وبلاگهای رنگارنگ

صبح بهاری

آخرین پست های وبلاگ صبح بهاری به صورت خودکار از بلاگ صبح بهاری دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



و تسلیت . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی ای شمع مزار خویش شد هنوز داغ آتش پلاسکو در دل هایمان یام نیافته بود که داغ آتش نفتکش سانچی داغدارمان کرد آرزوی صبر و بردباری دارم برای بازماندگان دریادلانی که در میان آب سوختند .



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-512.aspx




و دل شیدا . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
از صبح این شعر رو دارم هی با خودم میکنم :

ﺗﻮ ﺩﻭﺭی ﺍﺯ ﺑﺮﻡ ﺩﻝ در ﺑﺮﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻫﻮﺍی ﺩﻳﮕﺮی ﺍﻧﺪﺭ ﺳﺮﻡ ﻧﻴﺴﺖ
ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺩﻟﺒﺮﻡ ﻛﺰ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻋﺎﻟﻢ ﺗﻤﻨﺎی ﺩﮔﺮ ﺟﺰ ﺩﻟﺒﺮﻡ ﻧﻴﺴﺖ

ﺁﺭﺍﻡ ﺟﺎﻧﻢ، ﺳﺮﻭ ﺭﻭﺍﻧﻢ، ﻣﻦ بی ﺗﻮ ﻧﻤﺎﻧﻢ ،خدا خدا
‫ ‫ ‫ﺑﻴﺎ ﺍی ﻧﺎﺯﻧﻴﻦ، ﺑﻴﺎ ﺍی ﻣﻪ ﺟﺒﻴﻦ، ﺩﺭﺩﺕ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ

ﺍﺯ ﻏﻢ ﻋﺸﻘﺖ، ﺩﻝ ﺷﻴﺪﺍ ﺷﻜﺴﺖ ﺷﻴﺸﻪ می ﺩﺭ ﺷﺐ ﻳﻠﺪﺍ ﺷﻜﺴﺖ
‫ ﺍﺯ ﺑﺲ ﻛﻪ ﺯﺩﻡ ﺭﻳﮓ ﺑﻴﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻛﻒ ﺧﺎﺭ ﻣﻐﻴﻼﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﭘﺎ ﺷﻜﺴﺖ

کنید : * دل شیدا *با صدای محمدرضا شجریان * آلبوم رسوای دل * دستگاه سه گاه * تصنیف از علی اکبر شیدا - شعر بابا طاهر




منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-513.aspx




و پایتخت 5 . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
سریال پایتخت5 هم مثل تمام سریال های ایرانی خوب شروع شد و بد تمام شد . با اونهمه تبلیغ و دبدبه و کبکبه تصور یک سریال نوروزی شاد را داشتیم که از اواسط سریال فسش در آمد و همه تصوراتمان را برهم زد نشان داد که یک سریال ایرانی یک سریال ایرانی است هرچند که قبلا خوب باشد.
پ ن : بهار شده و سعی میکنم که سلولهای خا تری مغز را مجبور به سبز شدن و رویش کنم .



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-515.aspx




و باز هم دلار . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
آقا من نوفهمم :
الان که دیگه سفرهای خارجی و یلگی و تلگی عده ای توی خارج تموم شده ، بعدش هم اینکه به نظر نمی رسه که کشورهای اروپایی و روی ایران فشارهای جدیدی ایجاد کرده باشند ، بعدترش هم اینکه هنوز اول سالی هستیم و فعالیتهای اقتصادی و مالی هنوز آنچنان شروع نشده . . .
اونوقت چرا دلار اینقده داره میره بالا ؟
نظر خودم : احتمالا باز اون بالا بالایی ها میخواهند یه فشارها و کارهایی سر در بیارن و اون هم مقاومت میکنه مثل شدن تلگرام . اونوقت اونها هم از این طریق دارند تلافی می کنند .
پ ن : این وسط اونهایی که سر باهاشون کل کل داشتیم خوب دارند جولان می دهند



