وبلاگهای رنگارنگ

بدون عنوان

آخرین پست های وبلاگ بدون عنوان به صورت خودکار از بلاگ بدون عنوان دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



×594×

درخواست حذف اطلاعات
مسئله اینجاست که افکارم پارادو تشکیل داده ....



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/624




×595×

درخواست حذف اطلاعات
ذهن شلوغ... جدی جدی داره شروع می شه :>



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/625




×596×

درخواست حذف اطلاعات
ب خونه آقای پورشعبان بودیم. قبلا گفتم که دوست خانوادگین. با وجود خستگیم بازم رفتم چون دوسشون دارم برام جالب بود که لیلا خیلی جا افتاده تر شده بود قیافش!!! توی چند ماه !!! دو واقع هیچ تغییر خاصی نکرده بود حتی رنگ مداد ابروهاش احتمالا ، اما یه خستگی خاصی داشت و صورتش این حس رو القا می کرد که من دیگه بزرگ شدم! یه خانوم بیست و ساله!!!! قیافه نیما هم برام حالب بود! اولین بار بود که باریش می دیدمش درواقع ریش که نه، ته ریش مانند بود و مثل آقای جفرسون توی بازی لایف ایز استرینج (برای تمامی گروه های سنی و هر دو ت - شاید هم سه ت توصیه می شود :) ) بابا و آقای پور شعبان مثل همیشه حرفاشون جوری بود که ما هیچی نمی فهمیدیم اتاق لیلا مثل همیشه برام ارامش داشت و بازم سر این بحث کردیم که بنظر من ویوی اتاقش به دریاچه دید داشت و بنظر خودش به بیابون :) برام عجیب بود که این دختر مثبت چطور اون همه چراغای زرد و بازتاب نور رو نمی دید بعدش گیتار زدیم و بعد حدودا یک سال نشستم پشت کیبورد تنها اهنگی که ناقص بلدم -خوابای طلایی- به سختی و با اشکالای زیاد زدم و اروم شدم اونجا بود که فهمیدم خودمو دوباره من به من رسید و فهمیدم که نمی تونم خودمو دور نگه دارم از لعیای هنری درونم و دوباره و دوباره خوابای طلایی رو زدم تا دوتامون کمی اروم شدیم اونم نیاز داشت به ریتم اروم این اهنگ :) بعدش براش لالایی خوندم چون میدونستم خیلی خستست و دوست داره بخوابه ولی کرم درونم یهو ت ش داد و بیدارش کرد :))))) به مامان خودم فکر و به مامان لیلا. حرفشون ماها بودیم، احسان ، مرضیه :) به این فکر که آیا من رشته مو دوست دارم و جوابم به خودم بله بود و پرسیدم که آیا می خوام به عنوان رشته اصلی توی زندگیم ، در آینده ادامش بدم و بازم جوابم بله بود. بعد از خودم پرسیدم که آیا حاظرم به خاطرش سختی بکشم .دوباره و دوباره بله بود. روز سختی بود امروز از 8 مدرسه بودم تا 6 و کم خو و سردردای زنگ ا ، سر دینی بعد اومدم خونه و کلی فکر . یه ماهه فقط فکر می کنم می شینم یه جا و فکر و فکر و فکر و حس تایم هدر دادن ندارم اما فکرام بالا ه ب ی جایی رسید جایی که منو به من می رسونه تو فکرام صدای خوابای طلایی می اد میخوام ویولنو بکشم بیرون دوباره کوکش کنم اگه تونستم ل ویولن یکو باز کنم جلومو دوباره بزنم. شده یه ربع شده گوشم کر بشه حتی اگه شده ناخنامم بگیرم :) فک کن! ناخنای دست چپمو!!!!! من!!!! نمی دونم چطور حاضرم و در نهایت به این فکر که با دید قدیمم، و عقاید قبلیم ، الان توی پرگناه ترین دوره زندگیمم و با دید جدیدم ، عقاید نو ام.... ؟؟ +باید برم. آرامشم توی خودمه. منی که به من می رسد ، باید صدای پایش ارام باشد شبتون اروم، یا علی :)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/626




×597×

درخواست حذف اطلاعات
این حجم از زود گذری غیر قابل باوره :))) +ماهـ رمضونـــ + ب رفتیم حرم شاه عبد العظیم یهویی و من تو ذهنم فقط می نوشتم این سرما خوردگی لعنتی نمی زاره درس بخونم بهونه هم خودتونین +بادکنک بنفش یده بودم برا اتاقم بادش کم شده :) خالیه خالی که شد تاش می کنم میزارمش تو کشوم که بعدا یبار دیگه بادش کنم :) +چرا این هلیومیا انقدر زود خالی می شن ») +حس خوب من وقتی که بر اساس فیزیک جان دل می فهمم که چرا وقتی گاز هلیوم می خوریم صدامون عوض می شه ! :))) +فردا قلم چی دارم . شاید بشه گفت دومین قلم چیه امساله که جدی می گیرمش :) +وی ، دایورت کنان ب جلو می رود و ترجیح می دهد که کانفت (اوجولات قدیمی مورد علاقه مادر ) را بخورد و چشم هایش از خواب نیمه بسته بماند +لعنت به سرماخوردگی +یه خواب افتضاحیم دیدم که وقتی بیدار شدم از ته دل گفتم خداروشکر که خواب بود + بم فهمیدم که وقتی خودت حواست به اطراف نباشه و به همه چی بی حس باشی ، همه حواسشون به توعه. ما ادمای احمق لعنتی :))) +لعیا جان حال داشتی یکم منسجم بنویس . خویش پند . +13 اردی به عشقتون به عشق +یکی از فاحش ترین اشتباهات بشر در گذر زمان این بود که اردی به عشق رو اردیبهشت تلفظ کرد. خاااعک. توهم طور +وی تصمیم می گیرد فکر ایفون را از سرش به در کند و خود را به ید سامسونگ یا هواوی و راضی نماید و به امید گوشی جدید شرکت اپل بنشیند تا یک چیز ارزان روانه بازار کند و دانشجو و معلم زبانی که من خواهم بود توانایی یدش را داشته باشد-7 تومن اخه؟ + آیا میتوان روزی را دید که همه انسان ها عاشق باشند؟ +معزم پر چیز میزه برا گفتن. ولی حال ندارم بنویسم. تنبل درختی درونم و خزه و جلبکاشو ببخشین به بزرگیتون. +بای



