وبلاگهای رنگارنگ

برگشت

آخرین پست های وبلاگ برگشت به صورت خودکار از بلاگ برگشت دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



خدا کجایی؟

درخواست حذف اطلاعات
بازم ز له،
همه چیز اب شد
خونه ها ساخته میشه، شهر دوباره درست میشه، همه چیز خوب میشه
ولی
از امروز به بعد خیلی ها دیگه
بابا ندارن
بعضیا مادر ندارن
بعضیا پسر ندارن
بعضیا دختر ندارن
خیلیاشون سقف تموم آرزوهاشون اب شد اون شب
سرنوشت خیلیا عوض شد
داغدار شدن
اینا دیگه هیچوقت خوب نمیشن
اینا دیگه درست نمیشن هرجور که حساب میکنی اینا درست نمیشن.

متاسفم و تاسف چیزی را درست نمیکند



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/30/خدا-کجایی-




شب یلدا

درخواست حذف اطلاعات
شب یلداهم برای من تموم شد اوضاع خوب بنظر میرسه ولی خودم میدونم چقد وخیمه شرایط بعضی وقتا گیج میشی توی نگرانی و اضطراب و خشم و محبت گیر میوفتی عشق و انگیزه و هدف درگیرت میکنه اگه کم بیارم چی میشه؟ توی این شرایط چقدر دیگه باید تحمل کنم و هیچی نگم میترسم این کار از نفس بندازتم یلدا بهونه قشنگی بود واسه دور هم جمع شدن و من دوست دارم این دور هم بودنایی که چندساله طعمش رو نچشیدم. چه شب خوبی بود چه آرامشی و من برای چند ساعت آروم گرفتم از استرس و اضطراب خدایا خدایا خدایا این دغدغه هاییه که خودم درک میکنم و خودت پس درکم کن لطفا بهت نیاز دارم پ.ن: شاید نفهمید از حرفام چیزی چون ذهنم آشفتس



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/31/شب-یلدا




طبیعت سرد

درخواست حذف اطلاعات
سلام و چقدر بده حال و روزم ...

اصلا روحیه اجتماعی درست حس ندارم با اینکه برای هدفم کاملا مصمم و با اراده دارم جلو میرم ولی ... چقدر بد ...



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/32/طبیعت-سرد




این شبها

درخواست حذف اطلاعات
اوضاع جالبی نیست، وضعیت پهنای باند اینترنت مشکل دار شده شبکه های اجتماعی پر مصرفم که فعلا قطعه و احتمالا دیگه باز نشن از همه وحشیانه تر این بهم ریختگی مملکته که نفهمیدم این همه صدمه زدن به اوضاع چه ربطی به گرانی داشت، این روزا نمیشه در مورد مشکلات کشور حرف نزد، حتی در حد یک فرد عادی. اینکه چی خوبه و چی بد رو بذاریم کنار، از بین رفتن کلی اموال و خسارت به به و از همه مهمتر ریختن خون چیزی نیست که یک انسان با فکر و متمدن بخواد، امیدوارم اوضاع سریع درست بشه و به ح عادی برگرده. خستگی روحی داره میاد سراغم ، حالم از این خستگی بهم میخوره کم کم یواش یواش میاد و توی روحت خونه میکنه و با یه مکافاتی از ذهنت کوچ میکنه اوضاع ل کننده و غمگین و سرد فقط یه چیز میتونه بگه اونم اینه که باز یجای کارو اب ، باز نتیجه نگرفتم. چقدر بدم میاد از بدقولی و چقدر بده این احساس شرمی که میشینه روی وجودت و تا آ تمومت میکنه. هیچوقت روی قول ی به ی قول ندید کاری که من هیچوقت نتونستم انجامش بدم. توی کارتون قوانین سفت و سختی داشته باشید وگرنه میبازید برنامه های قدیمی رو یه نگاهی بندازید میتونن توی لحضه های سخت کمک ح ون باشن. تا نوشتار بعدی بدرود



