وبلاگهای رنگارنگ

گنجه و گنجینه

آخرین پست های وبلاگ گنجه و گنجینه به صورت خودکار از بلاگ گنجه و گنجینه دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



زاده های زن در ایران

درخواست حذف اطلاعات
زاده ها حلقه اتصال مردم با خداوند برای رفع حوائج شان هستند. زاده (مرد-زن)به فردی گفته می شود که فرزند یکی از ائمه اطهار(علیهم السلام) باشد یا نسبش با یک یا چند واسطه از سمت پدری به آنها برسد.ایرانیان از روزگار دیرین به دلیل باورهای دینی دلبستگی وافر به زادگان داشته و آنها را حلقه اتصال حاجات خود با خداوند می دانند. زاده ها و سادات علوی در چند مرحله وارد ایران شده اند.زمان حکومت حجاج بن یوسف شیعیان زیادی همراه گروهی از زاده ها که از ظلم او فراری بودند وارد ایران شدند.در دوران ولایت عهدی رضا (ع) گروهی از شیعیان و زاده ها همراه حضرت و سپس همراه کاروان حضرت معصومه (س) به ایران آمدند و آمده ودر زمان قیام علویون بر ضد بنی عباس هم به دلیل آزارهای بنی عباس سادات بیشماری ناگزیر شدند به کشورهای شرقی از جمله ایران پناه ببرند. اما بیشترین تعداد زاده هایی که در کشور از دنیا رفته و دفن شده اند، حدود سال 250 هجری (دوران حسن بن زید) به ایران آمدند امروزه سرزمین ایران نزدیک هشت هزار بقعه اعم از مرد و زن و نیز تعدادی می باشد که از تعداد هشت هزار بقعه ای گیلان و مازندران در مقام اول و دوم بقاع(اعم از مرد و زن) قرار دارند اکه تعداد 1323 بقعه مربوط به زادگان بانوان(زن) در ایران شناسایی گردیده است.دربسیاری از ا بقاع زائرین خاص (مونث) دارند که برای رفع حوائج به آنجا رفته و ورود آقایان هم ممنوع می باشد.در این بین اصفهان با 206 بقعه زن،فارس با 175 بقعه،استان مرکزی با 133 بقعه،تهران 128 بقعه زن،مازندران با 85 بقعه،همدان با 73 بقعه،گیلان با 89 بقعه اسان رضوی 68 و قم 65 بقعه زن رادر خود جای داده اند. از دلایل بسیار مهم تعداد فراوان زاده ها در ایران، ارادت شیعیان ایران نسبت به ائمه(علیهم السلام) و سادات علوی بوده که باعث می شد آن بزرگواران با علاقه و خاطری آسوده وارد کشور شوندجایگاه و موقعیت زن در فرهنگ ایرانی و گرایش آزاد ایرانیان به و عشق و ارادت و محبتی که به اهل بیت علیهم السلام ابراز می د و به ویژه بعد از تشکیل ت صفویه و رسمیت مذهب تشیع در ایران و حاکمیت فرهنگ شیعی در این مرز و بوم، یکی از اصول اساسی و بدیهی قابل طرح و بررسی در مسایل فرهنگی ایران، جایگاه زادگان زن است. زادگان زن اگرچه به لحاظ تعداد، صحت انتساب، آستانه و بارگاه مجلل و باشکوه و فعالیت مستمر فرهنگی آن ها در مقایسه با زادگان مرد در شرایط پایین تر، ضعیف تر و محدودتری قرار دارند، اما همواره مورد توجه هستنددر فرهنگ شیعی، ن از موقعیت ممتازی برخوردارند و بر این مبنا، ایرانیان شیعی مذهب، به همان میزان که برای مردان منتسب به اهل بیت علیهم السلام احترام قایل اند، ن منتسب به ایشان را نیز احترام می گذارند و به همین دلیل، احترام به زادگان از جنس زن، در میان مردم ایران تفاوتی با احترام به زادگان از جنس مرد نمی کند.اشاره شد بیشترین زادگان زن از نظر تعداد، در استان اصفهان است، اما از نظر درصد، استان قم با 65 زاده زن؛ یعنی 41 درصد از کل زادگان، در مرتبه اول قرار دارد. این آمارها نشان می دهد که زادگان زن، در تمام نواحی و مناطق ایران، جایگاه بالایی در شه و فرهنگ مردم دارند و اصولاً وجود آن ها به عنوان یکی از شاخص های فرهنگی ایران محسوب می شودنکته قابل تأمل آن که زادگان زن در ایران از یک ویژگی متفاوت و نسبتاً خاص برخوردار هستند و آن این که در موارد متعددی زادگان زن در واقع مدفن تعدادی زن است؛ به گونه ای که گاهی 10 تا 30 زاده زن در یک بقعه قرار گرفته اند. همین امر موجب شده است تا عنوان «چهل دختران» -که گاهی با تغییرات محلی، به چهل اختران معروف شده است- را که به تعبیر مردم محل، مکان دفن این تعداد زن یا دختر منتسب به اهل بیت علیهم السلام است، در گوشه و کنار ایران شاهد باشیم. در نمونه هایی، از وجود زادگان مشترک نیز می توان یاد کرد؛ به گونه ای که در یک زیارتگاه، هم زاده زن و هم زاده مرد دفن شده است.طبق آمار ارایه شده، بیشترین زادگان زن از نظر تعداد، در استان اصفهان است، اما از نظر درصد، استان قم با 65 زاده زن؛ یعنی 41 درصد از کل زادگان، در مرتبه اول قرار دارد. این آمارها نشان می دهد که زادگان زن، در تمام نواحی و مناطق ایران، جایگاه بالایی در شه و فرهنگ مردم دارند و اصولاً وجود آن ها به عنوان یکی از شاخص های فرهنگی ایران محسوب می شودیک نمونه نادر در زادگان زن در ایران، وجود اسامی مردانه برای زادگان زن است. زاده محمود در ت آباد اصفهان که بنا بر نوشته مهدوی «محموده» و دختر حضرت موسی بن جعفر (ع) است، اما در بین اهالی به نام «محمود بن موسی بن جعفر (ع)» مشهور است.عمده ترین واژ ه هایی که برای نامیدن ن زاده در ایران به کار می رود؛ ام، خاتون، بی بی، شاهزاده، سیده و ستی است، اما با وجود این، گاهی واژگانی مشترک با زادگان مرد نیز برای زادگان زن به کار برده شده است. مشخص ترین این واژگان، «پیر» و «اجاق» است. کلمه پیر که پیشوند نام تعدادی از زادگان زن در ایران است، در آذربایجان، به افراد مسن برخوردار از معرفت و نظرکرده که از آن ها می توان مدد خواست، گفته می شد. اجاق نیز اگرچه به معنای دودمان، خاندان و آل به کار می رود، اما در معنای دیگر به صاحب کشف و کرامت اطلاق می شود



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8162.aspx




جامعه فقیر هزاران دغدغه دارد اما دغدغه ی ت یب میراث فرهنگی ندارد

درخواست حذف اطلاعات
ت یب آثار و یادگارهای گذشته به هر قصد و نیتی محصول جهل آدمیان است.*
درافراد دارای اختلالات روحی-روانی رفتارهایی بروز می کند که افراد پیرامون آن آزرده می شوند.وقتی چنین رفتاری در فردی دیده شود انتظار جامعه تلاش برای درمان در اولویت است. رفتارهای غیرمنطقی،کرداری،گفتاری و حتی نوشتاری می تواند نشان دهد که فرد چه میزان بیماری دارد نشانه های بیماری در افراد روانی بروز رفتارهای نابهنجاری است که همه را می آزارد.نشانه های جامعه بیمار هم همین است.اگر جامعه ای بیمار اعم از فرهنگی –مادی و...باشد شاهد ظهور علائم ویژه آن خواهیم بود. جامعه ای هم که از لحاظ فرهنگی بیمار باشد شاخصه های خود را دارد. در این جامعه رفتارهای آزاردهنده قبح و زشتی خود را از دست می دهند.مثلآ اب یک خانه تاریخی، اشیدن و تراشیدن نقش برجسته ها و دیواره ها،نقوش ص ه ای و بدنه بناهای تاریخی و از بین بردن هریک از اینها بسیار عادی جلوه می کند. در این جامعه مردم نگران ت یب هویت و محو تاریخشان نیستند.میراث فرهنگی دغدغه ی آنها محسوب نمی شودت یب و ویرانی های غم انگیز نمونه ای از هزاران عمل ناخوشایندی است که در طول تاریخ به امحای آثار و یادگار گذشتگان انجامیده است و امروز شدت وافری یافته است.افراد جامعه به واسطه همین آثاری که از گذشته بر جای مانده است، از احوال و روش و منش گذشتگان آگاه می شویم و از تجارب و اندوخته هایشان بهره برمی گیریم.«میراث فرهنگی» فی الواقع همین آثار و تجارب گذشتگان است که می تواند پایه توسعه و ترقی درست در زمان حال و آینده باشدجوامع مترقی در راه پاسداری از میراث فرهنگی جهد بلیغ کرده و می کنند و البته از برکات و مواهبش هم بهره مند می شوند. اما با این حال امروزه همچنان اخبار ناگوار ت یب میراث فرهنگی به گوش می رسد براستی چرا امروزه و در این روزگارِ بیداری و آگاهی عمومی، چنین اقداماتی به وقوع می پیوندد؟ در روزگاری که ملل دنیا به میراث و تمدن شان مباهات می کنند، حتی آنان که مایه و پایه ای ندارند، به هر نحو ممکن برای خود، گذشته ای دست و پا می کنندت یب آثار و یادگارهای گذشته به هر قصد و نیتی که باشد، محصول «جهل» ما به ارزش های میراث فرهنگی است .جامعه ای که محوطه تاریخی بیشاپور ،برازجان،سیلک، 200 تپه تاریخی فقط در دزفول،محوطه چغامیش در خوزستان، تپه های تاریخی بهبهان،تپه علی اباد دوره ساسانی و محوطه تاریخی روستای قیس بروجن و...... به راحتی ویران می شوند فقر و بیماری فرهنگی دارد.در جامعه بیمارفرهنگی است که در چغاچشمه اش پرورش ماهی ایجاد می شود،تپه باستانی بی بی دن توسط معدنکاران له می گردد.تل تاریخی شادقلی خان قم شادی هایش را از دست می دهد. دهها تپه در دشت ورامین برباد می رود.تپه سی سخت کهگلویه و بویراحمد سخت ترین ت یب ها را به خود می گیرد. محوطه زیبا و تاریخی عبادان شهر آبادان ویران می گردد.تل خسرو شخم زده می شود.تپه های منطقه چناران قرارگاه حفاران غیر مجاز می شود.طاق گرا محل عیش و نوش معتادان و کاروانسراهای بی شمار ماوای بی خانمان ها می گردد.لودرها به جان تپه های باستانی از جمله تل سموران می افتند.در این جامعه، از تپه هفت تپه آن هیچ تپه ای باقی نمانده است. جامعه درگیر فقر فرهنگی هزاران دغدغه دارد اما نه دغدغه ی ت یب میراث فرهنگی



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8159.aspx




چرخ های کاخ هخا چرخاب برازجان از کار افتاده اند.

درخواست حذف اطلاعات
سیل بی رحم ت یب آثار تاریخی تخت جمشید و برازجان ،بیشاپور و شوش و...نمی شناسد.ت یب اینک به کاخ هخا چرخاب برازجان، در ۱۵ کیلومتری شهر بندری بوشهر هم رسیده است در شهرستان برازجان آثار و بقایای ۳ کاخ هخا به نام های کاخ چرخاب، کاخ سنگ سیاه (که در بین اهالی به کاخ نظرآقا مشهور است) و کاخ بردک سیاه وجود دارد.محوطه های باستانی محل واقع شدن این سه کاخ هم از لحاظ تاریخی دارای ارزش های بالایی است و هم بناهای موجود در آنها آثاری ویژه در هنر معماری ایرانیان محسوب می شوند.براساس شواهد و اسناد به دست آمده معماری داخلی این ۳ کاخ وام گرفته از کاخ بزرگ آپادانا در شوش پایتخت اصلی هخا بوده است.کاخ چرخاب از کاخ های زمستانی کوروش هخا بوده و تنها و یا حداقل اصلی ترین سند معماری است که ثابت می کند خلیج فارس از دوران باستان متعلق به ایرانیان است.همچنین در این محوطه باستانی یک لوح تاریخی به خط پارسی باستان در رابطه با کنترل هخا ان بر خلیج فارس کشف شده که بهترین سند در این باره است.این بنا که از لحاظ ارزش های باستانشناسی همسطح با تخت جمشید و پاسارگاد است در برازجان در استان بوشهر و به فاصله ۲۰ کیلومتری از دریای خلیج فارس بدون محافظت و هیچگونه نگهداری رها شده استاین محوطه باستانی و بی نظیر هم از لحاظ تاریخی واجد ارزش های بالایی است و هم یک بنای فوق العاده در هنر معماری ایرانیان است. کاخ چرخاب جزو کاخ های زمستانی امپراتوری بزرگ هخا محسوب می شده است.کاخ چرخاب نیز کاخ ناقصی است که هرگز مس ی نشد و کاوش های باستان شناسی در آن نشان می دهد ساخت این کاخ بزرگ به فرمان کوروش کبیر بوده و احتمالا با مرگ وی نیز متوقف شده است. بخشی از دروازه شاهی این کاخ که ناتمام مانده برخلاف تالار اصلی با لع از جنس سیلیس کف سازی شده است.۱۰ پایه ستون کوچک تالار اصلی کاخ کوروش در چرخاب برازجان در جریان عملیات پا ازی این محوطه به دست آمد که شبیه پایه ستون های پاسارگاد طراحی شده است.مهم ترین ویژگی این کاخ، تکنیک ساخت پایه ستون های سنگی مکعب شکلی است که به طریق دقیق و ظریفی تراش و صیقل داده شده به گونه ای که در اتصال سنگ ها، از هیچ نوع ملاط یا وسیله دیگری استفاده نشده است.این پایه ستون ها با شالی های بسیار زیبا مجموعه ای ناقص هستند و تنها ۴ سرستون آن ها سالم باقی مانده است و در دروازه شاهی نصب شده اند، بخشی از کاخ نیمه ساخته کوروش هخا است که پس از مرگ وی ساخت این کاخ متوقف شده است.فاصله هر یک از پایه ستون ها از یکدیگر حدود ۲ متر است و بخشی از این بقایا به واسطه وجود سازه آبی که همزمان با کشف این پایه ستون ها کشف شده آسیب دیده و آب باعث فرسایش بعضی از نقاط این ستون ها شده است.به عقیده کارشناسان روش صیقل سنگ و اتصال آنها و نحوه استفاده از ترکیب رنگ، عایق بندی و مقاوم سازی در این سازه هخا حتی در تخت جمشید و پاسارگاد هم مشاهده شده است.موضوع مهم دیگر در معماری و زیبایی شناسی در این کاخ، انتخاب و تنوع رنگ در ستون هاست که برای اولین بار در محوطه های سنگی هخا دیده می شود.بنابر اطلاعات باستان شناسی این کاخ معاصر با پاسارگاد و تخت جمشید بوده است اما از دو اثر سنگی یاد شده در تراش ستون ها، به رنگ سنگی که ستون از آن تراش خورده اکتفا شده است در حالی که در این کاخ تکنیک صیقل و تراش سنگ ها این امکان را به هنرمند داده است که از سنگ هایی با دو رنگ متفاوت سیاه و سفید استفاده کند. کاخ چرخاب کاخ کوروش هخا در چرخاب بوشهر، تنها نمونه از معماری این عصر است که در بنای آن هم از سنگ استفاده شده و هم از آجر.استفاده از لعاب سلیس روی کف بنا نیز از دیگر موضوعات جالب توجه در این کاخ است که به عنوان اندود کف به کار گرفته شده و از نظر رنگ و جنس و روش ساخت موضوع قابل تاملی است به طوریکه بخشی از دروازه شاهی این کاخ که ناتمام مانده، برخلاف تالار اصلی، با لع از جنس سیلس، کف سازی شده است.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8157.aspx