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/627




×598×

درخواست حذف اطلاعات
سه تا تفریح برای خودت انتخاب کن 1. اون چیزی که برات پولساز باشه. 2. اون چیزی که خوش اندام نگهت داره (فک کنم تو عمرم طرفش نرفتم :))) :دی ) 3. اون چیزی که خلاق ترت کنه :) می لا ر سل نیمچه کوک شد بالا ه آغاز نتخوانی مجدد



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/628




×599×

درخواست حذف اطلاعات
چیزی ندارم برای نوشتن حقیقتا اما دلم می خواد بنویسم پریشب رفتیم بام ای کاش خلوت بود و راحت تر می تونستم دیوونه باشم اما خیابونا پر شده از ادمایی که مثل منو تو به بیهودگی قدم بر می دارن باید یه مدت دور شم از وبلاگ اینستا تله و هر چیز مس ه و مجازی دیگه ای که منو از خودم دور می کنه +خدایا. این دیگه چه گهیه که زدم به زندگیم و همچنان دارم می زنم تا حالا انقدر گمراه نبودم! چی درسته و چی غلط +دلم می خواد همه های اطرافو بدرم می خوام برم وسط خیابون جیـــغ بزنم ای کاش پریشب ی نبود اونجا می خوام لباس مدرسه هامو نگه دارم لازم می شه گاهی بپوشمشون تو این لباس ی ازت انتظار نداره خانم باشی:)))) دوست دارم بیست پنج سالم که شد بپوشمشون با کوله راه بیافتم وسط خیابون دوست داشتم سال ا ی از مدرسه فرار کنم یبار نقشه شم چیده بودم ب بابا هم گفته بودم از یکی دو سال پیش که یه روز میخوام فرار کنم ولی عملیش ن مثل سیگاری که نکشیدم مثل چاکرایی که باز ن مثل درسی که نخوندم مثل فیزیکی که نبستم و بقیه درسا که نبستم :) مثل عشقی که نداشتم مثل هیکل خوبی که به دست نیاوردم مثل برنامه ای که عمل ن مثل روح ارومی که نساختم مثل این روز لعنتی که باز و باز هدرش دادم و استرس من ازکنکور نیست از خودمه! داری چه گهی می خوری با خودت لعیا چشاتو باز کن ی به خدا راست می کفت ی همه جوره ی خدا من یه م حرفامم باهات زدم حرفی نیست تو دلم که ندونی ولی باز می خوام بزنم از خودم و این منفی گری ها و این بیهودگیا متنفرم مگه دیدن بیهودگی خودش نیست؟ من هرروز مث سگ دارم بیهودگی می بینم و تجربش می کنم نه از شنبه ای وجود داره و نه از فر سه ماهه زندگیم رو استاپه مقصزشم هیچ نیست و خودمم افسوسشم بعدا مال خودمه هنوز می خوای بشینی برا عقایدت فکر کنی ؟ الان وقتشه ؟ گه می خوری استرست از کنکور نیست مث سگ استرسشو داری گه می خوری می گی راحته خالی می بندی فقط از خودم بدم می اد شما خودتون اگه دیگه قدرت 4 ساعت خو دن و فول انرژی بودن و ازاد بودن و مثبت موندن رو از دست بدین از خودتون بدتون نمی اد ؟؟؟؟ اگه دیگه خودتون نباشین فقط نقش بازی کنین از خودتون بدتون نمی اد؟؟؟؟ بشکن این وضعیتو.اگه دلیلی داشتی برای درس نخوندن، اوکی منطقی بود ولی الان که دیگه دلیلی نداری غلط می کنی نخونی اصن درسم بیخیال غلط میکنی بیهوده تایم بگذرونی لعیای قشنگ درونم بیدار شو زشت نباش خانوم باش :) شاد باش زنده باش برای خودت و وقتت ارزش قائل شو دیوونگیه من و خودم رو ببخشین. ادم باید گاهی با خودش دعوا کنه . (بغض می کند و همچنان می دهد.آدم نشده هنوز:)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/629




×600×

درخواست حذف اطلاعات
ب احسانینا اینجا بودن. بودنشون خوبه بیشتر به خاطر مرضیه :>> جدیده و دوسش دارم . +امتحان شیمی دیروز خوب بود من در جواب برسونیای بچه ها فقط یه لبخند تحویلشون دادم. فردا ام امتحان هندسه دارم و فردا هم یه لبخند تحویلشون می دم . نه بخیلم نه چیزی فقط تقلب بهم انرژی منفی میده :) و می خوام که تو هم تقلب نکنم البته تصمیم سستی بیش نیست. یک ماه و سه هفته مونده چرا انقدر زوووود داره میگذره لعنتی؟ برم :)بای :)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/630