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/33/این-شبها




تغییر تغییر و تغییر

درخواست حذف اطلاعات
امروز از عصر به بعد مشغول فکر به این شدم که گذشته ی من چطور گذشته گذشته ای که تا الان از دید خودم بالا و پایینی های زیادی داشته هر از گاهی یاد گذشته توی ذهنم جولان میده ، شاید به این دلیله که خاطرات زیادی توش برای کندو کاو دارم ، صحبت زندگی در گذشته نیست بهم تسکین میده این یادآوری ها چیزی که امروز کشف از خودم تغییر بود تغییر چقدر سخته که بگم من عوض شدم شاید دوست دارم همون فرد قبلی باشم شایدم این تغییر مربوط به رشد باشه و من به این رشد میگم تغییر نمیدونم ولی یک سری خصوصیات فردی و شخصیتیم تغییر کرده و جاهایی هست که کاملا در تضاد با آدم قبلیه این رشد یا تغییر؟ نمیدونم. این روزا سرم سرتاسر شلوغه
امتحانات که شهریور ماه به خودم قول دادم که این بار بخونم رو دارم میرم به جنگشون و تا الان احتمالا موفق بودم. کار دفتر به جاهای باریک هم کشیده ، اجاره و هزینه ها این ماه به مشکل خورده از طرفی کارفرماها زیاد اهل پول نیستن گویا جلسات معین شده با یک گروه که کارشون خارج از تخصص منه تقریبا و باید خودم و بهشون برسونم از طرفی هم یک شانس بزرگ توی این شلوغی برام پیدا شده که نمیخوام از دست بدمشون خونه هم بنایی دارن و ازم انتظاراتی میره و باید تقسیم وقت داشته باشم یادم رفت که پسر عموی بابا هم ازم خواسته براش یه ماشین پیدا کنم وای خدا چرا همه چی یهو میاد سراغ آدم؟ من میتونم ، من میتونم ، من میتونم خیلی احساس میکنم به یک سفر کوتاه مدت در حد چند ساعت نیاز دارم بگذریم داشتم میگفتم تغییراتی که داشتم یکم آزرده خاطرم کرده دلم واسه خودم تنگ شده انگار شایدم من همونم و محیط عوض شده؟!!
چرا ثبات نتیجه گیری ندارم توش؟!!
اه اه اه
یکم آرامش ذهنی لطفا، همین!



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/34/تغییر-تغییر-و-تغییر




سال نو

درخواست حذف اطلاعات
سلام به همه خوبا سال نو داره میاد سال فعلیم داره کهنه میشه امیدوارم روزای خوبی داشته باشید



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/35/سال-نو




سال 97

درخواست حذف اطلاعات
سلام بازم من و این صفحاتی که هیچموقع فکر نمی بهشون عادت کنم. برام جالبه کلا مثل یه دفتر خاطرات میمونه کاش خط خوبی هم داشتم و مینوشتم توی یه دفتر واسه خودم. سال 97 رو دوست دارم بتر م و واسه خودم باید ببینم چی میشه سال 96 که مارو تر د ولی بعضی جاهام ما تر دیمش. بگذریم. حال و احوال دوستان ی میاد میره؟هست؟ خخخ عید جایی نرفتم:| کار و کار و پولامم ندادن هنوز مریضم میدونم تقریبا یم خونمون نیومد :| خب این از تعطیلات عید را چگونه گذر د من. الانم دارم کار میکنم وسط کار گفتم یه حال و هوایی عوض کرده باشم. خب من برم دیگه هوامو خوردم



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/36/سال-97




احساس

درخواست حذف اطلاعات
احساس رو چطور میشه تعریف کرد؟ من احساس خوبی به فضای مجازی ندارم... تفاوتی نمیکنه شما توی فضای مجازی باشید یا واقعی آمهای زیادی وجود دارن که هر کدوم با یکی دیگه فرق داره و بصورت گروهی در یک دسته قرار میگیرن مثلا تو فضای مجازی یک عده هستند که می سازن مثل صاحب همین یک عده هستن استفاده می کنند مثل من یک عده هستن می بینن مثل شما یا تو دنیای واقعی ما ارو داریم پزشک ها حقوق دان ها اساتید کارگرها تعمیرکارا کاسبا و و و ... فضاها و محیط های مختلفی هستن هر کدومشونم یک زندگی خاص و منحصربفرد خودشون رو دارن وقتی یک عده خوابن یک عده دیگه بیدار وقتی یک عده خوبین یک عده بد و ح های مختلف دیگه من از جایی که هستم خوشحالم ولی ... ولی اون حس لذت بخش رو ندارم نسبت به محیط انگار خودم اومدم ولی اشتباه اومدم یا اینکه یم جای کار لنگ میزنه نمیدونم نمیدونم چجوری این احساس رو میشه تعریف کرد



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/37/احساس




...

درخواست حذف اطلاعات
همیشه با انتخاب اسم و موضوع مشکل دارم برای همین حرفام سرو ته نداره از یه جا شروع میکنم میرم به یه جای دیگه بدون هیچ سناریوی خاصی بعضی آدما از زندگی نمیرن بیرون مثل دوستای کودکی که دیگه هیچوقت ندی ون بعضی خاطره هارو نمیشه ریخت دور مثل خاطرات خوب کودکی ناخودآگاه وقتایی که بیکار میشم و حوصلم سر میره یاد گذشته میوفتم اونم با حسرت این یعنی نتونستم حال بهتری واسه خودم بسازم همین



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/38/-




اوپس

درخواست حذف اطلاعات
خوردم به کلمه اوپس همینقدر خالی ...



