وبلاگهای رنگارنگ

یک نفر باید اینجا بماند

آخرین پست های وبلاگ یک نفر باید اینجا بماند به صورت خودکار از بلاگ یک نفر باید اینجا بماند دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



هشتصد و هفتاد و پنجمانه

درخواست حذف اطلاعات
منتظر روزی ام که پرنده ای عاشق آدمیزادی بشه...اونوقت صدامو با کمال میل به پرنده هه میدم و بال هاشو میگیرم.درسته که دوتامون اصل جسممونو میدیم ولی حداقل اونطور خوشحال تر میشیم؛اون به ه نی معشوقش میرسه،منم به پرواز.به هرحال تو این دنیا حرف زیادی هم برای گفتن ندارم



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/877




هشتصد و هفتاد و ششمانه

درخواست حذف اطلاعات
بولشت تر از این درد به عمرم نکشیدم... پ.ن:کل اعضا و جوارحم مچاله شدن تو هم. انگار از زیر لودر کشیدنم بیرون



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/878




هشتصد و هفتاد و هفتمانه

درخواست حذف اطلاعات
پروردگارا به وقت من برکتی ده، تا بتونم چارتا انیمه نگاه کنم و وسط این دنیای نکبت گونه یه ذره روحم شاد شه.با تشکر.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/879




هفتصد و هفتاد و هشتمانه

درخواست حذف اطلاعات
یه جوری خستم که اگه ولم کنن میتونم به تنهایی رکورد اصحاب کهف رو بزنم و پنج،شیش هزار سال بخوابم



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/880




هشتصد و هفتاد و نهمانه

درخواست حذف اطلاعات
گاهی با خودم میگم اگه یه مردی با من همچین کاری میکرد چیکار می ؛جوابم بی تردید یک کلمه بود: میکشتمش.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/881




هشتصد و هشتادمانه

درخواست حذف اطلاعات
بوی بهبود ز اوضاع جهان نمیاد آقا،نمیاد



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/882




هشتصد و هشتاد و یکمانه

درخواست حذف اطلاعات
یه هوای باحالیــــــه! گرمه ولی داره بارون میاد،منم ذوق و با نیش باز دارم میرم خونه هوایی :))) خلاصه که بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم؛ هرچند بوی خاک بارون زده اس ولی ما به همینم قانعیم



