وبلاگهای رنگارنگ

هیئت قاسم ابن الحسن(ع) مسجد زینبیه سمنان

آخرین پست های وبلاگ هیئت قاسم ابن الحسن(ع) مسجد زینبیه سمنان به صورت خودکار از بلاگ هیئت قاسم ابن الحسن(ع) مسجد زینبیه سمنان دریافت و با درج منبع نمایش داده شده است. در صورتیکه به محتوای منتشر شده معترض بوده و یا محتوای پست های نمایش داده شده نا مناسب و شایسته تذکر میباشد، بر روی لینک درخواست حذف کلیک نمائید تا از دسترس عموم خارج گردد.



روز مبعث چه روزی است؟

درخواست حذف اطلاعات
روز مَبْعَث بر پایهٔ باورهای ی، روزی است که محمد، ، به درجه ی برگزیده شد. مسلمانان معنقدند او در غار حرا، توسط جبرئیل و از سوی خدا به ی نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند. محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می کرد. باور شیعیان بر اساس باور شیعیان، محمد مصطفی در روز ۲۷ رجب عام الفیل، سال ۱۳ پیش از هجرت مبعوث شد. شیعیان این روز را جشن می گیرند و در روایات ی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده است. دعا، و غسل مستحب از اعمال این روز است. باور اهل سنت در نزد اهل سنت تاریخ دقیق بعثت مشخص نیز ولی بعضی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده است. به دلیل نامعلوم بودن تاریخ، مبعث نزد اهل سنت جشن گرفته نمی شود. روز مبعث چه روزیست؟ روز مَبْعَث، روزی است که حضرت محمد، گرانقدر ، به درجه ی برگزیده شد. در تقویم هجری قمری، ۲۷ رجب روز مبعث است. حضرت محمد مصطفی در روز (۲۷ رجب) سال ۴۰ عام الفیل، همزمان با سال ۱۳ پیش از هجرت ، در غار حرا، توسط (جبرئیل) و از سوی خدا به ی نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند. روز مبعث، روز برانگیختن دهایی است که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی و جهل پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هایی که در شمشیرها زخمی می شد و در جنگل نیزه ها جان می باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می ند. جوانان بلندقامت، در جنگ جه ها، جان به بارش تیرها می دادند و ن بی پناه، در بند اسارت می زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می خلید و چه زخم هایی دل عاطفه ها را می خَست. روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هایی که به پای بت ها قربانی می شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش های ناروا بود.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-738.aspx




فضیلت ماه شعبان از منظر احادیث و روایات

درخواست حذف اطلاعات
شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است، حاملان عرش آن را بزرگ می شمارند و حق آن را می شناسند، آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می شود. رسول خدا محمد مصطفی(ص) می فرماید: شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است، حاملان عرش آن را بزرگ می شمارند و حق آن را می شناسند، آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می شود. *فضیلت ماه شعبان شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَآله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى گرفت و به ماه رمضان وصل مى کرد و مى فرمود: شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که چون ماه شعبان فرا می رسید، زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى کرد و مى فرمود، اى اصحاب من مى دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است. حضرت رسول صلى الله علیه وآله مى فرمود: شعبان ماه من است، پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید، به حقّ آن خدایى که جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد مى کنم که از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم که فرمود، شنیدم از المؤمنین علیه السلام که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان، براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می گرداند و بهشت را براى او واجب می کند سپس صادق علیه السلام چنین گفت: المؤمنین علیه السلام می فرمود: از هنگامی که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در ماه شعبان ندا داد، روزه شعبان از من فوت نشد و تا زمانی که زنده هستم، به خواست خداوند از من فوت نخواهد شد. بنا بر آنچه در شماری از متون روایی وارد شده، اکرم (ص) در یکی از سال ها، به هنگام آغاز این ماه خطبه ای خواندند و مردم را نسبت به شرافت این ماه آگاه فرمودند. در بحارالانوار قسمت هایی از این خطبه چنین آمده است: شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است، حاملان عرش آن را بزرگ می شمارند و حق آن را می شناسند، آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می شود و در آن بهشت آذین بسته می شود و این ماه را شعبان نامیده اند، زیرا در آن ارزاق مومنان تقسیم می شود و آن ماهی است که عمل در آن چند برابر می شود و کار نیکو هفتاد برابر ثمره می دهد. بنا بر آنچه در حدیثی دیگر که در وسایل الشیعه به آن اشاره شده، ماه شعبان، ماهی است که: «در هر پنجشنبه آن، آسمان ها زینت بسته می شود و فرشتگان به دعا می پردازند که پروردگارا! آن را که در این ایام روزه بدارد، ببخشای، و دعایش را اجابت فرمای. پس هر که در روز اول شعبان دو رکعت گزارد و در هر رکعت آن یک مرتبه سوره حمد و یکصد مرتبه سوره توحید را بخواند و بعد از نیز یکصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامی حاجت های دینی و دنیایی او را اجابت می فرماید. همچنین در حدیثی دیگر که در وسایل الشیعه، بحارالانوار و مصباح المتهجد اشاره شده در خصوص فضیلت ماه شعبان آمده است: «خداوند به ذات مقدس خود سوگند خورده است که هر را در این ماه به او پناه برده و از او درخواست کند، از رحمت خود محروم نکند.» در فضیلت و اعمال ماه شعبان از جعفر صادق(ع) روایت است که چون ماه شعبان داخل مى شد، حضرت زین العابدین(ع) اصحاب خود را جمع مى کرد و مى فرمود: اى گروه اصحاب من! مى دانید این چه ماهى است، این ماه شعبان است و حضرت رسول (ص) مى فرمود: شعبان ماه من است، پس در این ماه روزه بدارید، براى محبت پیغمبر خود و براى تقرب به سوى پروردگار خود، به حق آن خدایى که جان على بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد مى کنم که از پدرم حسین بن على(ع) شنیدم که فرمود شنیدم از المؤمنین(ع) که هر که شعبان را روزه دارد، براى محبت پیغمبر خدا و تقرب به سوى خدا، خدا او را دوست دارد و نزدیک گرداند او را به کرامت خود در روز قیامت و بهشت را براى او واجب گرداند. *اعمال ماه شعبان اعمال مشترکه ماه شعبان آن چند امر است: - هر روز هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ َّوْبَةَ - هر روز هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیهِ و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى شود که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هر که هر روز از این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار در ماه هاى دیگر استغفار کند. - در این ماه تصدق کند، اگر چه به نصف دانه مایى باشد تا حق تعالى بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند، از حضرت صادق(ع) منقول است که از آن جناب سوال د از فضیلت روزه رجب فرمود: چرا غافلید از روزه شعبان، راوى عرض کرد: یابن رَسول الله چه ثواب دارد ى که یک روز از شعبان را روزه بدارد؟ فرمود: به خدا قسم! بهشت ثواب اوست، عرض کرد: یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: تصدق و استغفار، هر که در ماه شعبان تصدق کند، حق تعالى آن را تربیت کند، همچنان که یکى از شما شتر بچه اش را تربیت مى کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش برسد، در ح ى که به قدر کوه احد شده باشد. - در تمام این ماه هزار بار بگوید: لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ که پاداش بسیار دارد، از جمله آن که عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند. - در هر پنجشنبه این ماه دو رکعت کند، در هر رکعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى هر حاجتی که دارد، برآورد، از امر دین و دنیاى خود و روزه اش نیز فضیلت دارد و روایت شده که در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان ها را زینت مى کنند، پس ملائکه عرض مى کنند: خداوندا! بیامرز روزه داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان، در خبر نبوى است که هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد، حق تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت هاى آ ت او را برآورد. - در این ماه صلوات بسیار فرستد. - در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نیمه آن صلوات مَرْویه از حضرت زین العابدین (ع) را بخواند. - صدقه دادن در این ماه، اگر چه به اندازه نصف دانه مایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می کند. - از جمله اعمالی که در ماه شعبان به آن سفارش شده تمرین سکوت برای شیدن درخویش است و آماده شدن برای بهره برداری بهتر از ماه رمضان. - مناجات است و آن یکی از کارهایی که بزرگان و پیشوایان دین در این ماه انجام می دادند، مناجات با رب الارباب است، از جمله مناجات ها، مناجات معروف «شعبانیه» است که از المؤمنین و فرزندان او است که در ماه شعبان می خواندند و آن مناجاتی است که برای اهلش عزیز و گرامی است و برای خاطر آن به ماه شعبان مأنوس می شوند، بلکه انتظار آن را می کشند و مشتاق آمدن ماه شعبان می شوند و در آن مناجات علوم سرشاری در کیفیّت معامله بنده با خدای متعال است که در آن اظهار ادب در طریق معرفت حق و سؤال و دعا و استغفار نسبت به خدای خود بیان شده و استدلالات ظریف و لطیفی که سزاوار مقام عبودیّت برای استحکام مقام امیدواری مناسب حال مناجات است، ذکر کرده و دل صریح و روشن در معنای قرب و لقای خداوند و دیدار او تنظیم شده است که به آن وسیله شبهات انسان ها و شکیّات منکران و وحشت اهل شک و شبهه را برطرف کرده است. *رویدادهای ماه شعبان: مهمترین رویداهای این ماه عبارتند از: - دوم شعبان؛ آمدن حکم وجوب روزه ماه رمضان درسال دوم هجری - سوم شعبان؛ ولادت حسین(ع) - چهارم شعبان؛ ولادت حضرت عباس(ع) - پنجم شعبان؛ ولادت سجاد(ع) - یازده شعبان؛ ولادت حضرت علی اکبر(ع) - پانزده شعبان؛ ولادت زمان(عج)



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-739.aspx




داستان تولد زمان (عج)