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/39/اوپس




:| دقیقا همین شکلی

درخواست حذف اطلاعات
م عین فیسی که دیگه ازش خسته شدن
بنظرم باید تو فکر نوشتن یه کتاب باشم با عنوان داستان های ناتمام منو ماشین بابام رفتم ماشین و درست و تموم شد کاراش ولی موقع برگشت رفتم یه چی ب م برگشتم دیدم استارت ماشین منهدم شده ینی منهدم ها قشنگ ترکیده بود یه استارت جدید گرفتم الان رو به راهه خداروشکر فک کنم دیگه تموم شد. ولی خستم میخوام عین س بخوابم اونم منه خوابالو اما نمیشه , همین یکی دوتا پروژه ای هم که داریم داره پر پر میشه خدا بگم چیکارت نکنه آقای ...
چرا این همه بی برنامه کار میکنید با ما ... جای جدید هم درحال نوسازیه و من باید یه هفته توی خونه کار کنم به همکاران هم سپردم توی خونه بشینن کار کنن . خب اینا خبرای خوبیه یا بد؟؟؟؟ ن میگم فوق العادن ما توی محدودیت ها ستاره میشیم 2 ساله منتظر همچین تابستون باشکوهیم که یک ماهش رفت و دو ماه طلایی برام باقی مونده و میخوام تموم برنامه های دفترو اجرایی کنم امیدوارم مثل همیشه خدا هوام و داشته باشه , اگه توی این تابستون بتونیم 50 درصد برنامه کلی رو اجرا کنیم دیگه عملا میشه شروع یه دوران طلایی وگرنه که هیچی به هیچی میشه.



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/25/-|-دقیقا-همین-شکلی




آرامش

درخواست حذف اطلاعات
چه شب آرومیه , بعد از یه مدت پر سرو صدا و بالا پایینی امشب خیلی آروم بود و کم کم داره همه چیز عادی میشه , البته تا قبل 3 یا مرداد چون با این فرمون من توی تاریخ ذکر شده میرم جنوب کشور اونم به این گرما گفتم عروسی دعوت شدم و برام اتفاقای عجیب رخ داد با تموم اتفاقایی که رخ داد خانواده ماشین و اجازه دادن ببرم اونم برا عروسی خخخ تازه یکی از دوستان همکار هم باهام میاد و این یعنی دوتا دیوونه میزنیم به جاده قرار کلی خوش بگذره بهمون , کلیم سفارش شده خونه این فامیلا حتما بری یعنی بقیه رو نرفتی هم نرو یه سفر لازم داشتیم با این فشار کاری و اوضاع بهم ریخته بنظرم بهترین اتفاق این مدت همینه... دارم تموم کارارو جلو جلو انجام میدم که موقع نبودم زیاد مشکل نخوریم و با خیال راحت خوش بگذرونیم رفتن بعد از حدود سه سال به شهر خودم یه حس خوب داره , البته رفتم اونجا ولی هیچکدومش این شکلی نبوده برای کارای اداری میرفتم و سریع برمیگشتم ولی اینبار قرار برم یه دل سیر از عزا در بیارم
خاطره زنده کنم , البته فقط خوباش , خاطرات بد هم دارم که دوست ندارم بهشون فکر کنم این میشه یه حس خوب و امیدوارم همه همینطور باشن و به خوبی ها فکر کنن
این روزای سخت تموم میشه ولی فرق میکنه سختی ها با خاطره خوب تموم شه یا بد جاده یه حس خوب بهم میده . اینکه دوستم گفت منم میام خیلی شارژم کرد
داشتم به این فکر می که تنهایی توی جاده چجوری برم , اونم چیزی حدود 14 یا 15 ساعت تازه اگه فقط راه بری , البته نمیخواستم ماشین و ببرم و با اتوبوس میرفتم ولی دوستم که گفت منم رو هوا زدم و گفتم حله
تنهایی هیچ خوب نیست



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/26/آرامش




سکوت و آرامش

درخواست حذف اطلاعات
چطورید؟ من که توپ و عالیم درحال حاضر فقط نمیدونم این سکوت ماقبل طوفانه یا بعدشه البته هنوز به طوفان نخوردم ولی این سکوت رو دوست دارم به آدم یه آرامش خاصی القا میکنه آرامشی که میشه توش غرق لذت شد و رفت به دنیای دوست داشتنی رویاها از اون سکوتایی که آدم با خودش خلوت میکنه تا یه تغییر جدید بوجود بیاره برای من این لحظات خیلی ارزشمند هستن بهترین تصمیم های خودم و توی همین آرامش گرفتم آرزو میکنم همه از این خلوت داشته باشن برای خودشون امروز یه کار نمیه تموم رو تموم و این بهم خیلی انرژی داد , به دوروبری هامم انرژی داد وحاصل این انرژی مثبت شد یه روز خوب و قشنگ . توی خلوت امروزم یه تصمیم دیگه گرفتم واسه آینده خودم , درواقع یه تصمیم نیمه تموم رو به قطعیت رسوندم امیدوارم بتونم از پسش بر بیام و با سختی ها و آسونی هاش خودم و به عملی شدن تصمیمم برسونم پس پیش بسوی حرکت بعدی