مسجد باغ گندم یزد سده نهم ه.ق.دهم داد 1382 با شماره 9126 ثبت ملی شده است

درخواست حذف اطلاعات
این بنا در نزدیک آب انبار موضع معروف به باغ گندم واقع گردیده و به نظر می رسد که بنای اولیه آن مربوط به قرن نهم هجری باشد که در دوره های بعد تغییراتی را متحمل شده است . از آثار قابل توجه این مسجد، زیلوی مورخ 1182 ه-. ق ، دو مشبک نورگیر کاشی ظاهرا از قرن نهم هجری و در محوطه بیرون مسجد، سه لوحه قبر- یکی مورخ 782 – ه- . ق و مربوط به حاجی زین العابدین علی بن نجم الدین محمودیه، دیگری مورخ 1044ه-. ق و مربوط به ابوالحسن نامی و سومی مورخ 1083 ه-. ق – است.بنا خارج از حصار یزد، نزدیک آب انبار قرارداشته و مسجدی ساده شامل تابستانخانه وگرمخانه می باشد. پوشش داخلی گچ اندود می باشد. بر سردر ورودی مسجد ونیز بالای محراب آن دوشبکه از کاشیهای آبی رنگ سده نهم هجری قراردارد که در نوع خود بی نظیر می باشد. نمای خارجی مسجداندود کاهگل دیده می شود.برفراز محراب نیز بادگیری بوده که هم اکنون ویران شده است .بنای اولیه مسجد ت یب شده است وتنها مناره گلی آن به صورت یادگارهای به جای مانده از دوران گذشته برفراز مسجد خود نمایی می کند. مسجد باغ گندم متعلق به یکی ـ دوده پیش است که ورودی آن در جبهه ی جنوبی قرار دارد.سردر ( پیشخوان ) مسجد مزّین به کاشی معرّق با نقوش گل وبوته اسلیمی ـ ختایی ـ ترنجی بوده وبر لچکی های سردر مسجد اسماء خدا منقور شده وسه گوش آن به خطّ ثلث کتیبه شده است . مسجد باغ گندم از یک شبستان نوسازوصحن تشکیل شده ، که دارایِ سقف ِطاق وتویزه ای می باشد.داخل شبستان مسجدنیز با گچ اندود شده و ازارة شبستان تا ارتفاع حدود یک متر با سنگ پوشیده است .شبستان دارای شش ستون قطور با اندود گچ می باشد . این مسجددارای سه محراب می باشد.که محراب اصلی مزین به کاشی معرق با نقوش اسلیمی ـ ختایی ـ ترنجی است. بر قاب محراب سورة توحید بر پیشانی آن سورة فلق وبر دوسوی آن سورة« الکافرون» و«الناس» به خطّ ثلث کتیبه شده وبر ترنجی کاشی محراب ، (( لا اله الا الله ومحمد رسول الله)) نوشته شده آن عبارت (( به یاد حاج شیخ احمد علی ابهت )) حک گردیده است.دو محراب دیگر نیز به صورت تزئینی دیده می شود. پشت بام مسجد وصحن مسجدآجر فرش است . بر فراز بام مسجد یک مناره گلی ساده به چشم می خورد .صحن مسجد در ضلع شمالی و وضوخانه وسرویس بهداشتی آن درداخل صحن مسجد قرار دارد . خارج از مسجد، بررویِ دیوار (روبه روی آن، جنب آب انبار باغ گندم ) سه لوحة قبر بدین صورت است:۱ـ لوح گچی به شکل خاص به اندازة ۴۳ * ۶۹ که قسمت باریک شدة آن ۲۶ سانتی متراست با کتیبه ای به خطوط نسخ وکوفی .متن خطوط کوفی که به ظاهر آی? قرآنی است ، ولی خوانا نیست .دوره به خط نسخ آمده :«هذا قبر مولانا وصاحب المعظم المرحوم المغفور السعید الحافظ والقراء وا اهد والعابد زین الحاج والحرمین حاجی زین الدین علی بن معز الحاج والحرمین نجم الدین محمود بن شیخ زاهد زین الدین علی شاه بنده الیزدی فی تاریخ ثامن عشررمضان لسنه اثنین وثمان وسبعمائه.» مسجد باغ گندم



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8149.aspx




شعربافی هنری رو به زوال در ایران

درخواست حذف اطلاعات
چراغ کارگاه بسیاری از هنرهای ظریف ایرانی رو به خاموشی است هنرهایی که با تاریخ این سرزمین پیوند ناگسستنی داشته و امروزه به دلیل عدم حمایت متولیان از بین می روند هنرشعربافی یکی از زیباترین هنرهای این سرزمین است که مورد بی مهری قرار گرفته است. شَعر نوعی پارچه است که با پشم یامو بادستگاه بافندگی چهاروردی» بافته می شود. بافتن شَعرِ پشمی در و شَعر ابریشمی در رواج داشت که اکنون در معرض فراموشی و نابودی است.نقشهٔ خاصی برای بافت شَعربافی وجود ندارد و به دو شیوه ساده و میله ای (راه راه) بافته می شود. شعر ساده را بیشتر به رنگ های بنفش، زرشکی، مشکی، زرد، بادنجانی، سبز، گلی برای لباس ن و شعر میله ای را به شکل سیاه و سفید به عرض ۲ متر و طول ۱٫۵ متر برای لباس مردان می بافند. ای یزد و کاشان و...کانون این هنر جهانی بودند. این هنردر کاشان ریشه و سابقه ایی کهن دارد. اسناد و مٲخذ معتبر حاکی از آنست که در دوره ی سلجوقیان به موازات ترقیات عظیمی که در همه ی صنایع پدید آمده بود،نساجی نیز در کاشان به حداکثر رونق و رشد رسید. آندره گدار باستان شناس معروف فرانسوی می گوید:ترقیات شگفت انگیز و موفقیتهای شایان صنایع کاشان در سده های شش و هفت هجری بار دیگر در سده های دهم و یازدهم یعنی همزمان با ترقی و تمدن باشکوه اصفهان در کاشان تجدید شد. در دوره های مختلف سیاحان و جهانگردان بسیاری از کاشان دیدن نموده اند و هر یک در سفرنامه های خود ضمن ستایش صنایع کاشان،توجه خاصی به نساجی این شهر داشته اند. علی رغم این همه سابقه و تجربه در بافت انواع پارچه در کاشان که تعداد آنها در اواسط دوره قاجار به حدود 42 نوع پارچه میرسیده است بعلت عدم حمایت ت از صنایع داخلی در آن زمان و نفوذ استعمار غرب ، به مرور زمان نه تنها بازارهای جهانی پارچه های ایرانی از دست رفت بلکه در بازارهای داخلی هم محصولات خارجی جای تولیدات ملی را گرفت و صنایع سنتی بویژه پارچه بافی در کاشان به ادی و رکود کشیده شد. در حال حاضر در محلات قدیمی کاشان حدود پنجاه کارگاه قدیمی شعربافی موجود می باشد که شعربافان پیر و سالخورده این شهر که تعدادشان به حدود هشتاد نفر می رسد،تنها به بافت نوعی پارچه ابریشمی مشغولند که بدون طرح و نقشه ی پیچیده ای بوده و غالبا به صورت ساده و یا تیرک دار (راه راه)و بارنگهای تیره و در ابعاد 1/2 مترمربع تا 2/2 مترمربع تهیه می گردد. این پارچه های ابریشمی که اصطلاحا شعر نامیده می شود غالبا جهت استفاده کردها به عنوان شال کمر و سربند به مناطق غربی کشور خصوصا استانهای کردستان و کرمانشاه و مقداری نیز به مناطق شین عراق،جنوب ترکیه و ارسال می گردد.درشعربافی رسم است که نام بافنده با نشان طلایی در سر و ته پارچه درج شود.از این هنر به عنوان سربند یا کمربند از آن استفاده می کنند. پارچه ها ابعاد مختلفی دارد به عنوان مثال کارهای معروف به:– ذرع حدودا ۲ متر به صورت مربع-– چارک ۱۷۵ سانتیمتر به صورت مربع– ذرع و نیم ۵/۱ متر به صورت مربع-این صنعت در برخی ای استان اسان، به ویژه در شهرستان های مشهد، سبزوار، گناباد و تربت حیدریه، به صورت خانگی و کارگاهی دیده می شود.تا همین چند سال اخیر هم این امکان وجود داشت تا کارگاه­های شعربافی فعالی را که به تولید این پارچه ­های زیبا مشغول بودند را در گوشه و کنار این ا دید و صدای کار دستگاه­های آن را شنید. اما امروز از تعداد این کارگاه­ها کم شده و این هنر هم متأسفانه مثل بعضی دیگر از هنرهای محلی و بومی در حال فراموشی است



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8151.aspx




ک ن امروز در آینده باید م ع خوبی برای مام وطن باشند

درخواست حذف اطلاعات
امروزکه از حفظ و نگهداری و آموزش میراث فرهنگی غفلت می کنیم چگونه می توانیم به آیندگان پاسخ دهیم؟ آب عامل ظهور و شکل گیری تمدنهاست. آب نشانه زندگی و حیات است ،میراث فرهنگی هم مانند آب نشانه و رد و اثر و سندی بر حیات و بودن اقوام و ملتها است.هیچ تمدنی هزاران فرسخ دورتراز آب و در بیابانی خشک و عاری از علائم حیات ظهور نکرده است. آب مهمترین عامل انسانها و درنهایت آغاز شکل گیری تمدنها بوده است. لذا امروزه آب و میراث فرهنگی مهمترین ارکان دوام و بقاء جوامع انسانی هستند.ت یب این دو سرمایه ت یب و تهدید تمدنها و زوال ملتها را با خود خواهد داشت.نسل امروز نه به ضرورت میراث توجه ندارد و نه اهمیت آب را در روزهای قحطی و خش الی درک می کند.درهرجای جای این سرزمین هزاران هزار اثر و بنا و در مجموع میراثی غنی و سترگ در پیرامون خود می بیند. از دیگر سو،دریای وشان و رودها و رودخانه ها و چشمه های حیات بخش که که سبب شده احساس نگرانی نکند اما اگر اندکی تفکر کند با این ت یب های آثار تاریخی، به تپه های باستانی، و کمبود باران در سراسر کشور و خشک شدن دریاچه هایی مانند ارومیه و زاینده رود و.......باید احساس خطر کند.شاید این بی توجهی به میراث و کمبود آب ریشه در آموزش های غلط نظام پرورش و اموزش کشور داشته است. کشور درآموزش از مقاطع پایه از مهد،دبستان و ... در حوزه میراث فرهنگی کشورو شیوه های مصرف آب مغفول مانده است. دانش آموزان ما درس های متعددی را مطالعه می کنند اما آیا جای درسی به عنوان "میراث فرهنگی" در بین دروس دانش آموزان ما کم نیست؟ آیا از ضرورت آب و اهمیت جهانی آثار و اشیای باستانی برایشان گفته شده است؟ شهر شوش باستان
با وجود این همه آثار تاریخی، اگر هر کشوری به جای ایران بود، به ک ن از سنین پایین در خصوص اینکه در کشور چه آثاری هست، اهمیت وجود اثر تاریخی چیست، وجود آثار تاریخی چه اهمیت و منفعتی برای وی و دیگران دارد و صدها موضوع مشابه آموزش داده می شد.به ک ن این سرزمین باید از سنین پایین آموزش مستمر داده شود که در چه گونه کشوری، با چه تاریخ و پیشینه ای زندگی می کنند، ذوق و هنر ایرانیان را باید با تمام وجود لمس کنند تا در آینده بتوانند م ع خوبی برای مام وطن باشند.متاسفانه جهل انسانی ریشه های مدنیت را فرسوده و فرتوته ساخته است ایران از نظر جاذبه های گردشگری در ردیف 10 کشور برتر دنیا قرار دارد، تعداد فراوان آثار شناسایی و ثبت شده نیز نشانه دیگری از تاریخی بودن این کشور است و کمتر شهر و روستایی در ایران وجود دارد که فاقد آثار تاریخی و باستانی باشد.اما این مقال در رابطه با تعداد و وجود آثار تاریخی در کشور نیست، بلکه بحث اینجاست که تا کنون چقدر تلاش شده تا مردم کشور خودمان، با آثار تاریخی کشور آشنایی داشته باشندمنظور از آشنایی این نیست که بتوانند مهم ترین آثار تاریخی کشور را نام ببرند، بلکه این است که چقدر با ضرورت و چگونگی حفظ و نگهداری از آثار تاریخی آشنایی دارند و چه تلاشی برای حفظ و نگهداری و انتقال این آثار به نسل آینده انجام می دهند؟امروز که در برای حفظ میراث فرهنگی و منابع آبی هیچ کوششی بعمل نمی آوریم فردا به آیندگان چه پاسخی خواهیم داد؟ تاجگزاری نرسی
به نظر می رسد تا کنون مبحث مهم آموزش در حوزه میراث فرهنگی کشور مغفول مانده است. دانش آموزان ما درس های متعددی را مطالعه می کنند اما آیا جای درسی به عنوان "میراث فرهنگی" در بین دروس دانش آموزان ما کم نیست؟با وجود این همه آثار تاریخی، اگر هر کشوری به جای ایران بود، به ک ن از سنین پایین در خصوص اینکه در کشور چه آثاری هست، اهمیت وجود اثر تاریخی چیست، وجود آثار تاریخی چه اهمیت و منفعتی برای وی و دیگران دارد و صدها موضوع مشابه آموزش داده می شد.ما به حکم تاریخ مکلف به حفظ آثار تاریخی و میراث به یادمان مانده هستیم.فردا در پیشگاه نسلهای فراروی باید پاسخگوی رفتار امروز خود با میراث باشیم.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8152.aspx