درخواست حذف اطلاعات
داستان تولد زمان (عج) داستان تولد زمان عج نمونه ای بارز از معجزات الهی است. این حضرت در تاریخ نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامرا دیده به جهان گشودند. زمان (ع) در طلوع نیمه شعبان سال 255 متولد شدند و جهان بشریت را به نور وجود خویش مزین فرمودند. تولد آ ین منجی عالم خود معجزه ای است برای انی که با شک و تردید به نجات دهنده هستی می نگرند. اما کیفیت و داستان تولد زمان چگونه بوده است؟ داستان تولد زمان(عج) دوران ت حسن عسکری حضرت همزمان بود با خلافت سه نفر از خلفاى عباسى، که به ترتیب عبارت اند از: المعتز بالله المهتدى بالله المعتمد بالله. حاکمان عباسى از هر راه ممکن، آن حضرت را زیرنظر داشتند و کنترل می د. آنان شنیده بودند که مهدى (عج) فرزند عسکرى (ع) است. از این رو مى کوشیدند تا به آن حضرت دسترسى پیدا کنند و او را به قتل برسانند به همین جهت، حسن عسکرى (ع) ولادت حضرت مهدى (عج) را مخفى کرده بود و غیر از نزدیکان آن حضرت، دیگران افتخار زیارت آن را پیدا ن د. یک سال و یک ماه پس از ازدواج حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) روز نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شد. شب این میلاد خجسته را «شب برات» و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند گفته می شود که قبل از ولادت نرجس خاتون روزی مشاهده می کند که نوری وارد بدن اومیشود وبه حسن عسکری موضوع راگزارش می کند و اورا نوید به بارداری زمان می دهد. در کتب معتبر شیعه بیش از هزار حدیث روایت شده در ولادت حضرت مهدى علیه السلام و غیبت او و آنکه دوازدهم است و نسل حسن عسکرى علیه السلام است و اکثر آن احادیث مقرون به اعجاز است. شب پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری، حکیمه به خانه حسن عسکری علیه السلام رفته بود. نزدیک غروب آفتاب تصمیم گرفت برگردد که حسن به او فرمود شب را در همان جا بماند چرا که قرار است مهدی علیه السلام متولد گردد. تولد زمان(عج)، معجزه ای برای بشریت شیخ صدوق در کتاب کمال الدین به سند صحیح و معتبر از جناب موسى بن محمد بن قاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر علیهما السلام از حضرت حکیمه خاتون دختر والا مقام محمد تقى علیه السلام که از بانوان با عظمت و شخصیّت و فضیلت خاندان رس است، حدیث کرده است. حکیمه فرمود: حسن عسکرى علیه السلام خادم خود را نزد من فرستاد که شب را نزد ایشان افطار کنم هنگامی که من ایشان را دیدم فرمودند امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است. من عرض : مادرش کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدایت شوم، به خدا سوگند در او اثرى از بارداری نیست. لبخندى زدند و فرمودند: همین است که براى تو مى گویم جان هنگام سپیده دمِ صبح اثر باردارى او ظاهر می شود، زیرا نرجس مانند مادر موسى است که نشانى از فرزند داشتن در او دیده نمی شد و تا هنگام تولد موسى هیچ ى از ولادتش خبر نداشت. (فرعون ستمگرکه می دانست اگر حضرت موسى متولد شود، با او مبارزه می کند و تخت و تاجش را نابود می سازد، با تمام نیرو می کوشید تا از ولادت موسى (ع) جلوگیرى کند، لذا دستور داد تا ن را از مردان جدا کنند اما وقتى خدا بخواهد موسى به دنیا بیاید، تلاش صدها فرعون هم بى نتیجه خواهد بود. قبل از تولد حضرت موسى (ع) ى باور نمى کردکه مادرش باردار است، نرجس نیز همچون مادر موسى تا آ ین لحظات ولادت زمان (ع) نشانى از باردارى در خود نداشت، زیرا آینده نرجس بسیار حساس و پر اهمیت بود. جاسوس ها همه جا راکنترل می د وکار آگاهان حکومت هر حرکت مشکوکى را زیر نظر داشته و به شدت مراقب بودندکه اگر فرزندى از یازدهم متولد شود، نا بود می کنند. در روایتی دیگر از حکیمه خاتون حسن عسکری به ایشان فرموده اند: «ما اوصیاء از شکم ها برداشته نمی شویم و مادرانمان، ما را در پهلوهای خود حمل می کنند، و ما از ارحام بیرون نمی آییم بلکه از طرف راست مادران خود بیرون می آییم زیرا ما نورهای خداوند هستیم که کثیفی به ما نمی رسد.» حکیمه گفت: وارد اتاق شدم چون سلام و نشستم نرجس خواست پاى افزارم را بیرون آورد، گفت: اى سیده من و سیده خاندان من، چگونه شب کردى؟ گفتم: بلکه تو سیده من و سیده خاندان منى. گفت: اى این چه سخن است؟! گفتم: اى دخترم، خدا امشب به تو پسرى کرامت فرماید که در دنیا و آ ت آقا است; پس او خج کشید و حیا کرد، و رفت گوشه ای از اطاق نشست حسن عسکری ع سخنان ما را شنید و فرمود: «ای ! خداوند تو را جزای خیر بدهد.» وقتى از عشا فارغ شدم افطار و در بستر خو دم چون نیمه شب رسید برخاستم. من زودتر از قبل به شب مشغول شدم. را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود، من نشستم براى تعقیب نرجس خاتون نیز از خواب بیدارو از اطاق بیرون رفت، وضوگرفت و مشغول شب شد. ش را خواند وخو د من از اطاق بیرون رفتم و به آسمان نگاه ، دیدم که طلوع فجر است، اما هنوز اثرى از فرزند نیست. هنوز نرجس در خواب بود، در شک افتادم، فریاد زد، شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده. در حالى که من از این تردید شرمنده بودم به طرف اطاق برگشتم نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد، من به بالینش شتافتم و گفتم: «بسم الله علیک» آیا چیزى احساس می کنی؟ گفت: بله، اى . گفتم: آسوده خاطر باش همان است که به تو گفتم. در این حال، دیدم نرجس خاتون، اضطراب دارد، پس او را در بغل گرفتم و نام الهی را بر او خواندم. حسن عسکری (ع) صدا زد که: «سوره قدر را بر او بخوان» از او پرسیدم: «چه حالی داری؟» نرجس خاتون گفت: ظاهر شد اثر آنچه مولایم فرمود. پس مشغول خواندن سوره قدر شدم چنانچه حسن عسکری ع امر فرموده بود. پس آن طفل در شکم نرجس خاتون نیز با من همراهی می کرد و آنچه که من می خواندم را می خواند و بر من سلام کرد و من ترسیدم. حسن عسکری ع صدا زد و فرمود: که: «ای از امر خدا تعجب مکن که خداوند زبان ما را درکودکى به حکمت بازکرده و در بزرگى حجت خود در زمین قرار می دهد. سخن حضرت تمام نشده بود که ناگهان حضرت نرجس (س) از نظرم ناپدید شد و او را ندیدم. گویا ای میان من و او زده شده بود. پس فریاد کنان بسوی حضرت حسن عسکری (ع) دویدم. آن حضرت فرمود: «برگرد ای ! که او را در جای خود خواهی یافت.» پس من مراجعت نمودم و بعد از زمان کمی، برداشته شد و نرجس خاتون را دیدم که بر وی نوری است که چشمم را خیره نمود و حضرت صاحب الامر (ع) را مشاهده که به سجده افتاده و انگشتان سبابه خود را به طرف آسمان بلند کرده بود و مشغول ذکر خدا بود. هنگامى که او را برگرفتم، دیدم پاک و پاکیزه است. در حالى که در بازوى راستش نوشته است: جاءَ الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا مجلس تمام گشت و به آ رسید عمر ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-740.aspx




چگونگی ولادت زمان (عج)، در عصر خفقان و تهدید

درخواست حذف اطلاعات
وضعیت شیعیان در آستانه تولد زمان(عج) براى آشنایى بیشتر با اوضاع فرهنگى و سیاسى شیعیان در هنگام تولد زمان(عج) لازم است نگاهى هرچند کوتاه به وضعیت دوران حضرت حسن عسکرى(علیه السلام)داشته باشیم; دوران ت آن حضرت همزمان بود با خلافت سه نفر از خلفاى عباسى، که به ترتیب عبارت اند از: المعتز بالله، المهتدى بالله و المعتمد بالله.[ مهدى پیشوایى، سیره ى پیشوایان، ص 616] حاکمان عباسى از هر راه ممکن، آن حضرت را زیرنظر داشتند و کنترل مى د. آنان شنیده بودند که مهدى(عج) فرزند عسکرى(علیه السلام)است; از این رو، مى کوشیدند تا به آن حضرت دسترسى پیدا کنند و او را به قتل برسانند; به همین جهت، حسن عسکرى(علیه السلام)ولادت حضرت مهدى(عج) را مخفى کرده بود و غیر از نزدیکان آن حضرت، دیگران افتخار زیارت آن را پیدا ن د.[ اربلى، کشف الغمّه، ج 2، ص 412; شیخ مفید، الارشاد، ج 11، ص 336 و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 422] فشار و اختناق سیاسى چنان بالا مى گیرد که (علیه السلام) به ناچار باید هفته اى دوبار در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در دارالخلافه حضور پیدا مى کرد;[ شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص 215] معتزّ عباسى به اندازه اى از نفوذ حسن عسکرى(علیه السلام)نگران بود که به تحت نظر داشتن آن نیز بسنده نکرد و حضرت را با ابوهاشم جعفرى و گروهى از طالبیون زندانى کرد.[ طبرسى، اعلام الورى، ج 2، ص 140] ستم عباسیان تنها به حسن عسکرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى د و از هرگونه حرکت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى د. وضعیت سیاسى شیعیان انواع فشارهاى سیاسى در این مقطع از زمان، در موارد زیر قابل پیگیرى است: الف) زندانیان و فراریان شیعه; از جمله زندانیان، ابوهاشم جعفرى است. وى چنین مى گوید: در نامه اى از ناراحتى هاى زندان به حسن عسکرى(علیه السلام) شکایت ; در جواب به من نوشت: امروز در منزلِ خود خواهى خواند.[ طبرسى، همان، ص 140; اربلى، همان، ص 412; کلینى، کافى، ج 1، ص 508، ح 10; مسعودى، اثبات الوصیه، ص 263 ـ 264; شیخ طوسى، الثاقب فى المناقب، ص 576، ح 10] وى در جاى دیگرى اظهار کرده است: با حسن عسکرى(علیه السلام) در حبس مهتدى بن واثق بودیم; حضرت به من فرمود: این جنایتکار قصد کرده است که امشب با خواست خدا بازى کند (کنایه از این که اراده کرده است که ما را بکشد); ولى عمر او کفاف نمى دهد و به زودى صاحب فرزندى خواهم شد. فرداى آن شب ترک ها به او حمله د و او را به قتل رساندند و خدا ما را به سلامت نگاه داشت.[ راوندى، ال ائج و الجرائح، ج 1، ص 431، ح 9 و مسعودى، همان، ص 268] هم چنین او مى گوید: من با گروهى در زندان بودم که حسن عسکرى(علیه السلام) را به زندان آوردند، مأمور مراقب آن حضرت، صالح بن وصیف بود. یکى از هم زندانى ها، مردى جمحى بود که ادعا مى کرد، علوى است. (علیه السلام)روى به ما کرد و فرمود: اگر نبود در میان شما ى که از شما نیست، شما را آگاه مى که چه زمان خداوند، اسباب نجات شما را فراهم خواهد کرد. حضرت عبدالعظیم با این کلام به آن مرد اشاره کرد و او از جمع ما بیرون رفت. فرمود:این مرد از شما نیست; از او برحذر باشید. در بین لباس هاى خود نوشته اى دارد که همه ى گفته ها و اسرار شما را براى خلیفه مى رساند. یکى از زندانیان به سراغ او رفت و لباس هایش را بازرسى کرد و آن نوشته را پیدا کرد; او نوشته بود، که این جمع قصد دارند، زندان را سوراخ کرده و فرار کنند.[ شیخ طوسى، همان، ص 577، ح 11; راوندى، همان، ج 2، ص 682، ح 1 و اربلى، همان، ج 2، ص 432] نکته ى قابل توجه در این روایتِ تاریخى این است که، اختناق و فشار سیاسى به اندازه اى بود که شیعیان در زندان هم از دست ان اطلاعاتى خلیفه در امان نبودند و مذاکرات آنان در محیط زندان نیز به حکومت گزارش داده مى شد. حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: «عبدالعظیم حسنى، از دستِ حکومت فرار کرد و وارد رى شد و درمنزل یکى از شیعیان در سردابى ن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى کرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را که امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى کرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود».[ نجاشى، رجال النجاشى، ج 2، ص 66 ، ش 651] ستم عباسیان تنها به حسن عسکرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى د و از هرگونه حرکت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى د وضعیت فرهنگى شیعیان با همه محدودیت ها و سختگیرى هایى که عباسیان براى گوشه نشین (علیه السلام) و شیعیان به کار گرفته و فشارهاى مختلف سیاسى که از ناحیه ى آنان بر شیعه وارد شد، گروهى از دانشمندان و راویان از من فضیلت و دریاى بى کران علوم آن حضرت بهره مى گرفتند و برخى از آنان صاحب تألیفاتى در فنون گوناگون بوده اند و احادیثى را از (علیه السلام)نقل کرده اند; از جمله ى آنان: احمد بن ابراهیم بن اسماعیل; کاتب، ندیم، بزرگ اهل لغت و از باشخصیت ترین آنان است. او یکى از اصحاب خاص هادى و عسکرى(علیهم السلام) است; تألیفاتى دارد که نمونه اى از این کتاب ها را مى توان نام برد: أسماء الجبال و المیاه والأودیه، اشعار ابن مّره بن همام و نوادر الاعراب.[ نجاشى، همان، ج 1، ص 237، ش 228] بشارت اکرم(صلی الله علیه وآله) به تولد حضرت مهدی(عج) اکرم(صلى الله علیه وآله) ظهور حضرت مهدى(عج) را در روایات گوناگونى خبر داده است و این احادیث را نه تنها راویان و محدثان شیعه نقل نکرده اند. بلکه، محدثان بزرگِ اهل سنت نیز، مانند ابوداوود و ترمذى، ابن ماجه، طبرانى، ابویعلى بزّاز، احمد بن حنبل، حاکم نیشابورى[شیخ منصور على ناصف، اج الجامع للاصول، ج 5، ص 310 ـ 327] و دیگران احادیثِ آن حضرت را از طریق بسیارى از صحابه و تابعین در کتاب هاى خویش نقل کرده اند.[ صحیح ابن داوود، ج 2، ص 207] حتى گروهى از دانشمندان اهل سنت به تواتر احادیث نبوى که درباره حضرت مهدى(عج) آورده اند، اعتراف کرده اند. چگونگی ولادت زمان (عج) پاتزدهم شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا حضرت مهدی (عج) چشم به جهان گشود.حکیمه دختر محمد تقی (علیه السلام) نقل می کند که حسن عسکری (علیه السلام) مرا خواست و فرمود : امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد . عرض : مادر این فرزند مبارک کیست؟ فرمود : نرجس. گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم! فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام بانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت: ای بانوی من شب بخیر!گفتم: بانوی من و خاندان ما تویی! گفت:نه، من کجاو این مقام بزرگ؟ گفتم : دخترجان امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید : که سرور دوجهان خواهد بود. تا این کلام ازمن شنید با کمال حجب و حیا نشست. پس از اقامه افطار و خو دم، سحرگاه برای انجام شب برخاستم. بعد از دیدم نرجس خو ده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از تعقیب دوباره خو دم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست . حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: عبدالعظیم حسنى، از دستِ حکومت فرار کرد و وارد رى شد و درمنزل یکى از شیعیان در سردابى ن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى کرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را که امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى کرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود. نزدیک بود که در وعده (علیه السلام) تردید کنم که ناگهان (علیه السلام)در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند : : تعجیل مکن که وقت نزدیک است! همینکه صدای مبارک حسن عسکری (علیه السلام) را شنیدم مشغول خواندن سوره الم سجده و یس شدم.در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست . من به وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری. گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار،این همان مژده است که به تو دادم.اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود. در این هنگام عسکری (علیه السلام) صدا زد : جان ! فرزندم رانزد من بیاور،و او را نزد پدر بزرگوارش بردم،او را به چسبانید و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او کشید و فرمود فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت : شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار و رس حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)،سپس بر المومنین(علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیه السلام) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسید دیدگان گشود و سلام کرد. (علیه السلام) فرمود : جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند و باز نزد من برگردان. او را نزد مادرش بردم سلام کرد، مادر نیز جواب سلامش را داد، سپس او ا پیش حسن عسکری (علیه السلام)برگردانیدم.) بخاری ،ج51،ص2 بعضی از اسماء و القاب ان گرامی عبارتند از : بقیه الله ، حجت ، خلف صالح،ابوالقاسم،قائم منتظر ، مهدی و (م ح م د) ، ناگفته نماند که نام ( م ح م د ) بنا بر فتوای شیخ انصاری مکروه ، شیخ طوسی حرام و حاجی نوری ذکر آن در مجالس و محافل حرام است . نجم الثاقب،ص48