×601×

درخواست حذف اطلاعات
از غیرتم روی مامانم همین بس که هر کی ناراحتش کنه دیگه نگاشم نمی کنم (احترام سن و خاطراتمونو نگه میدارم که نمی رم صاف بزنم تو گوشش حواسش برگرده سر جاش بفهمه با هرکی چجوری رفتار کنه!!! دیگه ام مامان بخواد باهاش دوباره خوب باشه نمی زارم. هر فکری ام میخوان ن میخان بگن حسوده یا بد اخلاقه یا هرچی بدرک. نمیزارم مامانمو اذیت کنه دیگه. حقیقتا این داستان عروسیشم دیگه برام جذ ت نداره. یاد بگیر لعیا با ادمای اطرافت مث ادم رفتار کنی که این طوری دلشون نشکنه. اهمیت دادنو یاد بگیر. بنظرم من شاهد همه درداشونم که فقط درس بگیرم.اگه درس نگیرم خدا مجبور میشه خودمو بزاره تو همون موقعیت که تجربه کنم بعد درس بگیرم. ب هر حال هرچی باشه دیگه نمیزارم اذیت کنتش. تنها یم که حریفشه خودمم.تهش میخاد بگه ابرو احترام یادت رفته بزا بگه صبحتون اروم



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/631




×602×

درخواست حذف اطلاعات
دعوا که میبینم حالم بد میشه بدتر از اونی که فکرشو ین یه انرژی منفی خیلییی زیادی برام داره :((( +چند وقت پیش که فرش اتاقو جمع ، رو مه هایی که زیرش قایم کرده بودم نبودن!!!! بعید می دونم خودم برشون داشته باشم! من که چیزی یادم نمی اد :) +سکوت بهترین چیزه ! به موقع اش همه چیو می ارم رو کاغذ و کیبورد.اگه تونستی تو دار باشی لعیا +ریاضی 90 رو برم بزنم. خستم ازین ترسیدنا :) می ترسی که چی بشه؟ دینی انقدر ترس داره ؟ یه مشت سوال تکراری که ده ساله هی داره تکرار می شه انقدر ترس داره؟ +قول می دم منفی نشم دیگه و از امروز بازیگوشیو بزارم کنار و بکوب بکوب درسمو بخونم شرش کنده شه بره پی کارش:))) بعد منم و فصل دوم زندگی :)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/632




×603×

درخواست حذف اطلاعات
حقیقتا که داستان شد یاد هدفم افتادم خیلی ام یادش افتادم غوغای مغزم و رویاهام داره بلند می شه دوباره چرا پیش بینی نکرده بودم که اینجوری می شه؟؟؟؟ +فردا آزمون سنجش دارم برام دعا کنین از شنبه سبک خاص درس خوندنمو پیش میگیرم و روش الانو می زارم کنار وقتی که هدفم برگشته به مغزم و به دلم وقتی که دیگه نه ناراحتی دارم و نه چیزی وقتی که دوباره قلقلک ته دلمو حس می کنم برای خودم بودن برای هیجاناتم و رویاهام دیگه دلیلیبرای عقب کشیدن نیست از بهترین اتفاقای این ماه بازگشت دوباره هدفم به دلم بود :))))) +:)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/633




×579×

درخواست حذف اطلاعات
با مامانم دعوام شد الان چشاممی سوزه و سرم دردمی کنه ولی تهش اشتی شدیم:) طاقت ناراحت بودنشو ندارم. +روز آخـــر عالـــی بود. توسالن طبقه پایین کلیییییییییی یدیمممممممممممممممممممممممممممممممممم دوبارم ازشورا اومدن میدونستن می یم ولی نمیتونستن ثابت کنن داشتم ع ای ارشادو میدیدم (معلم زبانمون) تو دلم گفتم اوف چه ژستی گرفته چه اخمی، چقد جدی بعد یادم افتاد ما همونایی بودیم که یبار چقدر اعصابشو خوردد کردیم(البته بنده بیی تقصیر بودم برا همین میخندم به اون قضیه همیشه) خلاصه فهمیدم این قیافه گیری ها روی ما اثر ننداره:) نـهار همـ عالی بود باورم نمیشد وقتی ارمیتا بهم گفت حورا رو بیاریمش روز ا ی تنها نباشه! و چقد این کارش لبخند اورد روی لبم میدونم وقتی که داشتم با حورا می یم ، اونم خوشحال شد که تنهاش نذاشتم. 10 روز زود گذشت، ولی من قول صاحبی برای اردوی خارج از شهر و شبانه روزی یادم نمیره:))))) برای بار دوم بعد از اتفاق 7 اصفند ان شدم تو تله، و حالم خوبه:))) اینم یعنی یه پیشرفت:) +فردا 13 بدرهـ، هیچـ وقت اونقدرا 13 بدر شلوغ نداشتیم ولی من میسازمش. فردا سعی می کنم همه رو دور هم جمع کنم:)))))))))))) +فهمیدم که لازم نیست برای خوب افتادن توی ع ، خوش ع و خوش فیس باشی فقط کافیه با عشق و لبخند راضی از همه چی ، دوربینو نگاه کنی برای همین از کل ع ا، فقط چندتاش منو جلبکرد اونایی که توش راضی خندیده بودم:) اپلود طول می کشه خوابم می اد ولی قول میدم بزارم براتون:) +ادرس وبوبهارمیتا دادم امیدوارم یادش رفته باشه:دی #کرمـ +وی برای ساعتی، تمام عدم اعتماد به سقف ها را کنار گذاشت و سعی کرد که خوش باشد و بسی خوش بود +چقده نوشتم ، چقدم نامنسجم. تو بیوم باید بزارم انسجام، چیزی که هرگز در من نبود. :) +دوستون دارم، همه تونو آرمیتا اگه اینجارو خوندی بدون خیلی یعـ:دی +مامانم چقد ناراحت بود که و مامان بزرگم تبریک نگفتن بهش بله برون احسانو دارم شخصیت کماندومو نگه میددارم، اگه ی خاس بهش چیزی بگه یا تیکه بندازه ، رو کنم:دی انقد خابم میاد دارم چرت وپرت مینویسم.شب بخیر جدیعـ :|



