر یگانگیش در الوهیت ، شهادت مى دهد و معنایش این است که عد او خودش بنفسه ثابت است ، و وحدانیت او را هم اثبات مى کند.
و چرا گوییم عد ش،وحدانیتش را ثابت می کند؟
زیرا عدل ملازم است با صدق و اگر صدق نه باشد عدلی نیز نیست و "بر طبق فطرت راه پیمودن باعث عد آدمى مى شود، پس خود نظام حاکم بر عالم و نظامى که در بین اجزاى عالم است ، و همه فعل خدایند، محض عد است"
پس تکرار مى کنیم وقتى رفتار ما بر طبق نظام فطرت، ما را عادل مى کند، خود نظام که همان فعل خدا است عین عد است.
و در پایان همه این آیات و صفات حضرت باری نشان از این اند که عینیّت با صفات دارند و صفات نیز عینیّت با ذات دارد و تنها مفهوم آن ها متفاوت از هم اند که المؤمنین فرمودند: " کَمالُ الاِخْلاصِ لَهُ نَفىُ الصِّفاتِ عَنْهُ" و در واقع می توان گفت مفاهیم صفات را از او نفی کنیم و نه ذات صفات را که ذات صفات عینیت دارد با وجود باری. هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/74




درس هجدهم

درخواست حذف اطلاعات
هو خلاصه ای از بیان جناب علامه عظیم طباطبایی در تفسیر آیات ابت سوره مبارکه بقره را برای تان نقل می نمایم که بی ارتباط به طلب ما از این ماه نیست... ذَلِک الْکتَب لا رَیْب فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ /2بقره/ المیزان: "متقین عبارتند از مؤمنین، چون تقوى از اوصاف خاصه طبقه معینى از مؤ منین نیست، و اینطور نیست که تقوى صفت مرتبه اى از مراتب ایمان باشد، که دارندگان مرتبه پائین تر، مؤمن بى تقوى باشند، و در نتیجه تقوى مانند احسان و اخبات و خلوص، یکى از مقامات ایمان باشد، بلکه صفتى است که با تمامى مراتب ایمان جمع میشود، مگر آنکه ایمان، ایمان واقعى نباشد.
آنگاه کتاب خود را چنین معرفى مى کند: که هدایت همین متقین است ، لا ریب فیه هدى للمتقین پس مى فهمیم که هدایت کتاب ، غیر آن هدایتى است که اوصاف نامبرده را در پى داشت ، و نیز مى فهمیم که متقین ، داراى دو هدایتند، یک هدایت اولى که بخاطر آن متقى شدند، و یک هدایت دومى که خداى سبحان بپاس تقوایشان بایشان کرامت فرمود.
و چون هدایت دومى متقین بوسیله قرآن صورت مى گیرد، معلوم میشود هدایت اولى قبل از قرآن بوده ، و علت آن سلامت فطرت بوده است."
حاشیه ای بر سخن جناب علامه از مناجات المؤمنین در مسجد کوفه که جناب وصی این چنین فرمودند: "إِلّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ" و در واقع همان سلامت فطرت است. خلاصه سخن آن که: قرآن آن را هدایت می کند متقی باشد و نه هر ی را ولی نافی این مسئله نیست که هر ی در حد خودش حظّی از این مأدبة الله می برد. ان شاءالله که در این ماه قدری از این مأدبة الله به گوییم.
هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/71




درس نوزدهم

درخواست حذف اطلاعات
هو وَ کَذَلِک جَعَلْنَکُمْ أُمَّةً وَسطاً لِّتَ ُوا شهَدَاءَ عَلى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسولُ عَلَیْکُمْ شهِیداً وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتى کُنت عَلَیهَا إِلا لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسولَ مِمَّن یَنقَلِب عَلى عَقِبَیْهِ وَ إِن کانَت لَکَبِیرَةً إِلا عَلى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ وَ مَا کانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَنَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ
و ما شما را اینچنین امتى وسط قرار دادیم تا شاهدان بر سایر مردم باشید و رسول بر شما شاهد باشد و ما آن قبله را که رو بآن میایستادى قبله نکردیم مگر براى این که معلوم کنیم چه ى رسول را پیروى مى کند و چه ى به عقب بر مى گردد هر چند که این آزمایش جز براى انیکه خدا هدایتشان کرده بسیار بزرگ است و خدا هرگز ایمان شما را بى اثر نمى گذارد که خدا نسبت به مردم بسیار رئوف و مهربان است /143 بقره/ بیان امت وسط:
"امت ، خدا آن را امتى وسط قرار داد، یعنى براى آنان دینى قرار داد،که متدینین به آن دین را بسوى راه وسط و میانه هدایت مى کند، راهى که نه افراط آنطرف را دارد، و نه تفریط اینطرف را، بلکه راهى که هر دو طرف را تقویت مى کند، هم جانب جسم را، و هم جانب روح را البته بطوریکه در تقویت جسم از جانب روح عقب نمانند، و در تقویت روح از جانب جسم عقب نمانند، بلکه میانه هر دو فضیلت جمع کرده است." ولی این بیان حقیقی وسط نیست بل که: " وسط بودن امت هر دو نتیجه را دنبال دارد، یعنى جمله «و ت وا ء على الناس»، و جمله «لی الرسول علیکم شهیدا»، هر دو نتیجه و لازمه وسط بودن امت است. دوم اینکه وسط بودن امت ، به این معنا است که میانه رسول و مردم واسطه اند نه آنطور که آن مفسر گفت ملت و دین میانه افراط و تفریط، و میانه دو طرف تقویت روح و تقویت جسم واسطه باشد." بیان شهادت:
" بلکه عبارتست از تحمل - دیدن - حقایق اعمال ، که مردم در دنیا انجام مى دهند، چه آن حقیقت سعادت باشد چه شقاوت چه رد، و چه قبول ، چه انقیاد، و چه تمرد."
و آن چه انی هستند که دارای مقام شهادت اند؟
جواب آن این است که "وصف بعض به کل صورت گرفته است زیرا در میان قوم وسط انی هستند که شاهد بر مردم باشند"
مطلب پایانی این است که "شهادت از شئون امت مسلمه ایست که جناب ابراهیم علیه السلام از خدا درخواست نمود." فراجِع...
"باید بدانى که شهادت بر اعمال ، بطورى که از کلام خداى تعالى بر مى آید، مختص به شهیدان از مردم نیست ، بلکه هر ى و هر چیزى که کمترین ارتباطى با اعمال مردم دارد، او نیز در همان اعمال شهادت دارد، مانند ملائکه ، و زمان ، و مکان ، و دین ، و کتاب ، و جوارح بدن ، و حواس ، و قلب ، که همگى اینها شاهد بر مردم هستند.
و از خود کلمه شهادت فهمیده مى شود: آن شاهدى که از میانه نامبردگان در روز قیامت حاضر مى شود، شاهدى است که در این نشئه دنیوى نیز حضور دارد و یک نحوه حیاتى دارد که بوسیله آن ، خصوصیات اعمال مردم را درک مى کند و خصوصیات نامبرده در او نقش مى بندد، و اینهم لازم نیست که حیات در هر چیزى به یک سنخ باشد، مثلا حیات در همه ، از سنخ حیاتى باشد که در جنس حیوان هست ، همه خواص و آثار آنرا داشته باشد تا بگوئى : ما به ضرورت مى بینیم که مثلا مکان و زمان چنین شعورى ندارند، چون دلیلى نداریم بر اینکه انحاء حیات منحصر در یک نحو است . " و اگر دلیلی بر شعور و حیات به انحا مختلف نه داشتیم این آیه یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ به ما می فرمود که موجودات همه ذی شعورند و چرا ذی شعورند و جواب می دهیم که تسبیح امری است که شیء مذکورش را تنزیه می کند و مگر می شود شیء مُسَبِّح به دون معرفت مُسَبَّح او را تسبیح گوید. خاتمه: تمامی آیات به انحاء مختلف به هم مربوط اند که "لا یصدر عن الواحد الّا الواحد". هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/72