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-741.aspx




دعایی که اهل دل، شب آ شعبان مکرر می د

درخواست حذف اطلاعات
ازحضرت رضا (علیه السلام) منقولست که هر که سه روز از آ ماه شعبان روزه بدارد و به ماه مبارک رمضان وصل کند حق تعالى ثواب روزه دو ماه متوالى براى او بنویسید و ابَوُالصّلت هَروى روایت کرده است که در آ ماه شعبان به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) رفتم ؛ حضرت فرمود که اى ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این آ آن است پس تدارک و تلافى کن در آن چه از این ماه مانده است. تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده اى و بر تو باد که رُو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و توبه کن به سوى خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق ى را مگر آنکه ادا کنى و مگذار در دل خود کینه ى را مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را که مى کرده اى مگر آنکه ترک کنى و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را : اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ ما را نیامرزیده اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان بدرستى که حقّ تعالى در این ماه آزاد مى گرداند بندهاى بسیار از آتش جهنّم براى حرمت ماه مبارک رمضان و شیخ از حارث بن مُغَیْرَه نَضْرى روایت کرده که حضرت صادق (علیه السلام) مى خواند در شب آ شعبان و شب اوّل ماه رمضان : اَللّهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَکَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ خدایا این ماه مبارکى که قرآن در آن نازل گشته آن قرآنى که وَ جُعِلَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا راهنماى مردم گردیده و نشانه هاى روشنى از راهبرى و جدا میان حق و باطل است فرا رسیده پس ما را در این ماه فیهِ وَ سَلِّمْهُ لَنا وَ تَسَلَّمْهُ مِنّا فى یُسْرٍ مِنْکَ وَ عافِیَهٍ یا مَنْ اَخَذَ الْقَلیلَ سالم بدار و آن را در حال آسانى و تندرستى از ما بگیر اى که بگیرد اندک را وَ شَکَرَ الْکَثیرَ اِقْبَلْ مِنِّى الْیَسیرَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلى و بسیار قدردانى کند، این طاعت اندک را از من بپذیر خدایا از تو خواهم که براى من بسوى هر کُلِّ خَیْرٍ سَبیلاً وَ مِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا مَنْ کار خیرى راهى و از هر چه دوست ندارى سر را هم مانعى قرار دهى اى مهربانترین مهربانان اى که عَفا عَنّى وَ عَمّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئاتِ یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْنى گذشتى از من و از آن کارهاى زشتى که در پنهانى اى که مرا به سبب دست زدن بِارْتِکابِ الْمَعاصى عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یاکَریمُ اِلهى به گناهان نگیرى گذشت ، گذشت ، گذشت تو را خواهانم اى بزرگوار خدایا وَ عَظْتَنى فَلَمْ اَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنى عَنْ مَحارِمِکَ فلَمْ اَنْزَجِرْ فَما عُذْرى مرا پند دادى ولى من پند نگرفتم و از کارهاى حرام خود بازم داشتى ولى من با یستادم پس چه عذرى فَاعْفُ عَنّى یا کَریمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الرّاحَهَ عِنْدَ به درگاهت دارم اى کریم از من گذشت کن که عفوت و گذشتت را خواهانم خدایا از تو درخواست دارم آسودگى هنگام الْمَوْتِ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبدِکَ فَلْیَحْسُنِ مرگ و گذشت در وقت حساب را بزرگ است گناه از بنده ات پس باید گذشت َّجاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ یااَهْلَ َّقْوى وَ یا اَهْلَ الْمَغْفِرَهِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ از جانب تو نیز نیکو باشد اى شایسته پرهیزگارى و اى شایسته آمرزش عفوت و گذشتت را خواهانم اَللّهُمَّ اِنّى عَبْدُکَ بْنُ عَبْدِکَ بْنُ اَمَتِکَ ضَعیْفٌ فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ خدایا من بنده و فرزند بنده و فرزند کنیز تواءم ناتوان و نیازمند مهر تو هستم وَ اَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنى والْبَرَکَهِ عَلَى الْعِبادِ قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ اَحْصَیْتَ و تویى که دارایى و برکت بر بندگانت فرو فرستى و تو چیره و توانایى کارهاى بندگانت را اَعمالَهُمْ وَ قَسَمْتَ اَرْزاقَهُمْ وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَهً اَلْسِنَتُهُمْ وَ اَلْوانُهُمْ شماره دارى و روزیشان را قسمت کرده و زبانها و رنگهاشان را متفاوت کردى خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ وَ لا یَعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَکَ وَ لا یَقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَکَ آفرینشى پس از آفرینش دیگر و بندگانت دانش تو را ندارند و قدر تو را ندانند وَکُلُّنا فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ فَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَکَ وَاجْعَلْنى مِنْ و همه ما نیازمند رحمتت هستیم پس اى خدا رو از من مگردان و مرا در کردار صالِحى خَلْقِکَ فِى الْعَمَلِ وَالاْمَلِ وَالْقَضاَّءِ وَالْقَدَرِ اَللّهُمَّ اَبْقِنى و آرزو و امور مربوط به قضا و قدر از شایستگان خلق خویش قرارم ده خدایا زنده ام بدار خَیْرَ الْبَقاَّءِ وَ اَفْنِنى خَیْرَ الْفَناَّءِ عَلى مُوالاهِ اَوْلِیاَّئِکَ وَ مُعاداهِ اَعْداَّئِکَ به بهترین وضع زندگى و بمیرانم به بهترین مردن (یعنى ) با دوستى دوستانت و دشمنى با دشمنانت وَ الرَّغْبَهِ اِلَیْکَ وَ الرَّهْبَهِ مِنْکَ وَالْخُشُوعِ وَالْوَفاءِ وَ َّسْلیمِ لَکَ و رغبت به درگاهت و ترس و خشوع از تو و وفادارى و تسلیم بودن در برابرت وَ َّصْدیقِ بِکِتابِکَ وَاتِّباعِ سُنَّهِ رَسُولِکَ اَللّهُمَّ ما کانَ فى قَلْبى و تصدیق کتاب تو (قرآن ) و پیروى از روش پیغمبرت خدایا آنچه در دل دارم مِنْ شَکٍّ اَوْ رَیْبَهٍ اَوْ جُحُودٍ اَوْ قُنُوطٍ اَوْ فَرَحٍ اَوْ بَذَخٍ اَوْ بَطَرٍ اَوْ از شک و تردید یا انکار یا ناامیدى یا خوشى یا گردن فرازى یا اسراف در خوشگذرانى یا خُیَلاَّءَ اَوْ رِیاَّءٍ اَوْ سُمْعَهٍ اَوْ شِقاقٍ اَوْ نِفاقٍ اَوْ کُفْرٍ اَوْ فُسُوقٍ اَوْ خودبینى یا خودنمایى یا شهرت جویى یا ایجاد دو دستگى یا دورویى یا کفر یا فسق یا عِصْیانٍ اَوْ عَظَمَهٍ اَوْ شَىءٍ لا تُحِبُّ فَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ اَنْ تُبَدِّلَنى گناه یا بزرگ طلبى یا چیزهاى دیگرى که تو دوست ندارى پس اى پروردگارا از تو خواهم که آنرا تبدیل کنى مَکانَهُ ایماناً بِوَعْدِکَ وَ وَفآءً بِعَهْدِکَ وَ رِضاً بِقَضاَّئِکَ وَ زُهْداً فِى به ایمان به وعده ات و وفادارى به پیمانت و خوشنودى به قضاء و قَدرت و پارسایى در الدُّنْیا وَ رَغْبَهً فیما عِنْدَکَ وَ اَثَرَهً وَ طُمَاْنینَهً وَ تَوْبَهً نَصُوحاً اَسْئَلُکَ دنیا و اشتیاق بدانچه نزد تو است و فضیلتى و آرامشى و توبه خالص ، این را از تو خواهم ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ اِلهى اَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصى وَ مِنْ کَرَمِکَ اى پروردگار جهانیان خدایا تو را بخاطر بردباریت نافرمانى کنند و به طمع جود و کرمت وَ جُودِکَ تُطاعُ فَکَانَّکَ لَمْ تُعْصَ وَ اَنَا وَ مَنْ لَمْ یَعْصِکَ سُکّانُ اَرْضِکَ اطاعت کنند پس گویا نافرمانیت نکرده اند و من با انى که نافرمانیت ن د همه نان زمین توئیم فَکُنْ عَلَیْنا بِالْفَضْلِ جَواداً وَ بِالْخَیْرِ عَوّاداً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ صَلَّى تو بر ما به فضل خویش بخشنده باش و به نیکویى بازگردنده اى مهربانترین مهربانان و درود اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ صَلوهً داَّئِمَهً لا تُحْصى وَ لا تُعَدُّ وَ لا یَقْدِرُ خدا بر محمد و آل او درودى همیشگى که به شماره و عدد درنیاید و اندازه اش قَدْرَها غَیْرُکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ نتواند جز تو اى مهربانترین مهربانان