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/608




×580×

درخواست حذف اطلاعات
انـــگار که بایـد سکوتـ کنمـ چون حرف زدنـ از یهـ چیزیـ، باعثـ میـ شهـ که انجامـ نشهـ. + بادکنک دوست :) +فردا مهمون داریم.مامان بزرگینا می آن ایشالا دوست دارم هم بیاد، خانوادتا مونو دوست دارمی حتی مامانم :))) خدایا دعا هام در مورد آزمون یادتـ نرهـ هـا :) می دونم که یادت نمی ره . خدایا بعضی وقتا می مونم تو حکمتت. اصن یجوریه . کی به کیه تو حکمتت؟ من با کیم؟ چخبره اصن؟ دو ماه و سه هفته و سه روز . هر چی بوده و نبوده دیگه داره تموم می شه ما ام تهش یا همین تهران می مونیم یا می ریم شهرستان وات ایز د دیفرنس؟؟؟؟؟ دلم برای کلاس زبان رفتن و نشستن تو اون کلاسای داغون کانون تنگ شده :))) باد کولر و بچه های قد و نیم قد و خانومای سن بالا و دخترای دانشجو :) +برم بتستم. +یه اتفاقایی افتاده، که تو دلم نگهش می دارم. +ما یه امروز زدیم زیر آواز ، بعد از ظهر همسایه بغلی و پایینی زدن زیر آواز :| این جا بود که فهمیدم وقتی مامانم می گه نخون صدات می ره اون ور یعنی چی. فک می دیوارا نازک باشه ولی ن دیگه انـقدر:|:|:| +بوی کلیفن تو دماغمه. دلم تنگ شده. کوک نیست لعنتی. بلد نیستم کوکش کنم:| خاعک بر سرتا خاعک :| دوست دارم بنویسما. ولی ذهنم مرتب نمی شه . برم همون دیفمو بخونم سنگین ترم :)))



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/609




×581×

درخواست حذف اطلاعات
+میجنگم با همه چی. با همه حسای بد. قرار نیست همیشه ته داستانا یکی باشه. وایمیستم جلوی هر ی که بخواد بهم انرژی منفی بده. مثبت می شم و به سوی حس های خوب، می دوم :) ای یگانه تابنده، بر من بتاب:)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/610




×582×

درخواست حذف اطلاعات
اون چیزایی که دو سال پیش باید اتفاق می افتاد، الان داره به وقوع می پیونده! مقصر اصلی من بودم! و چقد صبور بود! +ب اندازه همه احساست غلطم، باید خودمو اصلاح کنم:)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/611




×583×

درخواست حذف اطلاعات
تو ی مسیری بودم که فکر می درست ترینه ولی الان می فهمم که وقتی اول راهو غلط بری، هر چقدر بری جلوتر تانژانت زاویه راهت با راه اصلی بیشتر و بیشتر به سمت بی نهایت میل می کنه ... +اردو گذاشتن هفتاد روزه! احتمالا همون جای قبلی یا شایدم توی پونک. من و دو نفر دیگه منتخب شدیم رایگان بریم ولی من نمی رم . من لاف عقل می زنم ، این کار کی کنم؟ و میدونم که این تصمیم شاید بهترین نباشه، ولی یکی از تصمیمای درسته! من باید بمونم خونه و به مبارزه بپردازم. با همه ی تعصب ها با همه نرم ها. با خیلی چیزا که ارزش می دیدمشون و درونم چه ساده بی ارزش شدن بیانگر درست بودن کارم ، آرامش درونمه. این که عقل هی ام می زنه که خودت رو نباز ولی خب آدم باید بره دنبال احساساتش. عقل می تونست منو واردار کنه بعد شیش ماه نقاشی بکشم و تکراری نباشه ؟ اونم اون نقاشی ای که خودمو به وجد می اره هر چند که ساده و در ظاهر بی معناست !! :) +الانه که می فهمم چرا ادمایی که بهترینن، قبل از بهترین شدن، بدترینا به نظر می رسیدن! ولی فقط بدترینا به نظر می رسیدن!!!!! الان می فهمم که چرا قبل کنکور ، دقیقا سه ماه قبل کنکور که مهم ترین روزاست برا ادمایی مثل من ، این اتفاقا افتاد چون این یه جور ازمونه فراتر از هر ازمون مز ف دیگه ای که امسال دادم!!! این ازمون داره منو می زاره بین راه عقل و احساس عقل برام سود داره و احساس برام ارامش من راه خدارو انتخاب می کنم :) هنوز یکم نا خالصم ولی درست می شه با کمک خودش. می دونم تا چند وقت دیگه همه دوستامو از دست می دم :) ولی این راه برام بسیار پر ارزشه حتی اگه به خاطر شرایط جسمی بابا و قلبش نبود، خیلی کارای دگ ام می ! زود تر ! مهم اینه که الان منم و اشکایی که می اد هر شب و دلی که مثل قبل با خداست!!1 چقدر ازت دور بودم خدایا... ارزش این راه ، اون قدر بالاست ، که اگه ازم بپرسن بهترین زمان زندگیت کی بوده ، می گم اردیبعشق دو سال پیش که قدم اولم توی این راه بود ال گه فهمیدم که چرا ولی یه دنیـــــــــــــــــــــــا نفهمیدن پیش روم هست که باید تک تکشون رو بفهمم +اول برای اطرافیانم و شما دعا می کنم که به ندای قلبتون گوش بدین و بدونین اونی که در درونتون باهاتون حرف می زنه و بی شیله پیلست ، راست ترین حرفا رو بهتون می گه :) برای خودمم دعا می کنم که بتونم اونی باشم که باید :)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/612