ذوق،برهان،عرفان

درخواست حذف اطلاعات
هو
...به ذوق تعبیر مى شود که باید رسید و چشید. آن دانا شدن است و این دارا شدن. هر چند هر دانایى به لحاظى دارایى است، ولى آن کجا و این کجا. آن دانایى نتیجه تعریفاتى اند که منتج تصورند و فوقش نتیجه قیاساتى اند که منتج تصدیق اند , و هیچیک این دو , در ادراک حقایق و وجدان آنها، کافى نیستند، چه این ادراک فوق طور عقل است که مسیر علمى فلسفى است . از تعریف حلوا , شنونده ممکن است که معناى آن را بخوبى ادراک کند، ولى اگر یک ذره حلوا را بچشد بهتر از هزار نحو تعریف به حد یا رسم آن است./دروس معرفت نفس،درس صد و سی و یکم/
گفتاری نیز جناب شیخ اکبر، محی الدین عربی می فرماید: و إذا ذُقت هذا ذقت الغایة ى لیس فوقها غایة فى حق المخلوق الخ.
و در شرحش جناب علامه قیصری فرمودند: اى اذا وجدت هذا المقام بالذوق و الوجدان لا بالعلم و العرفان و حصل لک هذا جلى الذاتى فقد حصل لک الغایة و انتهیت إلى النهایة لأن منتهى اسفار السالکین الى الله هو الذات لاغیر. و معنا این است که ذوق نهایت غایت است و فوقش چیزی نیست که ذوق منتهای سفرهای سالکین الی الله است که ذات است و غیری در آن نیست.
هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/73




آموزش یا

درخواست حذف اطلاعات
هو
چرا آموزش مهم تر از هسته ای و حتی موشکی است؟ قاعده فلسفی هست به نام "امکان اشرف" و توضیح آن این چنین است که " در تمام مراحل وجود لازم است ممکن اشرف، بر ممکن اخس مقدم باشد." به این ترتیب نتیجه اخس از مقدمتین اش است و هم چنین منتِج(نتیجه دهنده) اشرف از منتَج(نتیجه شده)است. حال بیان موضوع:
نتیجه است و این نتیجه حاصل یک تطور و تحول شی است پس نشان از آن دارد که شه مقدم بر بر نتیجه است و شه با آموزش ساخته می شود و در نتیجه آموزش مقدم بر شه است پس نتیجه می گیریم که آموزش اشرف بر نتایج است. پس این که به گویند آیا 2030 اهم است یا از اساس سوالی است بی ربط که آموزش علت العلل هاست! هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/69




درس هفدهم

درخواست حذف اطلاعات
هو هر بهشتی قرار است از جهنم رد شود و جهنم را نماد کفر به گیر! کفر گذرا را دریاب که تو را به بهشت می رساند. عقاید صحیح را به آب و خودت را صحیح به شناس که آن چنان وقتی نه مانده است تا موت... هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/70




موقت

درخواست حذف اطلاعات
هو شاید قدری از دروس منطق برای تان به نگارم ولی دو به شک هستم که آیا ی می خواند یا تلاشم بی هوده است؟ هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/67




درس شانزدهم

درخواست حذف اطلاعات
هو از زنده گی چه می خواهید؟ بِه این است که گویم برای چه حی هستید؟ اولین قدم در معرفت نفس شناخت چرایی خویش تن است. هو



منبع : http://mr-rishdar.blogfa.com/post/68