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/27/سکوت-و-آرامش




یک لبخند خنده

درخواست حذف اطلاعات
سلام دوستان
یه مدت نبودم , قرار بود بریم سفر بتر یم رفتیم تر دیم برگشتیم و خودمون ترکیدیم اگه بگم حدود 40 روزه که توی شرایط کاری دچار یه بلاتکلیفی عجیب شدیم شاید باور نکنید ولی خیلی عصبیم و یبارم نتونستم از پس کنترل خودم بربیام امیدوارم توی همین هفته موضوع حل بشه و از این شرایط بیرون بیام دوباره داره ترم میرسه و از اونجایی که احساس خطر میکنم تن به درس خوندن و سر کلاس حضور یافتن باید بدم رفتن یه اشتباه بود واسه من نمیدونم شاید اینجوری رفتن اشتباه بود
اما تصمیم قطعیه که تموم کنم و بعدش راهی خدمت بشم شرایط بعد از خدمت قطعا خیلی متفاوت هست اما مسیر زندگی همیشه میگه باید بری و هر فصل رو تموم کنی تا برسی به فصل بعد و هر فصل هم فقط یکبار فرصت داری و تکرار نداره پس با قدرت و امید و آرزوی زیاد پیش بسوی تجربه های جدید زندگی دارم یاد میگیرم برنامه ریزی کنم برای کارهام
من از برنامه ریزی متنفر بودم ولی تجربه های تلخ بهم یاد داد بدون برنامه فقط توی یه چرخه ی بی نتیجه میچرخی هرچند اگه احساس خوشبختی فراوان کنی
از یه جایی به بعد سرت میخوره به سنگ و میفهمی خیلی کارات غلط بوده بگذریم منم راه های رفته اشتباه زیادی داشتم که تاثیر زیادی روی روحه شخصیم گذاشت از دنیای واقعیتون دور نباشید بخندید و خوشحال باشید هرچند اگه اتفاقای بد براتون میوفته به خودتون و اطرافیانتون انرژی مثبت بدین سحر بخیر



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/28/یک-لبخند-خنده




و بازهم من

درخواست حذف اطلاعات
سلام به اونایی که میخونن و اونایی که نمیخونن دو ماه بیشتره که نیستم دوماه رو بهتره بگم کابوس وار گذشته واسم بعد از اون عروسی دوتا از اقوام فوت د و بعد این دو عزیز پسر ی مامان که خیلی ارتباط صمیمی باهم داشتیم هم بطر ناگهانی عمرشون رو دادند به شما که شخصا خیلی ناراحت و دپرس شدم و باورش سخت بود .
این مدت سخت گذشت ولی گذشت دارم ریکاوری میکنم برنامه هام رو تقریبا تصمیمی که گرفته بودم و دنیا مجدد جلوش رو گرفت
چیزی حدود 20 روز توی جاده های لعنتی با بوی عزا بودم.
مسائل کوچیک روزمره هم زیاد شدن و به یکباره تموم برنامه هام رو عقب انداخت. باید مدرکم رو بگیرم
باید بفکر توسعه کارم باشم
باید توی فکر سربازی هم باشم
این باید ها رو میگم و میبینم دنیا باز سر من در میاره ولی تا کی آخه؟
مگه من میگذرم؟بالا ه که یه روز موفق میشم
دیر یا زود من میخوام برسم به اون چیزی که میخوام پس بیا و با من بازی نکن
روانی نیستم دارم با روزگار حرف میزنم . خب چه خبر شما دوستان؟ راستی سلام دادم؟فک کنم سلام الان که نگاه بالارو دیدم آره سلام
حافظه کوتاه مدتم ندارم ، همه چی خوبه؟امن و امانه؟کربلایی هم داریم؟برای همه دعا کردید یا فقط به خودتون رسیدید؟!