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/883




هشتصد و شصت و ششمانه

درخواست حذف اطلاعات
*قهوه سرد آقای نویسنده* نزدیک دو ماه طول کشید تا اینو تموم کنم و نزدیک دوماه دیگه هم طول کشید تا این متنو تایپ کنم -_- خب از همین اول کار معلومه با این کتاب گرامی اصلا حال ن .کتاب درکل فانتزیه.برای ی مثل من که سورئالم رئال دوست داره زیاد جذاب نیست،چون من معتقدم (کلمه رو *-*) هرداستانی رو آدم باید باور کنه تا دوستش داشته باشه؛وبرای ی مثل من که کلا تو توهمه هم داستان غیرقابل هضمی داشت و بهتر بگم،مثل رمانای عاشقانه اینترنتی پر از سو رایزای مشتری پسند الکی بود. اولش فکر می یه چیزی شبیه مجموعه داستان کوتاهه،چون فصل یک و دوش به شدت بی ربط به نظر میومد؛هرچند بعدا مرتبط میشه.اما بطور کل،قصه تیکه اس.اگه تو کانال روزبه معین عضو بوده باشید یا متنشو تو نت خونده باشید تو کتاب به تک تکشون برخورد میکنید.انگار که میخواسته همهٔ متن های پرطرفدارشو تو کتاب ثبت کنه که یده نشن.بهش حق میدم ولی گند زده به پیرنگ داستان :| ا نفهمیدم این آرمان روزبه (میدونی آقای نویسنده!خیلی ضایع اس که خواستی بگی من شبیه کاراکترمم) شکارچی بوده،روانی بوده،نویسنده بوده،خَیّر بوده یا چی؟ هرچند ته اش میفهمید سرکارید و نوشته ها الکی ان ولی نمی ارزید به اینهمه سردرگمی تو متن داستان.بزار اینجوری بگم:آرمان روزبه به عنوان نویسنده نمیتونست اینقدر مز ف بنویسه حتی اگه همه اش یه نامه بی سروته به یکی دیگه باشه. تک جمله ای ها و داستانک های قشنگی داره وسطاش،ولی به خاطر ساختار ضعیف داستان و خودخواهی نویسنده حیف شدن.خودخواهی کرده چون هی وسط داستان اصلی برمیگرده یه مطلب دیگه رو از زبون کاراکترا تعریف میکنه و میگه هِی!اینو ببین! بعد داستان تیکه میشه و زیبایی اون متن کوچیک به چشم نمیاد.یه چیزو یادم رفت،نوشته ها بشدت غرب زده ان!اینو وقتی دارید فصلهای نقل شده از زبون آرمان رو میخونید کاملا متوجه میشید؛انگار که دارید ترجمه یه داستان انگلیسی رو میخونید. درکل به نظرم روزبه معین به ضرب و زور میخواد خواننده رو جذب کنه؛با چیزی که بالا گفتم،عاشقانه کنج داستان،رسم الخط مخصوص و غرب زده بودن نوشته ها و استفاده از یه سری المانا و محاوره ای بودن متن. اگه بخوام جمع بندی کنم،باید بگم اصلا راضی کننده نبود و متاسفم بابت نزدیک پنجاه بار تجدید چاپ شدن همچین اثری به خاطر صرفا اسم نویسنده اش.اگه از این کتاب خوشتون اومده از رمانای صدمن یه غاز اینترنتی عاشقانه هم خوشتون میاد قطعا. و امیدوارم روزبه معین اگه واقعا نمیتونه بهتر بنویسه برای حفظ اسم و رسم خودشم که شده یا فقط داستان کوتاه بنویسه یا به جمع بلاگرا بپیونده d: چون من اینجا متن ها و زندگی های خیلی جذابتری دیدم تا این کتاب که متاسفانه زیادی جدی گرفته شده.
پ.ن:ع رِ *-* آی اَم گلگلی :))) پ.ن۲:میدونی اگه اینو تو اینستاگرام پست کنم طرفداراش تیکه پارم میکنن :)))) پ.ن۳:راستی یه چیزی رو یادم رفت بگم: ″وقتی که فکر میکنی به پایان داستان رسیدی،تازه داستان شروع میشه″



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/868




هشتصد و شصت و هفتمانه

درخواست حذف اطلاعات
. you daddy
پ.ن:مبتونم تا ابد بدون عذاب وحدان تکرارش کنم پ.ن۲:خون توی سرمو کاملا حس میکنم....اوپس....خب این لابد همون زندگیه.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/869




هشتصد و شصت و نهمانه

درخواست حذف اطلاعات
چهارده ساعته بین کابوسی گیر که قصد ختم شدن به بیداری نداره.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/871




هشتصد و هفتادمانه

درخواست حذف اطلاعات
غول آ مرحله ای که هیچوقت مرحله آ نمیشه تشریف آورد.وارد قسمت جذاب و تنش برانگیز کابوس بیست و چهارساعت اخیر میشیم. آیا به خیر خواهد گذشت؟ آیا سه ماههٔ دیگری در راه است؟ آیا همسایه جدید هم شاهد زندگی کرسی شعر ما خواهد بود؟ آیا خدا حقیقتا بیناست؟ پاسخ همهٔ این پرسشهای جنجال برانگیز تا ساعاتی دیگر معلوم خواهد شد....