فرانسوی ها پنجاه و پنج بار جشن گرفتند

درخواست حذف اطلاعات
آنها با هر بار کشتی که آثار شوش را از ایران خارج می ساخت جشنی ب ا می د. این جشن 55 بار تکرار شد تا از میراث شوش و ایرانی چیزی باقی نماند. -------------------------------------------- لازم نیست که حتمآ باستان شناس باشید کافی است اندکی شور و شعله وابستگی و دلبستگی تان به میراث فرهنگی دروجودتان زبانه بکشد آنگاه وقتی به محوطه تاریخی شوش برسید، متوجه خیانت های فرانسوی ها به میراث و ملت ایران خواهید شد. آنها که پنجاه پنج بار جشن گرفتند-فرانسوی ها با هر جشنی ،صندوق هایی از میراث این سرزمین از راه فرات به عراق و سپس به فرانسه انتقال داده شدند.اگر اندکی بیشتر با تاریخ این سرزمین آشنایی داشته باشید خواهید دید و فهمید که نه تنها شوش بلکه دیگر هیچ جای این سرزمین آن بهشت باستان شناسان نیست .زیرا در هرمنطقه نشان و نشانه های خیانت از بیگانگان و غارت میراث این سرزمین بوضوح دیده می شوند. امروزه اگر تحقیق و پژوهشی در حوزه آثار مکان ها و محوطه هایی نظیر خوروین و تخت جمشید،ری و ساوه،شوش و سلک،و.....داشته باشید باید با صرف هزینه های میلیونی خود را به لوور برسانید شکوه شوش و خوروین،تخت جمشید و .... را باید هزاران کیلومتر آن طرف تر در آنجا به تماشا نشست. اگر بخواهیم نگاهی گذرا بر این موضوع داشته باشیم که چگونه این آثار گران مایه از موزه لوور سر در آورد و همچنین یغماگری فرانسوی ها در ایران را مرور کنیم، می توانیم بگوییم در اواسط قرن 19 میلادی اولین انی که از طرف آکادمی هنرهای زیبای فرانسه برای مطالعه آثار باستانی وهنری به ایران سفر د، دو محقق به نام های پاسکال ت و اوژن فلاندن بودند.آن ها در اقامت دوساله خود در ایران آثار باستانی مناطق بسیاری در ایران از جمله فسا،پاسارگاد، نقش رستم و پرسپولیس را شناسایی و گزارش عملکردشان را به همراه ع به ثبت رساندند.طی نظراتی روایت شده که بعد از آن ها کار کاوشگری و حفاری در منطقه باستانی شوش به دست یک فرد انگلیسی به نام ویلیام کنت لافتوس افتاد که فعالیت های او در فاصله کمی از آرامگاه دانیال نبی ع (به علت ت یب اموال) با انزجار ون یتی مردم روبرو شد و ناتمام ماند.فکر بردن گنجینه های باستانی شوش به پاریس حدود 136 سال پیش توسط مارسل آگوست دیولافوا مطرح شد. مارسل راه و ساختمان فرانسه و علاقمند به معماری وباستان شناسی بوداو برای اولین بار در سال1881میلادی (1260ه.ش) همراه با همسرش مادام ژان دیولافوا( ژان پاول هنریت راشل) به ایران آمد تا درباره تأثیر معماری شرق و غرب بر یکدیگر مطالعه کنند،این دو ابتدا به بررسی و شناخت منطقه پرداختندمادام دیولافوا مطالعات و مشاهدات اجتماعی و یافته های باستان شناسی همسرش را به صورت یادداشت های روزانه جمع آوری و در دو کتاب مجزا منتشر کردآن ها هنگام مسافرت به خوزستان به تپه های بزرگ باستانی شوش پی بردند و در بازگشت به کشورشان از مدیر موزه های ملی فرانسه خواستند تا بودجه ای را برای کاوش این تپه ها در اختیارشان بگذارند که این خواسته پذیرفته شد و آن ها برای دومین بار در سال 1884 میلادی به ایران آمدند و با پا در میانی طولوزان پزشک فرانسوی ناصرالدین شاه قاجار، اجازه کاوش در شوش(1884م) را به دست آوردند.طبق قراردادی که به امضا رسید قرار شدف ات گران بهایی که کشف می شود متعلق به ایران باشد و سایر آثار نصف به نصف بین دو ت تقسیم شوندکاوش های مارسل وژان از1884 تا1886 میلادی به طول انجامید و طی این مدت آثار کاخ های هخا هم کشف شد، از جمله این آثار، سنگی بزرگی به وزن حدود 12 تن که متعلق به سرستون یکی از کاخ ها بودمادام ژان دیولافوا در خاطرات خود نوشته است: «دیروز سنگی بزرگی را که در روزهای اخیر پیدا شده است را با نهایت تأسف تماشا می در حدود 12 هزار کیلو وزن دارد و تکان دادن چنین توده عظیمی غیرممکن است، بالا ه نتوانستم به خشم خود مسلط شوم پتکی به دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم. ضرباتی وحشیانه به او زدم و سرستون در نتیجه ضربات پتک مثل میوه رسیده از هم شکافت، وبه این ترتیب امکان حمل قطعات کوچک به فرانسه میسر شدکاوش ها که پایان یافت،نوبت به تقصیم یافته ها رسید، اما زوج فرانسوی مایل نبودند قرارداد خود را با ت ایران محترم بشمارند و بدون در نظر گرفتن مفاد قرارداد وبا فریب مظفرالملک حاکم محلی دست نشانده ظل السلطان، فرزند ناصرالدین شاه، اشیا مکشوفه به صورت غیرقانونی از راه بندر بوشهر رهسپار پاریس(1886) و به موزه لوور منتقل شدنددربار قاجار که متوجه این عهد شکنی شده بودند رسمأ به ت فرانسه اعلام اعتراض نموده و ت فرانسه از شاه ایران جهت رفع کدورت ها دعوت نمود تا از اشیا مکشوفه شوش در پاریس بازدید نماید. ناصرالدین شاه در ا ین سفر خود به اروپا و بازدیدش از اشیا، سرانجام از اعتراض خود صرفنظر نمود ورود آثار تاریخی ایران به پاریس انجمن علمی را مصمم ساخت که امتیاز انحصاری کاوش باستان شناسی در سراسر ایران را از ت قاجار بگیرد. باکشته شدن ناصرالدین شاه و گلایه دیولافوا از بدی شرایطشان در ایران که خشم ت ایران را در پی داشت، منجر به وقفه در کاوش گردید و پس از متوقف شدن حفریات، مارسل و راشل مشغول به نوشتن گزارش کار خود شدنددرسال1895 به روزگار سلطنت مظفرالدین شاه، امتیاز تکمیلی دیگری مشابه به مفاد همان قرار داد سال 1884 به فرانسوی ها واگذار شدس رست کاوش های بعدی در شوش فردی به نام ژاک ژان ماری دمورگان(زمین شناس، متخصص و معدن،باستان شناس ومحقق فرانسوی دوران ما قبل از تاریخ، که مسئولیت هیأت علمی اعزامی فرانسه در ایران را به مدت پانزده سال برعهده داشت.شوش مرکز استراتژیک هیأت اعزامی بود.دمورگان برای این که هیأت فرانسوی را از آسیب و ناملایمات محیط که دیولافوا را آزار داده بود حفظ کند، بر روی تپه ای مشرف به آرامگاه دانیال نبی(ع) قلعه بزرگی به سبک معماری قرون وسطایی (به نام شاتو) برای اسکان باستان شناسان و نگهداری موقت آثار بنا کرد که آسیب فراوانی به آثار تاریخی شوش زد، او در ساخت قلعه از آجرهای کتیبه دار بازمانده معابد و بناهای عیلامی و هخا به عنوان مصالح ساختمانی استفاده کرد. در نقد کاوش های دمورگان می توان گفت وی بیشتر دغدغه به دست آوردن أشیا را داشته تا کاوش های علمی، وی اهمیتی به لایه نگاری نمی داد، به همین دلیل اطلاعات زیادی نابود شددمورگان در بازگشت به فرانسه تعداد زیادی از أشیا مکشوفه را با خود به کشورش برد، که می توان به مواردی از آن ها اشاره کرد: از جمله مهم ترین وگران بها ترین این آثار، تندیس بزرگ و برنزی ناپیراسو ملکه عیلام، با 1800کیلوگرم وزن و بیش از 3هزار سال قدمت و همچنین منشور حمور ( فرمانروای بابل) بزرگترین نشان تمدن میان رودان (بین النهرین)، را می توان نام بردطی مدت 32سال کاوش فرانسویان در شوش هزاران اثر تاریخی دیگر این شهر به فرانسه منتقل شد. کم کم کشف و وج این آثار اعتراض روشنفکران آن دوره را بر انگیخت و عاقبت در سال 1927 میلادی، امتیاز کاوش باستان شناسان فرانسوی توسط مجلس شورای ملی ایران لغو شد، در حالی که گنجینه شوش در پرتو خودبزرگی عصر قاجار سخاوتمندانه تقدیم فرانسویان و تالارهای لوور مملو از آثار کهن ایرانی شد،آثاری که موزه لوور بدون آن ها درجه ای از اهمیت و اعتبار را نخواهد داشت



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8153.aspx




قلعه اشتران در قاب گنجه وگنجینه

درخواست حذف اطلاعات
قلعه اشتران یا قلعه اردلان ازبناهای دوره قاجار در شهرستان تویسرکان، روستای اشتران واقع شده است.این اثر در تاریخ دهم بهمن ماه سال 1383 با شمارهٔ ثبت ۱۱۳۷۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.قلعه یاد آور جنگ های ایران و روس، و فداکاری این خاندان و مردم با غیرت آن ناحیه برای حراست از سرزمین آبا و اجدادی خود یعنی ایران و حفظ جان و مال و خود از دستبرد بیگانگان است.این قلعه یک تار زیر بنا دارد که شامل ساختمان حیاط بیرونی و از سمت جنوب ورودی هشتی با راهروی باریک است.ساختمان های بیرونی و اندرونی شامل دو طبقه مس ی و یک طبقه زیر زمین است که جزو طبقه اول محسوب می شود، در هر طبقه ۱۳ اتاق تزئینی وجود دارد.جانمائی محل های س ت بر اساس طبقه اجتماعی افراد از بزرگان و خانواده های آنها تا سربازان، و مهتران و محلهای نگهداری دام و علوفه با نظم و برنامه ریزی خاص در نظر گرفته شده است.سر در ورودی قلعه دارای یک هشتی بسیار زیبا است که بالای آن ساختمانی شامل چند اتاق به عنوان محل نگهبانی وجود دارد که از طریق راهرو به داخل حصار طویله راه پیدا می کند.در حیاط اندرونی قناتی وجود دارد که در حال حاضر خشک است اما نشان می دهد که در گذشته آب شرب قلعه را تامین می کرده است.در چهار کنج این قلعه چهار برج مدور وجود دارد که دو برج غربی آن کاملا نظامی و محل استقرار سربازان در مواقع وم است و دو برج دیگر علاوه بر داشتن محل استقرار سربازان، محلی شبیه تراس برای اوقات فراقت در تابستان ساخته شده که دارای دید بسیار زیبا بر دشتهای پیرامون قلعه است.اساس بنا بدین شکل است که در دیوارها از چینه و خشت استفاده شده و در نماها از آجر کاری هایی که بیشتر ح تزئینی دارند.پوشش سقف طبقات اول و دوم تیر چوبی که بر اساس طول دهانه سقف ها با ضخامت های مختلف و زیبا پوشیده شده و اتاق های میهمانی با سقف های کاذب چوبی بسیار زیبا و چشم نواز پوشیده شده است و پوشش سقف انبارها و طویله ها، طاق های خشتی از نوع طاق های نیم دایره آزاد کننده بار که با ظرافت خاصی ضرب شده است، می باشد.متاسفانه این بنای باشکوه بناها مورد بی مهری سازمان های متولی میراث گذشتگان قرار گرفته و در حدود 80 درصد دیوارهای داخلی آن ویران شده است.در بازسازی نمای جنوبی آن هم به علت ناهمگون بودن مصالح مورد استفاده، ظاهر زشتی را برای این قلعه تاریخی بوجودآورده است. بی توجهی، قلعه اشتران را به تاراج برد/میراث ملی 220 ساله در انتظار ویرانی نشسته است!+تصاویر



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8154.aspx




خانه سید معین الدین صدر در شهر یزد با شماره ۳۱۳۳۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید

درخواست حذف اطلاعات
خانه زیبا وتاریخی صدر در دزفول میراثی قاجاری -پهلوی و جزو ابنیه آجری و زیبای بافت تاریخی دزفول می باشد که در محله کت کتان از محلات قدیمی که از شمال به محله کرناسیون از شرق به محله سردره و یان و از غرب به رودخانه دز منتهی می شود.ورود به خانه از ضلع شمالی و پس از عبور از هشتی ورودی می توان وارد حیاط شد. حیاط بیرونی خانه دارای دو جبهه با کاربردهای مختلف می باشد که جبهه شرقی بعنوان فضای زیستی و جبهه غربی بعنوان فضای خدماتی مورد استفاده قرار می گیرد. کفسازی حیاط با استفاده از آجر 20 در 20 صورت گرفته است. بنا دو طبقه بوده که طبقه همکف آن ۵ پله بالاتر از سطح زمین قرار دارد. شیوه ساخت بنا بصورت تک ایوانی می باشد که ارتفاع ایوان به ۷ متر می رسد و از نوع طاق تویزه می باشد. در طرفین قوس از ستونهای آجری استفاده شده که باعث عدم رانش آن میشود همچنین فضاهای پر و خالی ایجاد شده در ایوان از نظر نیارشی و استحکام باعث می شود مقداری از نیروی رانش خنثی و بنا سبک تر گردد و از طرفی فضای ایجاد شده برای انواع تاقچه مورد استفاده قرار می گیرد.روی جداره اصلی بنا حفره های کوچکی مشاهده می گردد که جهت چوب بست در ارتفاعات مختلف قرار دارند و بعنوان جفت خانه پرندگان استفاده میشوندهمچنین روی جداره آن روزنه هایی مشهود است که با توجه به ابعاد آجر بدست می آیندوباعث کوران هوا و ایجاد فضای آسایش میشوند.فضاهایی که در معرض دید مستقیم نیستند از لحاظ ارزش معماری در درجه دوم قرار دارند که در بنای مذکور این فضاها در طبقه همکف و اول می باشند و با استفاده از طاق ضربی با آهنگ که استفاده از آن در معماری سنتی دزفول متداول می باشد پوشیده شده اند.در بناهای قدیمی درگاههایی را که از آن استفاده نمی شد بصورت تیغه ای می پوشاندند و در بسیاری موارد جهت حجاب استفاده می شده اند. در طبقه اول این بنا که دید خیابان به آن تسلط دارد، آجر بصورت حجاب و تیغه ای بکار رفته که در اصطلاح محلی به آن کلاغ پر می گویند و روزنه ای روی آن تعبیه شده که علاوه بر زیبایی دید محدود یک طرفه ای به خیابان دارد.جهت تزئین و زیبا سازی بنا از آجر کاری خوون و فریز استفاده شده است. خوون و فریز کاربرد تزئینی آجر است که از ضخامت آجر در انواع گره ها و پیشانیها استفاده می شود. در این نوع آجر کاری از قطعات مختلف آجر و از کنار هم قرار دادن آنها برای ایجاد انواع گره های تزئینی استفاده می شود. بعد از اینکه قسمتهای استحکامی بنا ساخته شد جاهای ارزشمند مانند ورودیها و نمای داخلی حیاط تزئین می شوند.جهت تزئین و زیبا سازی بنا از آجر کاری خوون و فریز استفاده شده است. خوون و فریز کاربرد تزئینی آجر است که از ضخامت آجر در انواع گره ها و پیشانیها استفاده می شود. در این نوع آجر کاری از قطعات مختلف آجر و از کنار هم قرار دادن آنها برای ایجاد انواع گره های تزئینی استفاده می شود. بعد از اینکه قسمتهای استحکامی بنا ساخته شد جاهای ارزشمند مانند ورودیها و نمای داخلی حیاط تزئین می شونداین بنا مانند اکثر خانه های قدیمی دزفول دارای شوادون و شبستان می باشد.شبستان با مصالح بنایی ساخته شده، دیوارهای آن باربر بوده و وزن دیوارهای طبقه فوقانی را به زمین منتقل می نمایند که در خانه مذکور درب ورودی شبستان از شمال بوده و ۷ پله از سطح زمین پایین تر می باشد خانه تاریخی پاک یاری شیراز



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8155.aspx




چرا رشد فرهنگی نمی کنیم؟

درخواست حذف اطلاعات
میراث فرهنگی نیازمند نسلی رشد و تربیت یافته است موفقیت هرفرد و یا مردم هرجامعه به میزان تربیت ورشد رفتارآنها بستگی دارد.تربیت مقدمه و اصل پیشرفت و ماندگاری ملتهاست.اگر کشورصد سال است که توسعه نیافته است دلیل عدم پرورش و تربیت نیروهای متعهد و متخصص است.اگر از رشد رفتار مناسبی برخوردار نیستیم واعمال ما دیگران را افسرده و آزرده می نماید نشان می دهد که در طول این صد ها و سده ها رشد نکرده و تربیت نشده ایم.اگر زندگی همسایه ها را جهنم کرده ایم و در محیط کاربه جای تلاش و موفقیت سازمان،بصورت سازمان یافته نمامی می کنیم نشان می دهد که تا آدم شدن فاصله زیادی داریم.وقتی دانش آموز و یا دانشجویی و یا ی در سر کلاس با گوشی موبایل بازی می کند و یا پیامی را رد و بدل می نماید یعنی منتظر رشد جامعه از سوی این نسل نباشید.به مجلس قانون گذار کشوری که نمایندگانش به جای توجه به معیشت و رفاه مردم ع سلفی با این و آن می گیرند امیدوار نباشید.وقتی امروز بعد از صد سال نشان و ردی از توسعه در کشور نیست و رشد فرهنگی سیر نزولی پیدا کرده است رفتار ها زشت ترو توهین آمیز تر،پوشش ها نامناسب تر،ناهنجاری ها شدید تر،تعدی به اموال عمومی ، ها ،بد گفتاری و بد گمانی ها،فقر و ت یب ها در همه حوزه و در همه ابعاد خصوصآ میراث فرهنگی بیشتر شده است یعنی که نسل عامل ،فاعل (کار) نبوده است.جامعه برای پیشرفت نیازمند نسل تربیت شده است نسلی مسولیت پذیر و خیرخواه،باشد.جامعه ماگرفتار نوع چالش تربیتی است که انتظار توسعه وپیشرفت از آن بیهوده است. نشان و نشانه های جامعه با نسل تربیت شده های هزار میلیاردی،حقوق های نجومی در کنار بی کاری جوانان و دستمزد ناچیز کارگران،سرقت اموال و بیت المال، ،و... نیست.جامعه ای که نسلش را برای پیشرفت تربیت کرده باشدنسل های آن از د تا کلان در هیچ دوره و برهه ای به جنگ میراث و فرهنگ،تمدن و هویت خود نمی روند.در این جامعه علف های هرز و هرزه ی وندالی ظهور نمی کند.تپه های تاریخی که کتابخانه های عظیم هویت بخش جامعه هستند به آتش کشیده نمی شود.درون نقش برجسته هایش اگر هزاران تن طلا دفن شده باشد با پتک منفجر نمی کنند.محوطه ای عظیم بیشاپور دیگر به آتش خشم نسلش گرفتار نمی شود.درجامعه ای که به تربیت نسل اش مبادرت کند ظل السلطانی ظهور نمی کند که میراث های ارزشمند کشورش را دردام فاجعه مرگ و ویرانی گرفتار کند. باور کنیم که هنوز برای رسیدن به راه های پیشرفت و موفقیت و استقلال پایداررشد متناسب و متعالی پیدا نکرده ایم.ما امروزه درجایگاه شایسته جهانی در عرصه های فرهنگی،علمی هنری و تولیدات و گردشگری نیستیم.این جمله تا چندسده گذشته درست بود که : هنر نزد ایرانیان بود و بس. اما نسلی تربیت نشد و رشد نکرد که این جایگاه جهانی را از دست ندهیم.امروزه شعار هنر نزد ایرانیان بود و بس شعاری است که ما را از پیشرفت باز می دارد.رشد ملتها و سیر ترقی کشورها درجهان امروز با شعار میبسر نیست.بلکه نیازمند تلاش های نیروهایی است که برای این موفقیت ها تربیت شده اند.اصلا دلیلی واضحتر از این است که بگوییم رتبه پنجاه جهانی تلاش های آموزشی و تربیتی کشور ما هنوز با رتبه پنجاه سال قبل تفاوتی نکرده است؟ این نشان می دهد که طی پنج دهه هیچ پیشرفتی نکرده ایم ونسل دانش آموز به معنای واقعی پرورش نشده است.نسل های توانمند بازوی استقلال و عامل و فاعل مردم و کشور شان هستند.نظام آموزشی که از اساس متز ل باشد نتیجه آن تحصیلکرده هایی خواهند بود که بازار کار هم دست رد بر شان می زند.در جامعه نسل تربیت نشده برای موفقیت ها جوانانش به تنوع مواد تخدیر کننده و مرگزا روی می آورند.وقتی از نقش پر اهمیت مدارس در اهتمام به تربیت و آموزش ک نمان غافل باشیم و معلم دغدغه نان ،خانه، بیماری و ....داشته باشد ، در مهد کودک تربیت فرزندانمان را به افراد فاقد دانش و مسولیت ناپذیر بسپاریم ،یا در دبرستان های ما، معلم نقاشی، ریاضی تدریس کند و معلم ورزش به تدریس علوم اجتماعی می پردازد. ی که ش با ده صفحه جزوه ،فارغ حصیلانی متوقع و در عین حال فاقد مهارت و دانش کافی روانه بازار کار می کند باید به میزان درک و فهم و شعورمان شک کنیم. اگر می خواهیم که در آینده رشد کنیم باید درخط مقدم تربیت نسل ها بکوشیم.باید نقش خانواده ،مهد کودک،دبستان و دبیرستان ها و ها در تربیت نیروها و نسلها را پر رنگ تر کنیم. از پایه نسلی تربیت کنیم که در آینده برای نیل به همه اه تربیتی، آموزشی،و فراهم شدن زمینه های موفقیت کشور هیچ دغدغه و نگرانی نداشته باشیم.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8139.aspx