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/29/و-بازهم-من




حل شد

درخواست حذف اطلاعات
سلام چطوریایین؟ چاله حل شد البته ظاهرا یعنی رفتیم یه جای مناسب گرفتیم تا از شر این بلانکلیفی یه هفته ای راحت شیم همچنین دنبال این یارو هستیم که اینجوری مچلمون کرد (هنوز سفته هارم ازش نگرفتم) گویا رفته تهران و خبری ازش نیست , زنگ زدم گفت میام حالا کو تا تو بیایی ... میخواستم بگم مرد حس اینجوری که قرارمون نبود هی عذر خواهی میکنه ... شاید بخاطر این تاخیرا چند پروژه رو از دست بدیم دوستمم امروز گفت 5 عروسی داداششه و حتما باید برم
توی این شرایط سخت اینو کجای دلم بذارم اونم شهرستان اونم 1000 کیلومتر فاصله اووووووووووووف ولش کن فعلا بهش نفکرم بهتره یکی از بچه های دوران دبیرستانم اومده بود اینجا و گفت یا شهریور یا عید سال مراسم خودشه :| همشون رفتن مزدوج شدن که :| هیچی دیگه من هنوز چشم دوختم به آینده که یه روز موفق بشم



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/23/حل-شد




چقد یهو شلوغ شد ...

درخواست حذف اطلاعات
بعضی وقتا نمیدونی داره چه اتفاقی میوفته ! الان وضعیت یه دفه شلوغ شد و هیچی به هیچی شده درواقع یه هرج و مرجه , یه اتفاق تموم نشده بعدی شروع میشه , همینجوری دارم به فنا میرم ولی دنیا فکر کرده من میبازم نمیدونه از این شرایطم میگذرم و میرم همونطور که از قبلا گذشتم واووووووووووووووووو چقد هیجان وارد زندگیم شده دوست ندارم به این اتفاقا بد بین باشم , احتمالا قراره آ ش بهم جایزه بدن اوضاع شرکت خوب نیست مجددا تصادف و اینبار پارک کرده بودم که یهو رفتم هوا خخخخخ همچین کوبوند بهم که ترکیدم نفهمیدم داشتم به چی فکر می طرف قشنگ خواب بود , پیاده شده به من میگه شماره 110 چنده میگم میخوای چیکار شمارشو ؟؟ میگه بیاد کروکی بکشه :| گفتم اون مال قدیم بود دادا الان باید بیمه تو بدی فردا صبح بیای اداره بیمه , تازه داشت از خواب بیدار میشد. الان فردا باید برم اداره بیمه ببینم چقد بهم میدن ببرم ماشین و درست کنم



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/24/چقد-یهو-شلوغ-شد-




من نمیبازم

درخواست حذف اطلاعات
زندگی ادامه داره چه با غم چه با شادی , اشک و لبخند با همدیگه معنی میدن , سختیاست که به آسونیا رنگ میبخشن و همینطور ع شم درسته . پس همیشه وقتی از یه چیزی خسته میشید دلتون میگیره , احساس نا آرومی میکنید , کلافه و درمونده شدین به تموم مسیری که سپری کردین یه نگاه بندازین ببینین همه چیزی که بدست آوردین آسون نبوده پس حیفه ببازین من نمیبازم



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/20/من-نمیبازم




داشتم نا امید میشدم ...

درخواست حذف اطلاعات
شرایط شرایط سختیه وقتی همه رو معطوف به خودت میکنی و نگاه همه به شما خیره شده با یه خطای کوچیک همه بهت میخندن , امروز وقتی مامانم گفت مواظب باش چیکار داری میکنی برام اهمیت پیدا کرد حرف مردم , اصولا اهمیتی نمیدم که چی میگن ولی وقتی میفهمی اشتباه تو باعث سرخوردگی اعضای خانوادت میشه برات اهمیت پیدا میکنه حرف بقال سر کوچتون هم . داشتم نا امید میشدم از وضعیت فعلی که یهو یادم اومد چهار ساله دارم این مسیرو میام و تازه قرار به نتیجه ی اولیه نزدیک بشم و چقدر اون لحظه شعف داره ... تصور همچین لحظه ای خیلی قشنگه و به آدم انرژی زیادی میده ؛ گذشته ی کهنه رو گذاشتم و خودم و سبک و پیش میرم بسوی راه های جدید و هر روز هم یه مبحث جدید کشف میکنم. شاید از نظر خیلیا بچگونه بنظر بیاد ولی من تموم دنیام همینه و ازش لذت میبرم . همیشه افکار منفی میاد توی ذهنم که از خیلیا عقبم بعد با یه فکر جدید پالس منفی رو بیرون میبرم از خیلیاهم جلوام من یه آدم دیوونه ام



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/21/داشتم-نا-امید-میشدم-




یه چاله دیگه ...