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/872




هشتصد و هفتاد و یکمانه

درخواست حذف اطلاعات
i know i'm not the only one who regrets the things they've done sometimes i just feel it's only me who never be e who they thought they'd be i wish i could live a little more look up to the sky not just the floor i feel like my life is flashing by ...and all i can do is watch and cry



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/873




هشتصد و هفتاد و دومانه

درخواست حذف اطلاعات
کوله باری تجربه از چیزهایی که حتی از نزدیک هم لمسشان ن



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/874




هشتصد و هفتاد و سومانه

درخواست حذف اطلاعات
چرا این غذاهای ژاپنی انقدر خفن ان؟ ಠ_ಠ طبق رسپی زیادم خوشمزه به نظر نمیان ولی لامصب انقد خوشگل موشگلشون میکنن آدم آبشار نیاگارا از لب و لوچه اش سرازیر میشه *-*



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/875




هشتصد و هفتاد و چهارمانه

درخواست حذف اطلاعات
آقای حداد عادل،به جای دستمالی کتابای درسی بیا یه معادل فارسی واسه پاپ کرن معرفی کن.فکر کن توریست بلادکفری وسط سینما اشاره کنه به پاپ کرن توی دستش و بگه شما به این چی میگین؟ ما هم بگیم elephant fart.زشته خدا ی.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/876




هشتصد و سی و هشتمانه

درخواست حذف اطلاعات
bro....من چقد با این آهنگه خاطره دارم :)))) خاطره دوران جاهلیت که سریال ترکی میدیدم :)))) : http://s8.picofile.com/file/8324939034/2016090711540088807_848950242.mp3.html



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/839




هشتصد و سی و نهمانه

درخواست حذف اطلاعات
آخ چقد خندیدم به این چشم تن خواننده و خُنُک بازیاشون .خدا پدر مادرشونو بیامرزه.ولی ا یه مشت سرخوش سخت کوشن که جمع شدنو دور هم مملکت تشکیل دادن. پ.ن:حاجی من نمیدونستم همین پسر باربیای کره ای کراش نصف دخترای دنیان :| حالا میدونم البته :| پ.ن۲:کلا در زمینه بازیگری و خوانندگی و ایناشون دختراشون بهترن ولی خب چشم همه رو پسراس انگار.گل بلک پینک چه کم از لالهٔ ا و دارد؟ والا به خدا.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/840




هشتصد و چهل و یکمانه

درخواست حذف اطلاعات
نظرات رو باز میکنم و سه چیز را با خودم به میارم: محل اظهار فضل ملت، تاج پادشاهی ولبخند مردم پ.ن:اصنم ربطی نداره به اینکه میخوام یه سوال حیاتی بپرسم و رمز بگیرم از یکی پ.ن۲:همونطور که اصلنم ربطی نداره که یه بنده خ فرمود کم چس کنم خودمو d: پ.ن۳:ربطی به شمام نداره رها و تنها d: پ.ن۴:اصن ربطی نداره.به جان شما.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/842




هشتصد و چهل و دومانه

درخواست حذف اطلاعات
اگه کل این هفته رو هم مدرسه نمیرفتم چیزی از ارزشام کم نمیشد.و خب گربه و معاونمون اینو نمیفهمن.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/844




هشتصد و بیست و هشتمانه

درخواست حذف اطلاعات
اگه میشد ازدواج کنم یا وارد رابطه بشم با ی،یکی از معیارام نویسنده/شاعر بودن طرف بود.حتی اگه به قیمت ترشی انداختنمم تموم میشد.ولی اگه شما یغما گلرویی رو هم هنرمند حساب میکنین من برم بخوابم بین سیر ترشیا.درم باز کنین عربده میزنم. پ.ن:اولین ضربه(نمیشه گفت ضربه،حالا هرچی) که بابت آسکشوال بودنم خوردم اینجا بود.از جانب یه نفری که منو یه چیز دیگه فرض کرده بود :)))[صرفا جهت ثبت]