×584×

درخواست حذف اطلاعات
از تمرین های اول سعی می کنم ذهن رو عقب بزنم و به جای واکنش ، خلاق باشم چیزی رو خلق کنم که باید طوری رفتار کنم که باید مثلا الان باید لبخند بزنمو تو دلم مهربون باشم باهاش! درصورتی که واکنش ذهنم اخم و قهره من قرار نیست ذهن لعیا باشم من قراره روح لعیا باشم . +از ارامش های ا شب +برم بخونم. چجوری بدون خوندنش انقدر دووم می اوردم؟؟؟ دیروز که نخوندم ا شب نتونستم تحمل کنم حسای بدو میشوره می بره اصن +خدایا کمک کن همه رو البته دعام بیهوده بود چون تو که به همه کمک می کنی بهتره بگم خدایا ی پروسه ای راه بنداز همه یکی شیم یا حداقل دو تا دوتا یکی شیم بعد کم کم چهارتا چهارتا +خدایا شکرت بابت همه چی:))))) +آثارش داره کم کم شروع می شه چته لعیا و چرا ح بده و این داستانا کی میدونه درونه لعیا چقدر داره شاداب می شه؟؟؟؟ رفتارای مامان هم ک اصن عالی:) پتانسیل این که هر لحظه بزنم زیر گریه رو دارم ولی ن از روی حال بد! از روی عشق، از روی حال خوب!!!! +از ویژگی های یک فرد احساساتی :) +در ا ، خدا جونم ، دعای امشبمو براورده کن. لطفاااا لطفاااا لطفاااا توروخداااااااااااااا :( :) +چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/613




×585×

درخواست حذف اطلاعات
امتحان گسسته داشتم مامانم فرستادتم که برم، بر خلاف میل خودم ولی خوب شد رفتم تا ایستکاه blow گوش دادم و به درک که خیلی شاد راه می رفتم :)))) به یه نتیجه ی جالبم رسیدم یا جونتو میزاری کف دستت از وسط خیابون میری یا از جلوی مکانیکیا رد می شی و نگاهاشونو به خودت می ی :) تو ایستگاه با یه آرامشی منتظر اتوبوس بودم که انگار منتظر فرشته نجاتمم!! اسلوموشن و اورم بودم کلا امروز تو اتوبوس هم به اون خانمه لبخند زدم. تصمیم گرفتم هر وقت سوار اتوبوس شدم، به یه نفر لبخند بزنم حالا هر کی بود . وقتی وارد مدرسه شدم تازه یادم افتاد هندزفریمو از رو مانتو رد ، خیلی یهویی داستانش گذاشتمش تو جیبم می دونم یازدهما و دهما ازم الگو می گیرن :دی سر امتحانم ارامش داشتم با این که چیزی بلد نبودم تقلب نوشتم و یبارم بیشتر ازش استفاده ن کلا در حد 25 صدم یا نیم نمره :) خیلی ام ریل به ساناز اس می دادم وسط امتحان گفتم پاشه بیاد می خواد پایانی بده ب اونایی که اومدن می خواستم موقع برگشت خودمو یه آیس پک مهمون کنم ولی وقتی که بستنی فروشیه رو رد تازه یادم افتاد!!! تو راه به m زنگ زدم بر نداشت . خب بعدا ارامشمو بهش منتقل می کنم نو پرابلم اصن الان میفرستم به روحش :) خدایا ، این همه ارامشو مدیون تو ام :))))) مـرسی که توی هر لحظه از عمرم کنارمـ بودی:)) یکم خوراکی گرفتم گفتم مامان خونست یکم خوش بگذره دو روزه نمی ره سر کار. +خدایا یادت نره بهم قول دادیاااا +الان می خوام برم جلد 2 رو بخونم. بی خیال سروصداهای قرمز و نارنجی . میخوام نگه دارم برا اون :) +هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند تا چی پیش بیاد ظهرتون قشنگ