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-743.aspx




اعمال مستحب ماه رمضان فضایل آن

درخواست حذف اطلاعات
اعمال مستحب ماه رمضان فضایل آن در بین ماه های سال قمری، ماه رمضان، از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است چنانکه در دعای مخصوص آن می خوانیم: و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور... و رمضان، ماهی است که او را عظمت و کرامت و شرافت، و فضیلت دادی، نسبت به ماه های دیگر رسول خدا(ص) می فرماید : اگر ی در این ماه، یک آیه از قرآن، تلاوت کند، ثوابش مثل ی است که در غیر ماه رمضان، یک بار قرآن را ختم کرده باشد حضرت علی(ع) از خاتم(ص) نقل می فرماید : هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگیرد، مگر آن که خدای تبارک و تعالی، هفت خصلت را برای او لازم گرداند، هرچه حرام در پیکرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود. (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم را می پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، برای او، آسان کند. از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان است. خدای عزوجل از خوراکی های لذیذ بهشتی او را نصیب دهد. و بالا ه خدای عزوجل، برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. (پرسش کننده در این حدیث مفصل، عالم یهودی بود) که عرض کرد راست گفتی ای محمد ماه رمضان از برترین ماهها در نزد خداوند است به طور کلی احکام تکلیفی بر پنج قسم است. واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح. مستحب به عملی گفته می شود که انجام آن خوب ولی لازم و ضروری نباشد و از ترک آن نهی نشده باشد. اعمال مستحبی در ماه رمضان شامل ؛ 1 - دعا و استغفار در ماه رمضان. 2 - اعمال روزهای ماه رمضان. 3 - اعتکاف در ماه رمضان. 4 - تلاوت قرآن در ماه رمضان. 5 - افطاری و صدقه دادن در ماه رمضان. اعمال مستحبی ماه رمضان و فضیلت آن 1- دعا و استغفار در ماه رمضان الحدیث: قال علی بن طالب(ع): علیکم فی شهر رمضان بکثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنکم به البلاء و اما الاستغفار فتمحی به ذنوبکم. ترجمه:بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعای زیاد. اما دعاهای شما ع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است. توضیح: از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواست‏حوایج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بی نیاز کرده، و دستهای احتیاج خویش را به درگاه او دراز می‏کند. 2- روزهای ماه رمضان الحدیث: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالی افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات. ترجمه: ای مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهی است که پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات. 3- اعتکاف در ماه رمضان الحدیث: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اعتکاف عشر فی شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین. ترجمه:اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است. توضیح: در ایام و لیالی مقدسه‏ای، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) مستحب است که هر مسلمانی در صورت امکان دهه آ ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود، که اکرم(ص) در تمامی عمرش چنین می‏کرد. تلاوت قرآن در ماه رمضان از برترین اعمال است 4- تلاوت قرآن در ماه رمضان بهترین اعمال در شبها و روزهای ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولی چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏ای برخوردار است چنانچه وارد شده: الحدیث: قال ابو جعفر (علیه السلام): لکل شی‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان ترجمه: برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن رمضان است. بنا بر این امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههای دیگر بیشتر است. الحدیث: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من تلافیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور. ترجمه: اگر ی در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل ی است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است. 5- افطاری و صدقه دادن در ماه رمضان الحدیث: قال الباقر (علیه السلام) یا سدیر، هل تدری ای لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداک ان هذه لیالی شهر رمضان فما ذاک؟ فقال له اتقدر علی ان تعتق کل لیلة من هذه اللیالی عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر ب انت و امی لا یبلغ مالی ذاک، فما زال ینقص حتی بلغ به رقبة واحدة فی کل ذلک یقول: لا اقدر علیه فقال له:افما تقدر ان تفطر فی کل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له:بلی و عشرة فقال له (علیه السلام): فذاک الذی اردت یا سدیر، ان افطارک اخاک المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام. ترجمه: ای سدیر! آیا می‏دانی چه شبهایی است این شبها؟ سدیر گفت: بلی فدایت گردم این شبها شبهای ماه رمضان است، مگر این شبها چگونه است؟ (علیه السلام) فرمودند:آیا قدرت داری هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد کنی؟ پس سدیر عرض کرد:پدر و مادرم به فدایت، ثروتم کفاف نمی‏دهد، پس پیوسته تعداد بنده‏ها را کم کرد، تا رسید به یکی در تمام این ماه، سدیر گفت:قدرت ندارم پس (ع) به او فرمود:آیا قدرت نداری هر شب یک مسلمان روزه‏داری را افطار دهی؟ سدیر عرض کرد:بلی تا ده نفر را هم می‏توانم افطاری بدهم، پس به او فرمود: ای سدیر همان است که اراده کردی یعنی با افطاری دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل می‏گردی. انجام اعمال مستحبی در ماه رمضان از فضیلت بسیاری برخوردار است توضیح: خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق می‏کند در خوردنیها و آشامیدنیها محاسبه نمی‏کند ولی در این امر اسراف‏ نشود. الحدیث: عن عبد الله علیه السلام: من تصدق فی شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء. ترجمه: هر در ماه رمضان صدقه‏ای بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می ‏کند.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-744.aspx




4 ویژگی نورانی ماه رمضان

درخواست حذف اطلاعات
اکرم صلوات الله علیه می فرمایند: اگر بندگان خدا می دانستند که در ماه رمضان چه برکاتی هست آرزو می د که رمضان یک سال باشد. اما این برکات چگونه برکاتی است که معرفت بدان موجب چنین آرزویی می گردد؟
ویژگى ها و برکات ماه رمضان ماه رمضان، ویژگى هاى مهمّى دارد که ریشه برکات بزرگ این ماه و پایه نعمت هاى بى شمار آن هستند. شُکوه، عظمت و برکات مادّى و معنوى اى که از این ماه، نصیب اهل ایمان مى شود، از نگاه احادیث ى ، قابل توصیف نیستند و اگر مسلمانان شناخت درستى از برکات این ماه بافضیلت داشتند و مواهب و دستاوردهاى بزرگ آن را مى دانستند، آرزو مى د که سراسر سال، رمضان باشد . حدیث خدا در این مورد، چنین است: لَو یَعلَمُ العِبادُ ما فى رَمَضانَ، لَتَمَنَّت أن یَکُونَ رَمَضانُ سَنَةً ؛اگر بندگان بدانند که در رمضان، چه [نعمت ها و آثارى ]هست، آرزو مى کنند که رمضان، یک سال باشد.از میان ویژگى هاى فراوانى که این ماه دارد به اختصار به چند نمونه ـ به خاطر اهمّیتى که دارند ـ اشاره مى کنیم:
1.آغاز سال از ویژگى هاى مهمّ ماه رمضان، که در روایات اهل بیت علیهم السلام بر آن تأکید شده، این است که این ماه ، آغاز سال است دانسته اند؛ وقتى مفهوم «آغاز سال» را در پرتو فرهنگ ى بررسى مى کنیم، چنین مى ی م که این پدیده ، به اعتبارهاى گوناگونى وابسته است. برخى از متون دینى تأکید دارند که ماه رمضان، آغاز سال است؛ برخى از آنها «شب قدر» را آغاز سال و برخى نیز «عید فطر» را اوّل سال، تعیین کرده اند. همچنان که آغاز فروردین، شروع سال طبیعى است (چون در این هنگام ، زمین ، جامه نو مى پوشد و درختان، سبز مى شوند)، ماه رمضان هم آغاز سال انسانیّت از نگاه است؛ چرا که در این ماه عزیز، حیات معنوىِ اهل سیر و سلوک، تجدید مى شود و آنان که در مسیر حرکت به سوى کمال مطلق اند، جانشان شکوفا شده، آماده دیدار خداوند مى شوند. از این رو، مى توان گفت که «فروردین»، آغاز تجدید حیات مادّى براى گیاهان در دنیاى طبیعت و «ماه رمضان»، آغاز تجدید حیات معنوىِ انسان در عالم انسانیّت است.
2.میهمانى الهى دومین ویژگى برجسته اى که در فضاى این ماه بافضیلت جلوه گر است ، وجود زمینه ها و ظرفیت هایى است که براى میهمانى خداى سبحان فراهم آمده اند، آن گونه که خدا در توصیف این ویژگى فرمود: ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت گشته اید و از اهل کرامت خدا قرار داده شده اید نفس هاى شما در آن، ستایش و خو دن شما، عبادت است. عمل شما در آن ماه پذیرفته و دعاى شما برآورده است. (روضة الواعظین/ترجمه مهدوى دامغانى؛ ص551) در حقیقت، این ویژگى، ریشه ویژگى اوّل، بلکه سرچشمه همه ویژگى ها و برکات این ماه مبارک است . 3.غفران الهی واژه «استغفار»، مصدر است از مادّه «غفر». اصل این مادّه، به معناى «پوشاندن» و «پوشیده داشتن» است؛ لیکن گاه توسّعا در معانى نزدیک و متناسب با آن نیز به کار مى رود. بنا بر این، «استغفار» به معناى درخواست پوشش است. «غفر اللّه ذنوبه»، یعنى: خداوند، گناهانش را پوشاند و او را رسواى عام نکرد ... آرى عفو و غفران‏ از صفات خداوند عزیز است، و آنها را در دلهاى بندگان مخصوص و انتخاب‏ شده خود قرار مى‏دهد، تا مانند حق تعالى با بندگان و افراد مردم با بخشش و گذشت رفتار کرده، و با صفات و اخلاق الهى متخلق گردند. خداوند متعال از همین نظر است که مى‏فرماید: عفو کنند و اغماض نمایند، و آیا دوست نمى‏دارید که خداوند جهان نیز از شما عفو فرموده و گناههاى شما را ببخشد، و خداوند متعال آمرزنده و مهربان است به بندگان خود. (مصباح الشریعة/ترجمه مصطفوى؛ متن ؛ ص251) یکی از برکات ماه مبارک رمضان غفران الهی است که شامل حال بندگان می شود باقر علیه السّلام فرمود: هنگامى که ماه رمضان میرسید و نزدیک می شد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم سه روز که از ماه شعبان باقى بود بلال را میفرمود مردم را خبر کند و همه در مسجد حاضر می شدند پس به منبر میرفت و حمد و ثناى الهى بجا مى‏آورد و سپس میفرمود: أیّها النّاس همانا این ماه رسید و آن سیّد و سالار ماههاى دیگر است، شبى در آن است که بهتر از هزار ماه است، در این ماه درهاى دوزخ بسته مى‏شود، و درهاى بهشت گشوده میگردد، پس هر این ماه را درک کند و گناهانش آمرزیده نشود پس خداوند او را از رحمت خود دور نماید و هر پدر و مادر خویش را دریابد و آمرزیده نشود پس خدا او را از غفران‏ و آمرزش خویش دور سازد، و هر نام من نزد او برده شود و بر من درود نفرستد و آمرزیده نشود پس خداى عزّ و جلّ او را از رحمت خود دور کند.(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ ترجمه غفارى، ص: 151)
4. آزادى از آتش دوزخ ماه رمضان را ماه آزادسازى نامیده اند؛ چون خداوند در هر روز و شب، ششصد آزادشده دارد و نیز در آ ماه، به اندازه آنچه در [روزها و شب هاى] گذشته آزاد کرده است. حسن بن محبوب، از ابو ایّوب، از ابو الورد از ابو جعفر علیه السّلام‏ روایت کرده است که فرمود: و این ماهى است که اوّل آن رحمت، و وسطش مغفرت، و پایانش اجابت دعا و آزادى‏ از آتش‏ دوزخ‏ است. (ترجمه من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 417) آمد رمضان و عید با ماست/ قفل آمد و آن کلید با ماست
بربست دهان و دیده بگشاد/ وان نور که دیده دید با ماست
آمد رمضان به خدمت دل/ وان کش که دل آفرید با ماست
در روزه اگر پدید شد رنج/ گنج دل ناپدید با ماست
کردیم ز روزه جان و دل پاک/ هر چند تن پلید با ماست (مولوی) منابع: 1) مراقبات ماه رمضان، محمدی ری شهری 2) نهج الذکر، ج4، محمدی ری شهری 3) ماه خدا (پژوهشی جامع درباره ماه مبارک رمضان از نگاه قرآن و حدیث)، محمدی ری شهری 4) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه غفارى 5) ترجمه من لا یحضره الفقیه، ج‏2 6) روضة الواعظین، ترجمه مهدوى دامغانى 7) مرکز تحقیقاتی دین و فطرت