درخواست حذف اطلاعات
سلام , چطورید؟ و من همچنان خوشحال و امیدوار به اینکه دری باز میشه 4 شنبه تصادف و کلی جریمه شدم , خسارت طرف مقابل رو پردات و ماشین بابایی هم حدودا یک 700 تومن هزینه برداشت اینارو درست و فکر همه چی مرتب شده که یهو یه تلفن بهم شد اونم از سمت همکار گرامی و در نتیجه اتفاقی که افتاده اینه که باید دفترو جابجا کنیم حالا توی این اوضاع بی پولی بیا و همچین کاری کن , زنگ زدم به طرف قرارداد با کلی عذر خواهی و شرمندگی بابت این موضوع و یه داستان طول و دراز نتیجه این شد که باید واقعا نقل مکان کنیم . هیچی دیگه تا الان داشتیم دنبال یه جای خوب میگشتیم که فعلا نتیجه خاصی بدست نیاوردیم یه مورد بود که اگه مورد تایید قرار بگیره جابجا میشیم ولی توی این اوضاع باید 5 میلیون برم زیر قرض برای همین جابجایی که برای من خیلیه هیچی دیگه فعلا همین داستانارو داشته باشین تا ببینیم کی موضوع حل میشه
یعنی باید یه دو ماه دیگه هم صبر کنم و در ازاش بیشتر و بیشتر کار کنم شاید حجم خواب رو برسونم به 4 ساعت در 24 ساعت فکر میکنم چاره ای نیست اینم درست میشه , پس بخند و شاد باش مشکلات واسه حل شدن ظاهر میشن مگه نه؟! پیش بسوی موفقیت



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/22/یه-چاله-دیگه-




روز مرد مبارک

درخواست حذف اطلاعات
روز مرد مبارک روزت مبارک بابا امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشی



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/10/روز-مرد-مبارک-




سوختن یا ساختن؟؟

درخواست حذف اطلاعات
همیشه ته تلاش موفقیت وجود داره حالا هر ی این موفقیت رو یجوری میبینه , یکی توی پول و یکی توی تجربه , یکی هم توی هردو , در هر صورت مهم اینه هدف داشته باشی و تلاش کنی برای رسیدن بهش ! خیلی از اه رو نمیشه بهش رسید , یا ما برای رسیدنش کم تلاش میکنیم و یا استحقاق اون هدف رو نداریم . بعضی اوقات به خودم فکر میکنم , به اینکه توی این هستی که بزرگیش بی نهایت هست چیکارم؟چیکار باید م؟بعضی وقتا فکر میکنم زود شروع و بعضی وقتا فکر میکنم دیر شروع , در نهایت این تفکرات به هیچی ختم میشه و میرسم به ناکجا آبادی که هیچوقت وجود نداشته و نداره , شروع یه کار سخته و نگه داشتنش به مراتب سخت تر , وقتی کاری رو شروع میکنی همه نگاه ها به تو خیره میشه , یه نگاه منتظر پیروزی توئه که باهات جشن بگیره و یه نگاه منتظر ش ت خوردنت تا تراژدی پایان تورو با دوستاش جشن بگیره , این یه واقعیته توی دنیای ما و همیشه دوست و دشمن وجود داره همونطور که خوب و بد هست ! امروز با یکی صحبت می ازم پرسید شما که دست به اینکار زدی چقدر برنامه ریزی داری , وقتی گفتم بدون برنامه هم نیستم ! یه حرفی رو تکرار کرد که این روزها زیاد توی گوشمه واقعا بعد درس و برای من یه خطر وجود داره به اسم سربازی , میخوام چیکار کنم؟؟وقتی بهش فکر میکنم به هیچ جا خیره میشم , من توی این شرایط با این اوضاع برم خدمت چه اتفاقی برای این ب و کار قرار بیفته؟؟یعنی برم و برگردم و دوباره از صفر شروع کنم؟؟خیلی دیر میشه , خیلی ... نه از کارمند بودن خوشم میاد و نه از تمام عمر سخت کار ! اگر شب و روزم و کار و تلاش و کوشش میخوام نتیجه داشته باشه , توی این اوضاع وقتی حرف هایی میشنوی که انرژی منفی بهت تزریق می کنند و از طرفی کارت هم لنگ بزنه واقعا تاثر رو به وجود آدمی زاد تحمیل میکنه , من تحمل این شرایط رو دارم خدا ولی رهام نکن , من به امید تو دارم تلاش میکنم , با این شرایط هم میسوزم هم میسازم اما فقط... خدایا رهام نکن ...