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/615




×586×

درخواست حذف اطلاعات
آدمیزاد چقدر پست و چقد عظیم میتونه باشه! +دیگه از مرگ نمی ترسم!!! حس می کنم دارم بر میگردم به بچگی! :) به اون سالایی که بیشتر از الانم می فهمیدم احتمالا



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/616




×587×

درخواست حذف اطلاعات
+ظهر رفتیم فودکورت بام کوروش مرضیه ام بود تاحالا نرفته بودم فودکورتش ب دلم نِشست! فقط به خاطر اون گیاهای ش و هوای نسبتا شرجی و خفه ی توش خفه بودنشو فهمیدم که چرا ولی شرجی بودنشو نه دعا می کنم خوب بمونن برا هم به گونه ای عالی :) با حالی عالی :) +فردا شب جشن عقدسونیاست نمی دونم برم یا نه تصمیم داشتم سال کنکور هیچ جا نرم ولی الان می گم دقیقا واسه چی نباید برم؟ برم عصن شاید روحیه ام بهتر شد یکم :) +مامان بزرگینا فردا شب یا شنبه صبح یا ظهر برن احتمالا حقیقتش وقتی هستن یکم سخته! مهمون حبیب خداست منم سعی می کنم خوب باشم ولی قول می دم به خودم که هیچ وقت این مدلی مهمون ی نشم که از مهمون داری بیزارش کنم :) خوب بمون لعیا مهربون بمون.... برم یکم تست بزنم + طبق روح ، امروز و دیروز یکم گرفتم ازش در مورد من حداقل اینه که یکی که مدام حس کنم دوسم داره براش هر کاری می کنم ولی ی که لحظه ای باشه، ب فکر می برتم،فکرای ناراحت کننده... دلم یه صبح از سوم راهنمایی میخواد که توی حیاط صف وایسم ملیکا افتخاری دعای زمانو بخونه و غرق شم تو اسمون چقد انرژی مثبت داشت اون دعا و اون اسمون و اون صدا و اون لحن :) برم تست دیف بزنم الان حالمو خوب می کنه :) دیگه کم کم باید برم جمع بندی کنم و این داستانا ا شم همه درسا رو کامل نخوندم + ب تو میدون فردوسی، یه کتاب دیدم تو بساط یکی از این ادمایی که کتاب میفروشن کنار خیابون، کتابای نسبتا قدیمی و اینا راجع به منصور حلاج بود اونو نشون با نبرد من ا ف که بعد این کتابای الانم بخونمشون :))) +دیف گاها حالمان را خوب می کند.



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/617




×538×

درخواست حذف اطلاعات
خیلی شیک نرفتم مدرسه آن شدم که یکم بنویسم و بعد برم درس بخونم فیزیکو رفع اشکال کنم بعد هندسه بزنم آ شم فیزیکو ببندم ببینم می تونم تا قبل 2 ، 7 ساعت بخونم یا نه :) +عع امروز شنبست اتوبوس باز شلوغه اتوبوس شلوغ دوست دارم چون توش همه جور ادم هست و یه اجتماع کوچیکو می تونی ببینی و چشاتو ببندی و سر و صدای اتوبوس، بعد از چندین ساعت درس خوندن تو سکوت ، سر ح بیاره :) این که تونستم فیزیکمو خوب بزنم یعنی یه پیشرفت بزرگ. یعنی یه حس خوب. یعنی دیدی می شه لعیا خانوم ؟ یعنی داری زندگی می سازی یعنی یاد گرفتی قوی باشی یعنی دیگه اون دخترک احمق 18 ساله نیستی:) یعنی تو تونستی!!!!! +البته هنوز مونده تا ا این هفته، برنامه ریزی که بتر مـــــــ و هیچ چیزی جلو دارمـ نیستـ چون که دارم فعل خواستنو صرف می کنم :) نه شعاره نه چیزی فقط میخام به خودم بفهمونم که فرق دارم با درختایی که می شینن و حرکت نمی کنن و از جو شون ناراحتن +می آم باز :) تا اینجا رو پر از حرفای خوب و مثبت نکنم و تا انرژی ندم به مخاطبم ، ول نمی کنم #لجباز طوری +صبحتون دل انگیز:)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/560




×538×

درخواست حذف اطلاعات
خو ب 7 که نمیرسه ولی پنج و نیم ، شیش چرا برم تستای دینی درس هفت رو بخورم :) آدام باچ +فاطمهـ ؟ چخبـر؟ ی هفتس نیســـی!



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/561




×539×

درخواست حذف اطلاعات
+خودت و رویاهات یادت نره لعیا:) +شخصیتت یادت نره... +قدرت داشتن و قوی بودن هم یادت نره :)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/562