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-745.aspx




ایام فاطمیه از کی شروع و در چه تاریخی تمام می شود؟

درخواست حذف اطلاعات
ایام فاطمیه از کی شروع و در چه تاریخی تمام می شود؟ دهه فاطمیه اول : از دهم تا بیستم جمادی الاول دهه فاطمیه دوم : از یکم تا دهم جمادی الثانی -------------------------------------------- درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) روایات مختلف و متضاد است. از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت (ص). میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است: یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت (ص) و دیگری نود و پنج روز. با توجه به رحلت (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخة سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل ، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می خوانند. اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می خوانند. ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. بنابراین فاطمیه اول از 13 تا 15جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد. ظاهراً علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت (ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)،29روز بوده باشند،حال آنکه درصورت کامل بودن ماههای قبل،روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند. اما در عرف به دهه دوم جمادی الاول از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95روز،شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است،دهه فاطمیه دوم گفته می شود.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-728.aspx




تقویم و مناسبت های ماه جمادی الثانی

درخواست حذف اطلاعات
اول جمادی الثانی : سریه (سریه به جنگ هایی از صدر گفته می شود که صلی الله علیه و آله شخصا در آنها حضور نداشت) زید بن حارثه در منطقه قَرَده (۳ ق)- و هلاکت هارون الرّشید (۱۹۳ ق). دوم جمادی الثانی: شدّت یافتن بیماری حضرت صدّیقه سلام الله علیها. سوم جمادی الثانی : شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) (۱۱ ق). پنجم جمادی الثانی: وفات شاعر اهل بیت علیهم السلام مهیار دیلمی (۴۲۸ ق)- و درگذشت مولوی، شاعر بزرگ (۶۷۲ ق). هفتم جمادی الثانی : درگذشت آیت الله میرزا ابو عبدالله زنجانی (۱۳۶۰ ق) هشتم جمادى الثانى:ارتحال عالم جلیل القدر سماهیجی بحرانی صاحب صحیفه علوی(۱۱۲۵) – و ارتحال عالم جلیل القدر شرف الدین عاملى (۱۳۷۷ ق) نهم جمادی الثانی : درگذشت عالم بزرگ شیعی علامه سید عبدالحسین شرف الدّین عاملی صاحب کتاب گران سنگ المراجعات(۱۳۷۷ ق). دهم جمادی الثانی: عهدنامه حضرت علی(علیه السلام) به اهالی نجران ( ۳۷ ق) – و واقعه موته و شهادت جعفر بن طالب (جعفر طیار) – و قیام ابن طباطبا در کوفه (۱۹۹.ق) دوازدهم جمادی الثانی : وفات شاعر اهل بیت علیهم السّلام فاضل هراتی (۳۹۸ ق) – و ولادت عالم عارف آقا رحیم ارباب اصفهانی (۱۲۹۷ ق) سیزدهم جمادی الثانی : وفات جناب ام ‏البنین علیها السّلام مادر بزرگوار حضرت عباس علیه السّلام (۶۴ ق) چهاردهم جمادی الثانی : درگذشت ابوحامد عزالی طوسی مؤلف احیاء علوم الدین (۵۰۵ ق)- و درگذشت فقیه بزرگوار میرزا حبیب الله رشتی (۱۳۱۲ ق) – و وفات عالم بزرگ میرزا احمد آشتیانی (۱۳۹۵ ق)- و آغاز خلافت امین عباسی ( ۱۹۳ ق). پانزدهم جمادی الثانی : درگذشت ف المحقّقین فرزند علامه حلی (۷۷۱ ق)- و وفات محقق کبیر میرزا ابوالقاسم قمی (۱۳۵۳ ق) – و وقوع جنگ جمل بین على(علیه السلام) و ناکثین(۳۶ ق)- و مرگ ولید بن عبدالملک اموی (۹۶ق)- و آغاز خلافت سلیمان بن عبدالملک ( ۹۶ ق) . هجدهم جمادی الثانی : رحلت عالم زاهد و فقیه بزرگ شیخ مرتضی انصاری (۱۲۸۱ ق)- و شهادت مظلومانه مرزبان حریم تشیع شهید ثالث، قاضی نورالله شوشتری مؤلف اثر ارزشمند احقاق الحق (۱۰۱۹ ق). نوزدهم جمادی الثانی- وفات ابوعلی بن همام بغدادی (۳۳۶ ق)؛ و درگذشت آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی (۱۲۹۱ ق)؛ و ولادت عالم برجسته سید ناصر هندی (۱۲۸۴ ق) – و وفات عالم بزرگ آیت الله العظمى سید حسن موسوى بجنوردى (۱۳۹۵ ق). بیستم جمادی الثانی:میلاد فرخنده و مبارک ف کائنات حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در سال پنجم بعثت بیست و یکم جمادی الثاتی : وفات جناب ام کلثوم علیهاالسلام ۴ ماه بعد از ورود به مدینه منوره . بیست و سوم جمادی الثانی:آغاز خلافت (غاصبانه) عمر بن خطاب( ۱۳ ق) – و درگذشت محقّق اول صاحب شرایع ال (۶۷۶ ق) – و رحلت آیت الله ملاحبیب الله شریف کاشانی (۱۳۴۰ ق) – و درگذشت آیت الله سید هاشم نجف ‏آبادی میردامادی (۱۳۸۰ ق) بیست و چهارم جمادی الثانی : رحلت آیت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی (۱۴۱۴ ق) – و تولد فقیه و مرجع بزرگوار تقلید حضرت آیت الله العظمى حاج شیخ محمد على اراکى (۱۳۱۲ ق)؛ و رحلت آیت الله شیخ مرتضى حائرى یزدى فرزند مؤسس حوزه ى علمیه ى قم (۱۴۰۶ ق). بیست و پنجم جمادی الثانی: مرگ طاهر بن حسین (۲۰۷ ق) – و اعلام تحریم تنباکو از جانب میرزای بزرگ (۱۳۰۹ ق) – و درگذشت ف الدّین فرزند علامه حلی (۷۷۱ ق) – و رحلت شیخ الفقهاء والمجتهدین، آیت الله العظمى محمد على اراکى (۱۴۱۵ ق). بیست و ششم جمادی الثانی : درگذشت عالم برجسته فاضل مقداد (۸۲۶ ق) . بیست و هفتم جمادی الثانی: شهادت هادی(علیه السلام)، به روایت کلینی و مسعودی (۲۵۴ ق) – و درگذشت ابوعبدالله محمد بن خالد طیالسی ( ۲۵۹ ق) – و درگذشت عالم و محدث بزر ،خاتم المحدثین: حاج میرزا حسین نوری صاحب کتاب مستدرک الوسائل و کتاب نجم الثاقب (۱۳۲۰ ق) – و شهادت سلطان علی بن باقر علیهماالسّلام (۱۱۶ ق) در اردهال کاشان. بیست و هشتم جمادی الثانی:قتل ولید بن یزید اموی ( ۱۲۶ ق)؛ و آغاز خلافت یزید بن ولید(۱۲۶ ق). بیست و نهم جمادی الثانی : وفات سید محمد فرزند هادی علیهماالسلام (۲۵۳ ق). سی ام جمادی الثانی: قیام حسین بن محمد علوی علیه مستعین عباسی (۲۵۱ ق)- و کشته شدن ابونصر سامانی ( ۳۰۱ ق).



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-729.aspx




تاریخ و مکان تولد حضرت زهرا (س)

درخواست حذف اطلاعات
تاریخ و مکان تولد حضرت زهرا (س) در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اختلاف است. لکین در بین علماى یه مشهور است که آن حضرت در روز بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1) مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2) و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام د. (3) کیفیت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س) دوران باردارى حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه سلام ‏اللَّه‏ علیه براى ن قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل کمک کرد و کارهاى مربوط به این برهه که مخصوص ن است برعهده گیرند. اما ن قریش پاسخ دادند که ما نخواهیم آمد، چرا که سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه علیه و آله یتیم ابوطالب، پیمان شوئى بستى.خدیجه از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یکى از همین روزها در حالى که او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود که بر او وارد شدند. خدیجه که از دیدن آنان در هراس شده بود به تکاپو افتاد اما یکى از ن او را آرام نمود و گفت: اى خدیجه! اندوهگین و هراسناک مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده ‏ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یکى مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. در این هنگام چهار زن در چهار سوى خدیجه سلام ‏اللَّه‏ علیه قرار گرفتند و حضرت خدیجه سلام ‏اللَّه‏ علیه حمل خود را بر زمین نهاد و نورى از او ساطع گردید که شرق و غرب عالم پرتوافکن شد. نورى که به خانه‏ هاى مکه راه یافت و همه را در حیرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقى مملو از آب کوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویى که در پیش روى خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه که از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد. با یکى تن مولود را پوشاند، و دیگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان کودک نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنین فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلى سیدالاوصیاء و ولدى سادة الاسباط. آنگاه یکایک بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از یمن قدوم او نورى پدیدار آمد و ساطع گردید که تا آن زمان سماواتیان چنین نورى را رؤیت ننموده بودند. بانوان خدیجه را شادباش گفته از میمنت و مبارکى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خدیجه با سرورى زایدالوصف کودک را در آغوش کشید و با دنیایى امید و آرزو در دهان او گذارد. 1- علماى یه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اکثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند. عبدالرحمن بن جوزى در کتاب تذکره‏ى الخواص ص 306 مى‏نویسد: تاریخ‏نگاران نوشته‏ اند که فاطمه‏ ى زهرا در سالى متولد شد که قریش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. یعنى پنج سال قبل از بعثت. محمد بن یوسف حنفى در کتاب «نظم دررالسمطین» ص 175 مى‏نویسد: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مشغول ساختن کعبه بودند. طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏کند که گفت: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مغشول ساختن خانه‏ى کعبه بودند و در آن هنگام پیغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-730.aspx