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-516.aspx




و خوابهای طلائی . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
شکر خدا الان چند وقتی است که شبها راحت میخوابم . راحت خو دن یعنی اینکه خوابهای خوب می بینم مگرنه از نظر خو دن که کلا راحتخواب هستم. برام جالبه که یک سری از خوابهایم هست که در طول زمان تقریبا ی ان است . یعنی مکانش محوطه و ساختمانهای ابوریحان است و آدمهایش هم بیشتر کار اداری و آموزشی بیرجند و دانشجویانش هم گاهی ابوریحانی اند و گاهی بیرجندی . یعنی توی این خوابها بهترین اتفاقات برایم رخ می دهد از کلاسها و اتفاقاتی که رخ میده تا محیطهایی که می رویم . این خوابها هر چند وقت یکبار به سراغم می آید و حتی دنباله دار هم هست
یک سری از خوابهای دیگرم هم از دوران سربازی است ولی مکان و شخصیت خاصی ندارد ولی باز هم برایم بسیار خوشایندند .
و خلاصه اینکه خوابهای راحتم بعد از مدتها بدخو و کابوس اکنون شکرخدا به سراغم آمده اند و امیدوارم که ماندگار باشند . حلاوت و شیرینی که بعد از دیدن این خوابها سراغم می آید بسیار دلچسبه .
پ ن : عنوان پست آلبومی بسیار زیبا از تکنوازی پیانو توسط مرحوم جواد معروفی .




منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-518.aspx




و نمایشگاه کتاب تهران . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
من دوبار رفته ام نمایشگاه کتاب تهران که یکی اش سال اولی بود که ابوریحان بودم و دومی هم سال آ م در ابوریحان بود.
با همه اینها خاطرات بسیار خوب و زیبا و زیادی از این دوبار حضور در نمایشگاه را دارم که توصیفش از حوصله اینجا خارج است .
نمایشگاه گل و گیاه هم یکبار رفته ام .
اون زمانها تهران یک نمایشگاه دیگر هم داشت که بین الملی بود و شرکتهای مختلف در زمینه های مختلف در آن حضور داشتند. من این نمایشگاه را هم نرفتم ولی همان زمان هر کی که می رفت کلی و نصفی ازش تعریف میکرد.
حالا باز نمایشگاه کتاب تهران برگزار شده و خاطرات آن دوبار رفتن من به آنجا برایم یکی یکی مرور میشه .
یادش بخیر اون ایام . . . یادش بخیر
پ ن : روز و هفته معلم را خدمت تمامی معلمان و اساتید با تاخیر تبریک و تهنیت عرض می نماییم .




منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-519.aspx




و روز نوشت . . .

درخواست حذف اطلاعات

به نام خدا
1- دیروز چنان تلویزیون سرودها و آهنگهای حماسی و ملی پخش می کرد که گویا ترامپ از قبل بهشون گفته بود که قصدش چیه و همچنین آ ش خیلی خوشحال بودند که اونهمه سرود و آهنگ را الکی ج نکرده اند .
2- اگر در صدور انقلابمون به موفق نبودیم ولی در صدور به موفق موفق بودیم و به شکل ترامپ صادرش کردیم .
3 - استقلالی هایی که دیروز به خاطر گل ثانیه آ به ما پرسپولیسی ها می خندیدند امروز اصلا پیداشون نیست .




منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-520.aspx




و شهربانوهای فوتسال آسیا . . .

درخواست حذف اطلاعات
دو دوره حضور و دو قهرمانی پی در پی
این است واقعیت شیر ن ایران زمین
خانم گل آسیا ؛ بهترین بازیکن آسیا ؛ بازی جوانمردانه و . . . هرچه که در آسیا بود به ملکه های پارسی رسید .
پ ن : تلویزیون مسابقات فوتسال مردان دسته دهم کشور آفریقایی را نشان میده و از دیدن قهرمانی تیم کشورمان محروم می کند قهرمانی فوتسال بانوان