×540×

درخواست حذف اطلاعات
ناهار میرزا قاسمی خوردم همین برای این که بفهمین سینگلم کافیه



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/563




×541×

درخواست حذف اطلاعات
دینی رو باید با عشق بخونم بجز این نمی تونم !!!!! بیخیال فکرای غلط ی سریا فقط یه مین برو تو عمقش حفظ قشنگ تر از این تنفراست لعیا استفاده از عقل خیلی قشنگه سکوت هم چیز قشنگیه نمیخوام حالم بد شه میخوام انرژیم تا شب و تا فردا و تا پس فردا بمونه!!! انرژی های منفی رو می ریزم دور ... وجودمو سبز و مثبت می کنم بعد نتیجه رو ول می کنم می چسبم به راه یه راهه کوتاهه یه راه بلند راه کوتاهرو می چسبم به خودم می گم که حد اکثر تلاشمو می کنم راضی می مونم به نتیجه می رسم ایشالا یادم می اد که من نتیجه مو قبلا گرفتم ، فقط قراره دو روز دیگه بهم برسه ایمان دارم و اعتقاد لبخند می زنم روحم داره نو می شه مگه غیر از اینه که باید خودم خودمو ترمیم کنم؟؟؟ اگ غیر از این بود که خب یه شغل جدیدی هم وجود داشت : ترمیم 100 درصد شما :)))) پیش روانشناس هم که بری تا خودت نخوای نمی شه همین امروز بود که آرمیتا می گفت لعیا یکم داغون می زنی بش گفتم نه به این فکر که واقعا حالم بد نیست سعی تمام بیخو هارو با ریختن موهام تو صورتم بپوشونم و استرس آزمونم تو حرفام مشخص نباشه نمی دونم شاید فک کرد آرمیتا که چون ولنه ناراحتم یا هر چی نمی دونه من به خودم قول واقعی دادم که دگ براش گریه نکنم!!!! هیچی ام جلو دارم نیست! می رم . تا بیضی و درس جلسه پیش رو کامل نخونم آن نمی شم :) آن که شدم تستای گزینه ی سالای پیشو می زنم ادبیاتم باید تموم کنم می مونه گسسته و عربی که باید فردا درس بدن و فردا با کلی انرژی بخونم براشون پس همه حسای بد و منفی باید از تنم بره بیرون :))) به قیافه ی ساناز فکر نمی کنم. فقط عشق می ورزم همین!!! امشب کادو می گیرم از مامان بابام عاشقشونم :) نمیزارن هیچ وقت احساس کمبود کنم :) میدونم کهیه سو رایز در انتظارمه دعا می کنم که این روزا قشنگ و قشنگ تر و به قول مو مشکی دلبر تر بگذره چقدر حرف زدن انسان با خودش خوبه :))))) ×پیش به سوی کلی درس و تست ، با عشق تمام ، برای ساختن آینده ی قشنگ :) × فقط کافیه باور کنی تک تک لحظه های آیندت به تک تک این لحظه ها بستگی داره :) +وی لبخندش را قوی تر از همیشه می کند، از جایش بلند می شود و با روحیه ای بسیار ترمیم شده ، می رود که روی درس ها را کم کند و بجنگد :))))+



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/564




×542×

درخواست حذف اطلاعات
از خبر های خوب این که نصف درس 4 مونده و نصف درس دو هندسه هم نیم ساعت بخونم تمومه :) امشب بــــایــــد تمومـــــــش کنمــــــــ:) بازم به مباحث آزمون نرسیدم. ادبیات و دینی تقصیر خودم و هندسه و گسسته تقصیر تعطیلیا بود عربی ام که هیچی ولش خداروشکر خوبم توش برنامم برای فیزیک روی 40 ایناست:) امیدوارم که بتونم خدایا کمکم کن فردا همنهشتیو بخونم و هندسه رو ت کنم، ادبیات ک کم کمونده خیلی کم و برسم ازمونای دو سه سالو قشنگ بزنم :) +میدونم که کمکم می کنی.. هیــــــچ وقت جــــــــز اینـــ نبودهـــــــ +خدایا دقت کردی امشب یه ده مینی خوش گذشت؟ من انسانما یکم تمرکز ندارم ولی بودیم دگ پیش هم تا حالا ی بت ولنو تبریک گفته بود؟ فک کنم گفته بود یه چیز میگم یه چیز عجیب!!! چادر پوشیدن افتاده تو مخم!!!!!!!! فک کن!!!!! من و چادر! نحرفم راجع بهش. بیخیال میگم خدا یکم حس چاکرا ب من بده دیدی اون شب تو خوابو؟؟؟؟؟؟؟؟ اجازه ندادم به خودم برم جلو گاهی انسان از قدرتاش نباید استفاده کنه نبایدم بیانشون کنه اصن!!!!! بحز تو کی باور می کنه؟؟؟ :) ولعش:) +کادوی پرنتز عزیز یه س گنده ی کرم شیری رنگ بود اسمشو گذاشتم خانم آلبنی چون هم بوی شکلات می داد هم آلبنی شکلات مورد علاقه ی این روزام شده امتحانی کنین :) albeni گذاشتمش پیش خوشخواب ( سی که بسی دیرینه است تو خونه ما :) ) زوج خوبی بنظر می رسیدن:) پشه نیشم زد!!! الانم مگه پشه هست؟؟ برم دیگه دیره وقتم کمه فقط دعا می کنم فردا ازون روزا باشه که علی رغم خواب کم انرژیم زیاد باشه فک کنم باید از نسکافه های اقا سید بخورم (سرایدار مدرسمون :) مهربون:) ) تا جایی که بتونم خودمو از کافئین دور نگه می دارم که بهم نریزه بدنم سلامتی ایز ماچ ایمپورتنت دن ی :) دروغ گفتم گاهی:) +شبتون قشنگ.اگه ولن امس ون قشنگ نبود، به دل نگیرین. عوضش یه عالمه زیبایی توی وجود و درون هرکودومتون هست! مطمئن باشین :)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/565