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/11/سوختن-یا-ساختن-




دیر یا زود .. ؟

درخواست حذف اطلاعات
دیر یا زود باید یا نباید بعضی راه ها رو همه باید تجربه کنن



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/12/دیر-یا-زود-




خوشبختی چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
عادت همیشگی ام بود... از همان کودکی به این سوال فکر می ...
چه ی از همه خوشبخت تر است؟!
در کودکی فکر می آن مردی که سر خیابان اسباب بازی فروشی دارد حتما خوشبخت ترین انسان دنیاست... اما چند سال بعد که از خواب بیدار شدم بروم به مدرسه نظرم عوض شد و فکر پسر شش ساله ی همسایه مان از همه خوشبخت تر است چون مدرسه نمی رود و می تواند چند ساعت بیشتر بخوابد...
نوجوان که بودم فکر می حتما خوشبخت ترین انسان دنیا یکی از استارهای سینماست یا یک ورزشکار معروف... آن روزها خوشبختی را در شهرت می دیدم...
مدت ها گذشت و معنی خوشبختی هر روز برایم عوض می شد... بستگی به شرایط داشت گاهی خوشبختی را در ثروت می دیدم و وقتی که بیمار می شدم در سلامتی...
سال ها گذشت و زندگی به من ثابت کرد خوشبختی برای هر انسانی یک تعریف دارد...
گاهی ما در زندگی به اتفاقی که آن را خوشبختی می دانیم می رسیم ولی باز احساس خوشبختی نمی کنیم...چون گذر زمان و تغییر شرایط تعریف ما از خوشبختی را عوض کرده...
کاش بدانیم خوشبختی واقعی داشتن "آرامش" است...خوشبختی ای که نه گذر زمان و نه تغییر شرایط نمی تواند آن را از ما بگیرد...
دنیا پر است از انسان هایی که همه چیز دارند به جز آرامش... انی که هرگز خوشبخت نمی شوند

حسین حائریان



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/13/خوشبختی-چیست-




بیخیالی یا حماقت شما جواب بدین لطفا

درخواست حذف اطلاعات
الان سه ترم هست که درس و و ول به امون خدا نه میرم سر جلسه و نه میرم سر کلاس این حماقته یا بیخیالی؟شایدم خود بیخیالی حماقته؟نمیدونم میخوام شروع کنم ولی نمیشه , خودم و درگیر کارم و فکر میکنم کارم مهم تر از درس و ه هیچوقت سعی ن دنبال مدرک برم ! الانکه نگاه میکنم مدرک داشتن بد هم نیست ولی آدم اگه یجایی گیر باشه و دلش بخاد بره جلو و نشه خیلی سخته . دقیقا اگه مثل آدم درس میخوندم و دبیرستان درس و و کنار نمیزدم و نمیرفتم دنبال کار این ترم بایدآ ین ترم دوره کارشناسیم میبود . نمیدونم این سرنوشتی که اتفاق افتاده رو خودم رقم زدم یا برام رقم خورده وقتی میشینم و به اتفاقاتی که افتاده نگاه میکنم به نتیجه ای نمیرسم . میخوام داد بزنم که خدایا کمک کن کلی راه رفته و کلی راه نرفته تموم هم نمیشه به این سادگی ... ولی من مثل همیشه میخوام مقاومت کنم و بمونم و تموم کنم مسیرای نرفته رو .



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/14/بیخیالی-یا-حماقت-شما-جواب-بدین-لطفا




تنهایی خوبه یا بد؟

درخواست حذف اطلاعات
تنهایی خوبه یا بد؟ اگه بده چرا وقتی یکی هست نمیخوایم و اگه خوبه چرا وقتی تنهاییم ناله میکنیم؟ پ.ن: تنها بودن صرفا نداشتن رابطه با جنس مخاف نیست (بعضیا همچین جوگیرن که تا با دوس دختر یا دوس پسرشون کات میکنن پالس تنهایی میدن).