روز جهانی موزه ، روز آشتی با تاریخ و میراث فرهنگی است.

درخواست حذف اطلاعات
امروزه مردم و جامعه بی موزه،مردم و جامعه بی هویت درجهان شناخته می شوند. در چهل و یک سال پیش یعنی بیست و هشتم ماه مه 1977 میلادی کمیته بین المللی ایکوم در مسکو ، روز 18 مه برابر با 28 اردیبهشت به دلیل نقش حیاتی موزه ها در جوامع بشری نقشی بدیع، ماندگار و مروج ناب ترین پدیده های فرهنگی است. موزه ها از معدود مراکز حفظ یادگاران نسل گذشته و در حقیقت فرزندان هنر و تاریخ هستند. هر یک از این اشیا در عین بی زبانی به هزار زبان سخن می گویند و به سبب اینکه اسناد معتبری از هنر، فرهنگ و تاریخ را ارایه می دهند را به عنوان روز جهانی موزه ها اعلام کرد و از آن سال در روز جهانی موزه درهمه ی کشورهای عضو ، مراسمی به مورد اجرا گذاشته می شود.روز جهانی موزه ها در همه قاره ها و در همه کشورها با برنامه ها و مراسم ویژه همراه است امروزه کشور و شهری در جهان نیست که فاقد موزه باشد زیرا در نگاه جهانیان،مردم و جامعه بی موزه، مردم و جامعه بی هویت و بی ریشه در تاریخ محسوب می شوند. موزه مقیاس شعور و میزان عقول و درجه افهام، اصناف وآیینه ادراک گذشتگان است امروز سهم هرملت از میراث فرهنگی به اندازه میزان سهم فهم آنهاست.زیرا یکی از رویددهای فوق العاده مهم و بنیادین در هزاره سوم بعد از میلاد ظهور پدیده موزه در بین جامع انسانی است. شاید در هیچ کجا، جز در زیر سقف موزه ها تبار آدمی شاهد چنین سطحی از فرهنگ، دانایی و ذوق نباشد. در موزه است که انسان می تواند تاریخ و تاریخچه هویت خود را ببیند. موزه ملی ایران؛ موزه ایران باستان



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8140.aspx




پل خاتون در قاب گنجه وگنجینه

درخواست حذف اطلاعات
پل خاتون خانم خوی در 3 کیلو متری جنوب شهرستان بر روی رود خانه قطور و در راستای جاده خوی به ارومیه، واقع شده است ودر زبان مردم و اسناد و مدارک موجود به نام پل خاتون معروف است. «خاتون»، واژه کهن ترکی به معنی زن بزرگ منش و در قدیم عنوان ترکی ن و دختران خان و خاقان بوده است که به معنی بانوی عالی نسب و ملکه، و در معمول در مقابل خاقان به کار برده می شد و از دوره سلجوقیان بیشتر رایج شده است و پژوهشگران بنا به استفاده خاتون برای ن بزرگان نظام در این دوره، ساخت آن را منتسب به سلجوقیان می دانند.این پل دارای پایه ها و موج شکن هایی به شکل پشت ماهی از سنگ های نسبتاً بزرگ و منظم با ملاط ماسه و آ ساخته شده است، در قسمت فوقانی پل، آجر به کار رفته و دارای هفت دهانه بزرگ آب رو بوده و در بین دهانه های بزرگپایه های سنگی، به طور منظم، هفت دهانه طاق نمای تزئینی قرار گرفته است. طول این پل ۵۹/۴۰ متر و عرض آن ۸/۷۰ متر و ارتفاع ان از پایه ها ۶/۴۸ متر می باشد به غیر از ۷ طاق کوچک که بین دهانه ها ساخته شده هیچ گونه آرایش یا تزئین خاصی در ساختمان آن بکار نرفته است.پایه های پل خاتون در هر دو جهت مخالف و موافق آب رودخانه، آب شکن های مثلثی به اندازه ۲ متر دارند و این پل ۷ چشمه طاق بزرگ و ۷ چشمه طاق کوچک در بالای پایه ها دارد و تمامی ان چشمه طاق ها به وسیله طاق های جناغی و با آجر، ملاط، گچ و قسمت های وسط طاق نیز با سنگ و ملاط گچ پوشش داده شده است.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8142.aspx




مزارسلطانی بیدخت در گناباد

درخواست حذف اطلاعات
بقعه تاریخی بیدخت گناباد یکی از جاذبه های دلنشینی که درحال ت یب است ت یب این اثر مهم می تواند اثر منفی بر اقتصاد گردشگری گناباد وارد سازد.این روستادر محدوده شهرستان گناباد قرار گرفته و از نظر جاذبه ها طبیعی، آثار تاریخی و اماکن زیارتی حایز اهمیت بسیار است. علاوه بر طبیعت زیبای روستا، بقعه ای به نام «بقعه سلطانی» در آن جای دارد که مدفن چند تن از صوفیان نعمت الهی از جمله «ملا سلطانعلی شاه گنابادی»، عارف و مفسر بی مانند شیعه، صاحب و مفسر بی مانند شیعه، صاحب مهم ترین تفسیر عرفانی به نام «بیان السعاده» و «صالح علیشاه» است. این بقعه با معماری زیبا و چشم نواز خود، حجره هایی نیز برای اقامت مسافران دارد. بقعه شامل سه صحن متصل به هم بوده واتاق هایی برای بازدید کنندگان دارد.صحن بالا(صحن کوثر) شامل اتاق هایی در اطراف و یک حوض(مشهور به حوض کوثر) در وسط است. آب این حوض به آب قنات جاری در بیدخت متّصل می باشد که با معماری خاصّی به صحن وارد شده است. در ضلع غربی صحن کوثر مهمان خانه ای ساخته شده است که در مراسم مذهبی از میهمانان در آن پذیرایی می شود. در صحن وسط نیز همچون صحن کوثر اتاق هایی در اطراف بنا شده است. در مرکز صحن وسط، ساختمان بقعه ی مزار سلطانی قرار دارد .ین مزار آرامگاه « ملا سلطان محمد بیدختی گنابادی » ملقب به سلطان علیشاه ، عارف سده ۱۳ هجری ، مفسر قرآن مجید ( تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده که از آن تمجید نمود )، قطب سلسله نعمت اللهی سلطان علیشاهی مشهور به گنابادی است .در کنار وی و در همین بقعه سه تن از اخلاف وی نیز دفن شدهاند ؛ « شیخ محمد حسن بیدختی گنابادی » ملقب به صالح علیشاه « سلطان حسین تابنده گنابادی » ملقب به رضا علیشاه و « علی تابنده » ملقب به محبوب علیشاه جانشین رضا علیشاه . ( قطب فعلی این سلسله « نور علی تابنده » ملقب به مجذوبعلیشاه ، فرزند صالح علیشاه است . ù ø²ø§ø± ø³ù„ø·ø§ù†ûŒ ø¨ûŒø¯ø®øª



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8143.aspx




هزار و سیصدو بیست و یکمین شا ار ملی در قاب گنجه وگنجینه

درخواست حذف اطلاعات
این مدرسه یکی از زیباترین و بی نظیرترین مدارس اسان محسوب می گردد که توسط میر علی بیک در اوا دوره صفویه در شهر تاریخی تون و در محله میدان مرمت گردیده است. مدرسه علیا یکی از زیباترین و بی نظیرترین مدارس اسان محسوب می گردد که توسط میر علی بیک در اوا دوره صفویه در شهر تاریخی تون و در محله میدان مرمت گردیده است. این اثر از زیباترین و بی نظیرترین مدارس اسان بوده که توسط میر علی بیک در اوا دوره صفویه در شهر تاریخی تون و در محله میدان مرمت گردیده و احتمالاً تاریخ ساخت آن به او دوره تیموری و یا اوایل دوره صفویه بر می گردد. این مدرسه جزء مدارس چهار ایوانی می باشد. فضاهای معماری بنا شامل ورودی، هشتی، مسجد، مدرس و حجره ها می باشد. ورودی این بنا در راسته بازار تون قرار داشته است. سردر این بنا دارای عظمت بیشتری نسبت به مدرسه حبیبیه می باشد . پشت در ورودی مدرسه فضای هشتی قرار گرفته که دارای تزئینات آجرچینی می باشد. در دو طرف آن دو فضا قرار گرفته است که فضای سمت راست، مسجد این مدرسه می باشد و فضای سمت چپ مَدرس می باشد. فضای مسجد این مدرسه دارای تزئینات زیبای مقرنس می باشد . دو راهرو از گوشه های هشتی دسترسی به حیاط این بنا را فراهم نموده است. بر روی فضای هشتی نیز فضایی مشابه آن ساخته شده که دسترسی به پشت بام بنا از طریق آن میسر می شود.عناصر حائز اهمیت مدرسه، گودال باغچه میان صحن مدرسه با فرم هشت ضلعی می باشد که آب از یک سوی آن وارد و از سوی دیگر خارج می شده است.این گودال باغچه در مرکز حیاط قرار گرفته است. همچنین حجره های طلاب در سه ضلع این حیاط واقع گردیده است که ورودی آن ها از داخل حیاط می باشد.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8145.aspx




آتشکده روستای خمر حال خوشی ندارد

درخواست حذف اطلاعات
آتشکده کرکویه با کرکوشاه، در غرب روستای خمر و در4کیلومتری شهرستان هیرمند ودر میان زمین های باتلاقی سیستان و نزدیک مرز ایران با افغانستان قرار دارد.کرکویه، عبارت است از بقایای یک آتشکده مربوط به دوران هخا ، که شامل یک دیوار خشتی – چینه ای از یک برج دفاعی شهر باستانی است، امروزه از این دیوار باستانی اثری نمانده و تنها چند بنای تاریخی در حال ت یب برای مردم به یادگار مانده است.کرکویه توسط نویسندگان دوران ی در کتب قدیمی تشریح شده است. است ی کرکویه را نخستین راهی می داند که سیستان را به هرات متصل می کند و بنا به گفته همین جغرافی نویس کرکویه در سه فرسنگی زرنج یا زرنک (سیستان) واقع شده است. قدمت آتشکده کرکویه را به زمان کیخسرو نسبت داده اند و بنا بر روایات کرکویه تا قرن هفتم هجری آباد بوده و مورد استفاده قرار می گرفته است.این آتشکده را می توان یکی از آثار باستانی تاریخی مهم در منطقه سیستان نام برد که امروزه به محلی برای حفاری های غیر قانونی برخی از افراد سودجو تبدیل شده است.متاسفانه رخی از معتادین این محل را برای استعمال مواد انتخاب کرده و در اتاق های باقی مانده اقدام به روشن آتش می کنند و در همان جا دخانیات و استعمال می کنند. برخی از افراد سودجو نیز برای دستی به گنج این محل را حفاری کرده اند که باعث ت یب زیر بنای آن شده است.شوربختانه آتشکده کرکویه امروزه به یک ابه تبدیل شده و ساختمان های آن در حال ریزش و ت یب است، هیچ گردشگری به آن نزدیک نمی شود زیرا از آثار دیدنی آن چیزی باقی نمانده است.معماری شگفت انگیز و دلنشین این بناها می تواند هر گردشگری را مجذوب تاریخ و هنر ایرانیان کند، که متاسفانه عدم توجه به این بناهای تاریخی امروز نه تنها به اقتصاد گردشگری سیستان ضرر وارد کرده است بلکه باعث شده است تا بناهای تاریخی مهم سیستانیان زیر میلیون ها ریزگرد مدفون شود.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8147.aspx




شماره ثبت ملی عمارت تاریخی (کاظمی3030)