چگونگی ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

درخواست حذف اطلاعات
تولد حضرت فاطمه سلام الله علیها فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می باشد. از القاب حضرت فاطمه (س) می توان به زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، مبارکه، بتول و... اشاره کرد. حضرت فاطمه زهرا (س) حضرت فاطمه (س)، دختر حضرت محمد (ص) و خدیجه دختر خویلد است که در روز در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. درباره سال تولد حضرت زهرا(س) اختلاف نظر وجود دارد (بین ۵ سال پیش از آغاز ی محمد یا ۲ سال پس از آن) اما نظر دیگر سال ۶۰۵ میلادی یا ۵ سال پیش از آغاز دعوت محمد (ص) است. القاب حضرت زهرا سلام الله علیها زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، مبارکه، بتول و ...، از جمله الق هستند که محدثان ی، برای حضرت فاطمه (س)، دختر پیغمبر نوشته اند. از بین القاب حضرت فاطمه(س) لقب زهرا از شهرت بیشتری برخوردار است و گاه با او همراه می آید (فاطمه زهرا) و یا بصورت ترکیب عربی (فاطمهُ ا َّهراء). در واقع لقب زهرا از هر جهت برازندة این بانوست. حضرت فاطمه زهرا(س) چهره درخشان زن مسلمان، فروغ تابناک (تابان) معرفت و نمونه روشن پرهیزگاری و خداپرستی است. چگونگی ولادت حضرت زهرا (س) در مورد چگونگی تولد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اشاره می کنیم به حدیث مفضل از کتاب ارزشمند امالی شیخ صدوق که ماجرای ولادت حضرت فاطمه (س) را به صورت دقیق از زبان صادق علیه السلام نقل می نماید و ما را از بقیه سخنها و تواریخ بی نیاز می گرداند: هنگامی که خدیجه با رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد، ن مکه از وی کناره گیری کرده، رفت و آمد خود را با او قطع نمودند. خدیجه از این جهت غمگین شد تا چون فاطمه را حامله شد این جنین در شکم با خدیجه سخن می گفت و خدیجه را دلداری می داد. چندی از این ماجرا گذشت تا هنگام تولد فاطمه (س) شد. خدیجه ی را به نزد ن قریش فرستاد و از آنها خواست تا به خانه او آیند و هنگام ولادت فاطمه (س) او را کمک دهند. ولی ن برای خدیجه پیغام دادند که تو به سخن ما گوش نکردی و با یتیم ابوطالب که مالی نداشت ازدواج کردی، ما نیز به کمک تو نخواهیم آمد. خدیجه از این پیغام غمگین شد و در حال غم و اندوه به سر می برد که به ناگاه چهار زن گندمگون بلند قامت را که همچون ن بنی هاشم بودند، مشاهده کرد که بر وی وارد شدند. خدیجه از دیدن ایشان نگران شد. اما یکی از آن چهار زن به سخن آمده، گفت: ای خدیجه نترس و محزون مباش که پروردگار تو ما را فرستاده و ما خواهران تو هستیم. من ساره همسر ابراهیم خلیل هستم و این آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) است که همدم تو در بهشت خواهد بود و آن دیگر مریم دختر عمران و چهارمی کلثوم دختر موسی بن عمران است. خدای تعالی ما را فرستاد تا در وضع حمل به تو کمک دهیم. یکی از آنها طرف راست خدیجه و یکی طرف چپ او و دیگری روبروی او و چهارمی پشت سر او نشستند. در آن حال فاطمه سلام الله علیها متولد شد در ح ی که پاک و پاکیزه بود. چون روی زمین قرار گرفت، چنان نوری از او فروت د که تمام خانه ها را نور داد و در مشرق و مغرب زمین جایی نماند مگر این که همه را روشن کرد و در آنجا ت د. در آن حال ده حورالعین وارد شدند که در دست هر یک از آنها تشت و ابریق بهشتی بود که در آن ابریقها آب کوثر بود و به آن زنی دادند که روبروی خدیجه نشسته بود. پس زهرا علیها السلام را با آب کوثر شست و شو داد و دو جامه سفید بیرون آورد که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود. زهرا را به یکی از آنها پیچید و دیگری را مقنعه او قرار داد. پس حضرت به سخن درآمد و شهادت داد به رس پدر بزرگوار خود سیّد انبیاء و شوهر خود سیّد اوصیاء و فرزندان خود: أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أن أبی رسول اللَّه سیّد الانبیاء و أنّ بعلی سیّد الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط؛ شهادت می دهم به یگانگی خدا و این که پدرم رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله آقای ان است و شهادت می دهم به این که شوهرم سرور جانشینان و دو فرزندم سرور فرزندان هستند. پس به هر یک از آن زنها سلام کرد و نام هر یک از آنها را بر زبان جاری کرد و ن به روی او خندیدند و بشارت دادند و حورالعین نیز یکدیگر را بشارت دادند و بعضی از اهل آسمان بعضی دیگر را به ولایت آن معظمه مژده دادند و در آسمان نوری ظاهر شد که هرگز مانند آن را ندیده بودند. زنها به خدیجه گفتند: ای خدیجه! این مولود را بگیر در ح ی که پاک و پاکیزه و فرخنده و برکت داده شده است در او و در نسل او. پس خدیجه او را گرفت در ح ی که خوشحال بود و در دهان او گذارد و شیر جاری شد. رشد و نمو حضرت زهرا سلام اللَّه علیها از رشد دسالان دیگر سریعتر بود. (1) بدین ترتیب فاطمه زهرا (س) متولد گردید و خدای تعالی این مولود با برکت را که نسل رسول خدا صلی الله علیه و آله از وی در دنیا به جای ماند، به آن حضرت عنایت فرمود و خود نیز چنان که در ای از تفاسیر آمده، مژده ولادت حضرت زهرا (س) را در سوره مبارکه کوثر به آن حضرت داد و برای دلداری رسول خدا و دلگرمی آن بزرگوار در برابر دشمنان سرسخت و نیرومندی چون عاص بن وائل سهمی یا ابوجهل و ابولهب که با درگذشت پسران پیغمبر او را «ابتر» و مقطوع النسل خواندند با کمال مهربانی و ملاطفت او را مخاطب ساخته فرمود: إنا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر به یقین ما به تو کوثر (و خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس براى پروردگارت بخوان و قربانى کن. و بدان) دشمن تو به یقین ابتر و بریده نسل است. جایگاه حضرت زهرا (س) نزد (ص) حضرت زهرا (س) را نزد احترامى عظیم بود بسى فراتر از احترام پدرى به دخترش و این بگونه‏ اى بود که حیرت دیگران را بر مى‏ انگیخت (ص) با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مى‏ بوسید و به گفته عایشه هرگاه که فاطمه (س) بر وارد مى ‏شد رسول خدا به احترامش از جاى بر مى‏ خاست و پیشانى او را مى‏ بوسید. و یا در حین ورود از او جداً استقبال مى‏ کرد و یا در حین وج از محضرش مشایعتش مى‏ فرمود. در شأن وصف حضرت فاطمه (س) و در انتساب او بخودش کلمات والا و عجیب بکار مى‏ برد. گاهى مى‏ فرمود فاطمه (س) یک شاخه گل است (ریحانه)؛ زمانى مى ‏فرمود فاطمه (س) تن من است (بضعة مِنّى)، و گاهى مى ‏فرمود فاطمه (س) عزیزترین مردم به نزد من است. گاهی نیز اکرم(ص) درباره حضرت زهرا(س) مى‏ فرمود هر که فاطمه (س) راشادان کند مرا شادان کرده است و هر که فاطمه (س) را بیازارد مرا آزرده است، با این اضافه که شادى و غضب من، یا محبت و آزارم، همانند محبت و آزار خداوند است، حتى در پاسخ به سؤال فاطمه (س) و على از که کدام محبوبتر و عزیزترند فرمود فاطمة احبُّ الىَّ منک و انت یا علىُّ اعزّ علىّ منها. فاطمه (س) از تو نزد من محبوبتر است و تو اى على از فاطمه (س) نزد من عزیزتر هستی .



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-731.aspx




فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب

درخواست حذف اطلاعات
ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده که: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است ى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد. از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است که: هر یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال، از او دور شود و هر سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد. و همچنین فرمود که: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر یک روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد. از صادق(علیه السلام) روایت است که حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود که: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ َّوْبَةَ». ابن بابویه از سالم روایت کرده است که گفت: در اوا ماه رجب که چند روز از آن مانده بود، خدمت صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد فرمود که آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود که آنقدر ثواب از تو فوت شده است که قدر آن را به غیر از خدا ى نمى‏داند به درستى که این ماهى است که خدا آن را بر ماه هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است. پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر یک روز از آ این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر دو روز از آ این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر سه روز از آ این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت ها و هول هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا کنند. و بدان که براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده که اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى َّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ . اعمال مشترک ماه مبارک رجب اینها اعمالی است که انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است : 1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:"یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِکُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْکَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُکَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیکَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُکَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ." 2- دعایی را که از صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَکَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِکَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُکَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاکَ وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُکَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .» 3- از صادق (علیه السلام) روایت شده که در ماه رجب این خوانده شود: «اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ صَبْرَ الشَّاکِرِینَ لَکَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْکَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَکَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُکَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاکَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِکَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِکَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اکْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.» قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید . 4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده که: هر در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و ى که چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید. 5- از نبی مکرم روایت است: ى که در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید . 6- روایت است ى که در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست ها را بلند کند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به برکت ماه رجب، آتش او را مس نکند . 7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد. 8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت کرده که هر در روز ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود که او را به بهشت بکشاند. 9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت کرده که: هر در روز ماه رجب، م ن ظهر و عصر، چهار رکعت بگزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و آیة الکرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ َّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى که این را گزارده تا روزى که بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه ای که خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود . 10- سه روز از این ماه را که پنجشنبه و و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا که روایت شده هر در یکى از ماه هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد. 11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که: هر در یک شب از شب هاى ماه رجب ده رکعت به این نحو که در هر رکعت حمد و قل یا ایها الکافرون یک مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می آمرزد. اعمال شب و روز اول ماه رجب شب اول این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است . 1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید: اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّکَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ. و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ. 2- غسل. حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده اند: هر ماه رجب را درک کند و اول و وسط و آ آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می شود مانند روزى که از مادر متولد شده است. 3- زیارت حسین علیه السلام .
4- بعد از مغرب بیست رکعت، یعنی 10 تا دو رکعتی گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد. 5- بعد از عشاء دو رکعت گزارده شود بدین نحو: در رکعت اول حمد و ألم نشرح یک مرتبه و توحید سه مرتبه و در رکعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى که از مادر متولد شده است.
روز اول رجب این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است: 1- روزه . روایت شده که حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به کشتى سوار شد و به انى که همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال از او دور شود . 2- غسل . 3- زیارت حسین علیه السلام.
از جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-732.aspx




اعمال لیلة الرغائب - شب آرزوها

درخواست حذف اطلاعات
شب اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب می گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد شده با فضیلت بسیار که سیّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنی زهره نقل کرده اند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالی بفرستد ثواب این را بسوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وی گوید ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدّت و سختی گوید تو کیستی؟ بخدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بوئی بهتر از بوی تو نبوئیدم. گوید من ثواب آن م که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردی؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قیامت پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو معدوم نخواهد شد. وکیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه میداری چون شب داخل شود ما بین مغرب و عشاء دوازده رکعت می گذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ می خوانی و چون فارغ شدی از هفتاد مرتبه می گوئی« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» پس به سجده می روی و هفتاد مرتبه می گوئی:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمی داری وهفتاد مرتبه می گوئی«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده می روی و هفتاد مرتبه می گوئی:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را می طلبی که انشاءالله برآورده خواهد شد.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-734.aspx