×543×

درخواست حذف اطلاعات
درس 2 دینی تموم شد مونده سه صفحه ی بلند از درس 4 که در برابر ما بسی کوتاه می نُماید . میخواستم بیخیالش شم ولی نوشته های بو که خوندم یادم اومد نباید عقب بکشم. پس برم و به قول خودم "حداکثر تلاشو" م :) +آیا شما از وجهه اجتماعیتون لذت می برین؟؟؟؟ +من نسبتا آره. مخصوصا اخیرا :) صبحتون قشنگ:)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/566




×544×

درخواست حذف اطلاعات
دینی تموم شد دو تا فرمول از هندسه مونده، مـ نمی کشهـ اون دوتارو بخونم بی ادبمـ خودتونین ادبیات هم تموم شد ثبت نام برای اردوی عید تنها دغدغم اینه که زشت نی جلو چن نفر دیگه در انواع و اقسام پوزیشنا ولو شم و درس بخونم؟؟؟؟؟؟// از tumblr های هفته : دیر رسید سر ادبیات نشستم شیر موز دراوردم و فاطمه بهم یکی از شکلاتای ولنشو داد بازش که بهروز اومد سمت ما (معلم ادبمون ) گفتم خطر رو از ناحیه رفع کنم، داوطلب شدم:) قیافش درخشید اصن خ دوست داشتنیه خخخخ :))) یه دستم اوجولات بود ، داشتم تاریخ ادبیاات ج می دادم و شیر موزم هم رو میز بود این صحنه رو دوست داشتم خیلی :)))) نمی دونم چرا :))))) +آقای آبی فیروزه ای برامون از مدارایی که سیاره ها روش می چرخن حرف زد. دوست داشتم هندسه ی این جلسه رو بیضی و وح از مرکز زمین مدارش به دایره میل می کنه پس خورشیدو همواره در یک اندازه می بینیم :)))) +خلاصه های فیزیکو دوره کنم از 7 شورو کنم آزمونا رو بزنم عربی و زبان و شیمی نمی زنم اگ رسیدم ، شب یکم شمارشی استوکیومتری می خونم خانم آلبنی خیلی نرمه. دوسش دارم موفق باشین و شاد :) پ.ن: می خونمتون. ولی وقت کامنت نی.so sorry :( پ.ن تر:خدا جونم ،،،،،،، منو یادت نرههااااا دیدی تلاش :) روحیمم یادت نره عاچقتم:)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/567




×545×

درخواست حذف اطلاعات
اومدم دوباره سرده. زمین خشکه و باد سرد می آد. موهام خیسه و سرم درد می کنه خنثی ای اره راضی نیستی چرا پس چی نمی دونم تنبلی تازه فهمیدی میدونستم از 17 تا معلومه نه اره دقیقا چرا دوسم داری نداشته باشم داشته باش ولت کنم نعـ خو پ چتع هی می پرسی عجیبه برام من اره تو کی درکم کردی هیچ وقت پ برم نه میگم چیزه چیزه برو بخواب باشه 17 ات چی ولش تنبل نه:( ببین می شه ها تو فقط برو جلو باشه افرین دیدی لاک نزدم میزدی اخه17 دیوونه صدا قطار می اد از روی ریلا پا نمیشیم قبلنا حس داشت خیلی قبل ترش نداشت اون شب تو خوابو دیدی اره کشیدمت بیرون خودم رفتم همزمان بود قهری نه سردی سنگم تو گلی اره همه چی ام پس چرا اینجا با من نشستی رو ریل چون اونم هستم بریم دیوونه خونه من که نمی ام ولی تو توش هستی جات قشنگه ولی تو تو دلمی.... جای تو قشنگتر نی؟ د تنهایی اره گریم می گیره نکن بنظرت ها بنظرت چرا این جورین ادمارو میگی اره از کجا فهمیدی چون من تو مغزتم چرا چون گمن دوسشون ندارم برو بخواب دوس دارم یه قطار دیگه بیاد نمی اد چ کوتاه بود امروز نگران نیستی ی بخونه نه به خودم ربط داره فقط بنظرت حالشو خوب می کنم نمیدونم. من که تو مغزت نیستم.پاشنه بلند بپوشم بیرون نپوش قشنگه نپوش بیخیال اره بغض نکن برو بخواب باشه دفه بعدی بیایا پرتگاه؟ ی جا دیگه پس کی پرت شیم زوده نه نه باشه بوس کن نه ب فکر قضاوت بقیه نباش بازم بیا.. باشه قبل عید بیایا باشه شب میبینمت پرتگاه؟ برو دیگهـــ باشه فردوسی مشهد ینی؟ میبینی بچه فعلا :)



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/569




×419×

درخواست حذف اطلاعات
از صبح ح تهوع دارم. الانم سردرد دارم میگیرم کم کم ... زیر چشمامم گود رفته، دیروز تو ماشین از خستگی نمیتونستم حرف بزنم. ولی خب حالم انقدری مساعد هست که برای امتحانای فردا بخونم. فصل 2 و 3 فیزیک 2 . فصل یک شیمی امسال. و دینی 123 پیش واقعا مباحثشون غیر منطقیه وااااقعا :| وقتی بلد نیستین هدایت کنین چرا می کنین خب ؟؟؟ ی مشت ادمم می برین تو چاه:|



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/428




×420×

درخواست حذف اطلاعات
شاید نزدیک سی ثانیه برای نوشتن وقت داشته باشم. باید برم سر درسم خیلی سریع. +نوشتم. ولی چرت بود. پاک .... شاید ظهر آن شم و بنویسم باز :)))))



منبع : http://mylovemylife2.blogfa.com/post/429