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-521.aspx




و انتخاب کردیم . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا من صدای خنده های ستارخان را می شنوم، غریو اسعد بختیاری و یپرم خان ارمنی در جانم می پیچد آنگاه که برای پایان دادن استبداد صغیر وارد تهران می شوند.
در قلب من میرزاده عشقی شعر می سراید و مصدق و فاطمی لبخند می زنند. بیژن جزنی و طالقانی و حنیف نژاد را می بینم که به پایان استبداد می شند.
برای آنان که تاریخ خوانده اند،برای آنانکه به سیر تکاملی تاریخ اعتقاد دارند، روشن است که نه گفتن به استبداد و فریب و دروغ، بسیار ارزش بالاتری دارد از چند رای و یک منصب و چهار صندلی شورای یک شهر.
رای ما در تثبیت نظام بود؟ باشد. مانظام را به نفع دموکراسی شکل خواهیم داد. اگر این فراز و فرودهای ۱۱۱ ساله را در یک راستا قرار بدهیم، خواهیم دید که خوشحالی ما به شادمانی ستارخان پس از فتح تهران گره خورده است.
علیرضا



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-466.aspx




و به رسم یادگار . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
از همان ابتدا من انتخابم را کرده بودم ولی درست از دو هفته پیش بود که وارد جو انتخابات شدم. از آن عصرچهارشنبه بیستم داد 96 که به پیشنهاد خانواده رفتیم ستاد انتخابات واقع در چهارراه لشکر. اونجا توی محوطه ستاد صندلی گذاشته بودند و جمعیت زیادی نشسته بودند و مراسم مختلف فرهنگی و هنری اجرا می شد. جو بسیار با نشاط و شادی بود . و من هم که عاشق اینگونه جمع ها . در همانجا بود که خانم مرضیه برومند و حسین صدیقی آمدند و صحبت و شور و هیجانی بیشتر به جمعیت دادند . موقع رفتنشان هم خودم را بهشون رساندم و باهاشون ع گرفتم . بعدش از اون هم که کنار خیابان ع پخش می کردیم و شعار می دادیم و "یار دبستانی" میخو م . فردای همان روز بود که به فکر اینجا افتادم و این قالب را از جایی برداشتم و تغییرات تقریبا اساسی و دلخواه خودم را دادم و اینجا را فعال . خیلی مطلب جمع آوری کرده بودم و به جرات میتونم بگم که تا به حال نصفش را هم استفاده ن .
روزهای بعد هم برنامه خانوادگی امان همین بود . عصرها تا پاسی از شب جلوی همان ستاد بودیم و هر کاری از دستمان بر می آمد انجام میدادیم و برای منی که دوست دارم حتی با این سن و سال و با این موهای سفید پر از شور و شعف هیجان باشم داخل شدن به این جمع ها و وارد شدن به قسمتهای مدیریتی راحت بود . تقریبا همه همدیگر را می شناختیم و قرار سر مان و شعار دادن هایمان تا پاسی از شب برقرار بود .
شور و هیجان بسیار زیبا و جالبی بود . وقتی که قالیباف انصراف داد به عینه میشد استرس را در چهره تک تک اعضاء ستاد مشاهده کرد ولی همه مصمم بودند . وقتی که پیامهای افراد مهم می آمد شادی همه بر پا بود . خلاصه اینکه جو بسیار خوبی بود .
روز آ تبلیغات آمد مشهد و در ورزشگاه تختی مشهد میزبانش بودیم و همانجا کنسرت 70هزار نفری سالار عقیلی برگزار شد . در زیر آن باران شدید بهاری صحبتهای را گوش کردیم و بعدش به ستاد برگشتیم و تا ساعت 2 نیمه شب شعار دادیم و ع پخش کردیم خودمان را به رخ رقیبان کش م .البته بعد از ورزشگاه دیگه من اصلا نتونستم هیچ شعاری بدهم . چون از بس چند روز قبل فریاد کشیده بودم و توی ورزشگاه شعار داده بودم صدایم کاملا گرفته بود و به زحمت می تونستم صحبت کنم . طفلی بهار همه اش می آمد کنارم و هی توصیه می کرد که بابا شعار ندی . حتی نمیگذاشت سوت بزنم .
تا اینکه پنجشنبه و گذشت . شب در جمع خانوادگی همه نگرانی شیرینی داشتیم . در اینکه فردا چه می شود . و چه ی رای می آورد . من چند بار این شعر را خواندم
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه شه ام ، شه فرداست
تا اینکه شنبه سی ام داد نتایج کم کم اعلام شد . اولین اعلام نتایج نشان از جلو بودن می داد و به همین ترتیب باقی ماند تا ساعت 2 نتایج قطعی اعلام شد و خستگی تمام آن فریاد زدن ها و شب بیداری ها از تن امان با شادی خارج شد .
به یادگار این پست را ثبت میکنم تا سالهای بعد این خاطره شیرین برایم باقی بماند.
پ ن : یکی از ستادهای رئیسی حدود 50 متر پایین تر از ستاد ما آنطرف خیابان واقع بود. جلوی آن هم یک ستاد دانش آموزی بود. یکی از اقدامات جالب ستاد ما این بود که همگی راه می افتادیم می رفتیم جلوی ستاد دانش آموزی ، درست مقابل ستاد رئیسی و شعار می دادیم . اونها هم اونطرف شعار می دادند .خط و نشان هایی که بین این دو گروه رد و بدل می شد و شعارهایی که داده می شد.خیلی جالب بود . بنده خدا نیرو انتظامی ها هم درست وسط خیابان صف می کشیدند تا یک وقت این دو گروه از خیابان رد نشوند . هیچ وقت اون صحنه ای که لیدر ما روی صندلی می ایستاد و شعار می داد و وقتی که " . " سر می داد بر می گشت به طرف طرفدارهای رئیسی و با مشت دست راست به قلبش به نشانه محبت به می کوبید یادم نمیره . خیلی صحنه قشنگی بود .