شب لیلة الرغائب

درخواست حذف اطلاعات
در شبی که تمام فرشتگان گرد کعبه می آیند معنای «لیلة الرغائب» (اعمال مستحبی اولین شب ماه رجب) از اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند: از اولین شب د رماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیله الرغائب» می نامند. این نامگذاری به این جهت است که هنگامی که مقداری از شب گذشت، هیچ فرشته ای در آسمان ها و زمین نمی ماند مگر این که در کعبه و اطراف آن جمع می شوند. معناشناسی لیله الرغائب در فرهنگ قرآنی ی، برای برخی از زمان ها و مکان ها اقتدار و خصوصیات ویژه ای گفته شده است. از این رو برخی از سرزمین ها چون بیت المقدس و مکه جایگاه قداست معنوی خاصی دارند و اعمال در آن مکانها از پاداش و ارزش ویژه ای برخوردار می باشد. برخی از زمان ها نیز چون سحرگاهان و فجر و لیله القدر از چنین ویژگی های خاص بهره مند هستند و خداوند در آیات و حتی سوره هایی به ارزش و جایگاه ویژه آنها اشاره کرده است و درباره شب قدر آن را برابر با هزار ماه که به اندازه عمر آدمی است دانسته است. این ویژگی را می توان درباره برخی از ماهها چون ماه رمضان و یا ماه رجب برشمرد که از ویژگی های انحصاری برخوردار می باشند. از جمله ویژگی های انحصاری ماه رجب، لیله الرغائب است. کلمه «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می باشد. بنابراین معنای اول «لیله الرغائب» یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند دراین شب تمایل زیادی به رفتن به درخانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند. بنابر معنای دوم، «لیله الرغائب» یعنی شبی که در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبی و خا اری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بی کرانه حق می گردند. عظمت و ارزش لیله الرغائب درباره فضیلت و ارزش و عظمت آن می توان دو جهت زیر را بیان کرد: ۱- از این جهت که اصولا شب ، خود دارای ویژگی و ارزش خاصی است و اعمال عبادی فراوانی در آن وارد شده و زمان عبادت و مناجات و عرض حاجات با قاضی الحاجات است. ۲- ماه رجب اولین ماه از ماه های حرام (ماه های حرام عبارتند از: رجب، ذی القعده، ذی الحجه، محرم) و ماه خدا و هنگام عبادت و دعا و استغفار است و رحمت الهی در این ماه در حال ریزش و نزول است، به همین جهت این ماه را رجب الاصب گویند، چون «صب» به معنای ریختن است. پس لیله الرغائب، شرافت و ارزش شب و ماه رجب هردو را درخود جمع نموده و ارزشی دوچندان دارد. اجر و پاداش شب لیله الرغائب شیخ المحدثین عباس قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان درباره این شب می نویسد: بدان که شب اول ماه رجب را لیله الرغایب گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول(ص) با فضیلت بسیار واردشده که سیدبن طاووس در کتاب اقبال و علامه مجلسی در اجازه نبی زهره آن را نقل کرده اند. ازجمله فضیلت هایی که برای آن برشمرده اند اینکه به سبب شرافت این شب گناهان بسیار از انی که اعمال خاصی را انجام دهند آمرزیده می شود. از جمله اعمال این شب ی است که اگر شخص آن را به جا آورد، پس از مرگ هنگامی که در قبر گذاشته شود خداوند تبارک و تعالی ثواب ش را به سوی او به بهترین صورت می فرستد تا همدم او شود و او را از تنهایی بیرون آورد. این شخص با روی گشاده و درخشان و زبانی شیوا و فصیح به او می گوید: ای حبیب و دوست من! بشارت باد تو را که از هر شدت و سختی نجات یافتی. میت می پرسد: تو کیستی؟ بخدا سوگند که من چهره ای بهتر از روی تو ندیده ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیده ام. آن شخص می گوید: من ثواب آن م که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا کنم ومونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور رستاخیز دمیده می شود من درعرصه قیامت، سایه بر سر تو خواهم افکند. پس خوشحال باش که هرگز خیر از تو معدوم نخواهدشد. اعمال شب لیله الرغائب آن گاه شیخ عباس قمی درباره چگونه اعمال این شب می نویسد: کیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اول ماه رجب را روزه می داری و چون شب داخل شود م ن مغرب و عشا دوازده رکعت می گذاری که هر دو رکعت را با یک سلام تمام می کنی. در هر رکعت از آن یکمرتبه «حمد» و سه مرتبه «اناانزلناه» و دوازده مرتبه «قل هوالله احد» می خوانی و چون از دو رکعتی فارغ شدی، هفتاد مرتبه «اللهم صلی علی محمدالنبی الامی و علی اله» می گویی و سپس به سجده می روی و هفتاد مرتبه «سبوح قدوس رب الملائکه و الروح» می گویی. پس از آن، سر از سجده برمی داری و هفتاد مرتبه «رب اغفر و ارحم و عما تعلم انک انت العلی الاعظم» می گویی. پس از آن نیز دوباره به سجده می روی و هفتاد مرتبه «سبوح قدوس رب الملائکه و الروح» می گویی. آن گاه حاجت خود را می طلبی که برآورده خواهد شد. (مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی با تصرف و تخلیص) سخن صاحب المراقبات عارف کامل و و اصل مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی در این باره در کتاب المراقبات خویش می نویسد: اولین شب ماه رجب را لیله الرغائب نامند. در این شب فرشتگان بر زمین نزول می کنند. اگر شب اول ماه رجب مصادف با شب بود، سزاوار است عمل «لیله الرغائب» را نیز انجام دهد. از اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند: از اولین شب د رماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیله الرغائب» می نامند. این نامگذاری به این جهت است که هنگامی که مقداری از شب گذشت، هیچ فرشته ای در آسمان ها و زمین نمی ماند مگر این که در کعبه و اطراف آن جمع می شوند. آن گاه خداوند می فرماید: ای فرشتگانم! هرچه می خواهید از من درخواست کنید. فرشتگان عرض می کنند: حاجت ما این است که از روزه داران رجب درگذری. خداوند می فرماید: این کار را انجام دادم. عارف کامل، ملکی درباره اعمال این شب می نویسد: بهتر است ی که این حدیث را می شنود، در این شب، زیاد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تکلیفی را که آیه تحیت (سوره نساء آیه ۶۸) برای صلوات فرستادن به عهده ما گذاشته به اندازه توانایی انجام داده باشد. وی آنگاه به نقل از رسول خدا(ص) ی را که در بالا شرح آن گذشت نقل می کند . ملکی تبریزی این پرسش را مطرح می کند که: ظاهر روایت این است که «لیله الرغائب» اولین شب ماه رجب است؛ و اگر اعمالی که در این روایت ذکر شده از اعمال این شب بوده و شب اول ماه، مصادف با اول ماه شد، چگونه می توان این عمل را به جا آورد؟ وی پاسخ می دهد از آن جایی که پنج شنبه قبل از اول، جزء ماه رجب نیست؛ باید در پاسخ بگوییم که اگر بخواهیم به ظاهر روایت عمل کنیم، این اعمال درصورتی است که شب اول ماه شب نباشد؛ و اگر شب بود، شب دوم، این اعمال انجام می شود؛ گرچه لیله الرغائب نباشد. چون در روایت تصریح نشده که این اعمال حتماً باید در لیله الرغائب باشد. ولی راه دوم و سومی هم هست که صحیح تر به نظر می رسد. راه دوم این است که این اعمال را بدون روزه انجام دهیم و راه سوم این است که روزه را هم بگیریم گرچه روزه در رجب نباشد. (کتاب المر اقبات/ مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد مالکی تبریزی(ره) ) اجمالاً آنکه لیله الرغائب، اولین شب ماه رجب است که برای آن اعمال و فضایل بسیاری نقل کرده اند که از آن جمله می توان به روزه پنجشنبه و استغفار زیاد در آن شب اشاره کرد. ی که می خواهد به ثواب و پاداش اعمال این شب برسد می بایست به اعمال آن اهتمام جدی بورزد. «لیله الرغائب» دریچه ای به بهشت اجابت صادقان/نخستین شب ماه رجب لیله الرغائب (شب آرزو ها) نام دارد که در روایات برای آن اعمال و برکات بسیار بیان شده است.شبی که بهترین فرصتها برای گرفتن برات اجابت از بارگاه ربوبی است، البته با شروط و انجام اعمالی خاص که در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی تصریح شده است. از این رو و به مناسبت فرا رسیدن این شب رو مه قدس با حجت ال والمسلمین رحیم کارگر، حوزه و ، عضو مرکز تخصصی مهدویت و مولف کتابهایی همچون «آینده جهان»، «تعلیم و تربیت در عصر ظهور» و «حج عارفان» گفت وگویی انجام داده است که از نظر می گذرد: ***نگاه آموزه های به موضوع آرزو و بیان آرزو ها چیست؟ آیا این مسأله مثبت و مورد تأیید دین مبین است؟ انسان سراپا نیاز است، زیرا به غنای مطلق دست نیافته و ولی مطلق او خداوند است؛ همه ما نیازمند اوییم که این نیاز جلوه های گوناگونی دارد و ما برای اینکه بتوانیم این نیاز را با زبان، بیان کنیم قالب دعا را برای عرضه آرزوهایمان بر می گزینیم . متأسفانه مشکل بشر امروز بی توجهی به این نیاز هاست، البته نیاز های مادی و معنوی، دنیوی و ا وی اند که نیاز مطلق انسان و ضرورت توجه به قدرت لایتناهی پروردگار را به نمایش می گذارد، به عنوان مثال حتی وقتی انسان در عالم قبر قرار می گیرد، نیاز خود به دعا، صدقه، دعای دیگران، حسن خلق، آداب صحیح معا و... را در می یابد و نیز وقت حساب و کتابِ اعمال و عبور از پل صراط و نیز روز رستاخیز و قیامت.از این رو، ایام و لیالی مقدسی که برای دعا قرار داده شده بر این نیاز انسان دست می گذارد و برای آن است که این نیازها انسان را به مسیر صحیح سوق دهد و او را به نیازهای حقیقی اش متوجه سازد نه اوهام ذهنی و تخیلاتی که عمدتا صحیح نیست.بنابراین، وقتی در فرهنگ دینی از آرزو صحبت می کنیم در ورای آن به معارف بزرگ عرفانی می رسیم که همان بی نیازی کامل الهی از انسانها و نیاز کامل انسانها به خداوند است. ***مواقع خاص و برگزیده ای همچون «لیله الرغائب» در این میان چه نقشی ایفا می کنند؟ آیا این نیاز اصیل و فطری انسان را متذکر می شوند؟ متاسفانه زندگی انسانی همواره با خیر و شر و با سختی ها و راحتی ها آمیخته است و آکنده است از غفلت ها و توجهات زیرا انسان پیوسته در حال تحول و دگرگونی است و یک مسیر صحیح را پیش نمی رود، در زندگی انسان، نیاز به برخی کشش ها و جاذبه هاست، گاهی این کشش ها و حالات روحی و فکری انسانهاست که به او ح تنبه می دهد.یکی از این جاذبه ها موقعیت های خاص برای جلب توجه بیشتر به خداوند است؛ ماه رجب و لیله الرغائب انتظار تمامی خیرات را از خداوند داریم و مطلوب ترین و بهترین آرزو ها در این شب محقق می شود، در واقع این شب اختصاصی است که این انتظار عرفانی انسانی را پاسخ می دهد، اما پاسخی عاشقانه، اگر بتوان برای این شب نمادی در نظر گرفت رابطه عاشقانه عارفانه خاصی است بین خدا و بنده.از این رو، می توان گفت این اوقات خاص دریچه جدیدی به عشق الهی و آغاز زندگی عاشقانه در پرتوی نشاط معنوی است که ب جدید به گلشن استجابت می گشاید و هر وارد این فضا شود، گویی وارد بهشت اجابت شده است، به عبارت بهتر ورود به وادی دعا و نیازمندی در این شب به معنای ورود به بهشت رضوان الهی است. از اکرم(ص) روایت است که فرمودند: از نخستین شب ماه رجب غافل نشوید فرشتگان آن را لیله الرغائب می نامند، زیرا وقتی یک سوم از آن نگذشته هیچ فرشته ای نیست، مگر آنکه در جوار کعبه آید آنگاه خدا نظر رحمت به آنها می کند و می فرماید: «هر چه می خواهید از من بطلبید» فرشتگان می گویند: ما درخواست داریم روزه داران ماه رجب را بیامرزید و خداوند می فرماید: «آمرزیدم».از این روایت متوجه می شویم شبهای اینچنینی برای مطیعان درگاه الهی اختصاصی است و پاداش ویژه ای است برای زحمتکشان بارگاه حق تا عباداتشان را تکمیل کنند. ***چرا در برای رسیدن به آرزوهای انسان ابزار دعا در نظر گرفته شده، ویژگی این وسیله چیست که بستر تحقق آرزوهای آدمی را مهیا می کند؟ دعا ظاهری دارد و باطنی، آنچه ما از دعا می بینیم صرفا ظاهر آن است یعنی دست به آسمان بالا بردن و درخواست بر آورده شدن حاجات؛ اما در فرهنگ دینیِ ما دعا اقیانوس ژرفی از معارف و مفاهیم بلند زندگی و در دعا یک سلاح است، در واقع بزرگترین و مهمترین بعد زندگی انسان است، زیرا واسط بین زمین و آسمان و بنده و رب است.وقتی در نگاه دینی به عنوان مثال در روایات سجاد(ع) در صحیفه سجادیه به دعا می نگریم، می فهمیم دعا مسیر صحیح زندگی را برای انسان هموار و او را به غایت زندگی نزدیک می کند تا بین د به کجا می رود و مقصدش کجاست؛ دعا آدمی را در مسیر قرب الهی قرار می دهد، زیرا نزدیکترین ح انسان به خداوند لحظه دعاست.مهمتر آنکه دعا انسان را با وظایف و مسؤولیتهایش بیشتر آشنا می کند و می گوید خواستن نیاز ها مسؤولیت هایی را نیز برای تو به همراه می آورد، نکته دیگر اینکه دعاکننده از خداوند می خواهد کاستی ها و موانع رشدش را برطرف کند؛ به عبارت بهتر دعا تصویرسازی از زندگی آرمانی انسان است.بی گمان چنین سرمایه معنوی مورد توجه است برای قرار دادن انسان در مسیر صحیح؛ از این رو، باید به دعا صرفا با دید دست بالا بردن به سوی آسمان و بیان درخواستها نگاه نشود، بلکه بدانند دعا سرمایه فوق العاده گرانقدر دینی است که می تواند سبب تحول و دگرگونی مثبت انسان شده و رابطه او را با ملکوت و خدا تصحیح و تقویت کند و این دعا تابلوی حرکت انسان به سوی آسمان باشد، زیرا گاهی انسانها به دلیل روزمرگی ها دچار غفلت و از مسیر راستین زندگی خارج می شوند. ***آداب و شرایط ورود به لیله الرغائب چیست تا بتوان جامه تحقق بر تن خواسته ها پوشانید؟ مشکل اصلی مردم ما با دعا در این است که دعا را منحصر کرده اند به یک لحظه و ساعت خاص با گفتار خاص، در حالی که برای نتیجه گیری از دعا باید شرایط روحی و جسمی و عبادی فراهم کنیم تا برسیم به لحظه دعا، یعنی لحظه دعا باید اوج فعالیتهای عبادی ما باشد، اما متاسفانه درست ع این رخ می دهد و فکر می کنیم دعا را باید آغاز راه قرار دهیم. همان گونه که بیان شد در روایت نبوی فرشتگان برای انی که در رجب روزه داری می کنند، دعا می کنند. بنابراین، یکی از مقدمات دعای مطلوب و اجابت دعا، روزه داری و عبادات مقدماتی است، یعنی پیش از دعا باید روح صیقل خورده و جان صفا بیابد وگرنه دعا بالا نمی رود، گویا انسان دعایی نکرده است و دعایش لقلقه زبانی بیش نبوده است. اما اگر شرایطی فراهم و مجموعه ای از نیاز ها، اراده ها و عزمها و تسلیم ها را با خود همراه کردیم و به گفتار محدود نشد و قلب و زبان و چشم را پاک کردیم به نتیجه می رسیم. بنابراین، باید با روزه داری و قرائت قرآن و... شرایط حضور در محضر الهی را فراهم و وجود را سراسر دعا کرد نظیر آن شعری که می گوید: «گر بشکافند سراپای من/ جز تو نبینند در اعضای من»امروز متاسفانه ما ها و دعا هایمان اثرگذار نیست، چون آداب و شرایطش را رعایت نمی کنیم و نیز توبه هایمان که به زبان محدود می شود؛ در حالی که باید وقتی عزم توبه می کنیم در کنار پشیمانی قلبی، در عمل نیز تاثیر آن دیده شود. *** دعا برای سلامتی و فرج عصر(عج) در این مواقع حساس و بازه های زمانی خاص در کجا قرار دارد و چه تاثیری بر اجابت آرزوهای ما می گذارد؟ وقتی می گوییم دعا یعنی درخواست مسیر صحیح زندگی بدون عیب و نقص و همراه شدن با آرمانهای الهی و قرار گرفتن در مسیر خدا و برطرف شدن مشکلات و رسیدن به غایت زندگی و وقتی مجموعه آرزو ها و خواستها را مرور می کنیم در می ی م پاسخ عملی نیز داده و نقطه آرمانی و مقصدی را مشخص کرده و وعده تحقق آن را برای همه بشریت داده که این جامعه آرمانی همان تشکیل حکومت جهانی به دست مبارک عصر(عج) است. از این رو، سرآمد همه دعاهای ما باید دعا برای ظهور عصر(عج) باشد حتی باید نهضت دعا برای فرج زمان(عج) را فرهنگ سازی کنیم و این نیاز همیشگی ماست زیرا هر ثانیه به عصر(عج) نیاز داریم.رفع این همه جنگها و تبعیض ها و افراط گری ها تنها مشروط به ظهور نورانی عصر(عج) است؛ بنابراین، باید نوع نگاه ما به ظهور ایشان تغییر کند و این نگاه صحیح به جامعه جهانی منتقل شود و کاری کنیم که جامعه جهانی سراپا ندبه و احتیاج و خواست و عجز و ماس شود، زیرا راه درمان همه مشکلات و سختی ها ظهور است.آنگاه است که ما به آرمانهای مهدویت نزدیک می شویم، پس دعا برای سلامتی عصر (عج) و فرج ایشان را نباید بویژه در این شبهای نورانی فراموش کنیم تا روزی شاهد باشیم همه مظلومان و مستضعفان جهان برای ظهور دعا می کنند