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/829




هشتصد و بیست و نهمانه

درخواست حذف اطلاعات
همذات پنداری عجیبی با این یارو داشتم پ.ن:یکی از مجسمه هایی که از موزه لوور آوردن ایران.فکر کنم اسم لوور رو بزرگ میذاشتن بیشتر بهش میومد.به هرحال،خود کرده را تدبیر نیست... پ.ن۲: اینقدر جمعیت زیاد بود و هوا گرم که کتلت شدیم قشنگ.حالا ما به درک،یه کولری چیزی روشن میکردین مجسمه ها گرمشون نشه؛بالا ه امانتن دست ما،خوبیت نداره. پ.ن۳:ده متر اونورتر از این موزه،موزهٔ ایران باستان بود.باید بگم پر نمیزد.خلوتا،خلوتتت.اینقدر به گذشتمون علاقه داریم،ما آریاییهای اصیل پ.ن۴:تو موزه ایران باستان یه پیرزن توریست نشسته بود داشت خالی خالی ساقه طلایی میخورد.داشتم میرفتم بگم مادر جان،شهرداری ما اینارو میده سگا که از تشنگی بعدش بمیرن،چطور داری خالی خالی میخوری اینو لامصب؟میمیری! ولی گفتم بهش برمیخوره نگفتم.
پ.ن۵:دوچیز باعث میشه من وسط خیابون چشمام عین کاراکترای ذوق انیمه ای بشه: توریستها و گربه ها.آی اَم توریست لاور اند کت لاور.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/830




هشتصد و سی امانه

درخواست حذف اطلاعات
میدونیbro,هیچ نمیدونه سیانور چه مزه ایه.چون اونایی که امتحانش دیگه هیچوقت نتونستن حرف بزنن.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/831




هشتصد و سی و دومانه

درخواست حذف اطلاعات
اصولا بچه ها از ننه باباشون خوشگلتر میشن. ما تو این موردم شانس نیاوردیم. به بیان واضحتر حتی کروموزومام با من سر ناسازگاری داشتن پ.ن:یه روز مدرسه رو پیچوندما....این گربه خانوم هرچی از دهنش درومد بهم گفت.الانم ازم قطع امید کرده،میگه تو هیچی نمیشی چون امروز مدرسه نرفتی :| ولی هرچی میگذره هی دارم متنفر تر میشم از مدرسه.هیچ چیز دوست داشتنی ای نداره،حداقل مفید هم نیست برام.حتی درست حس که فکر میکنم میبینم کاملا توانایی اینو داشتم امسالو از راه دور درس بخونم و اینقد پدر خودمو درنیارم. .نمیدونم،شایدم همچین حرکتی زدم...خونه نشستن بهتر از نه ساعت علافی در روز به خاطر سرجمع دوساعت درسِ واقعیه.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/833




هشتصد و سی و سومانه

درخواست حذف اطلاعات
نُچ،من بچهٔ خوبی نیستم.هیچوقت نبودم.حتی وقتی چهارسالمم نبود و هی ازم تعریف می هم اونقدر کثیف بودم که نمیتونی فکرشو ی.ولی این نقاب نباید از بین بره.حتی به قیمت از بین رفتن چیزایی که فکرشم نمیکنی.نمیدونی من چقدر میتونم خطرناک باشم چون هیچوقت تو ذهن من نبودی.هیچوقت اون صداهایی که من شنیدم و میشنومو نشنیدی.تقصیر تو نیست...تو نمیدونی من چه بچهٔ بدی هستم.هیچوقت نمیدونستی و هیچوقت هم نمیفهمی.هیچوقت.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/834




هشتصد و سی و چهارمانه

درخواست حذف اطلاعات
اعصابم خیلی ضعیف شده.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.خیلی.هیچ دلیلی برای زندگی ندارم.هیچی.خالی مطلق.پوچ.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/835




هشتصد و سی و ششمانه

درخواست حذف اطلاعات
برای بار هزار و یکم ایمان آوردم اینستاگرام برای من ساخته نشده



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/837




هشتصد و سی و هفتمانه

درخواست حذف اطلاعات
شغلهایی که فهم بالایی میخواد،مثل نویسندگی،مددکاری اجتماعی و چیزهایی شبیه به اینا رو باید بزارن جزو مشاغل سخت. پدر آدم درمیاد.همونطور که آمار میگه میزان خودکشی توی این مشاغلم بیشتره.درواقع توی این دنیا هرچی کمتر بفهمی راحت تری.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/838




هشتصد و پنجمانه

درخواست حذف اطلاعات
درواقع من بی آزارترین فرد موجود در این خاندانم؛ ولی مثل اینکه همین بی آزاریم آزارشون میده.