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/15/تنهایی-خوبه-یا-بد-




معنا

درخواست حذف اطلاعات
یه وقتایم هست که کارها طبق برنامه پیش میره و دقیقا همون چیزی میشه که خودت میخوای ولی از این موضوع خوشحال نمیشی :| بعضی وقتا کنترل احساس باعث میشه تا تبدیل به یه انسان دیگه بشی که خوب و بد بودنش بسته به خودته , یعنی به نظر من خوب و بد نسبیه توی همچین موقعیتی , شاید یکی از کاری که انجام میده خوشحال باشه و احساس رضایت کنه ولی یه نفر دیگه اگر همین کار رو انجام بده طبق شرایط و احساسات درونی خودش دقیقا حسی برع داشته باشه . دقیقا حس گندی دارم نه خوشحالم نه ناراحت ؛ چیزی برای خوشحالی نمیبینم و همینطور چیزی هم برای ناراحتی نمیبینم به این وضعیت چی میگن؟خب منم نمیدونم. البته اینجورم نیست که کلا احساس گندی باشه , برای همه هم شادی هست هم غم ی نیست بگه من همیشه شاد زندگی و هیچ موقع اشک نریختم و هیچوقت از ته دل نخندیدم و یا بع ش حالا برای یکی کفه های ترازو سمت یکی از این دوتا سنگینی میکنه و میتونه برای یکی خوشحال کننده باشه و برای یکی ناراحت کننده. منم مستثنا نبودم و یه وقتایی بوده که خیلی خندیدم , خیلی خوشحال بودم , لحظاتی بوده که فکر می هیچ مثه من شاد نیست حتی و دقیقا لحظاتی روهم با این حس گذروندم که اشک ریختم , بغض و فکر می دیگه ی بدتر از حال من نیست ؛ حالا که توی مسیر زندگی راه رفتم و از یه نقطه دیگه دارم به اون وقتا فکر میکنم میبینم در هر دو صورت داشتم اشتباه می , همیشه یه آدم خوشحال تر از من وجود داره همینطور همیشه یه آدم ناراحت تر از من ! حالا اینکه چرا به این نتیجه رسیدم و نمیشه به این سادگیا گفت , خلاصه کنیم همه چیو از دیدگاهی که من دارم میبینم همه چی بر میگرده به ظرفیت ها ؛ اینکه چقدر شما ظرفیت اون لحظه رو دارید . دیدید یه سری آدم با یه حرف آمپرشون میره بالا و یسری با کلی حرفم آمپرشون نرماله خب این میشه ظرفیت , ولی دلیل نمیشه که اونیکه ظرفیت بیشتری داره ناراحت نمیشه و یا دلش نمیگیره یا نمیدونم به این سادگیا نمیشه خندوندش , نه این دلیل هم رد میشه بنظرم , چون هم میتونه درست باشه و هم میتنه نادرست باشه , مثل میتونه ای که من نوشتم میتنه :| واقعا چرا نمیخوام برگردم و تصحیحش کنم نمیدونم و برای جبرانش این همه متن نوشتم؟؟؟دقیقا میخواستم بگم اشتباهات زندگی اینجورین , ما نمیتونیم پاکشون کنیم بخاطر محدودیتی به نام زمان شما لحظه ای رو که از دست دادین دیگه نمیتونین برگردونید فقط میتونید اشتباهاتتون رو توجیه کنید و استدلال و منطق و هرچیزی شبیه و یا نا شبیه به اینا براش تولید کنید . مثلا من به یکی حرف بد میزنم نمیتونم حرفم و پس بگیرم فقط میتونم با هزار جور عذرخواهی و ببخشید و غلط از دلش در بیارم , یا دیر رسیدم به کلاس نمیتونم اون زمن و دوباره بدست بیارم فقط میتونم توجیه کنم , نمیشه ی که قضا شد رو سر وقت خوند , نمیشه روزه ای رو که قضا شده دوباره روزه گرفت و اسمش عوض میشه , شرایطش عوض میشه ؛ همه چیزش عوض میشه فقط برای اینکه توجیه کنیمش . من نمیتونم گذشتم و پاک کنم فقط میتونم توجیه کنم و یا تغییر بدم خودم رو , این توجیه هم میتونه مثبت باشه و یا منفی حتی تغییرات هم میتونن مثبت باشن و منفی و چقدر ما سر این مثبت و منفی باهم دیگه بد برخورد کردیم , و چقدر همه چیز از این نگاه بی معنی میشه و فکر میکنی خودت رو گم و گور کردی و چقدر بدتر اینکه فکر میکنی همه چیز بی معناست ...! در نهایت همه چی برمیگرده به خودمون , چراکه اگه یه تغییری میکنی میتونه برای تو مثبت باشه در حالی که همین تغییر با همین شرایط برای یکی دیگه منفی باشه . سوال که میپرسم جواب میگیرم, جواب که میگیریم سوال بعدی میاد تو ذهنم , جواب که نمیگیرم بازم سوال بعدی میاد تو ذهنم و کل دنیا برام شده سوال. چرا اینجا؟چرا اینجوری؟برای چی باید؟برای چی نباید؟چی هستیم و چی نیستیم ؟ اصلا ته هر قصه ای چیه؟ من کیم تو کی هستی؟چرا این همه تفاوت؟چرا این همه شباهت؟تضاد و تشابه؟ یکی معنا کنه این چرت و پرتارو



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/17/معنا




من پَر

درخواست حذف اطلاعات
این همه بازی کلاغ پر کردیم و همه رو پروندیم یبارم بگیم من پَر عید همتون مبارک روزه هاتونم قبول تا حالا تو زندگیتون ش ت خوردین؟ شده نتونین روی قولی که دادین وایسین؟ شده با دلیل و بی دلیل به خودتون بد ار بشین؟



منبع : http://reflux.blogfa.com/post/18/من-پَر