درخواست حذف اطلاعات
بنایی با شکوه در محله محله زاده یحیی واقع در منطقه 12 تهران، عمارت کاظمی یا همان سرای کاظمی که «خانه موزه تهران قدیم» نام گرفته است بنا و بهتراست گفته شود قصری قدیمی در محله چاله میدان قدیم در همسایگی زاده یحیی با ارزشی استثنایی .این محله قدیمی، دارای ارزش های خاص معماری و شهر سازی شامل بافت مس ی، راسته، گذرهای ارتباطی، فضای شهری خصوصی و عمومی بوده و با توجه به ت یب های ناشی از ساخت و ساز جدید، بخش عمده ای از نان خود را از دست داده و اقشار جدید با تفاوت های فرهنگی و اجتماعی در این محله سکنی گزیده اند.بنا که حدود ۱۰۰ سال از ساخت آن می گذرد، با توجه به جدا شدن از املاک جنبی، با مساحتی حدود ۲۰۳۳ متر مربع باقی مانده که شامل ۱۲۱۵متر مربع عرصه و فضای باز و ۶۵۰ متر مربع عیان و زیر بنا است.تاریخچه بنا این بنا متعلق است به میرزا سید کاظم پسر سید میرزا هدایت الله تفرشی که در سال 1226 قمری در اوایل پادشاهی محمد شاه قاجار وارد خدمات تی گردید. در زمان ناصرالدین شاه از میرزاهای اصطبل شاهی بود.در سال 1283 قمری که ناصرالدین شاه عازم سفر اسان شد چون نامبرده مشرف به اصطبل و به همراه اردوی شاه بود، در بین راه به سمت مستوفی گری اصطبل برقرار گردید. در سال 1299 قمری تا سال 1308(سال فوتش) مستوفی اصطبل خاصه و ایلخی چیان و کلیه دواب دیوانی زین خانه و کالسکه خانه بود.در اوا عمر ملقب به دواب شد. در این خانه و در سمت غربی تکیه عباسقلی و در سمت شرق خانه، تکیه پهلوان شریف واقع بود و در سمت شمال این محله گذر منتهی به دروازه اب که حد شرقی حصار صفوی شده بود قرار داشت.مشخصات بنا طرح بنای کاظمی متأثر از طرح متداول خانه های ایرانی و متناسب با شأن صاحب خانه، نوع روابط و جایگاه اجتماعی اش ساخته شده است. طرح و شکل بنا در اوا دوران قاجار شکل گرفته و در دوران پهلوی اول تکمیل شده است. این بنا همانند خانه های سنتی ایرانی شامل بیرونی، اندورنی، آب انبار، مطبخ، اصطبل است. ظاهراً خانه موجود بخشی از یک مجوعه مفصل تر است که اجزا دیگر آن در حال حاضر جدا شده اند.آنچه از قسمت اصلی این خانه بازمانده است قسمت شاه نشین است که یک طبقه زیر و یک طبقه روی دارد. بنای فعلی دارای دو حیاط است.حیاط جنوبی که منتهی الیه سمت غربی آن قرار دارد، در بخش بیرونی و حیاط شمالی در بخش اندرونی واقع است. بخش اصلی ساختمان به میزان 5/1 متر از کف حیاط بالاتر است و در بخش زیرین آن زیر زمین خانه قرار دارد که دارای آجر کاری خوش نقش و نفیسی است. در ساختمان اصلی دو تالار در مرکز قرار گرفته اند.در طرفین تالارها، گوشواره ها قرار دارند و راهرو ها در طرفین گوشواره ها شکل گرفته اند. اتاق های طرفین حیاط و گوشواره ای دارای دیوار باربر و پوشش تی وش با سقف تخت هستند، زیر زمین دارای طاق کلیل است و تالارها با پاهای چوبی که شیروانی کاهگل اندودی سطح نمای آن را شکل می دهند پوشش داده شده است. سطح نمای خارجی تالارها آجر کاری ساده است که در محل رخ بام آن موتیوهای گچ بری گل درشت نقش بسته است. سایر سطوح نمای حیاط ها نیز ترکیبی از آجر و اندود گچ هستند.در فضای داخلی اتاق ها بخش هایی مانند گیلویی تالار و بخاری ها، دارای گچ بری هستند ولی مابقی سطوح ساده اند. اما زیباترین بخش خانه کاظمی را ارسی های زیبای طرفین تالارها شکل می دهند.این ارسی های بی نظیر که دارای چینی های مفصل و پرنقش و نگارند با انواع شیشه های الوان در سطوح خارجی تزیین شده و در فضای داخلی کار، لندن کاری (نقاشی پشت شیشه) به زیباترین وجه، پارتیشن های نقش دار مجللی را ساخته اند و در کل بادگیرها و تزیینات بیرونی و نمای زیبای آجری و پنجره های ارسی از ویژگی های منحصر به فرد معماری این ساختمان است. عمارت کاظمی، موزه تهران قدیم



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8148.aspx




میراث فرهنگی ایران آئینه خلاقیت بشر در تمام تاریخ است

درخواست حذف اطلاعات
تاریخ هنرومعماتری ایران بخش عظیمی از شکوه و جلال خود را مرهون صفویان است.دودمانی که به هر کجا پای نهاد به عمران و آبادانی اهتمام ورزید.عصری که بی گمان از درخشان ترین دوره های هنری ایران پس از بوده که در سال 907 قمری (1502 م) شاه اسماعیل اول، سلسله صفوی را تاسیس کرد. درابتدای تاسیس این سلسله، تبریز پایتخت بود. در اوا قرن دهم قمری، در زمان شاه عباس پایتخت از قزوین به اصفهان انتقال یافت. با انتخاب پایتخت جدید، این شهر به عنوان یکی از درخشان ترین ای خاورمیانه گسترش پیدا کرد. با توجه به امنیت ایران در این دوره بناهایی بزرگ و عالی مانند کاخ های عالی قاپو، چهل ستون، هشت بهشت و تالار اشرف در اصفهان و بقعه ی شاهزاده حسین، سر درب عالی قاپو و چهل ستون در قزوین ساخته شدند. باید پذیرفت که در دوره ی صفوی، بار دیگر عصر نوین و درخشانی در هنر ایران طلوع کرد. در هر دوره، هنری که در نوع خود زیبا و کامل بوده پدیدار شده است. در قرن دهم قمری هنرمندان ایران به مزایا و نتایج تازه ای دست یافتند. کاخ خورشید و برج های دیده بانی شهر کلات از هنر معماری این دوره است. در بسیاری از بناهایی که به ویژه در اوج توانمندی صفویان ساخته شده اند، اهمیت پوشش های تزیینی تا آن اندازه فزونی پیدا می کند که برای فهم شالوده معمارانه فضا باید از آنها عبور کرد تا فراتر از پوشش های تزئینی به شالوده ساختمان پرداخت. عصر صفوی ، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. زیباترین و با شکوه ترین آثار معماری ایران در همین دوره توسط معماران خلاق و هنرمندانی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. معماری دوره صفوی تکمیل و تعدیل مفهوم فضایی دوره تیموری است. اگرچه بیان دراماتیک و سیمای افسانه­ای معماری دوره تیموری قوی­تر از معماری صفوی است. نما در معماری صفوی همچون صحنه آرایی تئاتر است. نما در اغلب موارد همچون ماسکی است که بر چهره ساختمان کشیده شده و عناصر اصلی ساختمان را پنهان می­کند. نمای دوره صفوی دقیق، پرکار و مرتبط با ساختار هندسی است که در تناسب با اندازه­های افقی بنا طراحی شده است.از ویژگیهای مهم در شیوه معماری این دوره ، علاوه بر استحکام و زیبایی فرم ، درخشش بیان است . در آثار این دوره تابش رنگ و نور ، و جذ ت سطوح و شکوه چشمگیر آنها ، احساس زیبائی خیره کننده ای در بیننده ایجاد می کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره ای شفاف ، مجرد و تبد یل می شود. بناهای این دوره باز هم دارای طرح کلی چهار ایوانی است البته به ساخت ایوان های عظیم با ابعاد بزرگ توجه بسیار شده است. در ابنیه مذهبی کاشی های لعاب دار، معرق و هفت رنگ در تزیین دیواره های خارجی و داخلی بنا ، طاق ها، مناره ها، گنبدها و محراب ها استفاده شده است. کتیبه های نسخ و ثلث سفید و درخشان، در طاقچه ها به کار رفته و نور ورودی از طریق پنجره های تعبیه شده در ساقه گنبد ح ی به فضا می بخشد. در بناهای ییلاقی تزئینات چوبی نقش اصلی را به عهده داشته و بر روی آن تذهیب کاری و نقاشی های لاکی استفاده شده است. معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی ، بسیار متنوع است. و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد . باشکوهترین مساجد ، عظیمترین میدانها، زیبا ترین پلها و خیابانها، بزرگترین بازارها، مدرسه ها ، کاروانسراها و .. در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری ، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل ، که گاهی نمی توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد و براستی چه چیزی جز عشق و آسمان و درک عمیق زیبایی می تواند اینهمه میراث زیبا و چشمنواز را پدید آورده باشد و سرزمین ایران رادرمیان ملل جهان اینگونه درخشان جلوه دهد؟ میراث فرهنگی ایران نه تنها آئینه تاریخ تمدنی کهنسال است، بلکه آئینه خلاقیت بشر است.امروزه دنیا ایران را با میراث فرهنگی سترگ و تاریخ ریشه دار می شناسد. آثار باستانی اصفهان



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8127.aspx




باستان شناسان ایران نا امید از ت ها، در امید به روزهای خوش باستان شناسی روز می شمارند.

درخواست حذف اطلاعات
باستان شناسی ایران تنها شاخه مهم علمی کشوراست که مصیبت ها و رنج ها با آن رشد و بروز کرده اند.مانند کودکی می ماند که دهها بیماری به هنگام تولدت با خود بهمراه آورده است.دانشی که هیچ گاه و هیچ عهد و دورانی آب گوارایی از گلویش پایین نرفته است از همان روزهای آغازینی که چند سیاح به نشر دیده ها و شنیده های خود از ایران در رسانه های بیگانه پرداختند نگاه های طمع ورزانه و چشمان غارتگرانه بدان دوخته شد.سیل افراد در وت های گوناگون برای دست درازی به آنها به ایران سرازیر شد کشورها گوی سبقت و رقابت برداشتند.شاهان در عیش و نوش و مردم گرفتار فقر و زندگی روزانه اسباب این چپاول ها را فراهمتر نمود.با شروع کشفیات باستان شناسان،هیچ باستان شناس و دانشور ایرانی حق حضور نداشت.حضور ایرانی ها حتی برای ب اطلاعات و دانش افزایی معنا پیدا نکرده بود.در این خصوص بشنوید سخنان آقای دومکنم "، رییس هیات فرانسویان در شوش :حضور یک ایرانی در حفریات برای ما که ۲۴ سال بدون نظارت کار کرده ایم، توهین آمیز است.دشمنان راه غارت و زبان نفوذ در مردم و مجلسیان را خوب آموخته بودند.با اینکه بیگانگان برای خیانت و سرقت گنجینه های تاریخی ایران باستان شناسی سراسر آفت زده را بر گردن گرفته بودند اما چاپلوسانه راه نفوذ بر افکار مردم را برای بهتر یدن گنجینه ها نیک آموزش دیده بودند.تا آنجا که هرتسفلد آلمانی: در یکی از یاد داشت هایش می گوید:نامه ای به ت ایران دادم و متذکر شدم که برای جلوگیری از بی حرمتی به ابنیه تاریخی؛ نخست اینکه از طرف ت احکامِ اَکیده صادر و به تمام ایالات و ولایات قدغن شود که ابنیه ملی و تاریخی را اب و ضایع نکنند و آثار ملی را محترم شمارند. در ضمن به وسایل مختلفه ی دیگر، مثلا توسط جراید، مردم را به این مفا ملی متوجه ساخته و حفظ و احترام ابنیه و آثار را به عامه بفهمانند.حقارت باستان شناسی را در نگاه تحقیر آمیز شاه و شاهزادگان صفوی،قاجار و پهلوی به روشنی می توان دید.شاهان خود به تیله کنی می رفتند و شاهزاده ها در رشی و مارلیک و کلورز و.. تپه های تاریخی را می شکافتند و تمام اسرار و مخازن ارزشمند آن را خالی می نمودند.قانونی که گدارها و هرتسفلد های فرانسوی و آلمانی برای میراث نسخه پیچی د دوای دردشان و جواز سرقت کشفیات تاریخی در ایران بود.مجلس در خواب جهل و مردم همچنان بی تفاوت و بدون احساس مسولیت هر روز شاهد وج اشیای نفیس تاریخی به خارج از کشور بودند.این روز های تلخ با باستان شناسی ایران از همان روز تولد باستان شناسی در ایران بوده و تقدیر بر این است که تا ابد ادامه داشته باشد.بیگانگان با تحمیل ده ها عهد نامه نفرتبارتر از گلستان به تاراج میراث این سرزمین مبادرت د ا با مردمان صمیمی و بناهای تاریخی از پیکر و پیکره ایران جدا شدند علی رغم کوتاه شدن دست تطاول بیگانه از میراثخوری و میراث ستیزی میراث کشور در دهه های حضور ما هم وضعیت دهشتناکتری دارد. باستان شناسان از هنگام تسلط ون بر میراث خانه نشین شده اند سایت های کاوش ها خاموش و باستان شناسان جوان فراموش گردید اند.چراغ پژوهش های علمی کم سوتر و بدنه میراث به وابستگان سیاستمداران وابسته و بسته تر شده است.راه ارتباط باستان شناسان داخلی با دنیا قطع گردید کنگره های بی شمار در سراسر جهان بی حضور ایرانی ها و بدون باستان شناسان کشور ما نشان از نوعی نگاه تحقیر آمیز به میراث ایران بود که نادیده گرفته شده است.مرگ تلخ حضور گرانقدر باستان شناسان بسیاری در کشور را از جامعه گرفت.میراثداران از کیش و سازمان آب و اداره شهرداری،از سینما ، از آدم های بی کار تا کم کار چنان مصیبتی بر میراث ما تحمیل کرد که نه بیگانه نمود و نه مغول،نه تیمور و نه افغان. آنچه که ما در این چهاردهه شاهد میراث بی پشتوانه کشور بودیم این بود که باستان شناسی ایران در مقام رشته یی علمی در سطح جهان روز به روز بیشتر افول می کرد. رشته های ایران شناسی یک به یک در های معتبر جهان تعطیل شدند یا به جای ان ایران شناسی که رفته رفته بازنشسته می شدند یا دار فانی را وداع می گفتند متخصصان مناطق دیگری را استخدام د. مثلاً در همین چندساله اخیر چندین کرسی ایران شناسی در امریکای شمالی از دست رفته است؛ کرسی تاریخ هنر ایران باستان در برکلی را که سال ها در اختیار گیتی آذ ی بود پس از بازنشستگی او به یک متخصص هنر شرق دریای مدیترانه دادند، کرسی باستان شناسی خاور نزدیک (با تاکید بر ایران) در آریزونا را که در اختیار کرول کریمر بود پس از درگذشت وی به یک هندشناس دادند، کرسی کایلر یانگ - تنها کرسی باستان شناسی ایران در کانادا - را به یک متخصص دادند، کرسی رابرت دایسن در پنسیلوانیا - یکی از سنگرهای مستحکم و باسابقه باستان شناسی ایران در امریکا - را نیز به باستان شناس تازه کاری دادند که در و نخجوان کار می کند و در نهایت، جای دیوید استروناخ را که سال ها یک تنه باستان شناسی ایران را در برکلی زنده نگه داشته بود یک متخصص اردن وفلسطین کرد. در انگلستان نیز در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن پس از بازنشستگی مری بویس و دیوید بیوار عملاً رشته ایران باستان به تعلیق درآمده، در حالی که پس از بازنشستگی راجر موری از موزه اشمولین و آ فورد، به جای این متخصص صاحبنظر باستان شناسی خاور نزدیک و ایران یک متخصص جهان یونانی- رومی را استخدام کرده اند.چهاردهه پیش، باستان شناسی ایران تصمیم گرفت از قطار باستان شناسی جهان پیاده شود و به تنهایی مسیر دیگری را طی کند، اما این که آن مسیر چه بود، نه در آن زمان و نه حتی امروز، نقشه ی مشخصی از آن در دست نیست. پس از این مدت، قطار باستان شناسی جهان در افق های دوردست از دید خارج شده، در حالی که نزدیک به چهار دهه است که باستان شناسی ایران در جای خود لنگ لنگان مشغول درجا زدن است.و چهار دهه است که باستان شناسان این سرزمین نا امید از ت ها، در امید به روزهای خوش باستان شناسی روز می شمارند. کشف یک اثر پنج هزار ساله در سیستان +ع



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8128.aspx




نگذاریم بیش از این رابطه ی ما با فرهنگ هزاره های کهن قطع شود.

درخواست حذف اطلاعات
*آثار فرهنگی و تاریخی کشورها ، به دلیل داشتن ماهیت فراتاریخی، فراجغرافیایی، و فراملیتی، به حمایت بیشتری نیاز دارد. شناخت ارزش هر دیده و ندیده(میراث فرهنگی مادی و معنوی) ارتباطی مستقیم با فهم و آگاهی ،خاست و درخواست و شعور بی شعار افراد جامعه چه بصورت فردی و چه گروهی دارد ومجموعه تلاش آن ها چه بصورت فردی و چه گروهی بر این امر استوار است که می توان محک زد برای این ارزش ها تا چه سطح آگاهی ب کرده اند و ارزی آنها از این پدیده های دیده و ندیده چگونه است؟در همه جوامع انسانی از جامعه برخوردار از میراث کهن تا جوامع بی ریشه ، آثار تاریخی از پدیده های ارزشمندی است که توانسته ارزش های فرهنگی، تاریخی، اجتماعی، مذهبی و... را در خود متجلی نمایند و یا در صدد بازسازی و بازآفرینی آثاری هستند که بتوانند با رها شدن از عقده ناشی از جامعه تهی از میراث مادی و معنوی خود را به عنوان جامعه ارزشمند برای مردم جهان باز گو نمایند.لذااهمیت شناخت جامع ارزش های آثار تاریخی در راستای شناخت کامل فرهنگ و هویت آن جامعه ای است که آثار تاریخی در آن قرار دارد. چنین شناختی می تواند ابعاد مختلف جهان بینی انسان های جامعه را در دوره های تاریخی نمایان سازد. طاقبستان کرمانشاه هر اثر و میراث تاریخی در روزگاری پدیده ای بوده که تاکنون ماندگار شده است. براین اساس مکاتبه ها، تعهدنامه ها، لوح ها، مجسمه ها، نقش ها، نشانه ها، بناها و مانند این را می توان تاریخ عینی یا ماندگار، در برابر تاریخ علمی، نامید. تاریخ عینی و ماندگار پل های ارتباط دیروز و امروزند.از این آثار فرهنگی و تاریخی جهانی، به دلیل داشتن ماهیت فراتاریخی، فراجغرافیایی، و فراملیتی، سازمان های بین المللی را مجبور و تشویق به حمایت کیفری بین المللی از میراث فرهنگی و تاریخی کرده است. تها نیز با آگاهی از اهمیت آثار تاریخی به عنوان هویت فرهنگی، جغرافیایی و ملی هر کشوری می کوشند تا با رویکرد جلب مشارکت های اجتماعی، حفاظت از میراث فرهنگی را در جامعه نهادینه ساخته و اینگونه اهمیت حفظ و پاسداری از تمدن و تاریخ را به همگان بشناسانند. تها کم و بین می دانند میراث گذشته ،بخشی از تاریخ ملت ها محسوب می شود که با حفظ آن می توان هویت تاریخی گذشته و حال آنها را زنده نگاه داشته ومردم هم باید میراث فرهنگی را به عنوان سندهویتی خود در همه حال و احوال بپذیرند



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8129.aspx




حال و روز منزلی که روزگاری محل آمد و شد بزرگان عهد قاجاربود.