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/806




هشتصد و ششمانه

درخواست حذف اطلاعات
how to be single?
″چگونه مجرد بمانیم؟″ پنجمین باری که how to be single رو دیدم فهمیدم که پسر...! این مورد علاقمه! بار اول گفتم بابا بازم این داکوتا جانسون این وسط گند زد به همه چی.ولی دفعه دوم،سوم،چهارم و همین چند روز پیش که باز دیدمش انگار یهو داستان اصلی رو شد برام. دیوانگی های ر ن که الان برای من سمبل این آدمای الکی روشعن فکره که میگن درحال زندگی کن و بیخیال فردا و گذشته و این صُبتا. نهایتِ همچین عقیده ای ر ن میشه دیگه،نه؟ آلیس. امثالشو زیاد دیدم، یی که زن بودنشونو مدیون مرد کنارشون میدونن.از ی مثل جاش،بی مصرف و مر ف تا یکی مثل دیوید. و خب خیلی کم پیش میاد خودشونو تهش پیدا کنن،مثل آلیس،جایی وسط گِرند کَنیون. من چی؟ bro...بزار به این جو ندیم. از لوسی و تام گفتم؟ بابا خیلی بد شد که :))) واقعا دلم یه لحظه سوخت واسه تام وقتی لیوانشو رفت بالا و هرچی تو ذهن و قلبش بود برع بالا آورد تو صورت لوسی ، ولی زیاد حسه قوی نبود.قشنگ ریشه نداده بود اون ته مهای قلبش وگرنه حالا حالا دست به آچار نمیشد واسه لوله کشی خونه اش :))) نقطه مقابلشون مگ و کن. ینی این دوتا هرکاری تهش باهم نباشن و نشد d: رفتارای محتاطانه مگ از همه جالب تر بود برام. آ ش قشنگ بود. به هر حال، خیلی با این حال میکنم. با شخصیتاش، ایی که نه شبیهشونم نه میخوام جاشون باشم.حتی آلیس.میدونی،به نظرم من یه ذره بالاتر از جاییم که حالا آلیس وایساده. یه زمانی فکر می که وقتی باید مجرد باشیم که توی تنها بودن ماهر میشیم.ولی دلمون میخواد چقدر توی تنها بودن ماهر بشیم؟ آیا خطری نداره که توی مجردی خیلی ماهر بشی؟ اینقدر کارهای تکراری انجام بدی که دلت برای بودن با یه شخص عالی تنگ بشه؟ بعضیا با قدمهای کوچیک شروع به سر و سامون گرفتن میکنن.بعضیا کلا نمیخوان سرو سامون بگیرن.بعضی وقتا آمار حرف نمیزنه،علاقه دوطرفه حرف اول رو میزنه. و بعضی وقتا،چون یه چیزی به پایان رسیده،معنیش این نیست که عشق به پایان رسیده.موضوع راجع به مجرد بودن اینه که باید قدرشو بدونین.چون توی یه هفته یا یک عمر تنهایی،ممکنه فقط یه لحظه گیرت بیاد.یه لحظه،وقتی هنوز دست و پات به خاطر رابطه با یه نفر بسته نشده.چه با پدرو مادر،چه با حیوون خونگی،چه با خواهر و برادر،چه بادوست...یک لحظه،زمانی که تنهایی روی پاهای خودت ایستادی،به صورت کاملا واقعی تنها و مجردی. وبعدش،اون تموم میشه. how to be single-2016



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/807




هشتصد و هشتمانه

درخواست حذف اطلاعات
خدایا،حالا درسته که من هیچی نمیگم ولی ا اینم شد زندگی؟



منبع : http://someonemuststayhere.blogfa.com/post/809