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-467.aspx




و دعای روز اول . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
مطلب نوشتن در اینجا این چند وقت برایم یک جورایی عادت شده . بنابراین به مناسبت ماه مبارک رمضان و به یاد وبلاگ "حافظ"ی که داشتم تصمیم گرفتم انشاءالله دعاهای روزانه ماه مبارک را اینجا بگذارم . ماس دعا



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-468.aspx




و ربنای . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
روایت هوشنگ ابتهاج (سایه) از ربنای محمدرضا شجریان در کتاب پیر پرنیان ش

ماه رمضان است و دم افطار. تلویزیون "ربنا"ی شجریان را پخش می کند. سایه از همان ربنای اول منقلب می شود. به خود می پیجد... اشک از چشمش می جوشد. بی تاب شده است....
آرامتر که می شود با چشم و چهره ای سرخ و ص که هنوز هیجان دل بی قرارش را بازتاب می دهد، می گوید:
ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﻧﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺑﺒﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﮕﯽ، ﺍﮔﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯿﻦ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ … ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ آقای عظیمی! ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺠﺮﯾﺎﻧﻪ. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﺨﻮﻧﻪ، ﻫﯿﭻ ﮐﺲ.
- حتیﺧﻮﺩ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ؟
- حتی خود شجریان... ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ. ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ … ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ، ﺿﺒﻂ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ … ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﻧﻮﺍﺭ ﺍﺻﻠﯽﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ دیگه ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ. ﻣﻦ ﺍﻭﻝ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯿﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺣﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺨﻮﻧﻪ …ﭼﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺣﯿﺮﺕ ﺁﻭﺭﯼ! ﺍﺻﻠا ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ. (ﺳﺮﺵﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ) ... ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﻩ، ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ "ﺭﺑﻨﺎ"ها ﻫﺴﺖ (ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ) ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﮏ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺗﻮﺵ ﻫﺴﺖ؛ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺎﺷﻘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ، ﻫﻤﻪ ﯼ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﻫﺴﺖ... ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﯼ؟ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ … ﻭﺍقعا ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺷﻮﺭﻩ، ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ، چیه...ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ!



منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-472.aspx




و پرسپولیس من . . .

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا
سلام بر ژنرال های لشکر سرخ آسیا .
سلام بر آبروی ایران در جام باشگاههای آسیا
سلام برتیم سختکوش و مصمم و با اراده .
سلام بر تیم من ، پرسپولیس




منبع : http://sobhebahary.blogfa.com/post-474.aspx