درخواست حذف اطلاعات
خانه تاریخی شوریده درشیراز ، یکی از بناهای مهم وزیبای دوره است. این خانه زیبا، متعلق به شوریده ادیب و شاعر معروف بوده وروزگاری محل رفت و آمد اشراف و بزرگان بود. بنای آن دو طبقه زیبا و چشم نوازی که در ابتدای کوچه هفت پیچ شیراز قرار داشته و المان های تزیینی آن مانند کاشی کاری های فوق العاده، ارسی های چوبی زیبا، گچ بری های بی نظیر و سقف های چوبی نظر هر ببیننده ای را به خود جلب می کند. این بنای تاریخی، در سال 1355 هجری شمسی در فهرست آثار ملی به ثبت جهانی رسید. در واقع، با در مورد شوریده ، باید گفت که ایشان از شعرا و فضلا قرن 14 هجری و نیمه اول قرن 15 می باشند. شوریده با اینکه بینایی خود را از دست داده بود به علت هوش و ذکاوت بالا از پای ننشسته و به تحصیل علم و دانش پرداختند. به طوری که، چنان در زمینه ادبیات عربی و فارسی پیشرفت د که آوازه شان تمام شهر را پر کرد. کمالات ایشان بدان حد رسید که به دربار صدر اعظم مشهور ناصرالدین شاه قاجار میرزا علی خان اتابک راه یافت. در این زمان بود که شاه قاجار لقب فصیح الملک را به وی داد. شوریده به دربار مظفرالدین شاه نیز راه پیدا کرده و مورد عنایت و توجه وی قرار گرفت. متاسفانه درحال حاضر فرو ریختگی دربخش هایی از ضلع شمالی بنا و حیاط این ضلع و همچنین فرسایش و ت یب عایق کاری پشت بام و دیده می شود که نیاز به مرمت و بازسازی شیرسرهای چوبی و نیز بخش های چوبی بنا از جمله درها و پنجره ها، دارد.همانگونه که گفته شد منزل شوریده که در زمان وی محل رفت و آمد بزرگان و اشراف بوده است هم اکنون به صورت یک بنای دو طبقه زیبا در ابتدای کوچه هفت پیچ در بافت تاریخی شیراز بر جا مانده است.این بنای تاریخی که از اهمیت فوق العاده ای از جنبه معماری نیز برخوردار است از معماری دوره قاجار با حیاط مرکزی و المان های تزئینی کچ بری، سقف های تزئینی، سنگ های آزاره مشبک، کاشیکاری و ارسی های چوبی تبعیت می کند.بنا دارای بخش های اندرونی، بیرونی و خدماتی است که به وسیله راهروهای ارتباطی به یکدیگر راه می یابند و همچنین وجود تالار مرکزی که فضای اندرونی و ورودی های اضلاع شمالی را به یکدیگر ارتباط می دهد از دیگر مشخصات این بنای تاریخی است. این خانه تاریخی مورخ 20/11/1355 و به شماره 1338 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید خانه تاریخی شوریده شیراز



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8130.aspx




نقش دستگاه های اجرایی کشور در ت یب و انهدام آثارتاریخی**

درخواست حذف اطلاعات
با اینکه بر اساس ماده یک آیین نامه اجرایی بند «ج» ماده 114 قانون برنامه چهارم توسعه، تمامی دستگاه های اجرایی مشمول قانون برنامه چهارم مکلف هستند که قبل از اجرای پروژه های عمرانی و در مرحله امکان سنجی و مکان ی نسبت به انجام مطالعات فرهنگی و تاریخی در مکان اجرای طرح اقدام و استعلام های لازم را از اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اخذ کنند، در حالی که بیشتر دستگاه های خدمات رسان درکشور بدون توجه به این ماده قانونی به اجرای عملیات عمرانی اقدام کرده و این امر آسیب های جدی را به تپه ها و بناهای تاریخی وارد کرده است. -------------------------------------------------
بیان شرح دردها و غصه ها،مسائل و مصائب رفته بر میراث بیان دردها و رنج های ملتی است که هزاران سال در تکوین و تکامل هنر و میراث انسانها نقش آفرین بوده است.از مصیبت ها و ت یب ها،از سرقت ها و به اتلال و محوطه های تاریخی بیشمار گفته شده است از خیانت سلاطین از شاهزاده خانم های میراثخوار تا آقازاده اشراف،از درباریان تا عوامل صهیونیستی،از دشمنان این سرزمین تا آنان که به ظاهر از در دوستی وارد شدند تا خنجری بر تن میراث وارد سازند و در نهایت ملتی که هیچگاه میراث فرهنگی دغدغه اش نبوده و نیست همه و همه موجب شده اند که میراث فرهنگی بی پشتوانه رها شده و ت یب گردند.در این بین دستان تطاول کوتاه نیامدند و جوهره این جواهر ارزشمند را از هم پاشیدند.از ستم تها بر میراث با تحمیل مدیران بی دانش تا آنها که در دو قدمی میراث فرهنگی بساط دکه و دکان سود و سودای خود پهن د نشان می دهد میراث فرهنگی نا خوش ترین ایام های تاریخ را می گذراند آنهم در زمانی که مردم جهان با رویکرد مثبت و منطقی به میراث و جاذبه های گردشگر پذیر آن،با پی بردن به ارزش و اهمیت میراث فرهنگی از آن بعنوان میراث بشری یاد کرده و غالب کشورها با پیش بینی مبانی حقوقی خاص در جهت جلوگیری از ت یب ،سرقت،و ورود و وج غیر قانونی این اموال در قوانین داخلی خود سعی در حمایت از این میراث بشری دارند. کشورها ی جهان از دیرباز نسبت به حفظ آثار تاریخی فرهنگی ملی خودشان حساس بوده اند. برای مثال در کتاب قانون مجازات سلطنتی ایتالیا در سال ۱۸۱۰ میلادی، بخشی با عنوان «ت یب بناهای تاریخی» وجود دارد و در آن آمده است: «بناهای تاریخی کشور و اموال عمومی، تحت حفاظت تمام شهروندان قرار دارند زیرا یادآور عظمت مردمانی هستند که زمانی زیسته اند و همچنین استعداد والای هنرمندان و شکوه سلطنت را برای قرن های آینده به یادگار می گذارند. وجالب اینکه در این قانون خاطر نشان شده است ، انی که به هر نحو به آثار تاریخی صدمه بزنند از یک ماه تا ۲ سال حبس به همراه جریمه نقدی از ۱۰۰ تا ۱۵۰ لیره محکوم می شوند.در کشور امریکا قوانین ای ی سختی به ویژه در ای های کارولینای شمالی، آلاباما، ویرجینیا و می سی سی پی وجود دارد که مجازات نقدی و حبس تا سقف ۱۰ سال را شامل می شود..جالب توجه اینکه یکی از اتفاق هایی که فصلی نو را در برخورد با ت یب کنندگان آثار تاریخی جهانی باز کرد، محکومیت احمد المهدی، عضو شبه نظامیان گروه انصار الدین در شمال آفریقا، به دلیل ت یب مساجد تاریخی و بناهای مذهبی شهر تیمبوکتو در کشور مالی در غرب آفریقا بود.در کشورما مراجع دینی ت یب آثارتاریخی را حرام دانسته ونیز برخی حقوقدانها ت یب آثارتاریخی را تا حد شبه قتل عمد می دانند اما با این حال متاسفانه دهه هاست که علی رغم وضع قوانین نه سرسختانه اما کم اثر بخش ،ت یب و سرقت ، و چپاول به میراث این سرزمین در گوشه و کنارهای این سرزمین ادامه دارد.از میان مردم جماعتی جاهل با نام وندال بپاخاست وخواست شان نابودی آثار و محومیراث فرهنگی است. غارتپیشه گانی که با پتک نقش برجسته ساسانی را با هدف دسترسی به گنج بدون رنج همه را منهدم د سقف خانه های تاریخی که هر روز فرو می ریزند. پل های تاریخی که منهدم می شوند.تپه هایی که دیگر هیچ رازی تاریخی در داغدار خود ندارند.واز قانونی که خود کهنه و بی اثر مانده تا قانونگذارانی که حق میراث مردم نمی دانند همه در ت یب میراث این سرزمین سهیم هستند. متاسفانه واژه ت یب و تعدی به میراث فرهنگی دیگر ابهت و ارزش خود را از دست داده است .دیگر ی با این جملات نه تنش می لرزد و نه احساس دلنگرانی پیدا می کند.دیگر همه از میراث سهم خواهی می کنند.در ت یب ها گوی رقابت و سبقت از هم می گیرند. نهاد های تی هم سعی دارند از مردم و دیگر سازمان ها و... در این ت یب عقب نمانند. امروزه بر خلاف گذشته میراث فرهنگی دغدغه و هویت تاریخی نیست.ارثیه ای بی پشتوانه و بی متولی است که گام در مسیر ویرانی دارد. ت ها که متولی میراث ملتها هستند خود نقش ویران کننده ای در ت یب ها دارند.امروزه دیگر این ت یب ها از طرف مردم عادی نیست که فورآ انگ بی سوادی و ...بر آنها بچسبانند و یا آنها را به آگاهی از باستانی بودن آثار متهم نمود.امروزه در اکثر نقاط کشور بیش از نیمی از ت یب های آثار تاریخی از سوی دستگاه های اجرایی و خدمات رسان انجام می شوند و تاکنون آسیب بسیاری نیز به آثار تاریخی ،محوطه ها و مکان های کهن زیست وارد شده است. این که چرا چنین جوی مسموم بر فضای میراث فرهنگی و تاریخی کشور حاکم است، فقط یک پاسخ می توان یافت و آن اینکه:تا کنون هیچ تی در فهم به اعتبار و ارزش جهانی میراث فرهنگی نائل نشده است.امروزه بیل های ت یب از سوی نهاد های تی به بهانه های مختلف به جان محوطه های باستانی افتاده وکمر آثار تاریخی کشور را در جای جای شهر و روستا می شکنند. هنوز فرهنگ محیطی ما به جایی نرسیده که مردم و مسولان کشور متوجه اهمیت جهانی میراث و نقش حیاتی آن در ماندگاری تمدن ها و اقتصاد مقاومتی شوند. برای این که این اتفاق بیفتد طبیعتا دستگاه هایی مسئول هستند که از ت یب ها و تهدید های آن جلوگیری کنند. دستگاه هایی مثل شهرداری، وزارت مسکن،سازمان آب،نهاد های گازرسانی،کشاورزی، محیط زیست،اداره برق و نیرو، و...... در نهایت سازمان میراث فرهنگی که باید بیش از همه متوجه ارزش فرهنگی این بناها باشند و از ت یب آنها جلوگیری کنند نه اینکه هرکدام نقشی در ت یب داشته باشند. بافت تاریخی ابرکوه بنیاد مسکن به بهانه ساخت مجموعه خانه های مهر در کشور بدون استعلام از نهاد های فرهنگی(میراث فرهنگی)مبادرت به کلنگ زنی در نقاط مختلف کشور نمود. اداره آب با بی توجهی به قوانین میراث فرهنگی بیل های مکانیکی را روانه شهر و روستا می کند. اداره برق با نصب دکل ها در مناطق و محوطه های تاریخی دست بردار از میراث فرهنگی نیست.کشاورزان هم خاک های تپه های باستانی را برای باغ های خود غارت می کنند ،کشت مزارع آنها و باغات شان بخش هایی از تپه ها را در خود گرفته است.روستائیان سنگ های تاریخی بناها را برای ساختمان خود استفاده می نمایند.و.......به هر روی ت یب آثار و محوطه ها از سوی نهاد های اجرایی ت در برخی استان ها چنان نگران کننده است که باید قانون گذاران ما در میان بی توجهی و بی دانشی مدیران میراث فرهنگی اقدامی شایسته بجای آورند. به بهانه توسعه بقاع مذهبی دهها بقعه را ویران د. خانه های تاریخی در جوار مکان های مذهبی از بین رفته و می روند.شهرداری ها عامدانه و غیر عامدانه محوطه ها و بافت های تاریخی را محو می سازند.محوطه هگمتانه آسف می شود،آب انبار دوست ساله اراک از سوی شهرداری نابود شد. یک بنای دوره ی سلجوقی در شهرستان بهمئی استان کهگیلویه بویراحمد ربه بهانه ی تعمیر ویران گردید،خانه نائل اصفهان توسط عده ای گمنام و بی نام از بین می رود.روزانه دها خانه تاریخی از بین رفته و بسیاری از مالکان با نفوذ در دستگاهای اجرایی،مالکیت بناهای تاریخی را به نام خود نموده اند.صدها خانه تاریخی پس از وج از فهرست ثبت آثار ملی قربانی ساخت برج ها ی عظیم می شوند.ساخت مترو و بنایی مجلل بهانه و تهدیدی برای ت یب میدان نقش جهان در اصفهان می شود. ت یب سه طبقه و حوض خانه در بجنورد، منجاق تپه روستای کوران و تپه بالا باغ روستای حصار اندف در فاروج، تپه آغمزار، قلعه خان و دونکی (اینچه سفلی) و تپه کوشکی (کوشکی ترکمن) در مانه و سملقان، تپه سنگر(مشما) و محوطه اکبرآباد رباط عشق گرمه و بافت تاریخی روستای روئین اسفراین وده ها بافت تاریخی ،و.................. و شرح این درد ادامه دارد تورج گنجه. باستان شناس



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8131.aspx




یزد از تلاش برای ثبت جهانی تا بی توجهی در مسیر ت یب

درخواست حذف اطلاعات
در سال 1396 به هرحال بعد از سال ها قصور و بی عرضه گی مدیران میراث فرهنگی ،شهر تاریخی یزد، به عنوان نخستین شهر تاریخی ایران و بیست ودومین اثر تاریخی کشور در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.یزد برای ثبت جهانی مسیر دشواری را طی کرد اما جهانیان در برابر پذیرش آن به عنوان یک شا ار و میراث جهانیان تسلیم ثبت آن شدند می رود که با بافت های در حال ت یب تسلیم مرگ شود.شهری که با معماری ویژه و ممتاز خود نمایانگر دستآوردی بی بدیل از نبوغ هنری بشر در سرزمین تاریخی ایران و سندی بی همتا بر یک سنت فرهنگی و تمدن زنده و پویای ایرانی بود و امروز به سهولت همه داشته هایش می رود.یزد در مسیر ثبت جهانی علی رغم دهها سال غفلت مسولان،بیش از سه سال طول کشید تا ثبت جهانی همراه شودد یزد سمبل معماری بشر در همه دوران ها برای ثبت جهانی راه بسیار دشواری طی کرد اما بی هیچ دشواری در حال ت یب است.ثبت تاریخی یزد هرچند در یونسکو ساعت ۱۷:۵۰ دقیقه عصر روز شنبه - ۱۷ تیرماه - آغاز وروز بعد یکشنبه ثبت جهانی شد اما هر ثانیه و هر ساعت این شهر ثبت جهانی با ت یب دست و پنجه نرم می کند. http://static3.honaronline.ir/thumbnail/n2yxzgflzjbl/t455u-vj7hofik2lsx4ww6ifyug8suek5_3jcpi962gprcgoxrliv9gpis3g4buw/n2yxzgflzjbl.jpg