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-735.aspx




13 رجب ولادت حضرت علی (ع)

درخواست حذف اطلاعات
13 رجب ولادت حضرت علی (ع) بنا به نوشته مورخین، اول شیعیان ، على(ع) در روز 13 رجب سال سى ‏ام عام الفیل و در خانه ی خدا متولد شدند. پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (عموی (ص)) و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود. بنابراین على(ع) از هر دو طرف هاشمى نسب است. مقدمه امشب، مردی گستره آفاق را روشن می کند که شجاعتش، شجاعت تمام شجاعان را بی رنگ می کند. امشب، کودکی خواهد خندید که عد را تفسیری عاشقانه خواهد کرد. امشب، ی سکوت کعبه را خواهد ش ت که روزی بر بلندای شانه های خورشید، با تبر معرفت، بت های زمانه را خواهد ش ت. امشب، ستاره ای خواهد درخشید که درخشش نجابتش، آغوش مهربان مظلومیت است. امشب، شب آمدن صاحب ذوالفقار، حیدر کرار است، آمدنش مبارک! ... کیفیت ولادت حضرت علی (ع) بنا به نوشته مورخین، على(ع) در روز 13 رجب سال سى ‏ام عام الفیل و در خانه ی خدا متولد شدند. پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (عموی (ص)) و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود. بنابراین على(ع) از هر دو طرف هاشمى نسب است. مادر این حضرت، خداپرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى می کرد و پیوسته به درگاه خدا مناجات کرده و تقاضا می نمود که وضع این حمل را بر او آسان گرداند. فاطمه بنت اسد، مادر المؤمنین(ع)، در حالی که هنگام تولد فرزندش فرا رسیده بود به زیارت خانه ی خدا رفت و گفت: "خدایا من به تو و به آن چه از رسولان و کتاب ها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم و اوست که این بیت عتیق را بنا نهاده است. به حق آن که این خانه را ساخته و به حق مولودى که در شکم من است ولادت او را بر من آسان گردان" در این هنگام به فرمان خدا، دیوارهای خانه ی خدا (کعبه) شکافت و فاطمه به درون خانه رفت و دیوار به هم بر آمد. فاطمه پس از سه روز بیرون آمد و در حالی که المؤمنین(ع) را در بغل داشت، گفت من به خانه خدا وارد شدم و از میوه ‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا کرد: "اى فاطمه نام او را على بگذار که او على است و خداوند على الاعلى می فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأدیب اش و او را به غامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست که بت ها را در خانه من می شکند و اوست که در بام خانه ‏ام اذان می گوید و مرا تقدیس و پرستش می نماید. خوشا بر ی که او را دوست داشته باشد و فرمانش را اطاعت کند و واى بر ى که با او دشمنی کرده و از او نافرمانی کند." و چنین افتخاری منحصر به فردى که براى على(ع) در اثر ولادت در درون کعبه حاصل شده است برای احدى از عموم افراد بشر به دست نیامده است. علی (ع) تنها فردی است که در خانه خدا متولد شد در بعضى روایات آمده است که فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل (پیش از آن که به دستور نداى غیبى، نام علی را برای آن حضرت برگزیند) نام وی را حیدر انتخاب کرده بود؛ و چون نام آن حضرت على گذاشته شد، "حیدر" یکی از القاب آن حضرت گردید. از دیگر القاب مشهور آن حضرت " اسدالله، مرتضى، المؤمنین و اخو رسول الله" بوده و کنیه های ایشان نیز "ابوالحسن و ابوتراب" است. همچنین فاطمه بنت اسد براى رسول اکرم(ص) نیز به منزله ی مادر بوده و از اولین گروهى است که به آن حضرت ایمان آورد و به مدینه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اکرم(ص)، پیراهن خود را براى کفن او اختصاص داد و بر جنازه ‏اش خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقین فرمود و دعا نمود. کودکی و حضرت علی (ع) زمانی که حضرت علی ۶ ساله بود، پدرش، ابوطالب که ریاست بنی هاشم را بر عهده داشت، دچار مشکل مالی گردید. حضرت محمد (ص) که خود در کودکی تحت س رستی ابوطالب قرار گرفته بود و در این زمان سنش از ۳۰ سال گذشته بود، برای سبک بار عائلهٔ وی به او پیشنهاد کرد که س رستی علی را او بر عهده بگیرد. ابوطالب پذیرفت و حضرت علی از کودکی در خانهٔ حضرت محمد (ص)، تحت نظر او قرار گرفت. هنگامی که حضرت محمد (ص) اعلام دریافت وحی الهی نمود، حضرت علی (ع) که در آن زمان ۱۰ ساله بود به او ایمان آورد و مسلمان شد.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-736.aspx




15 رجب وفات حضرت زینب سلام الله علیها

درخواست حذف اطلاعات
15 رجب وفات حضرت زینب سلام الله علیها زینب کبری سومین فرزند حضرت فاطمه و حضرت علی (ع) است.حضرت زینب در واقعه کربلا حاضر بود و پس از آن نیز هنگام اسارت، در دفاع از حقانیت برادر خود حسین(ع)، همانند سجاد (ع) نقشی ویژه داشت. زینب علیها السلام در روز پنجم جمادى الاول سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج‏ سالگى مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت ‏با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با برکت‏ خویش، مشکلات و رنج ‏هاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و ... را تحمل کرد. این سختى ‏ها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. القاب حضرت زینب (س) -زینب کبرى : این لقب براى مشخص شدن و تمییز دادن حضرت زینب (س) از سایر خواهرانش (که از دیگر ن مؤ منان به دنیا آمده بودند) بود. -الصدیقة الصغرى : چون (صدیقة) لقب مبارک مادرش ، زهراى مرضیه (س) است و از سویى شباهت هاى بى شمارى میان مادر و دختر وجود داشت، لذا حضرت زینب را (( صدیقه صغرى )) ملقب د. -عقیله / عقیله بنى هاشم / عقیله الطالبین : (عقیله) به معناى بانویى است که در قومش از کرامت و ارجمندى ویژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد. از دیگر لقب هاى حضرت زینب ، موثقه عارفه ، عالمه غیرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و کامله است. سه مکان به عنوان قبر مطهر حضرت زینب مطرح است وفات حضرت زینب (س) حضرت زینب (س) در 15 رجب سال 63 هجری قمری از دنیا رفت. بانوی قهرمانی که پس از شهادت حسین، ارائه نهضت عاشورا را به دوش کشید و پرچمدار این قیام بود در ضمن سفری که به همراه همسر گرامی شان عبدالله بن جعفر به شام رفته بود به لقاءالله پیوست و بدن مطهر آن بانوی بزرگوار در همان جا دفن گردید. محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانى دارد. 1- قبرى که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکى دمشق، پایتخت فعلى کشور وجود دارد. علماى قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى که جهت زیارت به مى‏ روند، این مکان را زیارت مى ‏کنند. 2- محلى که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است. 3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد. مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از خودش مرحوم محدث نورى، و دیگران احتمال شام را تقویت کرده اند.



منبع : http://zeinabiyeh.blogfa.com/post-737.aspx