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8132.aspx




شماره ثبت ملی عمارت تاریخی (کاظمی3030)

درخواست حذف اطلاعات
بنایی با شکوه در محله محله زاده یحیی واقع در منطقه 12 تهران، عمارت کاظمی یا همان سرای کاظمی که «خانه موزه تهران قدیم» نام گرفته است بنا و بهتراست گفته شود قصری قدیمی در محله چاله میدان قدیم در همسایگی زاده یحیی با ارزشی استثنایی .این محله قدیمی، دارای ارزش های خاص معماری و شهر سازی شامل بافت مس ی، راسته، گذرهای ارتباطی، فضای شهری خصوصی و عمومی بوده و با توجه به ت یب های ناشی از ساخت و ساز جدید، بخش عمده ای از نان خود را از دست داده و اقشار جدید با تفاوت های فرهنگی و اجتماعی در این محله سکنی گزیده اند.بنا که حدود ۱۰۰ سال از ساخت آن می گذرد، با توجه به جدا شدن از املاک جنبی، با مساحتی حدود ۲۰۳۳ متر مربع باقی مانده که شامل ۱۲۱۵متر مربع عرصه و فضای باز و ۶۵۰ متر مربع عیان و زیر بنا است.تاریخچه بنا این بنا متعلق است به میرزا سید کاظم پسر سید میرزا هدایت الله تفرشی که در سال 1226 قمری در اوایل پادشاهی محمد شاه قاجار وارد خدمات تی گردید. در زمان ناصرالدین شاه از میرزاهای اصطبل شاهی بود.در سال 1283 قمری که ناصرالدین شاه عازم سفر اسان شد چون نامبرده مشرف به اصطبل و به همراه اردوی شاه بود، در بین راه به سمت مستوفی گری اصطبل برقرار گردید. در سال 1299 قمری تا سال 1308(سال فوتش) مستوفی اصطبل خاصه و ایلخی چیان و کلیه دواب دیوانی زین خانه و کالسکه خانه بود.در اوا عمر ملقب به دواب شد. در این خانه و در سمت غربی تکیه عباسقلی و در سمت شرق خانه، تکیه پهلوان شریف واقع بود و در سمت شمال این محله گذر منتهی به دروازه اب که حد شرقی حصار صفوی شده بود قرار داشت.مشخصات بنا طرح بنای کاظمی متأثر از طرح متداول خانه های ایرانی و متناسب با شأن صاحب خانه، نوع روابط و جایگاه اجتماعی اش ساخته شده است. طرح و شکل بنا در اوا دوران قاجار شکل گرفته و در دوران پهلوی اول تکمیل شده است. این بنا همانند خانه های سنتی ایرانی شامل بیرونی، اندورنی، آب انبار، مطبخ، اصطبل است. ظاهراً خانه موجود بخشی از یک مجوعه مفصل تر است که اجزا دیگر آن در حال حاضر جدا شده اند.آنچه از قسمت اصلی این خانه بازمانده است قسمت شاه نشین است که یک طبقه زیر و یک طبقه روی دارد. بنای فعلی دارای دو حیاط است.حیاط جنوبی که منتهی الیه سمت غربی آن قرار دارد، در بخش بیرونی و حیاط شمالی در بخش اندرونی واقع است. بخش اصلی ساختمان به میزان 5/1 متر از کف حیاط بالاتر است و در بخش زیرین آن زیر زمین خانه قرار دارد که دارای آجر کاری خوش نقش و نفیسی است. در ساختمان اصلی دو تالار در مرکز قرار گرفته اند.در طرفین تالارها، گوشواره ها قرار دارند و راهرو ها در طرفین گوشواره ها شکل گرفته اند. اتاق های طرفین حیاط و گوشواره ای دارای دیوار باربر و پوشش تی وش با سقف تخت هستند، زیر زمین دارای طاق کلیل است و تالارها با پاهای چوبی که شیروانی کاهگل اندودی سطح نمای آن را شکل می دهند پوشش داده شده است. سطح نمای خارجی تالارها آجر کاری ساده است که در محل رخ بام آن موتیوهای گچ بری گل درشت نقش بسته است. سایر سطوح نمای حیاط ها نیز ترکیبی از آجر و اندود گچ هستند.در فضای داخلی اتاق ها بخش هایی مانند گیلویی تالار و بخاری ها، دارای گچ بری هستند ولی مابقی سطوح ساده اند. اما زیباترین بخش خانه کاظمی را ارسی های زیبای طرفین تالارها شکل می دهند.این ارسی های بی نظیر که دارای چینی های مفصل و پرنقش و نگارند با انواع شیشه های الوان در سطوح خارجی تزیین شده و در فضای داخلی کار، لندن کاری (نقاشی پشت شیشه) به زیباترین وجه، پارتیشن های نقش دار مجللی را ساخته اند و در کل بادگیرها و تزیینات بیرونی و نمای زیبای آجری و پنجره های ارسی از ویژگی های منحصر به فرد معماری این ساختمان است. عمارت کاظمی



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8133.aspx




مقبره خورشید در قاب گنجه وگنجینه

درخواست حذف اطلاعات
آرامگاه خورشید یا شجاع الدین خورشید؛ از آثار تاریخی سر سلسله اتابکان لر در م آباد یکی از جاذبه های تاریخی و دیدنی استان لرستان است.این بنا در 15 کیلومتری جنوب شهر م آباد در روستایی به نام گوشه شهنشاه(شینشاه) واقع شده است.آرامگاه خورشید که در دوره صفوی و در زمان شاهوردیخان آ ین اتابک لر ساخته شده است، مربوط به شجاع الدین خورشید سر سلسله اتابکان لر (آل خورشید) بوده است. شجاع الدین خورشید به مدت سی سال از آ قرن پنجم تا اوایل قرن ششم ه.ق بر ایالات لر کوچک فرمانروایی کرده است. این فرمانروا به واسطه عد و دادگستری مقبره وی مورد احترام اهالی قرار گرفته است.پلان مقبره مستطیل شکل و پلان داخلی آن هشت ضلعی و هر ضلع آن 2,5 متر است. سبک معماری گنبد آن نار دو پوسته و مواد و مصالح آن سنگ، آجر ملات، گچ و ماسه آ است. ارتفاع گنبد از سطح زمین 12 متر است، در وسط آن قبری است که برروی آن صندوق چوبی کنده کاری شده ای قرار دارد.این اثر به شماره 1920 مورخ 76/6/16 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است بقعه شجاع‎الدین خورشید



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8134.aspx




ایمان مان را در دوستی و حفاظت از میراث فرهنگی سرزمین خود نشان دهیم

درخواست حذف اطلاعات
این ت یب ها نسخه مرگ میراث فرهنگی را در هم پیچیده است میراث فرهنگی از هرنوع(مادی و معنوی)شفاهی ویا مکتوب از دوره قاچار و پهلوی یا صفوی و هخا فرقی ندارد ابزار شناخت و هویت تاریخی ملت ها هستند.ملتها در پناه آن معنا می یابند. از این رهگذر است که می توان پیشینه و سیر تکامل هر جامعه را در گذر زمان نشان داد.کهن سرزمین ایران ایران به عنوان یکی از بزرگترین تمدن های بشری دارای آثار تاریخی فراوانی ست که هر یک می تواند شه، مهارت، هنر و زیبایی شناسی مردمانش را به تماشا بگذارد و به موزه ای عظیم از آثار گذشتگان تبدیل نماید.کشوری که خود بزرگ ترین موزه سرباز جهان است تنوع و وسعت بی شمار آثار باستانی آن در مناطق مختلف و جای- جای این سرزمین-نشان می دهد تاریخ و ملت آن در مسیر تاریخ پر فراز و نشیب ما از پس حوادث طبیعی، جنگهای ویرانگر و مهاجرت های ناگزیر به تناسب طول زمان زندگی و نوع تندبادهای حادثه خیز رشد کرده وبه نسل امروز رسیده است و در دوره ای که بشر خود را خلاق، فهیم، دانا و علاقمند به فرهنگ می داند، خواستار معرفی و نمایش آثار نیاکان خود بوده و حتی از این مسیر جهان را به تفرج و گردش در سرزمین خود می خواند و این دعوت را به عنوان فن و صنعت تلقی می کند. از نگهداری آثار شخصی نیاکان ما در کنج صندوقها و گنجه ها تا ایجاد سازمانی جهت حفظ و نگهداری آثار عام تاریخی، بیانگر توجه و حرمت گذاری به پیشینیانی ست که کمال خود را در ساخت نشانه های زندگی نشان داده اند و موجب افتخار و سربلندی فرزندان خود شده اند. نمی توان ی را پیدا نمود که در مکالمات روزمره، خودآگاه و ناخودآگاه از واژه ی فرهنگ استفاده ننماید و حفظ آن را ضروری نداند. به همین علت در جوامع انسانی که روح تعاون و همدلی و رسیدن به جامعه ی مطلوب و رشد فرهنگ را ضروری می داند تشکیل تشکل های حمایت کننده و تلاشگر، مسیری در جهت رسیدن به شرایط بهتر در زندگی اجتماعی محسوب می شود. انجمن های دوستدار میراث فرهنگی به عنوان سازمان های مردم نهاد در تلاش است تا با نگاهبانی از آثار تاریخی و میراث فرهنگی و دیگر هنرهای مرتبط با فرهنگ، با حفظ گذشته، مسیر آینده را بیش از پیش روشن تر و موفق تر طی نموده و آینه دار فرهنگ سرزمین خود باشد.ت یبگران آثارتاریخی نه مرز می شناسند و نه خط قرمزی دارند. به هراثر و شئی و بنایی از هر دوره و مربوط به هر زمان باشد رحم نمی کنند جماعتی که جهل و عناد،خوی ستیزه جویی و خودخواهی وجودشان را تنیده است و برای آنها میراث فرهنگی و خصوصآ بناهای ارزشمند حکم تخته سیاه را دارند تخته ای که روی آن با هر وسیله ای، هرچیزی را نوشته و خط خطی می کنند، اما این تخته های سیاه بخت آثار تاریخی و فرهنگی این سرزمین هستندکه نماد تمدن و هویت ماست و متاسفانه در هجوم یادگارنویسی ها روز به روز نازیباتر، فرسوده تر و به مرگ نزدیک تر می شوند.این عامل مرگبار وآسیب رسان یادگارنویسی روی بناها و آثار تاریخی نسخه حیات میراث فرهنگی رادر هم پیچیده است و از این رهگذر آسیب های غیرقابل جبران به این آثار وارد کرده است.جاهلانی بی شه که با این کار کل تاریخ و هویت این سرزمین را محو و نابود کرده و وسبب می شوند میراث فرهنگی ملت میراث دوست روز به روز زیبایی و صلابت خود را بیشتر از کف بدهد.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8124.aspx




خانه صدر جهرمی در شیراز در قاب گنجه وگنجینه

درخواست حذف اطلاعات
بنای زیبا وتاریخی صدر جهرمی در بافت قدیم شیراز و محله گود عربان مجاور بازار حاجی و پشت مسجد جامع عتیق واقع شده و فرم تزئینات بنا حکایت از قاجاری بودن آن دارد ضمن اینکه کتیبه کاشی کاری پیشانی بنا تاریخ 1323 را نشان می دهدمنزل صدر جهرمی طبق الگوی معماری خانه های قدیمی دوره قاجار دارای یک حیاط مرکزی است که در سه طرف دارای ساختمان مس ی و در ضلع شرقی تنها مطبخ خانه قرار دارد که اکنون با کمترین تغییر مورد استفاده نین است.از این قسمت یک ورودی به حیاط کوچک پشتی وجود دارد که فاقد تزئینات معماری بوده و در ضلع جنوبی که ورودی بنا در آن قرار دارد شاه نشین ستوندار سنگی و تالار آینه واقع شده همچنین فضای داخلی شاه نشین دارای نقوش گچبری برجسته با تقلید از نقش برجسته های تخت جمشید تزئین شده است.درهای به کار رفته در شاه نشین و تالار آیینه به صورت معرق کاری ساده تزئین شده، تالار آیینه زیبای این قسمت از پایین و سقف تمام آیینه کاری شده و طرحهای مختلف با این روش در تزئینات تالار به کار رفته است.کف شاه نشین و پشت تمامی درهای این قسمت و تالار آیینه با کاشی های الوان و یک رنگ تزئین شده است. زیرزمین این ضلع نیز دارای سه قسمت مجزا بوده که قسمت اصلی زیر تالار آیینه و شاه نشین و دو قسمت دیگر زیراتاقهای جانبی تالار قرار گرفته، تابلو کاشی کاری پیشانی ضلع شمالی به تقلید از نقوش ساسانی، شاپور را در حال گرفتن حلقه قدرت نشان می دهد.ضلع غربی دارای اتاقهای پنج دری و سه دری سقفهای چوبی مزین به نقوش گل و مرغ است و بدنه و تاقچه های اتاق گچ بری شده و در شومینه ترکیب گچ بری با آینه کاری جلوه زیبایی دارد. حیاط دارای حوض قدیمی مستطیل شکل بلندی است ولی کف حیاط با مصالح جدید فرش شده بدنه دیوارهای حیاط دارای تزئینات آجر کاری است. با توجه به فرم تزئینات ضلع شمالی این احتمال وجود دارد که ساخت اولیه بنا در دوره زندیه انجام شده و در دوره قاجاریه تغییراتی در آن صورت گرفته شده باشدمنزل صدر جهرمی به شماره ثبتی 2277 و در تاریخ هشت اسفند سال 77 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و تحت مراقبت و حفاظت سازمان میراث فرهنیگ استان است.در ضلع جنوبی که ورودی بنا در آن قرار دارد شاه نشین ستون دار سنگی و تالار آیینه واقع شده است. فضای داخلی شاه نشین نیز دارای نقوش گچبری برجسته با تقلید از نقش برجسته های تخت جمشید تزیین شده است.این بنای تاریخی واقع در بافت تاریخی- فرهنگی شهر شیراز، در تاریخ هشتم اسفند سال ۱۳۷۷ به شماره ثبتی ۲۲۷۷ در فهرست آثارملی به ثبت رسیده است. مرمت خانه تاریخی صدر جهرمی



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8125.aspx




میراث فرهنگی ایران آئینه خلاقیت بشر در تمام تاریخ است

درخواست حذف اطلاعات
تاریخ هنرومعماتری ایران بخش عظیمی از شکوه و جلال خود را مرهون صفویان است.دودمانی که به هر کجا پای نهاد به عمران و آبادانی اهتمام ورزید.عصری که بی گمان از درخشان ترین دوره های هنری ایران پس از بوده که در سال 907 قمری (1502 م) شاه اسماعیل اول، سلسله صفوی را تاسیس کرد. درابتدای تاسیس این سلسله، تبریز پایتخت بود. در اوا قرن دهم قمری، در زمان شاه عباس پایتخت از قزوین به اصفهان انتقال یافت. با انتخاب پایتخت جدید، این شهر به عنوان یکی از درخشان ترین ای خاورمیانه گسترش پیدا کرد. با توجه به امنیت ایران در این دوره بناهایی بزرگ و عالی مانند کاخ های عالی قاپو، چهل ستون، هشت بهشت و تالار اشرف در اصفهان و بقعه ی شاهزاده حسین، سر درب عالی قاپو و چهل ستون در قزوین ساخته شدند. باید پذیرفت که در دوره ی صفوی، بار دیگر عصر نوین و درخشانی در هنر ایران طلوع کرد. در هر دوره، هنری که در نوع خود زیبا و کامل بوده پدیدار شده است. در قرن دهم قمری هنرمندان ایران به مزایا و نتایج تازه ای دست یافتند. کاخ خورشید و برج های دیده بانی شهر کلات از هنر معماری این دوره است. در بسیاری از بناهایی که به ویژه در اوج توانمندی صفویان ساخته شده اند، اهمیت پوشش های تزیینی تا آن اندازه فزونی پیدا می کند که برای فهم شالوده معمارانه فضا باید از آنها عبور کرد تا فراتر از پوشش های تزئینی به شالوده ساختمان پرداخت. عصر صفوی ، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. زیباترین و با شکوه ترین آثار معماری ایران در همین دوره توسط معماران خلاق و هنرمندانی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. معماری دوره صفوی تکمیل و تعدیل مفهوم فضایی دوره تیموری است. اگرچه بیان دراماتیک و سیمای افسانه­ای معماری دوره تیموری قوی­تر از معماری صفوی است. نما در معماری صفوی همچون صحنه آرایی تئاتر است. نما در اغلب موارد همچون ماسکی است که بر چهره ساختمان کشیده شده و عناصر اصلی ساختمان را پنهان می­کند. نمای دوره صفوی دقیق، پرکار و مرتبط با ساختار هندسی است که در تناسب با اندازه­های افقی بنا طراحی شده است.از ویژگیهای مهم در شیوه معماری این دوره ، علاوه بر استحکام و زیبایی فرم ، درخشش بیان است . در آثار این دوره تابش رنگ و نور ، و جذ ت سطوح و شکوه چشمگیر آنها ، احساس زیبائی خیره کننده ای در بیننده ایجاد می کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره ای شفاف ، مجرد و تبد یل می شود. بناهای این دوره باز هم دارای طرح کلی چهار ایوانی است البته به ساخت ایوان های عظیم با ابعاد بزرگ توجه بسیار شده است. در ابنیه مذهبی کاشی های لعاب دار، معرق و هفت رنگ در تزیین دیواره های خارجی و داخلی بنا ، طاق ها، مناره ها، گنبدها و محراب ها استفاده شده است. کتیبه های نسخ و ثلث سفید و درخشان، در طاقچه ها به کار رفته و نور ورودی از طریق پنجره های تعبیه شده در ساقه گنبد ح ی به فضا می بخشد. در بناهای ییلاقی تزئینات چوبی نقش اصلی را به عهده داشته و بر روی آن تذهیب کاری و نقاشی های لاکی استفاده شده است. معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی ، بسیار متنوع است. و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد . باشکوهترین مساجد ، عظیمترین میدانها، زیبا ترین پلها و خیابانها، بزرگترین بازارها، مدرسه ها ، کاروانسراها و .. در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری ، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل ، که گاهی نمی توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد و براستی چه چیزی جز عشق و آسمان و درک عمیق زیبایی می تواند اینهمه را پدید آورده باشد؟ و اصفهان را اصفهان کرده باشد؟ و شاید تنها بتوانیم این گفته پیر نویسنده فرانسوی را تکرار کنیم که: اصفهان نه تنها آئینه تاریخ تمدنی کهنسال است، بلکه آئینه خلاقیت بشر است. اصفهان خود به تنهایی ک شانی است که دست یافتن به ژرفای زیبایی و عظمت آن ممکن نیست.امروزه میراث عظیم صفویان در ا ی مختلف ایران از کاروانسراها تا مدارس و مساجد،از خانه ها تا حسینیه ها از کبوترخانه ها تا بقاع دیگر ایران را به سرزمینی اعجاب و اعجاز هنری آمیز تبدیل کرده است.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8127.aspx




نگذاریم گنجینه های هنری این سرزمین با خانه هایمان وداع تلخ داشته باشند

درخواست حذف اطلاعات
هشیار باشیم!بیدار بمانیم چندین دهه است که خطر ت یب و سرقت تعدی و میراث فرهنگی و سرمایه های ملی ما را تهدید میکند .از یک سوی هزاران هزار آثار هنری ملی به سرقت رفته کشور ما در موزه های جهان دیدگان بینندگان را خیره می سازنداز دیگر سوی هزاران هزار اثر در میادین روستا و ا معامله سوداگران می شوند.بناهای تاریخی بی پناه درکنار غزت نشینی هنرمندان چیره دست ،از بین می روند هوشیار بمانیم که نسل های ابومنصور اسعد بن محمد الطرفی- السرخی،عبدالحسین ،حاجی محمد البناء،سلطان محمد یزدی ،محمد معمار،محمد بنا و محمد شفیع ها که رباط شرف ها،سنگ بست و کاروانسرای سین ها،کاروانسرای پاسارگاد و رباط شیخ علیخان ها،رباط شاه عباس پلور و شاهوردیخان ها در حال فراموشی و چراغ عمرشان بسوی خاموشی است.کاروانسرای سنگی صفوی و قاجار با معماری آجری ساخته شده را امروزه با سنگ مرمت می کنند.خانه های تاریخی را به علت تقلید کورکورانه مورد بی مهری قرار می دهند خانه هایمان بیگانه با نمونه ظروف و جام های شیشه ای نیشابور و اصفهان شده است وجام های بدل چینی خانه هایمان را زینت می دهند جای بسی تأسف است که در خانواده های ایرانی قالیهای خوش نقش ما جای خود را به فرشهای کم دوام و نازیبای خارجی داده است و در حالیکه زیورهای ساخت میهن ما زیب پیکر زیبا رویان دیار مغرب است کشور ما بازار جواهرات تقلبی خارجی گردیده است. در حالی که روزگاری نه چندان دور از پشت دیوار چین گرفته تا کرانه های مدیترانه و از دریاچه آر ا بخش بزرگی از آفریقا همه جا معماری و کاشی کاری و دیگر مظاهر ذوقی و هنری ایران رواج داشته و از این سرزمینها گذشته در کمتر کشوری در جهان بود که هنر ایرانی در یک جا و یا چند دوره حاکم بر تجلیات هنری مردم آن نباشد آنگاه در خواهیم یافت که چنین ادعائی از حقیقت دور نیست. امروزه بعضی از مظاهر زیبا پرستی ایرانیان همه جا در جهان زبانزد است. هر جا آبی خوش رنگ دیده شود می گویند آبی ایرانی و هر گوشه باغ مصفا و دلنشینی یافت شود آن را به باغ ایرانی تشبیه می کند اما امروزه نمی گویند فرش ایرانی، ظروف اصفهان و زنجان،قالی کرمان و...هوشیار باشیم چرا که همان اندازه که گفتگو درباره لطافت روحی ایرانی مایه سندی است هنگامی که در می ی م ای از این انعکاسات دل انگیز هنر ایرانی کم کم بدست فراموشی س می شوند جانگداز و غم انگیز است. ما در اینجا به هم میهنان با ذوق خود هشدار می گوئیم و آنها را از سهل انگاری در نگاه داشت تجلیات هنری خود بر حذر می داریم. دربارة باغ ایرانی چه کتابها که ننگاشته اند و چه تعریف و تمجیدها که نکرده اند نگذاریم گنجینه های تاریخی با خانه های ایرانی وداع تلخ نمایند.هزاران سال شور و علقه این پیوستگی در خون ما بوده است. اگر اندکی کوشش کنیم و با چشمان باز آنچه را سنت هنری و صنعتی گذشته ایرانی است با نمونه های دیگران بسنجیم بزودی زیبائی و برتری پدیده های هنری ایرانی برایمان روشن خواهد شد. خوب است همیشه این نکته را بخاطر بسپاریم که آنچه تازگی داشته باشد همواره بچشم . سفالینه های سامانی نیشابور لااقل اگر همه زیبا نیاید بدیع و گیرنده می نماید ولی اگر این پدیده های ذوقی فاقد اص هنری باشند دیری نمی پاید که کهنه می شوند و از نظر می افتند. رمز بزرگی هنرها جاودان بودن آنهاست. آثار اصیل هرگز زیبای و لطف خود را از دست نمی دهند و گردش زمانه هر چه آنها را کهنه تر می سازد بر لطف و زیبائی آنها می افزاید. زری های ایرانی از زمان ساسانیان تاکنون همواره تازه ترین و بدیع ترین مظهر هنر بافندگی بشمار رفته است. چه در آن زمان که تکه های صلیب حضرت را از شرق به موزه های کلیسا می فرستادند و برای پیچیدن این قطعات از زری های گلابتون ایرانی استفاده می نمودند و چه هنگامی که طبقات اشرافی فرنگستان به پوشیدن لباسهای فا دوخته شده از زری ایرانی پرداختند و چه امروز که باذوق ترین مردمان مغرب زمین از این پارچه های زر دار ایرانی برای آرایشهای گوناگون استفاده می کنند همواره این مظهر ذوق ایرانی تازگی و بدیع بودن خود را حفظ کرده است و به همین جهت این هنر بصورت پدیده ای جاودانی به زندگی خود ادامه داده و به عصر ما رسیده است ولی آیا در مورد ای از مظاهر صنعتی و ذوقی دنیای غرب که مورد تقلید ما قرار گرفته اند قضیه از همین قرار تواند بود؟ آیا مثلاً ی می تواند بدون آنکه متهم به بی ذوقی گردد مبل هائی را که تا ده سال پیش مرسوم بود و از شیوه مبل سازی فرنگستان تقلید می شد در اطاق خود قرار دهد؟ این فراورده ها هنوز به بازار نیامده کهنه گشته و به اصطلاح از مد افتاده اند. شاید پس از چند سال دیگر نتوان در تمام ایران خانه ای یافت که به شیوه دلپذیر ایرانی ساخته شده و به سبک ملی تزئین گشته باشد. شک نیست که کوشش های پر بهای هنرهای زیبای کشور در نگاهداشت سنت های هنر باستانی ماسهم بزرگی را داراست. کارگاههای گوناگون هنرهای ملی برای حفظ رموز صنایع ملی ما و برکنار داشتن آنها از فراموشی شب و روز در تلاشند ولی اکثریت ملت ما به حفظ و حراست سنتهای هنری باستانی نین د کوششهای فوق نتیجه کاملاً قطعی نخواهد داشت. ما از تمام مردم با ذوق کشور خویش که به اص و زیبائی هنرها و صنایع ایرانی واقفند دعوت میکنیم از این کارگاهها که مظاهر هنر زوال ناپذیر ایرانیست دیدن کنند و بچشم خویش مشاهده نمایند که چگونه عده ای از هم میهنان با ذوق و هنرمند آنان با فداکاری تمام به ساختن و پرداختن آثاری مشغولند که از هزاران سال پیش تا کنون نام ایرانی را در جهان زنده نگهداشته است. آن چه بیش از حد انتظار مایه سرافرازی است آنکه در آثار این هنرمندان با وجود حفظ اص فنی کوششهای ارزشمندی بکار رفته که سنت هنری گذشته را با ذوق امروزی در آمیزند و آثاری تازه پدید کنند.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8114.aspx




لطفآ نصب کاشی ماندگار بر سردر منزل بزرگان علم و ادب و هنر را متوقف کنید

درخواست حذف اطلاعات
برای ناصرالدین شاه ،آرایشگری از فرنگ آوردند که سر و سبیل و چهره اش را پیراست و آراست و شاه قاجار از تردستی او جمالی متفاوت از گذشته یافت.پس در برابر آیینه ایستاد و چون خود را دیگرگونه دید، جمله ای گفت که برای همیشه در تاریخ ایران ماند و به ضرب المثل تبدیل شد:
"به راستی که همه چیزمان به همه چیزمان می آید." داستان این میراث فرهنگی، با این مدیریت فاقد تخصص، بدنه بیمار و رنجوربا ترکیب زشت و نامتجانس(میراث فرهنگی+ صنایع دستی+گردشگری) خاموشی چراغ سایت های پژوهشی ،عزلت باستان شناسی و باستان شناسان کشور،جدل و جدال برای تبدیل سازمانی که به عنوان سازمان اداره نمی شود به وزارتخانه،رکود فعالیت های تحقیقاتی،خانه نشینی محققان و اداره میراث کشور از سوی مدیران سفارشی،تحمیلی،و آفت آفرین و....که مانده فقط زیر پایشان فرش قرمز تازه پهن شود همان حکایت ناصرالدین شاه است و سر و سبیل نو آراسته؛ بی آنکه راز تحرک ،تحقق و تحقیق،پژوهش و کاوش های میدانی،میدان دادن به باستان شناسان وطنی را دریافته باشیم ، میراثی که با تحمل مدیران بی دانش در حوزه باستان شناسی و گردشگری بی آنکه در طول این دهه ها هیچ نشان و ردی از تغییرو تحول نداشته و با آرایش شعارها چهره خودش را به صورتی نو در می آورد.این میراث فرهنگی بیمار گرفتار آفت سیاه سیاست لنگان و لنگان کماکان لنگر انداخته مدیران و دلبستگان به صدارت هم که خیال رفتن ندارد و همه چیزشان به همه چیزشان می آید، برای تحول و احیاء ،برای حیات و گریز از ممات فقط یک باستان شناس دلسوز و دلداده می خواهد تا به شکوه و عزمت همیشگی دست یابد.شکوه و عزمتی که دهه هاست به فراموشی راه سپارده است و در این دهه ها تنها با نصب کاشی بر سردر منازل شخصیت های هنری و..به نیکو داشت آنها مبادرت شده است.در حالی که حق هنرمندان این سرزمین بیش از نصب یک کاشی بر در خانه هایشان است. سخن اینجاست که معیار این انتخاب چیست؟ آیا انتخاب شخصیت ها از سوی مدیران بی تخصصی که مسولیت میراث فرهنگی کشور را بر عهده می گیرند بر اساس ضوابط و در چارچوب مدونی صورت می گیرد یا ملاک انتخاب افراد از سوی مدیریت میرا ث می باشد؟اگر چنین باشد هرمدیری بستگان ،وابستگان،و دلبستگان خود را به عنوان چهره ماندگار معرفی خواهد نمود.از سوی دیگر افراد و شخصیت های ممتاز علمی هنری و..که انتخاب می شوند آیا مزد تلاش همت نیم قرن آنها "تنها و تنها" نصب یک کاشی بر سر در منازل شان است؟ وقتی نصب چنین پلاکی هیچ عقبه و ارزش ویژه ای ندارد ،به جای نصب آن بر در منازل آنها : رفع انزوای هنری،حمایت های بیمه ای،بازنشستگی، برقراری حقوق مکفی و حمایت از تولیدات هنری آنها مورد حمایت قرار گیرد.در جامعه ای که هنرمندش بیمار و بی کار است و عاجز از هزینه درمان و زندگی می باشد و متاسفانه مردم خیرخواه هزینه های درمانشان را می دهند ،نصب کاشی های بی ارزش را متوقف نماییم و تا دیر نشده است دست های گرمشان به یاری بفشاریم
تورج گنجه باستان شناس



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8116.aspx




باغ و عمارت رحیم آباد)شماره ثبت ملی: 2707 زندیه - اوایل قاجاریه. بیرجند)

درخواست حذف اطلاعات
هر بسهم خویش برای بهبود وضع میراث فرهنگی گام بردارد. مجموعه تاریخی رحیم آباد شامل حصار، برجهای نگهبانی، باغ، عمارت اصلی، حوضخانه، عمارت کلاه فرنگی، اصطبل و فضاهای خدماتی می باشد.مجموعه باغ و عمارت رحیم آباد در شهر بیرجند و در روستایی با همین نام واقع شده است. باغ رحیم آباد دارای دو در ورودی است که فضای دسترسی به داخل از همین دو در میسر می باشد.مجموعه تاریخی رحیم آباد شامل حصار، برجهای نگهبانی، باغ، عمارت اصلی، حوضخانه، عمارت کلاه فرنگی، اصطبل و فضاهای خدماتی می باشد. در سه گوشه حصار گلین باغ بقایای برج ها مشهود است و تنها برج شمال شرقی بنا با ساخت عمارت به کلی از میان رفته است. محور اصلی باغ در حدفاصل دو عمارت و در خط تقارن طولی آن می باشد. این محور با دو حوض، یک است و درختانی در دو سوی مسیر از سایر نقاط متمایز شده که خود جلوه ایی است از الگوی باغ ایرانی. همچنیـن ایـن عمـارت دارای طاقنـماهای تـزئینی و تزئـینات رسمی بندی می باشد. قدمت این بنا حداقل به دوره زندیـه بر می گردد. آچه گفتنی است اینکه بنای عمارت در مرکز باغ ساخته شده و ویژگی های معماری آن تداعی کننده نوع معماری اوا دوره قاجار و اوایل پهلوی است. در بنای عمارت تزئیناتی شامل قرنیزهای گچی که البتـه به عنـوان سرستـون نیز محسوب می شود به چشم می خورد. نقشه بنا به گونه ای طراحی شده که با تعبیه درهای متعدد، دستی به فضاهای گوناگون به راحتی صورت می گیرد. در مقابل عمارت، است ی در وسط خیابان اصلی باغ واقع شده است. باغ دارای دو خیابان اصلی است که عمارت مرکزی در مرکز تقاطع این دو خیابان قرار دارد. درختان باغ عمدتـاً شامل کاج و سپیـدار و درختـان مثـمری چون زردآلـو و زرشک است.



منبع : http://wishna.blogfa.com/post-8117.aspx